به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ۱۱ سال از درگذشت فتحالله بینیاز، از پویاترین چهرههای نقد ادبی معاصر ایران میگذرد، منتقدی که با آثارش نقشی مهم را در تحول نقد ادبی ایران و خارج شدن از رویکردهای سنتی و ذوقی ایفا کند. فتحالله بینیاز منتقدی جریانساز بود که توانست برخلاف بسیاری از نظریهپردازان نقد را از رویکردهای سنتی و ذوقی خارج کند و به سمت نگاهی علمی و کاربردی سوق دهد. فتحالله بینیاز در کنار داستاننویسی با کارنامهای پربار و تالیف هشت کتاب نظری و صدها مقاله منسجم، توانست به عنوان یکی از معماران اصلی نقد ساختارگرا و متنمحور در ایران تثبیت شود.
به مناسبت سالروز درگذشت این منتقد جریانساز، جایگاه بینیاز را در نقد ادبی با نگاه به کتابهایش در این حوزه بررسی میکنیم.
بینیاز در دورهای از ادبیات معاصر ایران فعالیت کرد که داستان کوتاه و رمان به شکل گستردهای مورد توجه نویسندگان، منتقدان و مخاطبان قرار گرفته بود. در چنین شرایطی، بحث درباره تکنیکهای داستاننویسی، ساختار روایت، شخصیتپردازی، زاویه دید و شیوههای جدید روایت اهمیت بیشتری پیدا کرد. بینیاز نیز در نوشتههای نظری و انتقادی خود به چنین مباحثی توجه نشان داد. نگاه او به داستان تنها نگاه یک خواننده عادی نبود. او تلاش میکرد سازوکار درونی داستان را بررسی کند و نشان دهد که یک اثر چگونه ساخته میشود و چه عناصری باعث ایجاد تأثیر ادبی در آن میشوند.
این رویکرد را میتوان در کتابهایی مانند «درآمدی بر داستاننویسی و روایتشناسی» مشاهده کرد. عنوان این کتاب بهخوبی نشان میدهد که نویسنده میان دو حوزه داستاننویسی و روایتشناسی ارتباط برقرار کرده است. روایتشناسی به بررسی چگونگی روایت داستان، رابطه راوی و روایت، زمان، زاویه دید و دیگر سازوکارهای روایت میپردازد و از ابزارهای مهم نقد ادبی معاصر محسوب میشود.
یکی دیگر از آثار شناختهشده بینیاز در حوزه نقد و پژوهش ادبی، کتاب «در جهان رمان مدرنیستی» است که توسط نشر افراز منتشر شده است. این کتاب نشاندهنده علاقه بینیاز به تحولات رمان در ادبیات مدرن است. بینیاز در پرداختن به رمان مدرنیستی، دامنه مطالعات خود را از ادبیات فارسی فراتر میبرد و ادبیات داستانی جهان را در مرکز توجه قرار میدهد؛ البته این ویژگی در بخش دیگری از آثار او نیز دیده میشود؛ بهخصوص در مجموعه گسترده «نقد، تحلیل و تفسیر چند داستان معتبر جهان» که در قالب مجموعهای چندجلدی منتشر شده است.

کتاب «در جهان رمان مدرنیستی» از مشهورترین و کاربردیترین آثار بینیاز به شمار میرود که دارای ویژگیهایی منحصر به فرد است. این کتاب با تمرکز بر رمان مدرنیستی، تلاش میکند ویژگیهای فکری، روایی و ساختاری این جریان مهم ادبی را برای خواننده توضیح دهد.
یکی از موضوعات مهم در ادبیات مدرن، توجه به جهان درونی انسان است. در رمان سنتی، شخصیت معمولاً از طریق رفتار، گفتوگو و روابط اجتماعی معرفی میشود؛ اما در رمان مدرنیستی، افکار، خاطرات، ترسها، آرزوها و تداعیهای ذهنی شخصیت نیز اهمیت فراوان دارند. نویسنده ممکن است خواننده را مستقیماً وارد ذهن شخصیت کند و جریان پیچیده افکار او را نشان دهد. تکنیکهایی مانند تکگویی درونی و جریان سیال ذهن در همین زمینه اهمیت پیدا میکنند. چنین روشهایی باعث میشوند مرز میان واقعیت بیرونی و تجربه ذهنی شخصیت کمرنگ شود.
اهمیت کتاب بینیاز در این است که خواننده را با شیوه نگاه کردن به رمان به عنوان یک ساختار آشنا میکند. در نقد داستان، تنها پرسش این نیست که اثر درباره چیست؛ بلکه باید پرسید چگونه ساخته شده است. شخصیتها چگونه شکل گرفتهاند؟ زاویه دید چه تأثیری بر اطلاعات خواننده دارد؟ زمان چگونه سازمان یافته است؟ زبان چه نقشی در انتقال معنا دارد؟ پایانبندی چگونه با حوادث پیشین ارتباط برقرار میکند؟ چنین پرسشهایی به خواننده کمک میکنند از یک خوانش سطحی عبور کند و به لایههای ساختاری و معنایی اثر توجه بیشتری داشته باشد.
در مجموع، «در جهان رمان مدرنیستی» را میتوان اثری در زمینه نقد ادبی و شناخت رمان مدرن دانست که تلاش میکند رابطه میان تحولات تاریخی، تجربه انسان و نوآوریهای روایی را روشن کند. اهمیت کتاب تنها در معرفی یک جریان ادبی نیست، بلکه در توجه به این نکته است که تغییر در نگاه انسان به جهان، شکل ادبیات را نیز تغییر میدهد. رمان مدرنیستی با شکستن قالبهای سنتی، امکانهای تازهای برای بیان ذهن، زمان، حافظه و بحرانهای انسانی ایجاد کرد. فتحالله بینیاز با بررسی این جهان ادبی، خواننده را به مطالعه دقیقتر ساختار و معنای رمان دعوت میکند.
در بررسی کتابهای بینیاز درمییابیم یکی دیگر از جنبههای قابل توجه کارنامه بینیاز، جنبه آموزشی نوشتههای اوست. این منتقد و نویسنده در بسیاری از آثار خود تلاش میکند مفاهیم داستانی را برای خواننده توضیح دهد و از طریق بررسی نمونههای ادبی، کاربرد آنها را نشان دهد. از این جهت، آثار بینیاز را میتوان در مرز میان نقد دانشگاهی، آموزش داستاننویسی و نقد عمومی ادبی قرار داد؛ هرچند میزان نظری و تخصصی بودن هر اثر متفاوت است.

البته فعالیت بینیاز در نقد ادبی تنها به کتابهایش محدود نبود. او در مطبوعات و نشریات نیز مقالات و نقدهای متعددی منتشر کرد. در گزارشهای مربوط به زندگی و کارنامه او، از انتشار نقدها و مقالات فراوانی در نشریات و رسانههای ادبی یاد شده است. این فعالیت مطبوعاتی باعث شد نقد ادبی برای او تنها یک کار دانشگاهی یا کتابخانهای نباشد. او درباره آثار ادبی روز نیز اظهارنظر میکرد و در بحثهای مربوط به ادبیات معاصر حضور داشت.
در نهایت، اهمیت بینیاز در حوزه نقد ادبی را میتوان در تلاش او برای پیوند دادن نظریه، داستانخوانی و داستاننویسی خلاصه کرد. او از یک سو درباره چگونگی ساختهشدن داستان و روایت نوشت و از سوی دیگر، آثار داستانی نویسندگان مختلف را مورد تحلیل قرار داد. این دو مسیر در کنار فعالیت داستاننویسی خودش، تصویری از نویسندهای ارائه میدهند که ادبیات را هم بهعنوان عرصه خلق اثر و هم بهعنوان موضوعی برای مطالعه و تحلیل جدی دنبال میکرد. بیتردید آثار انتقادی او پلی میان داستاننویسی، نظریه ادبی و مطالعه ادبیات جهان ایجاد میکنند و از این جهت، بخشی قابل توجه از کارنامه فکری و ادبی او به شمار میآیند.
یادش گرامی و نامش در تاریخ فرهنگ این مرز و بوم ماندگار باد.
نظر شما