سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «مهرگان» در کنار نوروز و سده، از شمار سه جشن بزرگ ایرانی است. اگر برخی از جشنهای ایرانی در گذر زمان کمرنگ شدهاند، مهرگان همواره در یاد ایرانیان زنده و نامیرا مانده است. جشن مهرگان همچون دیگر آیینهای زرتشتیان از پیشینههای دینی، اسطورهای و طبیعی برخوردار است. در باور مردمی سرچشمه پیدایش مهرگان به پیروزی فریدون بر ضحاک برمیگردد و از دید طبیعی زمان برپایی این آیین، اعتدالی پاییزی را نوید میدهد. امروزه این آیین در روز مهر ایزد از ماه مهر(در گاهشمار زرتشتی) برابر با دهم مهرماه در گاهشمار رسمی کشور برگزار میشود. نماد این روز نیز در دین زرتشتی گل «همیشه بشکفته» است.
در فرهنگ فارسی، مهر را ایزدی نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مینوی و معنوی دانستهاند که در ماه مهر (ماه هفتم از سال خورشیدی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) به آن پیوند یافته است و شمارآفریدگان از نیکی و بدی به دست اوست. مهر که در اوستا «میثرَ» خوانده میشود، از ایزدان بزرگ پیش از زرتشت است که ایزد فروغ و روشنایی خوانده میشود. ایزد مهر نگهبان مهر، محبت، دوستی و عشق، تدبیر برای یافتن دارایی و خواستهها است. مهر به دیگر معنی گردونه آفتاب یا خورشید است.
پایبند بودن به عهد و پیمان نشانی از مهرگان است
جشن مهرگان در گاهشماری و فرهنگ ایران باستان پس از نوروز دارای اهمیت برجستهای بوده است. ایرانیان از دیرباز جشنی به نام جشن مهرگان را برگزار میکردند که جشن ارج نهادن به عهد و پیمان است. پایبند بودن به عهد و پیمان چنان جایگاهی در میان ایرانیان باستان داشته که شکستن پیمان خود را در هر شرایطی حتی با یک دروغکار گناه میدانستند و این امر یکی از ارزشهای این فرهنگ است که این چنین به راستی و پایبندی به عهد و پیمان ارج مینهادند.
دو مهر است با من که چو آفتاب / بتابد شب تیره چو بیند آفتاب
فرهنگ کهن ایرانی جشنهای باارزشی را برای ما به یادگار گذاشته است و ما برای پاسداری و برپایی آیینهای ملی و فرهنگی کوشش میکنیم. آیینهایی که هر کدام باورها و فلسفههای بسیار باارزشی را همراه دارند. آیینهایی همچون نوروز، مهرگان و سده، آیینهایی که در سدههای گذشته اساس و بنیان همبستگی یک ملت بودهاند. این همبستگی در فرهنگ زرتشتی همازور نامیده میشود.
در گاهشمار کهن ایران، سال تنها شامل دو فصل بزرگ میشد و این دو جشن، آغاز فصلهای سال را نوید میدادند. به بیان دیگر، نوروز آغاز فصل نخست و مهرگان آغاز فصل دوم به حساب می آمد. فصل نخست، تابستان بود که جشن نوروز آغاز میشد و هفت ماه ادامه داشت و فصل دوم، زمستان کم جشن مهرگان آغاز میشود و پنج ماه طول میکشید. جشن مهرگان که از روز مهر آغاز میشد تا شش روز پس از آن ادامه مییافت، زمینه برپایی جشنهای بزرگ در سرزمین بزرگ ایران بود.

جشن مهرگان در تاریخ ایران و پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر
بر پایه شاهنامه فردوسی پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران را به پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر به رهبری کاوه آهنگر نسبت میدهند که پس از تلاش و پایمردی فراوان را به بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند و در واپسین روز جشن فریدون و مردم خسته از بیداد و ستم ضحاک ماردوش را در کوه دماوند به بند کشیدند. شاید بتوان به این نکته نیز اشاره کرد که مهرگان یادآور رهایی مردمان ایران زمین از ستم نیز است. از نگاه اسطورهای دلیل گرامیداشت این روز در نزد ایرانیان آن است که پس از شهریاری جمشیدشاه ضحاک در ایران پادشاهی کرد، روزگار او برای ایرانیان دوران بیداد و ستم بود اما سرانجام فریدون به همراهی کاوه آهنگر بر ضحاک شورید، از پادشاهی برکنارش کرد و او را در کوه دماوند به بند کشید. بر پایه این اسطوره، ضحاک تا پایان جهان در دماوند زندانی شد. ایرانیان به شکرانه این رخداد نیک و آزادی که در روز مهر از ماه مهر روی داده است جشنی بزرگ برپا کردند و هر ساله تا به امروز این جشن را گرامی میدارند.
فردوسی در شاهنامه هویت ملی ایرانیان از این جشن به نیکی یاد میکند و اینگونه میسراید:
فریدون چو شد بر جهان کامکار / ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی / بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه / به سر برنهاد آن کیانی کلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی / گرفتند سر یک ره ایزدی
دل ازداوریها بپرداختند / به آیین کی جشن نو ساختند
پرستید مهرگان دین اوست / تن آسایی و خوردن آیین اوست
کنون یادگار است ازو ماهمهر / به کوش و به رنج ایچ منمای چهر

موسیقی کبیر ابونصر فارابی و دوازده مقام به نام مهرگان
بدون تردید جشن بزرگ و باشکوهی چون مهرگان بههمراه موسیقی و طرب بوده است؛ اما اطلاعاتی از آن در دسترس نیست و تنها در میان منابع تاریخی میتوان اثری از آن پیدا کرد. خلف تبریزی در کتاب خود به نام برهان قاطع برای یکی از مقامها و لحنهای موسیقی سنتی ایرانی از موسیقی مهرگان نام برده است. در کتاب موسیقی کبیر ابونصر فارابی نیز مقام یازدم از دوازده مقام به نام مهرگان آمده است. نظامی گنجوی نیز در منظومه خسرو و شیرین، مهرگان را بیست و یکمین لحن از سی لحن ذکر کرده است.
یکی از آیینهای مهرگانی، برپا داشتن خوان مهرگانی در این روز است. خوان مهرگان بر روی پارچهای ارغوانی رنگ گسترده میشود و روز آن هفت حبوبات، ترازو به نشانه اعتدال پاییزی، میوههای پاییزی و سرخ رنگ مانند انار، سیب، ترنج، انگور، عناب، سنجد و... عصاره گیاه هوم، جام آتش، شکر، شیرینی و بوهای خوش همچون کندر و اسپند و گلاب جای میگیرد. آش، حلوا، سیروگ(سیرو)، کماچ، چنگمال(چُمال) و خوراک ویژهای به نام «دون: آشی که از گندم، جو، عدس، ماش، لوبیاسفید، لوبیا چشمبلبلی، نخود، برنج و چغندر پخته میشود» نیز از دیگر خوراکیهای این خوان است.
ایزد مهر نماد عشق و زندگی است
مهر یکی از برجستهترین ایزدان در دین زرتشتی است. یکی از سه ایزدانی است که نامش در دوازده ماه سال آمده است. یکی از طولانیترین یشتها به مهریشت ویژه شده است.
فردوسی میسراید:
دو مهر است با من که چو آفتاب / بتابد شب تیره چو بیند آفتاب
ایزد مهر نماد عشق و زندگی است و به زندگی خانوادگی گرمی میدهد. مهر نام آتشکدهای نیز بوده است.
فردوسی پیرامون آن میسراید:
چو آذرگشسب و چو خوراد و مهر / فروزان به کردار گردان سپهر

نوروز و مهرگان دو جشن مهم ایرانی هستند
شیرین بیانی در کتاب «نوروز و مهرگان» به این دو جشن باستانی اشاره میکند و میگوید: نوروز و مهرگان دو جشن مهم ایرانی هستند. شاید امروزه جشن مهرگان برای ما خیلی آشنا نباشد اما روزگاری این جشن به بزرگی و اهمیت نوروز بوده است. کتاب نوروز و مهرگان تلاش میکند که هر دوی این دو جشن مهم ایرانی را به ما بشناساند. کتاب در دو بخش به هر یک از این جشنها میپردازد. بخش اول که به نوروز اختصاص دارد در پنج فصل از آغاز این جشن تا تغییرات و رسومش را دربرمیگیرد. در شرح خاستگاه جشن نوروز به روایتهای اسطورهای، باستانی و تاریخی اشاره میکند و در کنار آن اطلاعاتی درباره شیوه نگاه ایرانیان باستان به جهان، اسطورههای ایرانی و اتفاقات تاریخی میدهد.
در دورههای گوناگون اسلامی که ایران با فراز و نشیبهای بسیار روبهرو بوده؛ از دید ایرانیان عید نوروز هم هدف بوده است و هم وسیله. هدف از این جهت که بزرگترین عید ملی آنان بوده است؛ و میبایست در حد توان از آن نگاهبانی کرد؛ و وسیله از این جهت که اندیشمندان ایرانی دست اندرکار در دستگاههای حکومتی عرب، ترک و مغول، در این اندیشه بودند تا فرمانروایان و کارگزاران بیگانه را بر آن دارند که با بزرگداشت این عید خود را با ملیت ایرانی آشتی دهند و نزدیک سازند؛ که در بسیاری مواقع توفیق نصیبشان بود.
نوروز جشن زایش و مهرگان جشن رویش
درباره جشن مهرگان نیز به شیوه نوروز به روایتهای اسطورهای و باستانی و تاریخی را آورده و شرحی از سنتها و مراسمش و نحوه برگزاری در دورههای مختلف داده است. در این کتاب ردپای ویژگی «اسرار» آیین میترایی را در عرفان اسلامی میبیند و در فصل هفتم این بخش با توضیحاتی درباره اخوانالصفا و سهروردی و نمونههایی از اشعار مولانا و سعدی و حافظ تاثیر این آیین کهن آورده شده است.
فصل جشن مهرگان هم تا دوران صفویه شرح داده میشود و کتاب با فهرستی از منابع ایرانی و خارجی به پایان میرسد. نویسنده در توصیف و تعبیر این دو جشن بزرگ ایرانی، نوروز را جشن زایش و مهرگان را جشن رویش میداند و ضمن اشاره به شیوه زندگی وابسته به کشاورزی پیشینیان و تقویم کهن به اهمیت پاسداشت زمین و چرخه کشت میپردازد. او نشان میدهد که چگونه و با چه شیوههایی ایرانیان رسوم و جشنهای خود را از پی قرون مختلف و دورههای سخت تاریخی حفظ کردهاند.
کتاب نوروز و مهرگان اطلاعات جامع و مفیدی همراه شرح این دو جشن درباره ایران باستان و شیوه زندگانی و جهانبینی مردمان این خطه ارائه میکند. زبان کتاب روان و گویاست و برای عموم قابل درک و خواندنی است.

گاهشمار زرتشتی؛ معیار برگزاری جشنهای ایرانی
زمان درست برگزاری این جشن که در روز مهر از ماه مهر (۱۶ مهر زرتشتی / ۱۰ مهر تقویم رسمی) است، گاه از سوی برخی نهادها یا افراد ( ۱۶ مهرماه تقویم رسمی یعنی ۲۲ مهر / روز باد از ماه مهر در سالشمار زرتشتی) برگزار میشود. اکنون این پرسش پیش میآید که کدام یک از این دو تاریخ، زمان درست برگزاری جشن مهرگان است؟ دهم مهرماه خورشیدی یا شانزدهم مهرماه خورشیدی؟
همانگونه که میدانیم در سالنمای خورشیدی یا رسمی کشور ۶ ماه نخست سال ۳۱ روزه و ۵ ماه پایانی سال (به جز اسفند) ۳۰ روزه و اسفندماه ۲۹ روزه است (بدون برشمردن سالکبیسه). اما در گاهشمار زرتشتی هر ماه ۳۰ روز است و از ۳۰ فروردین تا ۳۱ شهریور، ماهِ زرتشتی بر ماهِ خورشیدی پیشی میگیرد(۳۱ فروردین برابر میشود با یکم اردیبهشت چون ماه زرتشتی در روز سیام پایان مییابد. ۳۰ اردیبهشت برابر میشود با دوم خورداد و...) پنج روز پایانی سال نیز «پنجه» نام دارد که گفتوگو دربارهی آن موضوعی جداگانه است.
و اما جشنهای ماهیانه. برپایه گاهشمار زرتشتی نیاکان ما بر هر یک از روزهای ماه نامی نهادهاند. برخی از این نامها با نام ماهها یگانه است، مانند فروردینروز، اردیبهشتروز و... هرگاه نام ماه با نام روز برابر شود، آن روز جشنی برپا میشود. مانند جشن فروردینگان (روز فروردین از ماه فروردین)، جشن اردیبهشتگان (روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت)، جشن خوردادگان (روز خورداد از ماه خورداد) و جشنهای دیگر تا ماه پایانی سال که هنگام جشن اسفندگان (روز اسفند از ماه اسفند) است.
از اینروست که چون شانزدهمین روز از ماه زرتشتی، «مِهر» نام دارد، در ماهِ مهر و روز مِهر (برابری روز و ماه) «جشن مهرگان» برپا میشود. (ماه زرتشتی در پایان شهریور در گاهشمار زرتشتی ۶ روز بر سالنمای رسمی پیشی گرفته است)

شوربختانه مهرگان در ایران بهگونه رسمی برگزار نمیشود!
آنچه که باید به آن باریکبینانه نگریست، آن است که هنگامی که سخن از جشنهای ماهیانه به میان میآید، روز برگزاری جشنها باید برپایه گاهشمار زرتشتی باشد. چون در سالنمای رسمی کشور روزها نام ندارند و تنها در گاهشمار زرتشتی است که هر روز از ماه نامی بر خود دارد. این نکته به ما یادآوری میکند که باید جشنهای ماهیانه را در زمانی برگزار کرد که نام روز با نام ماه برابر شده باشد. به تکرار باید گفت که چون در سالنمای رسمی کشور روزها نام ندارند، پس درست آن است که جشنهای ماهیانه را برپایه گاهشمار زرتشتی برگزار کنیم و نه سالنمای رسمی کشور.
بایسته و شایسته یادآوری است که برگزاری جشنهای ماهیانه برپایه سالشمار رسمی که در آن روزها نامی برخود ندارند کجروی و دگرگونی نابایستهای است که خواسته یا ناخواسته فلسفه وجودی این جشنها را زیرسوال میبرد چرا که و «برابری نام روز و ماه» تنها در سالشمار زرتشتی معنا میدهد و بیگمان نیاکان خردمند ما هیچ نامی را بدون اندیشه و پشتوانهای معنادار بر روزها ننهادهاند. برگزاری جشنها در روز درست و با تکیه بر پشتوانه وجودی آن، یک خویشکاری ملی است.
جشن مهرگان سال ۱۴۰۳ بهعنوان بیستوپنجمین عنصر میراثفرهنگی ناملموس ایران در کمیته بینالدولی میراثفرهنگی یونسکو در پاراگوئه ثبت جهانی شد اما شوربختانه مهرگان در ایران بهگونه فراگیر و رسمی برگزار نمیشود اما در برخی منطقهها، بهویژه در میان زرتشتیان، این آیین باستانی زنده است و برپا میشود.
نظر شما