سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): هر استان بخشی از هویت خود را در شعر، ادبیات، نویسندگان، شاعران، نسخههای خطی، دستنوشتهها، نامهها، کتابها و خاطرات فرهنگی خود حفظ کرده است.
کرمان، زادگاه خواجوی کرمانی و خاستگاه شاعران و نویسندگان بسیاری، هنوز موزهای که بهطور مشخص میراث ادبی و چهرههای ادبی این دیار را روایت کند، ندارد؛ در حالی که ایجاد چنین فضایی میتواند با معرفی خواجو و دیگر مشاهیر ادبی، علاقهمندان ادبیات را به کرمان بکشاند و در کنار حفظ و معرفی این گنجینه فرهنگی، به رونق گردشگری ادبی و فرهنگی استان کمک کند.

سبزهصادقی: «موزه مشاهیر و ادبیات کرمان» میتواند روایتگر تاریخ ادبی استان باشد
حسین سبزهصادقی، نویسنده، روزنامهنگار و مدیر انتشارات فرهنگ عامه، با اشاره به ظرفیتهای ادبی کرمان معتقد است که این استان چهرههای متعددی دارد که خانه، آثار و یادگارهای آنان میتواند در شکلگیری یک موزه ادبی مورد استفاده قرار گیرد.
او با اشاره به ارفع کرمانی (سید محمود توحیدی)، از او به عنوان یکی از شاعران خوب کرمان یاد کرد و افزود: خانه این شاعر از نظر ظرفیت فرهنگی و حتی معماری میتواند به موزه تبدیل شود.
سبزهصادقی البته هزینه خرید این خانه را یکی از موانع دانست و گفت: و برآوردی که درباره خرید آن مطرح شده، حدود ۲۰ میلیارد تومان است؛ رقمی که تأمین آن برای ایجاد یک موزه میتواند دشوار باشد.
او در ادامه به ناظمزاده، شاعر و نویسنده کرمانی اشاره کرد و گفت: خانه او در حوالی چهارراه احمدی نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد و فرزند وی پیگیر ایجاد موزه در این خانه بوده است.
به گفته سبزهصادقی، یکی دیگر از گزینههایی که میتوان برای این منظور بررسی کرد، خانه حمید مظهری، متخلص به «اشک کرمانی» است؛ شاعری که از چهرههای ادبی کرمان به شمار میرود و خانه او نیز میتواند بخشی از تاریخ ادبی معاصر استان را روایت کند.
این نویسنده و فعال فرهنگی در میان گزینههای موجود، اکوموزه بانو بیبیحیاتی را یکی از مناسبترین فضاها برای چنین کاری میداند؛ زیرا به گفته او، این فضا آماده است و قرار گرفتن آن در بازار تاریخی کرمان میتواند به جذب گردشگر و دیدهشدن موزه کمک کند.
او معتقد است که اگر قرار باشد موزهای برای معرفی ادبیات و مشاهیر استان شکل بگیرد، میتوان عنوان «موزه مشاهیر و ادبیات کرمان» را برای آن در نظر گرفت.
سبزهصادقی درباره محتوای چنین موزهای نیز پیشنهاد میکند سردیس یا تندیس شاعران و نویسندگان در آن قرار گیرد و در کنار آن، عکسها، شرح زندگی، آثار و دستنوشتههای آنان به نمایش گذاشته شود.
به اعتقاد او، اگر از چهرههای ادبی استان وسایل شخصی، ابزارهای مورد استفاده، نامهها، دستخطها و دیگر یادگارهایی باقی مانده باشد، این اشیا نیز میتوانند بخشی از روایت موزه باشند.
از نگاه سبزهصادقی، قرار گرفتن این عناصر در کنار یکدیگر میتواند به مخاطب کمک کند تا تنها با نام یک شاعر یا نویسنده مواجه نباشد، بلکه با بخشی از زندگی و جهان ادبی او نیز آشنا شود.
او تأکید کرد که برای راهاندازی چنین موزهای لازم نیست حتماً از ابتدا ساختمان جدیدی ساخته شود و استفاده از فضاهای موجود و مرتبط با چهرههای ادبی میتواند راهکار مناسبتری باشد.

شولافشار: نمیخواهم موزه بگوید «کرمان زمانی شاعر داشت»
مجتبی شولافشار، شاعر و نویسنده، در پاسخ به این پرسش که «اگر قرار باشد تنها یک ویترین در موزه ادبیات کرمان وجود داشته باشد، نخستین انتخاب او چه کسی خواهد بود»، از خواجوی کرمانی نام میبرد.
او معتقد است که خواجو تنها یک شاعر مشهور کرمانی نیست، بلکه یکی از قدیمیترین و مهمترین نقاط اتصال کرمان با تاریخ شعر فارسی است و میتواند نقطه آغاز روایت ادبی استان باشد.
شولافشار در عین حال تأکید کرد که روایت موزه نباید با یک چهره تمام شود.
به گفته او، در همان ویترین باید جایی برای ادامه این مسیر و معرفی نسلهای بعدی نیز در نظر گرفته شود؛ از بیبیحیاتی، میرزا آقاخان کرمانی، باستانی پاریزی، هوشنگ مرادی کرمانی و طاهره صفارزاده گرفته تا دیگر شاعران و نویسندگان استان.
او در توصیف نگاه خود به این موزه گفت: نمیخواهم موزه بگوید «کرمان زمانی شاعر داشت»، میخواهم بگوید: کرمان قرنهاست که مینویسد.
شولافشار تأکید دارد که موزه ادبیات نباید تنها یک ساختمان با تعدادی ویترین باشد، بلکه باید از ابتدا با نگاه به آینده طراحی شود.
به اعتقاد او، در کنار بخش فیزیکی موزه باید آرشیو دیجیتال، استودیوی ضبط روایتهای شفاهی، کتابخانه تخصصی، مرکز پژوهش، فضای برگزاری نشست و کارگاه و یک بستر آنلاین نیز وجود داشته باشد.
او میگوید ادبیات پدیدهای زنده است و موزهای که قرار است ادبیات یک استان را روایت کند، نمیتواند تنها گذشته را در ویترینهای خود نگه دارد؛ بلکه باید امکان گفتوگو، پژوهش، آموزش و ادامه این جریان را نیز فراهم کند.
شولافشار همچنین بر ضرورت پرهیز از محدود کردن ادبیات کرمان به چند نام مشهور تأکید میکند و معتقد است زنان، معلمان، روزنامهنگاران، راویان محلی، شاعران کمترشناختهشده، نویسندگان شهرهای مختلف استان و افرادی که شاید آثار بسیار مشهوری نداشته باشند اما بخشی از حافظه فرهنگی کرمان هستند نیز باید در این روایت جای داشته باشند.
به گفته او، موزه ادبیات باید به گونهای طراحی شود که مخاطب پس از بازدید احساس کند با یک سنت ادبی زنده مواجه شده است، نه اینکه صرفاً فهرستی از اسامی و تاریخها را دیده باشد.
شولافشار در این باره گفت: وقتی یک جوان کرمانی از آن بیرون میآید، به جای اینکه فقط چند اسم و تاریخ حفظ کرده باشد، احساس کند خودش وارث یک سنت ادبی زنده است و میتواند ادامهدهنده آن باشد.
او تأکید کرد که نگاه به موزه باید فراتر از حفظ گذشته باشد و این مجموعه میتواند محلی برای پیوند نسل جدید با میراث ادبی استان و حتی تولید ادبیات جدید باشد.

احمدی: ثروت کرمان فقط معدن نیست؛ مشاهیر، چاههای تمامنشدنی اندیشهاند
احمدی، مدیر انتشارات ناظرزاده کرمانی، سردبیر فصلنامه تخصصی تئاتر «نمایششناخت» و عضو پیوسته انجمن مدرسان خانه تئاتر، در بررسی ظرفیت کرمان برای ایجاد موزه ادبیات، موضوع را فراتر از معرفی چند شاعر و نویسنده میداند.
او معتقد است کرمان از نظر جغرافیایی و تاریخی، موقعیتی ویژه دارد و همین ویژگی میتواند زمینه مناسبی برای شکلگیری موزههای فرهنگی و ادبی فراهم کند.
به گفته احمدی، موقعیت جغرافیایی کرمان و قرار گرفتن آن در مسیرهای تاریخی و تجاری، همچنین تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی و سابقه همزیستی گروههای مختلف، موجب شده این استان از یک زمینه فرهنگی گسترده برخوردار باشد.
او معتقد است که وقتی از ظرفیت ادبی و فرهنگی کرمان سخن میگوییم، نباید فقط فهرستی از شاعران و نویسندگان را مطرح کنیم؛ بلکه باید تمام بستری را که این فرهنگ در آن شکل گرفته است، در نظر گرفت.
احمدی به جیرفت و تمدن آراتا، شهداد و خبیص، ارگ بم و دیگر آثار تاریخی اشاره میکند و معتقد است این پیشینه نشان میدهد کرمان دارای تاریخی چندلایه است که ادبیات و فرهنگ آن را نیز باید در همین بستر روایت کرد.
او با اشاره به تعبیرهای تاریخی درباره کرمان، از این استان به عنوان سرزمینی با ظرفیتهای گسترده فرهنگی یاد کرد و گفت: این ظرفیت فقط به منابع اقتصادی و طبیعی محدود نمیشود.
از نگاه احمدی، برای ایجاد موزه ادبیات نیز بهتر است به جای ساخت یک ساختمان جدید، ابتدا بناهای تاریخی موجود را شناسایی و از آنها استفاده کرد.
او به نمونه موزههای ادبی در کشورهای مختلف اشاره میکند و معتقد است در کرمان نیز میتوان از خانهها، آرامگاهها و بناهای تاریخی مرتبط با شاعران و شخصیتهای فرهنگی استفاده کرد.
احمدی در همین زمینه از فضاهایی مانند مجموعه شاه نعمتالله ولی و آرامگاهها و مکانهای مرتبط با چهرههای ادبی به عنوان ظرفیتهایی یاد کرد که میتوانند در بررسی محل ایجاد چنین موزهای مورد توجه قرار گیرند.
او تأکید کرد که موزه ادبیات از نظر ماهیت با موزه باستانشناسی یا موزه هنر تفاوت دارد؛ زیرا ادبیات و زبان، هویتهایی زنده و پویا هستند و نمیتوان آنها را تنها با اشیای بیجان معرفی کرد.
به اعتقاد احمدی، اگر در موزه فقط عینک، کلاه، چتر، دستخط یا وسایل شخصی یک شاعر و نویسنده به نمایش گذاشته شود، نهایتاً مخاطب متوجه میشود آن فرد از چه وسایلی استفاده میکرده است؛ اما چنین چیزی لزوماً او را با جهان فکری و ادبی آن شخصیت آشنا نمیکند.
از نگاه او، موزه ادبیات باید یک فضای فعال فرهنگی باشد؛ فضایی برای شعرخوانی، اجرای برنامههای هنری، نقد و بررسی آثار، نشستهای تخصصی، گفتوگو و بازخوانی آثار.
احمدی معتقد است اثر ادبی پس از نوشته شدن به زندگی خود ادامه میدهد و موزه باید امکان این تداوم را فراهم کند. بنابراین چنین مجموعهای باید محلی برای تفسیر، نقد، گفتوگو و حتی تولید و بازتولید آثار باشد.
او با اشاره به تجربه موزههای ادبی در کشورهای مختلف، معتقد است موزه ادبیات میتواند با استفاده از ابزارهای مختلف، مخاطب را درگیر کند و تجربهای فراتر از مشاهده چند شیء تاریخی در اختیار او قرار دهد.
احمدی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع مدیریت و تأمین اعتبار چنین موزهای میپردازد و میگوید بخشی از مسئولیت ایجاد آن بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای مرتبط است و بیتوجهی به این موضوع را میتوان یک کاستی نهادی دانست.
با این حال، او تأکید کرد که نباید تمام مسئولیت را بر عهده دولت گذاشت و باید از ظرفیتهای غیردولتی نیز استفاده کرد.
به گفته احمدی، خیرین، سرمایهگذاران، بازاریان، فعالان اقتصادی و چهرههای فرهنگی میتوانند در راهاندازی و اداره چنین موزهای نقش داشته باشند.
او معتقد است که باید برای فعالان اقتصادی توضیح داده شود که سرمایهگذاری فرهنگی فقط یک هزینه نیست و میتواند به توسعه فرهنگی و اقتصادی شهر نیز کمک کند.
احمدی در توضیح این موضوع گفت: ایجاد یک موزه میتواند گردشگران بیشتری را به یک محدوده جذب کند و در نتیجه، کسبوکارهای اطراف، بازار، مراکز خدماتی و فعالان اقتصادی نیز از حضور گردشگران منتفع شوند.
او معتقد است: ایجاد و تجهیز یک موزه از نظر ارزش فرهنگی، موضوعی کماهمیتتر از ساخت مدرسه یا مسجد نیست و افراد برخوردار و فعالان اقتصادی کرمان میتوانند هر سال بخشی از توان خود را برای حمایت از ایجاد و حفظ چنین فضاهایی اختصاص دهند.
احمدی در نهایت تأکید کرد که برای ایجاد موزه ادبیات ابتدا باید ظرفیتهای کرمان را به درستی شناخت و به این نتیجه رسید که ثروت یک استان فقط در معدن و منابع زیرزمینی خلاصه نمیشود.
او افزود: شخصیتهای ما، مشاهیر ما، در واقع چاههای غنی و تمامنشدنی ما هستند. هر نفتی یک روزی به اتمام میرسد ولی چاه خروشان اندیشه حافظ، فردوسی هرگز به پایان نمیرسد.
از نگاه او، باید در دل نوشتهها، آثار و اندیشههای شاعران، نویسندگان، هنرمندان، موسیقیدانان و دیگر چهرههای فرهنگی این سرزمین به جستوجو پرداخت و ظرفیتهایی را که سالها کمتر دیده شدهاند، استخراج کرد.
احمدی ادبیات را هویتی زنده و در حال شدن میداند و معتقد است موزه ادبیات نیز باید به جای آنکه تنها گذشته را نگهداری کند، زمینهای برای کشف، بازخوانی و تداوم این هویت فراهم کند.
به گزارش ایبنا، آنچه از مجموع این سه دیدگاه به دست میآید، نشان میدهد مسئله موزه ادبیات کرمان تنها ایجاد یک ساختمان و قرار دادن چند ویترین در آن نیست.
خانه مشاهیر، بناهای تاریخی، اسناد و دستنوشتهها، آثار و اشیای شخصی، آرشیوهای مکتوب و شفاهی و مهمتر از همه، اندیشه و آثار نسلهای مختلف ادبی میتوانند اجزای این موزه باشند.
اگر این ظرفیتها با مدیریت تخصصی، مشارکت نهادهای فرهنگی بخش غیردولتی و با نگاهی زنده و آیندهنگر کنار یکدیگر قرار گیرند، موزه ادبیات میتواند از یک محل نگهداری آثار فراتر رود و به مرکزی برای معرفی میراث ادبی، پژوهش، آموزش، تولید فرهنگی و توسعه گردشگری ادبی کرمان تبدیل شود.
نظر شما