سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رحمتالله فتاحی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد: آشنایی من با استاد انصاری به سال ۱۳۵۴ برمیگردد، هنگامی که من افسر وظیفه در شهر تربتجام بودم و خدمت دوره نظام را سپری میکردم. یکسال پیشتر از آن، یعنی سال ۱۳۵۳ و در پایان دوره کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه فردوسی، همرا با دوست همرشتهایام، زندهیاد حسن جاویدی، تصمیم گرفته بودیم که در دوره کارشناسیارشد کتابداری دانشگاه تهران شرکت کنیم. دلیل آن، تشویقهای زندهیاد برادر حسن جاویدی، یعنی غلامحسین جاوید کبیری بود که خودش پس از پایان بردن دوره کارشناسی در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در سال ۱۳۵۱، به دوره کارشناسیارشد کتابداری دانشگاه تهران وارد شده بود. او تعریف میکرد که کتابداری رشته پویا و ارزشمندی است.
برپایه همین تشویق و شناخت، تصمیم گرفتم همان رشته را برای دوره ارشد دنبال کنم. از این رو، در سال ۱۳۵۴ نامهای دستی به نام مدیر گروه کتابداری دانشگاه تهران نوشتم و علاقهمندی خود برای ادامه دانشاندوزی را به ایشان اعلام کردم. تصور میکردم مانند سایر سازمانهای اداری، نامهام بیپاسخ خواهد ماند. اما در کمال ناباوری، نامهای تایپ شده و با سربرگ دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تهران، که رشته کتابداری را هم در خود داشت، دریافت کردم.
این نخستینبار در زندگیام بود که نامهای تایپ شده از یک سازمان آنهم با آرم دانشگاه معتبر تهران دریافت میکردم. برای من بسی خوشحالکننده بود. متن نامه تشویقآمیز بود و امضاءکننده آن نوشته بود که این رشتهای دلخواه و پویاست. در پایین نامه، نام نوشآفرین انصاری بود، که بهعنوان مدیر گروه کتابداری امضاء کرده بود. از اینکه یک استاد دانشگاه پاسخ نامه فردی را داده که او را نمیشناسد اما قصد دارد وارد رشته کتابداری شود خیلی خیلی دچار شعف شدم.
شاید دلیل دیگری برای ورود من به رشته کتابداری نیز وجود داشته باشد. در دوره کارشناسی، استادی آمریکایی، خانم مرلین شایگی (که همسرش یک مهندس مشهدی بود) درسی اختیاری را به دانشگاه پیشنهاد داده بود با عنوان یادداشتبرداری. کتابی انگلیسی هم با عنوان: Using Books and Libraries نگارش Ella Virginia Aldrich برای ما از آمریکا سفارش داده بود (من هنوز آن کتاب را دارم).
در آن درس، ما ضمن آشنایی با کتابخانه، أنواع منابع اطلاعاتی، فهرست برگهای (کارد کاتالوگ)، با شیوه یادداشتبرداری از متون علمی و آموزش و همچنین، یادداشتبرداری از صحبتهای استادان در کلاس درس و شیوه استناد دادن آشنا شدیم. برای من جالب بود که کتابخانه دارای ساختاری مشخص، أنواع منابع (بهویژه منابع مرجع)، فهرست جستجو و کتابدارانی برای کمک به مراجعهکنندگان دارد. این درس برای بسیاری از ما جذابیت ویژهای داشت و ما را در نگارش علمی، که در دوره ارشد مورد نیاز بود، آماده کرد.
پس از پایان خدمت وظیفه، در آزمون ارشد و مصاحبه آن، که با شرکت استادان ایرانی و خارجی انجام میشد شرکت کردیم. جالب آنکه از همدورهایهای کارشناسی، ۵ نفر در آزمون و مصاحبه پذیرفته شدیم که برای گروه کتابداری آنجا خیلی جالب بود (کل پذیرفتهشدگان ۱۵ نفر بود، یعنی یکسوم از دانشگاه فردوسی). مهرماه ۱۳۵۵ کلاسها آغاز گشت. در نخستین روز برگزاری کلاسها، هنگامی که دنبال استاد نوشآفرین انصاری را در دانشکده سراغ گرفتم، همکاران گروه. گفتند که ایشان به اتفاق همسر خود در کانادا هستند و به این زودیها برنمیگردند.
اما نامشان و یادشان در کلام همکاران گروه جاری بود. در جریان درسها، با مجله «نامه انجمن کتابداری» آشنا شدم که از سوی انجمن کتابداران ایران (اکتا) منتشر میشد. یکی از نخستین مقالههایی که در آن مجله خواندم و لذت بردم و در من انگیزه بیشتری ایجاد کرد، مقالهای بود با عنوان «چرا ما رانگاناتان نداریم» به قلم استاد انصاری و خطلب به استاد پوری سلطانی. ایشان با رویکردی عالمانه و حرفهای به دلایل عدم موفقیت کتابداران و عدم تاثیرگذاری حرفهای آنان اشاره کرده بودند که نشان از دغدغهمندی این استاد بود. بهتدریج، با مقالهها و آثار دیگر این استاد آشنا شدم، بهویژه در ارتباط با جنبههای اجتماعی حرفه کتابداری و همچنین ادبیات کودک.
کار سترگ و بیهمتای استاد انصاری، همانگونه که اهالی حرفه و بخش بزرگی از جامعه فرهیخته ایران به خوبی میدانند، بنیادگذاری شورای کتاب کودک با همیاری توران میرهادی، لیلی ایمن و چند چهره نامدار از حوزه فرهنگ و ادب ایران در سال ۱۳۳۹ بود. اطمینان دارم که سایر نوشتههایی که درباره استاد انصاری منتشر شده به خوبی این جنبه از کار وی را پوشش خواهند داد. اما آنچه در این عرصه و در ارتباط با استاد انصاری قابل ستایش است، جدیت، پایداری، پویایی و مدیریت بیهمتای اوست که شورا را در ۶۵ سال گذشته، نه تنها در سطح ایران بلکه در سطح جهانی مشهور و معتبر ساخته است.
تعامل اجتماعی و حرفهای یکی از مهمترین ویژگیها و الزامات برای موفقیت انسانهاست. خانم انصاری در این زمینه نیز بیهمتا بوده و هستند. چنانچه از دید جامعه فرهیخته و اهالی حرفه بنگریم، باعث افتخار همه شخصیتها، نهادها و انجمنهاست که با استاد انصاری در ارتباط باشند و تعامل برقرار کنند. جالب آنکه برای ایشان رتبه و مدرک اشخاص اهمیت ندارد بلکه علاقهمندی، جدیت و پویایی آنهاست که از دید خانم انصاری مهم است. به یاد دارم که بسیاری از کتابخانهها و نهادها در شهرهای کوچک و دورافتار و حتا ناشناخته از ایشان دعوت کردند و از حضور وی در میان خود شادمان میشدند.
جالب است بدانیم که در نزدیک شیراز، شهر کوچکی به نام «بیضا» وجود دارد که کتابدار کتابخانه عمومی اش استاد را به آنجا دعوت کردند و ایشان هم با خوشحالی به آن دیار دورافتاده سفر کرد. حضور گرم خانم انصاری همراه با زندهیاد خانم توران میرهادی در همایش کتابخانههای آموزشگاهی در مشهد، ۱۳۸۸ و همچنین حضور ایشان همراه با استاد پوری سلطانی و دکتر حری در رخداد نکوداشت دکتر اسدالله آزاد در مشهد نشانههای دیگری از باورمندی وی به تعامل حرفهای و حضور درمیان اهالی حرفه بهویژه جوانها بود. آیا این نشان از بیهمتایی استاد انصاری در تعامل با اهالی حرفه نیست؟
من در مناسبتهای گوناگون شاهد سخنرانیهای گرانقدر استاد انصاری بودهام. زمانی که بهعنوان مسئول انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ایران از ایشان دعوت میکردم در همایشهای سالانه انجمن شرکت کنند، همواره میپذیرفتند و موجب شادمانی حاضران میشدند. اما آنچه بهراستی مایه خوشحالی بود، سخنرانیهای وی و دیدگاه جامع ایشان درباره برخی مسائل حرفهای و اجتماعی بود. در همه این موارد، میشد به جهانبینی متعالی استاد انصاری پی بُرد. خیلی ساده اما شیوا و ژرف درباره مسائل صحبت میکردند.
انسانهای بزرگ از ویژگی رواداری برخوردارند، صبور هستند و عجولانه درباره مسائل و افراد قضاوت نمیکنند. این ویژگی در طول دههها فعالیت حرفهای، علمی، آموزشی و اجتماعی همراه استاد انصاری بوده است. به همین دلیل، به نظر نمیرسد هیچ فردی در ایران و در حرفه کتابداری و در عرصه ادبیات کودک شاهد خلاف آن بوده باشد.
سخن کوتاه، ویژگیهای شخصیتی و رفتاری این بانوی نازنین، استاد انصاری در عرصههای گوناگون آنچنان بیهمتاست که مایه افتخار ایران و ایرانی است. کافی است نام این انسان بزرگ را در وب جستجو کنید و یا از هوش مصنوعی بخواهید تاثیرگذاری ایشان در عرصه ملی و جهانی را برای شما گزارش کند، آنگاه از جامعیت شخصیت این استاد بیهمتا شگفتزده خواهید شد.
نظر شما