چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۲
تاریخ؛ تلاقی‌گاه گذشته و آینده‌

تمرکز این پژوهش بر آن است که نشان دهد چگونه عناصر گفتمانی، فرهنگی، دینی و ادبی، در تعامل با هم، چهارچوبی زمانی را در ذهن مسلمانان صدراسلام شکل دادند، چهارچوبی که به نوبه خود زمینه لازم برای روایت تاریخی و نگارش آثار تاریخ‌نگارانه را فراهم ساخت. در واقع، متون تاریخی نقطه تلاقی نگاه به گذشته و انتظار از آینده‌اند، جایی که خاطره و پیش‌بینی درهم تنیده می‌شوند.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «از آغاز تا انجام؛ بازنمایی مفهوم زمان در تاریخ‌نگاری صدر اسلام» نوشته فاطمه سادات میررضی با مقدمه دکتر رسول جعفریان از سوی انتشارات سماع قلم منتشر شد. کتاب پس از دیباچه و مقدمه به معماری زمان، زمان و تاریخ، تاریخ‌نگاری اسلامی و مسئله منابع و ساختار پژوهش می‌پردازد. این کتاب در چهار بخش تنظیم شده است. زمان، تجربه و روایت، صورت‌بندی گذشته در اندیشه مسلمانان، صورت‌بندی مفهوم آینده در اندیشه مسلمانان و تملک گذشته، حضور آینده و بازآفرینی اکنون در تاریخ‌نگاری صدر اسلام بخش‌های چهارگانه کتاب را شامل می‌شود.

تاریخ؛ تلاقی‌گاه گذشته و آینده‌

مفهوم زمان یکی از بنیادی‌ترین شالوده‌های تاریخ و اندیشه

فاطمه سادات میررضی کتابش را با این پرسش آغاز می‌کند که زمان چیست؟ پرسش از چیستی زمان، به ندرت ذهن کسی را به خود مشغول می‌دارد. انسان‌ها در زندگی روزانه به‌طور معمول به زمان و اجزای آن نمی‌اندیشند، با این حال مفهوم زمان یکی از بنیادی‌ترین شالوده‌های اندیشه و ادراک ما از جهان را شکل می‌دهد. همان‌گونه که ویتگنشتاین اشاره می‌کند، زمان از آن دسته مفاهیمی است که «معارف از شک» تلقی می‌شود، مفهومی که کمتر درباره‌اش تامل می‌شود، با این وجود باز براساس نظر ویتگنشتاین چهارچوب اصلی تفکرات ما را شکل می‌دهد.

این پژوهش درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که: درک زمانی مسلمانان نسبت به گذشته و آینده چگونه و طی چه فرایندی شکل گرفت؟ عناصر موثر در این ادراک چه بودند؟ و این ادراک چه تاثیری بر شکل‌گیری روایت‌های تاریخی، به‌ویژه تاریخ‌نگاری‌ةایی مانند تاریخ‌های جهانی داشت؟ تمرکز این پژوهش بر آن است که نشان دهد چگونه عناصر گفتمانی، فرهنگی، دینی و ادبی، در تعامل با هم، چهارچوبی زمانی را در ذهن مسلمانان صدراسلام شکل دادند، چهارچوبی که به نوبه خود زمینه لازم برای روایت تاریخی و نگارش آثار تاریخ‌نگارانه را فراهم ساخت. در واقع، متون تاریخی نقطه تلاقی نگاه به گذشته و انتظار از آینده‌اند، جایی که خاطره و پیش‌بینی درهم تنیده می‌شوند. به همین دلیل، زمانی که می‌خواهیم یک ملت یا یک سنت فرهنگی را بشناسیم، شناخت نگاه آنان به گذشته و آینده ضرورتی اساسی است.

مفهوم «تاریخ اکنون» در روایت‌های تاریخ‌نگاری مورخان

این پژوهش در چهار بخش اصلی سامان یافته است. در فصل اول درباره صورت‌بندی نظری زمان و ادراک آن سخن گفته می‌شود. ابتدا به چیستی ادراک و چگونگی شکل‌گیری آن در ذهن انسان از منظر پدیدارشناسی (بنابر نظریات، هوسرل ریکور و کوزلک) پرداخته می‌شود. مفاهیمی چون «فضای تجربه»، «افق انتظار» و نیز تلقی هوسرل از ساختار آگاهی زمانی به منزله چهارچوب مفهومی این تحقیق معرفی خواهند شد. فرض بنیادین در این بخش آن است که ادراک زمانی ابتدا در سطح ذهن شکل می‌گیرد و سپس در متون بازتاب می‌یابد. در این فصل، مسیر ساخت چنین الگوی فکری‌ای ترسیم می‌شود.

در فصل دوم با تمرکز بر گذشته به بررسی مفاهیمی چون داستان آفرینش، نسب‌شناسی و تاریخ پیامبران پرداخته شده است. این عناصر، گذشته را برای مسلمانان نه تنها امری سپری شده بلکه یک «گذشته حاضر» می‌سازند، گذشته‌ای که نه فقط آغاز بلکه بنیان معنایی تاریخ شمرده می‌شود؛ به ویژه تحلیل نقش داستان پیامبران در انتقال نوعی تجربه تفسیری از تاریخ و تثبیت الگوهای روایی مشخص به عنوان بستر معنادهنده به وقایع بعدی، مورد توجه قرار گرفته است.

در فصل سوم، موضوع «آینده» در اندیشه تاریخی مسلمانان» مورد بررسی قرار گرفته است. در این فصل نخست مواد و منابع تاریخی‌ معرفی می‌شوند که در شکل دهی به ذهنیت مسلمانان از آینده نقش داشته‌اند. سپس عناصر کلیدی که افق انتظار تاریخی را در سنت اسلامی تشکیل می‌دهند تحلیل می‌شود. این مفاهیم نه تنها آینده‌ای دور و آخرالزمانی را ترسیم می‌کنند، بلکه حضور این آینده در زمان حال مورخ و مخاطب را نیز آشکار می‌سازند. بدین سان آینده در اندیشه تاریخی مسلمانان صرفاً امری «نیامده» و «در راه» نیست بلکه ساختاری معنایی است که با جهت دادن به تاریخ، امکان فهم و تفسیر رویدادهای جاری را فراهم می‌آورد.

فصل چهارم با محوریت قرار دادن مفهوم «تاریخ اکنون»، به بررسی حضور مفاهیم مربوط به «گذشته» و «آینده» در روایت‌های تاریخ‌نگاری مورخان قرن سوم هجری می‌پردازد. در این فصل نشان داده می‌شود که چگونه برداشت مورخان از گذشته و انتظار آنان از آینده در شیوه روایتگری و انتخاب حوادث تأثیرگذار بوده است. بدین ترتیب تاریخ‌نگاری این دوره نه صرفاً بازتابی از رویدادها، بلکه عرصه‌ای برای تلاقی سه زمان گذشته، حال و آینده تلقی می‌شود، جایی که مورخ با درک خاص خود از اکنون روایت تاریخی را سامان می‌دهد و به آن معنا و جهت می‌بخشد. تحلیل روایت‌های مورخان قرن سوم و چهارم هجری نشان می‌دهد که «اکنون تاریخی» آنان چگونه از گذشته‌ای تفسیری (مانند تاریخ پیامبران) و آینده‌ای فرجام‌گرا (مانند مفاهیم فتنه و قیامت) تأثیر می‌پذیرد.

زمان یکی از نگرانی‌های فراگیر در محافل اندیشه‌ای

تاریخ‌نگاری در سطح عمیق‌تر بر بازسازی و سازمان‌دهی گذشته براساس طرح‌هایی از معنا استوار است، طرح‌هایی که غالبا بر مبنای ادراک زمانی خاصی شکل می‌گیرند، نه فقط بر پایه توالی تقویمی رویدادها. برای مثال تصور خطی یا چرخه‌ای از زمان، یا ایده‌هایی مانند پایان تاریخ، آغاز مقدس، دوران انحطاط یا انتظار موعود همگی نشان می‌دهند که ساختار زمان در تاریخ‌نگاری بیش از آن‌که مبتنی بر گاه‌شماری باشد بر نوعی «فهم زمانی» استوار است.

موضوع زمان در سال‌های اخیر تبدیل به یکی از نگرانی‌های فراگیر در محافل اندیشه‌ای شده است. یکی از دلایل این امر وجود اندیشه هزاره‌گرایی بود که سال ۲۰۰۰ میلادی را تبدیل به سالی مهم و سرنوشت‌ساز کرده بود و ترس شدیدی را از تاریخ اول ژانویه ۲۰۰۰ میلادی ایجاد کرده بود. با توجه به این‌که تعیین سال ۱۰۰۰ میلادی با دقت زیادی همراه نبود، مشخص کردن زمان دقیق سررسیدن هزاره جدید نیز با مناقشاتی همراه بود.

یکی از آثار قابل توجه که مستقیماً به مسئله زمان در تاریخ‌نگاری اسلامی می‌پردازد کتاب «زمان و تاریخ: پژوهشی در زمینه تاریخ‌شناسی و تاریخ‌نگاری اسلامی» نوشته رضوان سلیم، استاد فلسفه دانشگاه رباط در مغرب است. رضوان سلیم در این کتاب تلاش می‌کند مفهوم زمان را از خلال متون تاریخی مسلمانان استخراج و تحلیل کند. او برای بررسی این مفهوم، سبک‌های گوناگون تاریخ‌نگاری آغازین، مانند ایام‌العرب، مغازی، سیره‌نگاری و تاریخ خلفا را به دقت بررسی کرده و زمان مستتر در هر یک از این گونه‌ها را توصیف کرده است.

فرهنگ‌های زمانمند در کنار ادیان شکل گرفتند

سلیم در تقسیم‌بندی خود، میان «زمان دینی» و «زمان دنیوی» تمایز قائل می‌شود و دوره‌بندی‌های تاریخی موجود در متون را ذیل این دو مفهوم تفسیر می‌کند. او به ویژه درباره سیره‌نویسی نشان می‌دهد که چگونه ساختار زمانی این متون حول محور پیامبر اسلام شکل گرفته است، پیامبری که نه تنها در مرکز روایت تاریخی قرار دارد بلکه تاریخ پیامبران پیشین نیز در نسبت با او بازخوانی می‌شود. از این رو زمان دینی در متون سیره‌ای نقش محوری دارد و داستان آفرینش نیز در همین چهارچوب معنا می‌یابد.

اثر مهم دیگری که در این حوزه به مفاهیم زمان و تاریخ پرداخته، کتاب «زمان، دین و تاریخ» اثر ویلیام گلوآ، استاد تاریخ خاورمیانه و حوزه مدیترانه است. گلوآ در اثر درخشان خود به اهمیت زمان و برداشت‌های زمانی در مطالعات تاریخی پرداخته و از دین به عنوان یکی از مولفه‌هایی که این برداتش زمانی را شکل می‌دهد نام برده است. او برای تکمیل بحث و استدلال خود، از پنج دین زمانمند دنیا- یهودیت، مسیحیت، اسلام، بودیسم و زمان‌باوری استرالیایی- استفاده کرده و برداشت زمانی هر یک از آن‌ها را به دقت واکاوی کرده است.

این کتاب با استفاده از رویکرد هستی‌شناسانه ویتگنشتاین، در مورد فرهنگ‌های زمانمند در پنج دین مذکور بحث می‌کند. به منظور نشان دادن این‌که چگونه مردم مختلف، فرهنگ‌های زمانی متمایز را ایجاد می‌کنند. دلیل او از بررسی فرهنگ‌های زمانمند از طریق ادیان، این ایده است که بسیاری از فرهنگ‌ها در کنار ادیان شکل گرفتند و شفاف‌ترین تصویر از یک فرهنگ زمانمند، در دین آشکار می‌شود.

رشد چشمگیر سرعت تحقیقات مربوط به تاریخ‌نگاری اسلامی

بعد از جنگ جهانی دوم سرعت تحقیقات مربوط به تاریخ‌نگاری اسلامی رشد چشمگیری داشت و این مهم به خصوص بعد از ظهور سه اثر مهم در تاریخ‌نگاری اسلامی اتفاق اتاد. اثر اول متعلق بع فرنتس روزنتال با عنوان «تاریخِ تاریخ‌نگاری مسلمان» بود که هدف آن نه تعیین وثاقت و تاریخی بودن آثار تاریخی، بلکه به‌طور خاص توجه به درک دانشمندان مسلمان از تاریخ و گسترش تاریخ به‌عنوان یک شاخه از دانش نزد مسلمانان بود.

اثر مهم بعدی کتاب نبیه ابوت با نام «مطالعاتی در پاپیروس‌های عربی» بود. این کتاب جزئیات بیشتری درمورد مراحل مقدماتی تاریخ‌نگاری عربی روشن کرد و این نتیجه را دربرداشت که براساس شواهد پاپیروسی، منابع تاریخی دوره ابتدایی بیشتر از آنچه که در نظر گرفته شده بودند، قابل اعتماد هستند. کتاب سوم، اثر عبدالعزیز الدوری با نام «برآمدن نوشتار تاریخی در میان عرب‌ها» بود که تجمیعی از تلاش‌های متکثر برای دنبال کردن رشد تاریخ‌نگاری عربی اولیه بود. این کتاب اشراف جامعی بر مطالعات تاریخ‌نگاری اسلامی بود، به‌گونه‌ای که تا پیش از آن میسر نشده بود.

تاریخ؛ تلاقی‌گاه گذشته و آینده‌
رسول جعفریان

رسول جعفریان در مقدمه کتاب نوشته است: «بی‌تردید کمتر گزاره‌ای را می‌توان یافت که انسان بر زبان آورد و عنصر «زمان» به گونه‌ای آشکار با پنهان در آن حضور نداشته باشد. همین حضور فراگیر، این پرسش بنیادین را پیش می‌کشد که چه مفهومی تا این اندازه در ساختار ذهنی و زبانی انسان نفوذ کرده است؟ زمان چیست که چنین عمیق در تار و پود اندیشه و ادراک آدمی حضور دارد با همه مفاهیم در می‌آمیزد و از رهگذر این ترکیب، لایه‌های تازه‌ای از آگاهی و شناخت پدید می‌آورد؟ گویی انسان جهان را جز در ظرف زمان نمی‌تواند دریابد و تجربه کند. از همین رو در بسیاری از سنت‌های فکری «دهر» نه فقط نامی برای زمان بلکه عنوانی برای کلیت هستی تلقی شده است.

در فلسفه اسلامی، عموماً عالم مجردات را بیرون از قلمرو زمان دانسته و زمان را از ویژگی‌های عالم ماده شمرده‌اند. با این همه پیوند عالم مجرد با جهان مادی به هر نحو که تفسیر شود خود منشا پیدایش مفاهیم و گزاره‌هایی است که بدون زمانمندی قابل فهم نیستند. حتی زبان دینی نیز ناگزیر در قالب زمان سخن می‌گوید. قرآن کریم هنگامی که از آگاهی الهی نسبت به سخن‌زنی که با پیامبر مجادله می‌کرد یاد می‌کند، فعل ماضی به کار می‌برد: «قَدْ سَمِعَ اللهُ قَوْل الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زوجها» همچنین آفرینش آسمان‌ها و زمین را در شش روز توصیف می‌کند این تعبیرها نشان می‌دهد که حتی در بیان امور قدسی و فرازمانی نیز زبان انسانی ناچار از توسل به مفاهیم زمانی است.

به نظر می‌رسد انسان بدون زمان نه می‌تواند بیندیشد و نه حتی لحظه‌ای زیست‌آگاهانه داشته باشد. او همه چیز را در افق زمان می‌سنجد و تفسیر می‌کند. ایمانوئل کانت زمان را یکی از صورت‌های پیشینی ذهن می‌دانست؛ قالبی ثابت که تجربه انسانی ناگزیر در آن تحقق می‌یابد، نه واقعیتی مستقل در بیرون ذهن در مقابل فردریش هگل زمان را تجلی و تحقق روح در تاریخ می‌دید، ساحتی که در آن، هستی در فرایند «شدن» و تحول مداوم آشکار می‌شود. بدین سان زمان نه فقط مقوله‌ای طبیعی، بلکه مفهومی وجود شناختی معرفت شناختی و تاریخی تلقی شده است.

در مطالعات دینی و قرآنی معاصر نیز مفهوم زمان جایگاهی محوری یافته است. مباحثی چون آخرالزمان، فرجام تاریخ، انتظار و تحقق وعده الهی، همگی بر نوعی فهم از زمان استوارند. افزون بر این، ابزارهای سنجش زمان -همچون حرکت خورشید ماه شب و روز - بارها در قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند. مفهوم «الساعه» که بعدها در فرهنگ اسلامی به معنای سنجش زمان و ساعت توسعه یافت از مهمترین مفاهیم قرآنی در حوزه زمان است. همچنین دوگانه «دنیا» و «آخرت» را می‌توان از بنیادی‌ترین مفاهیم زمانی در جهان‌بینی اسلامی دانست. تعبیر «ایام الله» نیز نمونه‌ای برجسته از زمان قدسی در قرآن کریم است؛ زمان‌هایی که حامل معنا و تجلی اراده الهی در تاریخ‌اند.

با ورود مسلمانان به عرصه تاریخ و شکل‌گیری حافظه تاریخی جامعه اسلامی زمانمندی در ساختار روایت تاریخی نیز حضوری پررنگ یافت. مسلمانان از همان آغاز، رخدادهای مربوط به بعثت، مغازی، هجرت و وفات پیامبر را در قالب توالی زمانی ثبت کردند و سپس با تأسیس تاریخ هجری نظامی مستقل برای سامان دهی زمان تاریخی پدید آوردند. پس از آن، مفاهیمی چون ایام خلافت، دوره‌های حکمرانی و رخدادهایی که با عنوان «یوم» شناخته می‌شدند، وارد ادبیات تاریخی و سیاسی اسلام شدند. در کنار این‌ها، بسیاری از مفاهیم مرتبط با زمان از سنت‌های یهودی و مسیحی به فرهنگ اسلامی راه یافت و در بستر تفکر اسلامی باز تفسیر شد.

جذابیت مفهوم زمان کارآمدی آن در تبیین پدیده‌ها و نقشی که در حل بسیاری از مسائل ذهنی و معرفتی ایفا می‌کند، سبب شده است که دامنه کاربرد آن پیوسته گسترش یابد. این گستردگی چنان است که به دشواری می‌توان مرزی روشن برای آن تصور کرد. افزون بر قرآن، در روایات اسلامی نیز مفهوم زمان و معادل‌های آن حضوری فراوان دارد و در حوزه‌هایی چون اخلاق، فقه، کلام، عرفان و تاریخ‌نگاری نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند.

پژوهش درباره زمان از منظرهای فلسفی دینی تاریخی و زبان شناختی حوزه‌ای بسیار گسترده است. با این حال آنچه به سنت اسلامی مربوط می‌شود، هنوز نیازمند کاوش‌های عمیق‌تر و روشمندتری است؛ به ویژه در قلمرو تاریخ‌نگاری اسلامی که زمان نه فقط ابزاری برای ترتیب حوادث، بلکه عنصری در فهم معنا، تداوم و تحول تاریخ تلقی می‌شود.

در این کتاب یکی از وجوه کاربرد مفهوم زمان در تاریخ‌نگاری اسلامی بررسی شده است. اهمیت این اثر تنها در تحلیل شماری از متون تاریخی اسلامی نیست بلکه در بهره‌گیری آگاهانه از پژوهش‌های جدید غربی درباره مفهوم زمان و تاریخ نیز هست، پژوهش‌هایی که می‌توانند در فهم دقیق‌تر ساختار زمانی متون اسلامی راهگشا باشند. این اثر نشان می‌دهد که بحث از زمان در تاریخ‌نگاری اسلامی تا چه اندازه گسترده و چندلایه است و ما با وجود گام‌هایی که تاکنون برداشته‌ایم، هنوز در آغاز راهی قرار داریم که از منظر زمان افقی تقریباً بی کران دارد. بی تردید هر اندازه در این زمینه به هش صورت گیرد، افق‌های تازه‌تری برای تحقیق گشوده خواهد شد.»

کتاب «از آغاز تا انجام؛ بازنمایی مفهوم زمان در تاریخ‌نگاری صدر اسلام» نوشته فاطمه سادات میررضی با مقدمه دکتر رسول جعفریان در ۲۰۴ صفحه (قطع رقعی) از سوی انتشارات سماع قلم منتشر شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها