به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، نشست «داستان در شاهنامه» به همت گروه داستان فارسی خانه فرهنگ گیلان با حضور جمعی از نویسندگان و علاقهمندان به ادبیات فارسی در فضایی صمیمی و ادبی در عمارت خانه فرهنگ گیلان برگزار شد.
گیتی تجربهکار استاد ادبیات فارسی دانشگاه گیلان، پژوهشگر و مدرس سرودههای شاهنامه فردوسی در این نشست با اشاره به جایگاه شاهنامه در فرهنگ و ادبیات ایران اظهار داشت: شاهنامه، حماسهای منظوم با نزدیک به پنجاه هزار بیت، نه فقط روایتگر تاریخ اساطیری ایران، بلکه آیینهنمای فرهنگ، خرد و اخلاق ایرانی است.
وی با تأکید بر پیشینه داستانهای شاهنامه افزود: فردوسی آفریننده تمامی داستانهای این اثر نیست، بلکه با بهرهگیری از منابع کهن؛ آنها را بازپردازی، صیقل و به نظم درآورده و از جمله این منابع میتوان به «خداینامه» به زبان پهلوی و نیز «شاهنامه ابومنصوری» اشاره کرد که در اختیار فردوسی بودهاند.
وی ادامه داد: به این ترتیب، هنر فردوسی تنها در نقل داستانهای کهن خلاصه نمیشود بلکه در شیوه پرداخت، زبان، شخصیتپردازی، روایت و تبدیل این میراث کهن به اثری ماندگار و هنری جلوهگر میشود.
تجربهکار خرد، نیکی و راستی را سه محور اساسی در بسیاری از داستانهای فردوسی خواند و گفت: فردوسی پهلوانان و قهرمانان خود را به زیور خرد و دانایی میآراید و در سراسر شاهنامه، نیکیکردن و نیکنامی جایگاهی مهم دارد.
به گفته این استاد دانشگاه گیلان؛ در سراسر شاهنامه و بهویژه در بخش پهلوانی، نوعی نبرد بنیادین میان نیروهای اهورایی و اهریمنی جریان دارد؛ نبردی که میتوان آن را در تقابل راستی و دروغ، نیکی و بدی و خرد و جهل نیز مشاهده کرد و در بخش اساطیری شاهنامه هم رویارویی میان دیوان و آدمیان از عناصر مهم داستانهاست.
وی به داستانهای عاشقانه شاهنامه نیز اشاره و خاطرنشان کرد: بسیاری از زیباترین روایتهای عاشقانه در بخش پهلوانی جای گرفتهاند؛ داستانهایی که در آنها حماسه با عشق و دلدادگی درهم میآمیزد و داستان زال و رودابه، رستم و تهمینه، بیژن و منیژه و سیاوش و فرنگیس از جمله این روایتها هستند و در بخش تاریخی نیز داستان خسرو و شیرین نمونهای برجسته از پیوند عشق، روایت و تاریخ است.
تجربهکار شاهنامه را نه فقط مجموعهای از داستانهای پهلوانی و تاریخی بلکه اثری دانست که به دلیل گستره زمانی، شخصیتپردازی عمیق و توجه به روح و روان قهرمانان، میتواند در کنار اثرگذارترین رمانهای جهان قرار گیرد.
وی ادامه داد: فردوسی با زبانی ساده، روان و در عین حال هنرمندانه، شخصیتهای خود را از درون به خواننده میشناساند و حالات روحی، تردیدها، انتخابها و کشمکشهای آنان را آشکار میکند.
وی با اشاره به توانایی فردوسی در توصیف صحنههای رزم و بزم گفت: گویی شاعر با قلمموی واژگان، صحنههای پرشور شاهنامه را نقاشی میکند از همین رو، خواننده تنها یک روایت را دنبال نمیکند بلکه در برابر تصاویری زنده از میدان نبرد، جشن، سوگ، عشق و اندوه قرار میگیرد.
این شاهنامهپژوه؛ موسیقی شعر فردوسی و هماهنگی شگفتانگیز میان آوای واژگان و معنای آنها را از دیگر ویژگیهایی ذکر کرد که به روایتهای این مجموعه کهن، قدرت و تأثیرگذاری بیشتری بخشیده است.
وی در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد: شاهنامه را میتوان داستان زندگی دانست؛ داستانی با تمام فراز و فرودهای آن و در این نگاه، قهرمانان شاهنامه نیز انسانهایی صرفاً اسطورهای و دور از تجربه انسانی نیستند بلکه با عشق، ترس، تردید، خشم، امید، شکست و انتخابهای دشوار مواجهاند و همین وجه انسانیست که سبب میشود داستانهای شاهنامه پس از گذشت قرنها همچنان برای خواننده امروز جذاب و قابل تأمل باشند.
استاد دانشگاه گیلان در تحلیل داستان رستم و سهراب، به یکی از تراژیکترین موقعیتهای شاهنامه اشاره و خاطرنشان کرد: در نبرد میان رستم و سهراب، در دل رستم نوری برای شناخت سهراب روشن شده بود اما در نهایت، تعلق خاطر او به ایران، میهن و آب و خاکش بر این شناخت غلبه کرد و همین تقابل میان عاطفه فردی و وظیفه نسبت به میهن، داستان رستم و سهراب را به یکی از عمیقترین و ماندگارترین تراژدیهای ادبیات فارسی تبدیل کرده است.
حاضران در این نشست نیز با پرداختن به شیوه داستانپردازی فردوسی، این اثر را نهتنها حافظ بخش مهمی از اسطوره، تاریخ و فرهنگ ایرانی بلکه کتابی دانستند که پس از گذشت بیش از یکهزار سال، همچنان میتواند درباره انسان، انتخاب، عشق، اخلاق، خرد و سرنوشت با مخاطب امروز سخن بگوید.
نظر شما