شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۲
«کوچه کتاب»؛ مقصدِ کتاب‌دوستان کرمانشاه

کرمانشاه- در محله نوبهار کرمانشاه، جایی که صدای ورق خوردن کتاب‌ها با صدای پای عابران در هم می‌آمیزد، «کوچه کتاب» فراتر از یک فروشگاه، به خانه‌ای برای پناه آوردنِ کتاب‌دوستان تبدیل شده است. مدیر این مجموعه با نگاهی فراتر از تجارت تلاش می‌کند با برگزاری نشست‌های تخصصی و ایجاد فضایی برای گفت‌وگو، نسل جوان را دوباره با جادوی کتاب و اصالت کلمات آشتی دهد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: در محله نوبهار کرمانشاه کتابفروشی کوچکی به نام «کوچه کتاب» چند سالی است که مأمنی برای اهالی قلم و دوست‌داران واژه‌ها است. کتابفروشی کوچه کتاب در گذرگاه‌ شلوغ کوی ۱۰۷ محله نوبهار شهر، آنجا که صدای زندگی روزمره مردم با آهنگ قدم‌های رهگذران گره خورده، سردری ساده و گرم هر رهگذری را به توقفی کوتاه دعوت می‌کند.

به محض ورود، فضای دنج و متفاوتی آدم را در بر می‌گیرد؛ قفسه‌هایی که از کف تا سقف با کتاب‌هایی در موضوعات گوناگون چیده شده‌اند، بوی خوش کاغذ و سکوتی آرامش‌بخش که میان ورق‌زدن مشتریان جریان دارد. اینجا انگار زمان کندتر می‌گذرد؛ برخی مشتریان ساعتی می‌نشینند و کتابی را ورق می‌زنند، جوان‌ها برای پیدا کردن کتابی تازه به اینجا می‌آیند، دانشجویان در گوشه‌ای با دقت یادداشت برمی‌دارند و کودکان هم با چشمانی کنجکاو میان قفسه‌های داستان‌های تصویری قدم می‌زنند.

اما آنچه «کوچه کتاب» را از یک فروشگاه ساده متمایز می‌کند، روحی است که صاحب این کتابفروشی در آن دمیده است، او که خود سال‌هاست با کتاب زندگی کرده، برای هر مشتری وقت می‌گذارد، کتابی متناسب با سلیقه و حال و هوایش پیشنهاد می‌کند و گاه چنان گفت‌وگویی میان او و خریدار شکل می‌گیرد که گویی دو دوست قدیمی درباره یک رفیق مشترک سخن می‌گویند. در این کتابفروشی، کتاب فقط کالایی برای فروش نیست بلکه پلی است برای گفت‌وگو، تبادل اندیشه و پیوند نسل‌ها.

بسیار دیده شده که اهالی محله برای رفع خستگی روزانه به اینجا سر می‌زنند، سری به قفسه‌های شعر می‌زنند و با خریدی کوچک، خاطره‌ای بزرگ با خود به خانه می‌برند.

«کوچه کتاب»؛ ایستگاهِ فرهنگی در قلب کرمانشاه

«کوچه کتاب» در واقع پایگاهی فرهنگی در دل محله نوبهار است؛ جایی که نشست‌های کتابخوانی برگزار می‌شود، نویسندگان تازه‌کار آثارشان را برای نخستین بار در آن معرفی می‌کنند و نسل تازه‌ای از کتابخوان‌ها قدم به دنیای خواندن می‌گذارند. در روزگاری که فضای مجازی و مشغله‌های روزمره فاصله آدم‌ها را از یکدیگر و از کتاب بیشتر کرده است، وجود چنین جایی در یک محله قدیمی یادآور این حقیقت است که کتاب همچنان می‌تواند گردهم‌آورنده دل‌ها باشد و کوچه‌های شهر اگر کتابی در خود داشته باشند، هرگز نمی‌میرند.

«کوچه کتاب»؛ مقصدِ کتاب‌دوستان کرمانشاه

این گزارش، روایتی است از این کتابفروشی دوست‌داشتنی؛ از داستان تأسیس آن، از تلاش‌های فرهنگی‌اش، از مشتریانی که هر روز به آن پناه می‌برند و از نقشی که «کوچه کتاب» در زنده نگه‌داشتن فرهنگ کتابخوانی در محله نوبهار کرمانشاه ایفا می‌کند.

از قفسه‌های کتاب تا دلِ مخاطبان؛ سفر به دنیای «کوچه کتاب»

مدیر کوچه کتاب با اشاره به علاقه شخصی‌اش به کتاب و کتابخوانی و اینکه از این فعالیت لذت می‌برد، گفت: از سال ۱۳۹۱ فعالیت خود را در حوزه کتاب آغاز کرده‌ و در بهمن ۱۴۰۱ با تلاش‌های فراوان توانستم کتابفروشی «کوچه کتاب» را در محله نوبهار کوچه ۱۰۷ با حمایت‌های خانواده به‌ویژه همسر و خواهرم افتتاح کنم؛ مکانی پُر رفت و آمد که می‌تواند اقشار مختلفی را گردهم جمع کند، جایی که از شنبه تا جمعه در آن حضور دارم و میزبان نشست‌های فرهنگی هستم.

شبنم آزادی با بیان اینکه شاید در این روزها که شرایط اقتصادی مناسب نیست، راه‌اندازی کتابفروشی مقرون به صرفه و اقتصادی نباشد، افزود: این کار بیش از آن که یک تصمیم اقتصادی‌ باشد یک علاقه شخصی بود و اگر به حوزه کسب و کار فکر می‌کردم، واقعاً نباید این کار را انجام می‌دادم و در شرایط فعلی جامعه شاید دیوانگی به نظر برسد اما عاشق کتاب بودم و می‌دانستم کتاب معجزه می‌کند و فقط کتاب است که از دلش چیزی در می‌آید؛ نه کافه و نه لوازم التحریر، هیچکدام تأثیری بر جامعه ندارند. متأسفانه به‌خاطر شرایط اقتصادی برای حفظ فرهنگ به یک ساختار اقتصادی قوی نیاز داریم؛ اگر اقتصاد کوچک کتاب نچرخد، بخش کتاب هم از بین می‌رود و به همین دلیل است که هر کاری می‌کنم برای همان بخشی است که کتاب دارد.

آزادی با اشاره به اینکه هم‌اکنون کوچه کتاب جای خود را در بین علاقه‌مندان و فعالان فرهنگی و حتی سایر اصناف همسایه پیدا کرده است، تصریح کرد: کتاب جای خود را بین تمام فعالیت‌ها پیدا می‌کند حتی آن شخصی که برای کافه مراجعه می‌کند، روی هر میز یک کتاب قرار داده‌ایم تا هر چند فرصت مطالعه کوتاه برای افراد مهیا باشد. در مجموع استقبال مردم خوب است؛ از کتابخانه، از برنامه‌ها و از کتابخوانی استقبال می‌شود و در حوزه کتاب هم علاقه‌مندان از این فضا و محیطی که ایجاد شده، استقبال خوبی می‌کنند و از همین بازخوردها انرژی می‌گیرم.

نشست‌هایی برای آگاهی؛ وقتی کتاب‌ها فراتر از قفسه‌ها حرف می‌زنند

مدیر کوچه کتاب با بیان اینکه این مکان صرفا فروشگاه کتاب نیست و برنامه‌های مختلف کتابخوانی با مدیریت افراد متخصص برگزار می‌شود، خاطرنشان کرد: من از بدو تأسیس اینجا و حتی زمانی که در کتابفروشی دیگر بودم، جز اولین کسانی بودم که نشست‌های فرهنگی را در کتابفروشی‌ها ایجاد کردم و اکنون از شنبه تا آخر هفته، بدون استثنا نشست‌های حافظ خوانی، مولانا خوانی، نشست روانشناسی، کسب و کار، افلاطون‌خوانی و تئاتر و گاهی سینما برگزار می‌شود و به‌علاوه نشست‌های شاهنامه‌خوانی بچه‌ها، نقاشی و یکسری کارهای فرهنگی دیگر هم داریم و برای اجرای این برنامه‌ها، افرادی را انتخاب می‌کنیم که هم سواد آکادمیک داشته باشند و هم بر موضوع تسلط کامل داشته باشند. برای نمونه حافظ‌خوانی با آقای رادفر، مولاناخوانی با آقای مروتی، نقد رمان فارسی با آقای احمدوندی که دکترای ادبیات دارند و افلاطون‌خوانی با آقای حاتمی است و همه این افراد از اساتید دانشگاه آزاد هستند. اینها آدم‌های باسواد و دغدغه‌مندی هستند، همانطور که من هیچ هزینه‌ای از مردم نمی‌گیرم آنها هم به همان شیوه عمل می‌کنند. کار آنها بسیار ارزشمندتر از کار من است، همدل با من هستند و واقعاً وقت می‌گذارند.

«کوچه کتاب»؛ مقصدِ کتاب‌دوستان کرمانشاه

آزادی در پاسخ در به این پرسش که مخاطبان این برنامه‌ها چه کسانی هستند، تصریح کرد: بسیاری از برنامه‌ها که در کتابخانه‌های دیگر اجرا می‌شوند، مستمر نیستند؛ خیلی‌ها حوصله ندارند هر هفته سرِ وقت بیایند و ارزش کار همین است که برنامه‌ مستمر باشد و بازخورد گرفته و مطالعه شود. برای نمونه در جلسات نقد رمان فارسی با آقای احمدوندی، یک داستان از خانم نسیم مرعشی را مطالعه می‌کردیم و یک ماه تمام روی همان داستان وقت می‌گذاشتیم؛ همین باعث شد جوانان و نوجوانان زیادی به برنامه بیایند. من بیشتر دغدغه بچه‌ها، نوجوانان و جوانان را دارم. برای اینکه مخاطب جوان فعال‌تر شود، دوشنبه‌ها را هم به کتابخوانی جوانان اختصاص دادم و مدیریتش را به آقای بصری سپردم؛ کسی که دغدغه فرهنگی دارد، نه دغدغه دیده شدن. از وقتی ایشان مدیریت را بر عهده گرفتند، جوان‌ها آمدند؛ درباره هری‌پاتر و چیزهای دیگر حرف می‌زدند، خودشان را موضوع را مطرح و بحث‌ها را مدیریت می‌کردند.

چرا کوچه کتاب یک تصمیم اقتصادی نیست؟

وی در پاسخ به سوال دیگری با این مضمون که ذوق‌تان در کار فرهنگی چیست، تاکید کرد: الان بیشتر ذوقم روی همین نشست‌های دوشنبه است؛ جایی که بچه‌های جوان و نوجوان می‌آیند و من می‌خواهم آنها را بیشتر با کتاب آشنا و مانوس کنم و این کارهای فرهنگی را اینجا انجام می‌دهیم که شاید در جای دیگر اصلاً نباشد. قطعاً نمی‌دانم بقیه تا کجا انجام می‌دهند ولی برآورد مالی این کار برای ما خوشایند نیست.

من هر چیز داشتم، فروختم؛ به غیر از یک حلقه ازدواج که برای خودم حفظ کردم. اجاره‌بها بسیار بالاست؛ 150 میلیون تومان فقط کرایه می‌دهیم. امیدوار بودم که قبل از جنگ کمی رشد کنیم؛ از حیطه کار و شغلم بیرون بیایم و به کار فرهنگی بچسبم و بیشتر فعالیت کتابخوانی را انجام دهم، چون یکسری نشست‌ها و همان دوشنبه‌های کتابخوانی که برای نوجوانان گذاشتم، دلم می‌خواست که اینها را با یکشنبه‌های کتابخوانی محله‌محور در جاهای دیگر گسترش بدهم برای آن‌ها که نمی‌توانند اینجا بیایند، پروژه‌های محله‌محور طراحی کنم. من حتی ایده‌ها را نوشته و دارم اما به‌خاطر دغدغه مالی نتوانستم اجرا کنم.

کوچه کتاب با تازه‌های نشر هر روز به‌روزرسانی می‌شود

مدیر کوچه کتاب با اشاره به اینکه کتاب‌های خود را از کدام انتشارات انتخاب و تهیه می‌کند، ادامه داد: من از پخش‌های بسیار بزرگ کتاب یا انتشارات بسیار بنامی خرید می‌کنم؛ یعنی نمی‌توانم سلیقه‌بندی کنم چون از هر جایگاه و علاقه‌ای مخاطب دارم. از نشر ققنوس، چشمه، خوارزمی، نشر نی و با تمام انتشارات ایران همکاری دارم. هر ماه بدون استثنا تازه‌های نشر را دارم و من بدون استثنا تازه‌های نشر را هر ماه تهیه می‌کنم؛ بعضی کتاب‌ها هم هستند که اگرچه خوابشان زیاد است اما مخاطبان خاصی دارند مثل جامعه‌شناسی، فلسفه یا بسیاری از آثار تخصصی، اینها را تهیه می‌کنم حتی با اینکه فروشش کم است و مخاطبان خاصی دارد، اما دلم می‌خواهد کتاب خوب بخرم.

در مورد مخاطبانم باید بگویم اگرچه قطعاً از تمام طیف‌ها مشتری دارم اما مخاطب رده سنی جوان زیاد دارم، برخلاف میل خیلی‌ها باید بگویم کرمانشاهی‌ها کتابخوان هستند؛ من این را به هر کسی می‌گویم باورش نمی‌شود، افرادی هستند که واقعاً خوب کتاب می‌خوانند، شاید تعدادشان زیاد نباشد اما اکثریت جامعه متأسفانه کم‌خوان هستند. البته قشر جوان رفت‌ و آمد زیادی دارد و ما سعی می‌کنیم با ایجاد جذابیت‌هایی مثل فضای کافه آن‌ها را به سمت کتاب‌خوانی ترغیب کنیم که البته این کار بسیار دشوار است. من به دنبال کسانی که کتابخوان هستند، نیستم چون آن‌ها خودشان سراغ قفسه‌ها می‌روند اما رسالت من، آشتی دادنِ افرادی است که تا به حال کتاب نخوانده‌اند یا کم می‌خوانند. هدف من این است که با یک کتاب بسیار لاغر و ساده، آن‌ها را با دنیای کتاب آشتی بدهم تا حداقل شروع به ورق زدن کنند، این افراد برای من بسیار حساس و مهم هستند.

«کوچه کتاب»؛ مقصدِ کتاب‌دوستان کرمانشاه

بحران شناخت در ادبیات فارسی تا سلطه ترجمه‌های سطحی

آزادی در پاسخ به این پرسش که شناخت مخاطب از ادبیات چگونه است و آثار ایرانی مورد توجه است یا خارجی، بیان کرد: بیشتر مخاطبان به دنبال آثار ترجمه‌شده هستند. بحث بر سر بد بودنِ آثار ایرانی نیست، بحث بر سر این است که مردم شناختی از آثار برجسته خود ندارند و در واقع با آن‌ها بیگانه شده‌اند. بسیار دردناک است که می‌بینم جوانان بزرگانی مثل حافظ و سعدی یا حتی بزرگان ادبیات کرمانشاه مثل «علی‌اشرف درویشیان» را نمی‌شناسند اما به سراغ کتاب‌های فانتزی و خارجی می‌روند. بسیاری از این کتاب‌ها در دسته ادبیات «دارک» (تیره و جنایی) قرار می‌گیرند و من وقتی می‌بینم یک جوان پتانسیلِ آسیب دیدن یا حتی داشتنِ تمایلات خشونت‌آمیز را به دلیل خواندن این کتاب‌های بی‌ارزش پیدا می‌کند واقعاً دلم می‌گیرد. متأسفانه انتشارات و ذی‌نفعان بازار با ظاهری زیبا و قیمت‌های بالا این کتاب‌های سطحی را برای جذب نوجوانان و جوانان ترجمه می‌کنند؛ کتاب‌هایی که هیچ بار ادبی یا آموزشی ندارند و فقط باعث می‌شوند آن‌ها از واقعیت فاصله بگیرند.

آشتی‌کنان با کتاب؛ رسالتِ سختِ جذبِ نسلِ دیجیتال

وی در پاسخ به این پرسش که نظرتان در مورد کتاب‌های الکترونیک چیست، افزود: رسانه‌های مجازی از کودک گرفته تا جوان، را به شدت دچار آسیب کرده‌اند. بزرگترین آسیب از بین رفتن «قدرت تمرکز» است. آن‌ها دیگر نمی‌توانند حتی دو یا سه صفحه را با تمرکز بخوانند؛ چون عادت کرده‌اند در اینستاگرام فقط مطالب کوتاه و سریع را مصرف کنند. درباره کتاب‌های دیجیتال مثل پادکست یا کتاب دیجیتال هم باید بگویم شاید برای کسانی که استطاعت مالی ندارند از نخواندن بهتر باشد اما این‌ها هرگز کسی را «کتابخوان» نمی‌کنند. کتاب‌خوانی یعنی عادتِ ورق زدن، یادداشت‌برداری زیر خطوط و مراجعه دوباره به متن، این تجربه‌ای است که در فضای دیجیتال وجود ندارد.

«کوچه کتاب»؛ مقصدِ کتاب‌دوستان کرمانشاه

من آگاهی می‌فروشم در این شغل چیزی بهتر از این نیست

آزادی تصریح کرد: بسیاری از کسانی که به اینجا می‌آیند هدفشان خرید نیست؛ آن‌ها صرفاً برای حضور در این فضا می‌آیند و خوشحالم که می‌بینم افرادی هستند که کتابی را از قفسه برمی‌دارند، در محیط آرام کافه می‌نشینند، می‌خوانند و سپس می‌روند. ما قبلاً یک «قفسه مهربانی» داشتیم حالا ما این بخش را به طبقه بالا در قسمت کافه منتقل کردیم؛ هدف من این است که حتی اگر کسی فقط یک دقیقه آن کتاب را باز کند و نگاهی به درونش بیندازد، همین برای من ارزشمند است، شاید همین یک دقیقه جرقه شروع یک مطالعه طولانی باشد.

وی در پاسخ به سوالی با این مضمون که آرزوهای بزرگ شما برای آینده «کوچه کتاب» چیست، گفت: من هر سال در روز تولدم آرزویی دارم که همواره برای خودم و همسرم بلند می‌گویم که ای کاش تمام شهرستان‌های کرمانشاه مثل خودِ کرمانشاه، کوچه کتاب داشته باشند. من می‌خواهم این مدل فرهنگی را توسعه دهم؛ با وجود تمام محدودیت‌های مالی، من به مجموعه‌ای که دارم می‌بالم. من کامل‌ترین و بهترین کتاب‌ها را در اختیار دارم و این یکی از افتخارات من است و اگر دست و بالم باز بود، می‌توانستم این فضا را بسیار فراتر از آنچه هست گسترش دهم. اگر این ملک، در مالکیت شخصی من بود و محدودیت مکانی نداشتم بسیار راحت‌تر بودم. من برای سود مالی اینجا نیستم اما یک فضای بزرگتر نیاز دارم تا بتوانم پروژه‌های توسعه‌ای‌ام را اجرا کنم؛ من در ذهن دارم که این «فرهنگ‌سرا» را بزرگتر کنم؛ فضایی که امکان برگزاری نشست‌های تخصصی بیشتر، داشتن امکانات رفاهی بهتر برای مشتریان و گسترش برنامه‌های فرهنگی را فراهم کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها