سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سیده معصومه محمدی؛ شش شهریورماه یادآور ارتحال آیتالله سیدحسن سعادت مصطفوی، استاد فلسفه و از چهرههای برجسته حکمت اسلامی در روزگار معاصر است؛ عالمی که بخش مهمی از حیات علمی خود را به آموزش، تحقیق و تبیین فلسفه اسلامی اختصاص داد و بهویژه در شناساندن حکمت سینوی و سنت مشائی نقشی قابل توجه ایفا کرد.
سعادت مصطفوی از آن دسته استادانی بود که فلسفه اسلامی را صرفاً بهعنوان مجموعهای از متون تاریخی دنبال نمیکرد، بلکه میکوشید این میراث را در فضای علمی معاصر زنده نگه دارد. اهمیت او از همین منظر است: در روزگاری که نام ابنسینا گاه در حد یک عنوان تاریخی در تاریخ فلسفه اسلامی باقی میماند، او تلاش کرد مسائل و مبانی فلسفه سینوی همچنان در متن آموزش و پژوهش فلسفی حضور داشته باشد.
او اول خرداد ۱۳۱۵ در قاین متولد شد و از کودکی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد. در ادامه، در کنار فقه و اصول، به منطق و فلسفه پرداخت و از استادانی چون آیتالله محمدتقی آملی و آیتالله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی بهره برد. مسیر علمی او البته به یک مکتب فلسفی محدود نماند و حکمت متعالیه و عرفان نظری را نیز دربرگرفت. از همین رو، تصویر دقیقتر از شخصیت علمی او، تصویر عالمی است که در نقطه اتصال چند جریان مهم فلسفه و حکمت اسلامی ایستاده بود.
با این حال، ابنسینا و حکمت مشاء جایگاه ویژهای در کار علمی او داشتند. عنوان و محتوای شماری از آثار و مقالات او نشان میدهد که فلسفه سینوی برای وی یک حوزه صرفاً تاریخی نبود. او بهطور جدی با مسائل فلسفه ابنسینا درگیر بود و کوشید آنها را با زبان پژوهش فلسفی معاصر بازخوانی کند.
از جمله آثار او در این زمینه میتوان به «شرح نمط سوم اشارات و تنبیهات ابنسینا» اشاره کرد؛ اثری که اهمیت آن را باید در چارچوب سنت طولانی شرح و تفسیر متون فلسفی ابنسینا دید. همچنین در پژوهشهای او مباحثی درباره برهان صدیقین سینوی، علم الهی و برخی مسائل بنیادین فلسفه ابنسینا دیده میشود.
در میان مقالات منتشرشده از او نیز پژوهشهایی همچون «إنیت و یقینآور بودن برهان صدیقین سینوی» و «نقدهای شیخ اشراق بر نظریه مشائیان درباره ادراک ذات» نشان میدهد که مواجهه او با فلسفه اسلامی، مواجههای صرفاً آموزشی و نقلی نبود؛ بلکه با تحلیل و ارزیابی استدلالهای فلسفی همراه بود.
از این منظر، میتوان یکی از ویژگیهای مهم کارنامه سعادت مصطفوی را تلاش برای حفظ سنت برهانی فلسفه اسلامی دانست. حکمت مشاء، بهویژه در صورت ابنسینایی آن، بر تحلیل مفهومی، استدلال و برهان تکیه دارد و مصطفوی نیز در تدریس و پژوهش خود کوشید این وجه عقلانی فلسفه اسلامی را در فضای معاصر استمرار دهد.
البته نسبت دادن تمام هویت فلسفی او به حکمت مشاء تصویری ناقص از این استاد فقید به دست میدهد. او در کنار فلسفه سینوی، با حکمت متعالیه، عرفان نظری، کلام و مباحث فلسفه دین نیز سروکار داشت. در کارنامه علمی او حتی پژوهشهایی درباره حرکت جوهری و مسائل حکمت متعالیه نیز دیده میشود.
بنابراین شاید بتوان جایگاه او را نه در قالب یک «فیلسوف مکتبی» به معنای محدود کلمه، بلکه بهعنوان حلقهای از تداوم سنت حکمی حوزه تهران در فضای علمی و دانشگاهی معاصر فهم کرد.
این ویژگی در مسیر تدریس او نیز دیده میشود. سعادت مصطفوی از استادان دانشگاه امام صادق(ع) بود و سالها در حوزه و دانشگاه به تدریس فلسفه، کلام، فقه و عرفان پرداخت. در منابع مربوط به زندگی علمی او، تدریس آثار فلسفی ابنسینا و حضورش در آموزش عالی از مهمترین بخشهای کارنامه علمی وی دانسته شده است.
اما شاید مهمتر از عناوین دانشگاهی و آثار مکتوب، نقش آموزشی او در انتقال یک سنت فکری به نسل جدید باشد. فلسفه اسلامی تا زمانی که در کلاس درس، در گفتوگوی استاد و شاگرد و در فرایند پرسش و پاسخ زنده نشود، صرفاً میراثی تاریخی باقی میماند. استادانی مانند سعادت مصطفوی این امکان را فراهم کردند که متون و مباحثی چون «شفا»، «اشارات و تنبیهات»، مباحث الهیات و مسائل فلسفه اسلامی همچنان موضوع گفتوگوی علمی قرار گیرد.
در همین نقطه است که اهمیت شخصیتهایی مانند سعادت مصطفوی برای تاریخ کتاب و اندیشه معاصر آشکار میشود. کار یک استاد فلسفه فقط تولید چند کتاب یا مقاله نیست؛ گاهی مهمترین اثر او شاگردانی هستند که یک سنت فکری را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند.
از سوی دیگر، آثار و مقالات سعادت مصطفوی نشان میدهد که او در مواجهه با میراث فلسفی، رویکردی تحلیلی داشت. پژوهشهای او درباره برهان صدیقین ابنسینا، صفات واجبالوجود، ادراک ذات و مسائل حکمت متعالیه، نشاندهنده تلاش برای ورود به خود مسائل فلسفی و بررسی استدلالهاست، نه صرفاً گزارش دیدگاه فیلسوفان.
این ویژگی، اهمیت بازخوانی میراث او را در زمانه حاضر بیشتر میکند. امروز که پرسش از نسبت سنت و تجدد، عقل و دین، فلسفه اسلامی و فلسفه معاصر و امکان گفتوگوی میان این حوزهها همچنان مطرح است، بازگشت به آثار استادانی که کوشیدهاند سنت فلسفی اسلامی را از درون بشناسند و به زبان پژوهش معاصر عرضه کنند، ضروری به نظر میرسد.
سعادت مصطفوی را میتوان در امتداد سنتی دید که از حکیمان مکتب تهران به روزگار معاصر رسیده است؛ سنتی که در آن فلسفه، فقه، کلام، عرفان و علوم اسلامی در نسبت با یکدیگر فهم میشوند و حکیم، صرفاً مدرس یک رشته دانشگاهی نیست.
از همین منظر، سالروز ارتحال او تنها مناسبتی برای یادکرد از یک استاد فقید نیست؛ بلکه فرصتی برای توجه دوباره به مسئله تداوم حکمت اسلامی در روزگار معاصر است. اینکه چگونه میتوان ابنسینا را از صفحات تاریخ فلسفه بیرون آورد و بار دیگر او را در متن پرسشهای فلسفی قرار داد؛ چگونه میتوان متون کلاسیک را بدون تقدسسازی و بدون فروکاستن آنها به آثار موزهای خواند؛ و چگونه میتوان میان میراث فلسفی گذشته و پرسشهای انسان امروز رابطهای زنده برقرار کرد.
آیتالله سیدحسن سعادت مصطفوی در ششم شهریور ۱۴۰۱ و در ۸۶سالگی از دنیا رفت. میراث سعادت مصطفوی را اما نمیتوان فقط در تاریخ وفات او خلاصه کرد. بخشی از این میراث در کتابها و مقالاتش باقی مانده و بخش مهمتر آن در نسلی از شاگردان و پژوهشگرانی ادامه یافته است که با فلسفه اسلامی و بهویژه حکمت سینوی سروکار دارند.
شاید بتوان در یک جمله جایگاه او را چنین توصیف کرد: سیدحسن سعادت مصطفوی از آن استادانی بود که کوشید حکمت ابنسینا را نه بهعنوان میراثی متعلق به گذشته، بلکه بهعنوان سنتی زنده، عقلانی و قابل گفتوگو با مسائل امروز به نسل معاصر منتقل کند.
نظر شما