سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۳
در جستجوی منابع گم‌شده در روایت‌های دیپلماتیک

عباس ملکی گفت: در مقاطعی، مخاطب کتاب تغییر می‌کند؛ مثلاً فصل پنجم کلاً توصیه است، در حالی که در بخش‌های دیگر، مخاطب مردم ایران هستند و در بخش‌های دیگر، مسئولین ایران. اگر این موضوع بهتر توضیح داده شود، مناسب‌تر خواهد بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «ایران و آمریکا؛ تعامل یا تقابل» تالیف سید حسین موسویان، استاد دانشگاه پرینستون و دیپلمات سابق با سخنرانی محمدکاظم سجادپور، استاد دانشگاه، عباس ملکی، استاد دانشگاه، مجید تفرشی، سندپژوه و تاریخ‌نگار، دیاکو حسینی، منتقد و مولف اثر در کافه خبر خبرانلاین دوشنبه 9 شهریور بررسی و رونمایی شد.

عباس ملکی، استاد دانشگاه گفت: حسین موسویان از دوستان من هستند؛ ایشان اهل کاشان‌اند و من قمی هستم، اما با هم بسیار رفیقیم و روابط خانوادگی داریم. نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که ما در ایران تا حدی اهل تعارفات و رودربایستی هستیم و به همین دلیل ممکن است متنی را برای یک کتاب بنویسیم یا سخنرانی کنیم که شبیه به انشاهای مدرسه‌ای باشد.

او افزود: به نظر من این کتاب باید به‌دقت واکاوی و موشکافی شود؛ زیرا در آینده دانشجویان بر اساس همین کتاب‌ها تحقیق می‌کنند و رساله‌های دکترا می‌نویسند. بنابراین، من با عرض معذرت از دکتر موسویان و خبرآنلاین، چند سؤال مطرح می‌کنم و معتقدم این بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که می‌توانم به دوست عزیزم درباره کتابش بدهم.

این منتقد بیان کرد: وقتی مطالعه کتاب تمام شد، با خودم پرسیدم: این کتاب چیست و مخاطبش کیست؟ آیا یک مونوگراف است یا مجموعه خاطرات، یا تحلیل سیاسی چندجانبه است و یا توصیه‌هایی برای تصمیم‌گیران ایرانی؟

ملکی گفت: اگر مخاطب کتاب ایرانی است، پس چرا بیشتر مطالبی که در آن آمده، بخش‌هایی است که دکتر موسویان برای دیگران (به اصطلاح جامعه آمریکایی) نوشته‌اند یا برای کنفرانس‌هایی که البته الحمدلله بسیار موفق بودند و اگر هدف، توصیه به تصمیم‌گیران ایرانی است، پس چرا از مبانی سیاست خارجی خودِ ایران بیشتر نوشته نشده است؟ ما بیشتر می‌خواستیم بدانیم چرا آمریکا بی‌اعتمادی کرد و چرا ما نمی‌توانیم با آن‌ها اعتماد کنیم؛ در حالی که اصلاً مگر می‌شود به کشوری اعتماد کرد؟...

او ادامه داد: نکته دوم این است که در کتاب آمده است که اوباما سیاست تعامل با ایران داشت و ترامپ سیاست فشار حداکثری را در پیش گرفت؛ این موضوع در جاهای مختلف کتاب ذکر شده، اما به نظر من (به‌ویژه در صفحه ۲۱) نمی‌توان به این سادگی گفت که کل دوره اوباما تنها سیاست تعامل بود، چرا که مثال‌های زیادی در خلاف این جهت وجود دارد. همچنین نمی‌شود گفت که دوره ترامپ صرفاً سیاست فشار بود؛ هرچند به دلیل اینکه مسئولیت در اختیار وزیر خزانه‌داری قرار گرفت، فشار حداکثری بسیار بیشتر شد، اما کسانی که در کار مذاکرات هستند می‌دانند که مسائل دیگری نیز وجود دارد و مثلاً یک جریان تعامل هم در کنار آن جاری بود.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: سومین نکته‌ای که در مورد محتوای کتاب به نظرم می‌رسد این است که دکتر موسویان، سه محور اصلی اوباما در خاورمیانه را حل مسالمت‌آمیز بحران هسته‌ای ایران، حل مناقشه اسرائیل و فلسطین و حل منازعه ایران و عربستان ذکر کرده‌اند. به نظر من، حل منازعه ایران و عربستان در دستور کار اوباما نبود؛ اگر دلایل و مورد خاصی (Case) در این زمینه وجود دارد، بهتر است در مورد آن صحبت کنیم. به هر حال، در این بخش می‌خواستم این نتیجه را بگیرم که در مقاطعی، مخاطب کتاب تغییر می‌کند؛ مثلاً فصل پنجم کلاً توصیه است، در حالی که در بخش‌های دیگر، مخاطب مردم ایران هستند و در بخش‌های دیگر، مسئولین ایران. اگر این موضوع بهتر توضیح داده شود، مناسب‌تر خواهد بود.

ملکی گفت: در مورد اشکالات و نقدهای فرمی کتاب، متوجه شدم که سه نام روی کتاب است و من کمی گیج شدم که کدام‌یک نام اصلی است؛ هرچند یکی از آن‌ها با فونت بزرگ‌تر روی جلد است، اما طراحی آن می‌توانست بهتر باشد. همچنین به نظر من، کیفیت چاپ کتاب نسبت به انتظاری که از انتشارات خبرآنلاین داشتیم، کمی پایین است. نکته سوم اینکه فهرست کتاب درست طراحی نشده و در امتداد هم نمایه نیست؛ بخشی از آن در یک صفحه و بخشی دیگر در صفحه‌ای دیگر است، در حالی که باید پشت‌سرهم و در امتداد هم باشند. علاوه بر این، اشکالات متنی نیز در کتاب دیده می‌شود.

او افزود: در کتاب نوشته شده است "امارات متحده عربی"، در حالی که اسم رسمی این کشور "امارات عربی متحده" است و اتفاقاً این مورد باعث شد من خیلی به این نکته انتقاد کنم. در جاهای مختلف غلط‌های متعددی دیده می‌شود؛ مثلاً در صفحه ۲۶، جای "ایرنا" اشتباه نوشته شده است. همچنین در برخی موارد، نام برخی از نویسندگان به‌طور کامل با حروف بزرگ (Capital) نوشته شده، در حالی که در جاهای دیگر، نام یک نفر با حرف اول بزرگ شروع شده و نام دیگری متفاوت است.

این دیپلمات پیشین عنوان کرد: نکته دیگر اینکه اگر بخش ارجاعات و رفرنس‌ها به‌درستی انجام نشده باشد، هیچ‌کس نمی‌تواند به آن شکلی که باید، از کتاب شما استفاده کند؛ زیرا منابع بسیار مهم هستند. برخی از منابع فارسی‌اند اما به انگلیسی نوشته شده‌اند، در حالی که بهتر بود به فارسی ارجاع داده شوند.

ملکی گفت: همچنین در صفحات ۴۴، ۴۵، ۴۶ و ۵۶، یعنی در حدود ۱۲ صفحه، آقای دکتر موسویان نوشته‌اند "همان منبع"؛ یعنی برای ۱۲ صفحه متوالی از یک منبع تکرار شده است که نمی‌توان این‌گونه نوشت. علاوه بر این، کتاب در انتها فهرست منابع ندارد. اگر فهرست منابع وجود داشت و به صورت مرتب (مثلاً به ترتیب الفبای انگلیسی A to Z و ابتدا منابع فارسی و سپس انگلیسی) دسته‌بندی می‌شد، وضعیت درست می‌شد. پیشنهاد من به  دکتر این است که برای چاپ دوم، حتماً این کار را به کسی بسپارند که متخصص این حوزه باشد.

او ادامه داد: برخی از مطالب نیز فاقد منبع هستند؛ نمی‌گویم اکثر آن‌ها، اما برای مثال سخنی از آقای حیدر مصلحی نقل شده است و من می‌خواستم بدانم این مطلب کجا ذکر شده است؟ تنها چیزی که فهمیدم این بود که در مشهد گفته شده، اما در کجای مشهد؟

این پژوهشگر بیان کرد: همچنین آمارهای مربوط به روابط ایران و چین در صفحه ۸۷ آمده است؛ این‌ها از کجا آمده‌اند و منبع آن‌ها چیست؟ مثلاً آیا گمرک ایران گفته، یا گمرک چین یا وزارت صنعت؟ در صفحه ۸۸، ایشان به‌شدت از آقای نقدی نقل‌قول می‌کنند؛ اما نظرات آقای نقدی از کجا آورده شده است؟ باید منبع را ببینیم تا مشخص شود درست است یا خیر. در صفحه ۹۶ نیز تعداد بازرسی‌های آژانس ذکر شده که باز هم منبع آن از جایی...» در بخش دوم کتاب، در صفحه ۱۶۸، عبارت "آمریکایی مفلوک" به کار رفته است؛ من نمی‌دانم این عبارت [یا منبع] فارسی است، انگلیسی است یا ترجمه شده است.

ملکی گفت: به نظر من سومین نکته‌ای که دکتر موسویان باید به آن توجه داشته باشند، رعایت استانداردهای آکادمیک است. برای مثال در کتاب آمده است: "تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی ایالات متحده [در مواجهه با] کشوری مانند ایران، از پیچیدگی وظایف کمتری برخوردار است". به عنوان یک پژوهشگر، معتقدم همین جمله‌ای که نوشتید (که حوزه سیاست خارجی ایالات متحده در مقایسه با ایران پیچیدگی کمتری دارد) باید اثبات شود. یعنی باید بررسی کرد که آیا سیاست خارجی آمریکا واقعاً پیچیدگی کمتری دارد یا فقط در ظاهر چنین است؛ راه حل این است که برای اثبات این مدعا، از منابع مختلف رفرنس بیاورید.

او افزود: همچنین برخی مطالب در کتاب تکرار شده‌اند که باید در چاپ جدید به این موضوع توجه شود؛ مثلاً آمارهای صفحه ۸۶ کاملاً مشابه و یکی با آمارهای صفحه ۹۴ است. در جای دیگری، اشاره به یک مقاله شده اما مشخصات آن مقاله ذکر نشده است. در فصل هفتم، مطالب به صورت "بولتی" (لیست شماره‌دار ۱، ۲، ۳ و ۴) آمده است، در حالی که منبع آن‌ها ذکر نشده و این مطالب در فصول قبلی نیز تکرار شده‌اند.

این دیپلمات پیشین بیان کرد: برخی لغات نیز به نظر من برای فضای کتاب مناسب نیستند؛ مثلاً در صفحه ۱۱۷ ذکر شده است که "آمریکا به شورای امنیت رکب زده است". من نمی‌دانم "رکب زدن" چه لغتی است؛ دیپلمات‌ها هرگز از چنین تعابیری استفاده نمی‌کنند.

ملکی گفت: در صفحه ۱۷۹، ایشان می‌فرمایند: "شاید اغراق نباشد اگر بگویم از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲، بخش مهمی از بار سنگین دیپلماسی عمومی بر دوش من بود". ایشان برای تأیید این مطلب، نامه‌ای از اردشیر زاهدی (آخرین وزیر خارجه دوران شاه و داماد ایشان) را آورده‌اند. در جاهای مختلف کتاب، ایشان از خود تعریف کرده‌اند، در حالی که آقای موسویان بسیار کار کرده‌اند و اصلاً نیازی به این تعریف‌ها نیست. [مثلاً در مورد] سفر به تهران، [در حالی که] دولت ایران باید آن را انجام می‌داد، اما ما می‌فهمیم که نباید انجام می‌داد و با این کار تهران را هم خراب کردند.

او ادامه داد: علم چنان پیشرفت کرده است که گذاشتن حتی یک "اپسیلون" (مقدار بسیار اندک) بر ستون علم، بسیار دشوار و زمان‌بر است. گاهی یک رساله یا یک مقاله، تنها یک حرف حساب یا دو جمله کلیدی دارد که سالیان سال به آن ارجاع داده می‌شود؛ برای مثال، کسی داریم که مقاله‌ای در سال ۱۹۳۱ در بخش انرژی نوشته و هنوز هم به آن مقاله ارجاع می‌دهند.

این استاد دانشگاه عنوان کرد: به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم که بیشتر به سراغ کتاب‌هایی برویم که در مورد مسئله پیچیده روابط ایران و آمریکا، بتوانیم از نظرات کارشناسان مختلف استفاده کنیم. البته این نکته را باید پذیرفت که یک سفیر، مسلط به امور یک کشور در کشور دیگر است و به قولی "رئیس‌جمهور در آن کشور" محسوب می‌شود؛ اما به نظر من، مفهومی چون روابط ایران و آمریکا، به تنهایی [توسط یک نفر] قابل بررسی نیست.

ملکی گفت: برای نمونه، کتاب آقای جان تیرمن (که خدا بیامرزد) را می‌توان ذکر کرد که من آن را ادیت کردم؛ کتابی به نام "روابط ایران و آمریکا: یک گفتگو" که توسط نشر ثالث ترجمه شده و در اینجا هم معرفی شد. به نظر من امتیاز آن کتاب این است که هر بخش توسط یک فرد متخصص نوشته شده است؛ یعنی یک نفر بخش تئوریک و دیگری بخش مربوط به کرسی‌ها را بر عهده داشت. با این روش، شاید بتوانیم ادبیات موضوع روابط ایران و آمریکا را بالا ببریم و به نتایج بهتری برسیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها