به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ خلیج گرگان، یکی از حساسترین و ارزشمندترین پهنههای آبی شمال ایران، سالهاست که در مرکز بحثهای زیستمحیطی، حقوقی و مدیریتی قرار دارد؛ پهنهای که فقط یک خلیج نیست، بلکه شبکهای پیوسته از تالاب میانکاله، خلیج گرگان و جزیره آشوراده را در بر میگیرد. این محدوده در جنوبشرقی دریای خزر واقع شده و از نظر تنوع زیستی، نقش اکولوژیک، معیشت جوامع محلی و ظرفیت گردشگری، جایگاهی بیبدیل دارد. تالابهای این منطقه در تنظیم تعادل محیطزیست، تأمین غذا و معاش، و فراهمکردن زیستگاه برای گونههای زیستی خاص نقش مهمی دارند؛ اما در سالهای اخیر، فشارهای انسانی، بهرهبرداری ناپایدار و ضعف در مدیریت هماهنگ، این مجموعه طبیعی را با تهدیدهای جدی روبهرو کرده است.

کتاب «حفاظت از خلیج گرگان: از مقرراتگذاری تا اجرا» نوشته پوریا بای با همین رویکرد به سراغ این پهنه آمده و میکوشد نشان دهد که مسئله خلیج گرگان تنها یک موضوع محیطزیستی نیست، بلکه بهطور همزمان به حقوق عمومی، مدیریت سرزمینی، معیشت بومی و آینده توسعه منطقه گره خورده است. این کتاب که در ۱۵۶ صفحه و بههمت مؤسسه فرهنگی میرداماد گرگان، انتشارات بنام منتشر شده، در دو بخش اصلی تنظیم شده است: بخش نخست به چشمانداز طبیعی و انسانی منطقه میپردازد و فصلهایی درباره ویژگیهای طبیعی خلیج گرگان، ویژگیهای انسانی منطقه و مشکلات محیطزیستی و اقتصادی تالابها دارد؛ بخش دوم نیز نظام حقوقی حفاظت و بهرهبرداری از تالابها و سپس مدیریت منطقه خلیج گرگان را بررسی میکند. همین ساختار نشان میدهد که نویسنده تلاش کرده پیوند میان طبیعت، انسان و حکمرانی را در این منطقه بهصورت یکجا ببیند.
در این کتاب، خلیج گرگان صرفاً یک عارضه جغرافیایی معرفی نمیشود، بلکه بهعنوان زیستبومی معرفی میشود که حیات آن با سرنوشت جوامع پیرامونی و فعالیتهایی مانند صید و گردشگری گره خورده است. آشوراده نیز در این میان بهعنوان جزیرهای شناختهشده برای گردشگری مطرح میشود؛ ظرفیتی که اگر با نگاه حفاظتی و توسعه پایدار همراه نباشد، خود میتواند به یکی از عوامل فشار بر محیطزیست منطقه بدل شود. نویسنده بر این نکته تأکید دارد که تالابها با همه نقشهای حیاتیشان، زمانی آسیب میبینند که بهرهبرداری از آنها بدون برنامه، بدون نظارت و بدون هماهنگی نهادی پیش برود.
یکی از مهمترین چالشهایی که کتاب برجسته میکند، نبود مدیریت یکپارچه در خلیج گرگان است. این پهنه میان دو استان گلستان و مازندران گسترده شده، اما سازوکارهای مدیریتی در عمل هماهنگ و منسجم نیستند. نتیجه چنین وضعی، تشدید مشکلات حفاظت محیطزیست، صید، گردشگری و بهرهبرداری از منابع طبیعی است. کتاب تصریح میکند که هر سال بخش بیشتری از تالابها خشک و آلوده میشود و این روند، هم طبیعت و هم زندگی مردم محلی را تهدید میکند. از همین رو، پیام اصلی اثر روشن است: برای نجات خلیج گرگان، صرف وجود قانون کافی نیست؛ باید مقرراتی متناسب با ویژگیهای بومی، مدیریت یکپارچه، و مشارکت واقعی نهادهای عمومی و مردم محلی شکل بگیرد.
از این منظر، «حفاظت از خلیج گرگان: از مقرراتگذاری تا اجرا» فقط یک گزارش درباره بحران نیست، بلکه تلاشی است برای صورتبندی یک مسئله ملی. خلیج گرگان از آن دست موضوعاتی است که هنوز به تولید محتوا، پژوهش، کتاب و روایتهای تخصصی بیشتری نیاز دارد؛ زیرا تا وقتی درباره اهمیت تاریخی، زیستمحیطی و حقوقی آن به زبان دقیق و عمومی نوشته نشود، امکان جلب توجه عمومی و شکلدادن به مطالبهگری مؤثر هم محدود میماند. این کتاب در همین نقطه اهمیت پیدا میکند: یادآوری اینکه حفاظت از خلیج گرگان، حفاظت از یک پهنه آبی نیست، بلکه پاسداری از بخشی از حافظه طبیعی و آینده زیستی شمال ایران است.
نظر شما