سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - خدیجه سلمانی سولا: تابستان امسال شاهد چاپ کتابی بودیم که حاصل سالها تحقیق میدانی حیدر محمدیان اردی، مطبوعاتپژوه و ایرانشناس اردبیلی است. شاید به جرأت بتوان گفت که کتاب «تاریخ جودت، ناگفتههای چاپخانه و روزنامه اردبیل»، قابل استنادترین کتاب از تاریخ اردبیل بین سالهای ۱۳۰۶ تا ۱۳۲۵ است و مرجع و منبع مهم و دست اولی از تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن روزهای اردبیل بشمار میآید.
کتابهای «پیشگامان چاپ اردبیل»، «تاریخ هنر صحافی و مجلدسازی اردبیل»، «خاطرات یک خبرنگار»، «صحافخانه سرای حاج احمد» از جمله فعالیتهای حیدر محمدیان اردی است؛ اما اغلب او را با یک کتاب خاص میشناسند؛ «تاریخ مطبوعات اردبیل». کتابی که سال ۱۳۸۰ از او منتشر شد و آوازه تحقیقات علمی و میدانی این نویسنده، او را در زمره «تاریخ مطبوعات پژوهان ایران» قرار داد.
«روز صنعت چاپ» بهانهای شد تا با صاحب «مجموعه موزهای چاپ و مطبوعات اردبیل» و نویسنده کتاب «تاریخ جودت» گفتوگو کنیم. نویسنده در این گفتوگو، این کتاب تازه متولد شده را معرفی کرده است.
از مشخصات ظاهری کتاب و علت نامگذاری آن را بگویید؟
کتاب «تاریخ جودت» کتابی است در قطع پالتویی با ۱۴۰ صفحه که شامل ۲۳ موضوع مختلف از چاپخانه، روزنامه و شرح زندگی و خدمات «حسن جودت» است. در حقیقت این کتاب مجموعه مطالب دو کتاب «تاریخ مطبوعات اردبیل» و «پیشگامان چاپ اردبیل» به همراه ناگفتهها، اسناد و عکسهای جدید فراهم شده بعد از سال ۱۳۸۰ است.
از ابتدا گردآوری مطالب در سال ۱۳۹۹ تصمیم شخصی بر این بود که نام کتاب «خاندان جودت» باشد، اما نظر دوستان محقق بنده بر این بود که در عنوان کتاب کلمه «تاریخ» باشد و به نظر من شاید «تاریخ جودت» بهتر از «خاندان جودت» است. البته کتاب دیگری از همین موضوع چاپخانه و روزنامه جودت هم آماده شده که با نام «اردبیل در اخبار روزنامه جودت، ۱۳۲۵ – ۱۳۰۶» مهمترین خبرهای این روزنامه محلی اردبیل را شامل میشود.

حسن جودت کیست؟
«حسن جودت» از مهمترین بازیگران تاریخ معاصر اردبیل در تیرماه ۱۲۷۴ خورشیدی در کوچه میزان محله قنبلان اردبیل به دنیا آمد. چاپخانهدار و روزنامهنگاری بود که حدود بیست سال «چاپخانه جودت و روزنامه جودت» را در اردبیل اداره کرد و برای مردم راه و آیندهای روشن را متصور شد و در پایان همه هستی خود را در قمار فرقه دمکرات آذربایجان باخت و در نهایت غریبانه و دور از زادگاهش چشم از جهان فرو بست. در برخی از کتابها و مقالات، نویسندگان و سخنرانان درباره دو شخصیت «حسن جودت و حسین جودت» دچار اشتباه فاحشی میشوند و متاسفانه در تناقض حرفهایی مینویسند و میگویند که با واقعیت بسیار متفاوت است. هر دو آقایان «حسن و حسین جودت» تقریباً در یک مسیر مشابه هم به دنبال حزب توده و فرقه دمکرات آذربایجان بودند و سرنوشت ناگواری را برای خود رقم زدند. «حسین جودت» نویسنده، روزنامهنگار، مترجم و فعال سیاسی و از ارکان مهم حزب توده ایران بود که زندگی پرماجرایی داشت و تا آخر عمر در مرامش ایستادگی کرد و پس از انحلال و غیرقانونی شدن فعالیت حزب توده در اردیبهشت ۱۳۶۱ دستگیر شد و در ۹۶ سالگی (۱۳ بهمن ۱۳۶۸) در زندان اوین از دنیا رفت.
جودت چه جایگاهی در تاریخ چاپ و کتابفروشی اردبیل و آذربایجان داشت؟
پدر حسن جودت «حاج محمدحسین» از تجار مشهور اردبیل بود که با روسیه و قفقاز ارتباط داشت و همین روابط شخصیت آیندهنگری در روحیه او به وجود آورد و او را متوجه ساخت که جهان در حال مدرنیته شدن است و با آغاز مشروطه در مملکت، دستور شاه و حاکمان جای خود را به قوانین اداری مجلس شورای ملی میدهد، به همین جهت از سال ۱۳۰۳ «بنگاه جودت» را برای رفع نیازهای دوایر دولتی با عمده فروشی کاغذ و نوشتافزار در راسته بازار اردبیل پایهگذاری کرد و کتابفروشی جودت نیز یکی از ارکان اصلی همین بنگاه بود. بنگاه در آن زمان برخلاف امروز که به اجاره یا فروش ماشین و ملک اطلاق میشود، به تشکیلات اداری منسجم بازرگانی که دارای دفاتر حسابرسی و تجاری مهم بود، گفته میشد.
در سال ۱۳۰۴ او به همراه برادرانش ماشینآلات و وسایل یک چاپخانه مجهز را خریداری کردند. راهاندازی چاپخانه همگام با تحولات جهان بود و آنها دوست داشتند تا اردبیل هم از قافله پیشرفت شهرهای بزرگ کشور عقب نماند. راهاندازی این چاپخانه در سال ۱۳۰۵ و وجود چنین بنگاهی با تشکیلات مختلف، کافی بود تا فکر تأسیس روزنامهای ذهن جوانان علاقمند فرهنگ را به خود مشغول نماید.
او به عنوان اولین روزنامهنگارهای اردبیل شناخته میشود در اینباره بگویید.
مجوز انتشار روزنامه «جودت» به صاحب امتیازی «میرزا غلامحسین» معروف به غلامحسین حبیبالهی در ۱۳ تیر ۱۳۰۶ صادر و شماره نخست این روزنامه در روز دوشنبه ۱۶ مرداد به مدیرمسئولی حسن جودت چاپ شد.
با احداث خیابان پهلوی در سال ۱۳۰۹ جودت چهار مغازه متصل را در سرچشمه خریداری کرد و علاوه بر تجارتخانه، دفتر چاپخانه و روزنامه، قسمتهای مختلفی چون ماشین چاپ، ماشین برش، حروفچینی، فرمبندی و انبار کاغذ را به این مغازهها منتقل کرد. از سال ۱۳۰۹ عدهای در حدود اردبیل، نمین، آستارا و پیلهسوار به اتهام راهاندازی عقاید کمونیستی دستگیر میشوند که از آن جمله حسن جودت، پدر و دو برادرش بودند که به بازداشتگاه شهربانی تهران منتقل شدند، اما بعد از مدت کوتاهی آزاد شدند.
عاقبت این بنگاه و کتابفروشی چه شد؟
کتابفروشی جودت که از سال ۱۳۰۳ در «راسته بازار» روبروی «خراطا بازار» شروع به فعالیت کرده بود، در سال ۱۳۱۲ به برادرش حاج علی نجات واگذار شد. بعد از وقایع سوم شهریور ۱۳۲۰ و تعرض روسها به خاک کشور، جودت به جهت جایگاه مردمیاش در دام آنها گرفتار شد و از ارکان اصلی فرقه دمکرات آذربایجان شد و حتی تا مقام معاونت ریاست مجلس آذربایجان و وزارت کار هم رسید.
در سال ۱۳۲۴ با حمایت فرقه دمکرات آذربایجان برای توسعه چاپخانه و انتشار روزنامه و نیز چاپ اعلانات فرقه، ماشین چاپ مجهزی در چاپخانه جودت نصب شد. در ۱۹ آذر ۱۳۲۵ لشگر قوام وارد آذربایجان شد، دو روز بعد تشکیلات فرقه دمکرات آذربایجان از هم پاشید و بیشتر سران آن به اتحاد جماهیر شوروی گریختند. با سقوط فرقه دمکرات، صبح روز پنجشنبه ۲۱ آذر در اردبیل آشوب و بلوا به راه افتاد. فدائیان از اردبیل فراری شدند و بیشتر آنهایی که در شهر مانده بودند، کشته شدند و در این زمان چاپخانه مورد قهر قرار گرفته و طعمه حریق شد، ماشینآلات چاپخانه شکسته و به آتش کشیده شد و بیشتر وسایل آن به یغما رفت.
اکنون اثر یا نشانهای از این چاپخانه وجود دارد؟
بعد از آتشسوزی، کسی از آن چاپخانه دست خالی بر نمیگشت، یکی درِ چوبی چاپخانه را به کول گرفته میبرد، عدهای حروف سربیاش را غارت کردند و عدهای دیگر هم با کلنگ به جان دستگاه چاپ، برش و پرس افتاده و آنها را شکستند و بدین شکل با خاموش شدن شعلههای آتش چاپخانه، برای مدتها صدای روزنامهنگاری در اردبیل هم خاموش شد. در این چاپخانه علاوه بر چاپ کتابچههای بسیار، دو جلد کتاب به نامهای «قانون دهبانی» در سال ۱۳۱۹ و «سفر ۱۵ روزه باکو» به قلم حسن جودت در سال ۱۳۲۴ چاپ شده است.
بعد از سقوط فرقه دمکرات آذربایجان در ۲۱ آذر هم، جودت از وطن فرار نکرد و در آذربایجان ماند تا اینکه در خرداد ۱۳۲۶ دستگیر و زندانی شد. او بعد از چند ماه شامل عفو عمومی شد و راه تهران را در پیش گرفت و ساکن آنجا شد و تا آخر عمر از چاپ، روزنامهنگاری و سیاست دوری کرد و در نهایت سوم آذر ۱۳۴۶ دار فانی را وداع گفت و در جوار امامزاده عبدالله شهر ری به خاک سپرده شد.
در آن دوران نبود آگهی و تبلیغات چگونه چاپخانه و روزنامه جودت بیست سال دوام آورد؟
تا اواسط سال ۱۳۱۲ روزنامه جودت چندان درآمد خاصی نداشت و چنانکه چاپخانه جودت متعلق به شخص دیگری بود، انتشار آن به یقین با مشکل روبهرو میشد. چرا که حسن جودت به سختی میتوانست هزینه چاپ روزنامه را تأمین کند، از یک طرف تبلیغات در مطبوعات جایگاهی نداشت و از طرفی دیگر هزینه کاغذ بالا بود. چون این چاپخانه متعلق به خود آنها بود، تنها هزینه کارگران حروفچینی و کاغذ و جوهر بر دوش روزنامه سنگینی میکرد که آن هم تا حدودی تأمین میشد.

تیراژ این روزنامه چگونه بود؟
از سال ۱۳۱۲ به بعد با تشکیل اداره ثبت اسناد در اردبیل و چاپ آگهیهای مختلف، هزینه روزنامه تا حدودی تامین شد و مشکل مالی روزنامه تا حدودی رفع شد. روزنامه جودت در ۴ یا ۸ صفحه و گاه در شمارههای فوقالعاده ثبتی به ۱۲، ۳۰، ۳۶، ۵۰ و حتی ۵۴ نیز افزایش مییافت. از سال ۱۳۱۶ با خرید مقدار زیادی حروف سربی چاپ و انتشار روزنامه دچار تحول کلی شده و بنابه نوشته شماره ۶۰۲ (شنبه ۱۱ دی ۱۳۱۶) روزنامه جودت از دو شماره به سه شماره در هفته رسید. دو سال بعد جودت اقدام به خرید دستگاه جدید چاپ نیمه اتوماتیک کرد تا نشر روزنامه که به دلیل کمبود ماشین چاپ، گاه به دو شماره تقلیل مییافت، در سه شماره ثابت بماند. اما به ناگاه در اواخر سال ۱۳۱۸ کاغذ گران شد. جودت نامهای به فرماندار نوشته و شرحی از افزایش هزینههای چاپ و به خصوص گرانی کاغذ و بحران مالی روزنامه را یادآور شد و خواست تا شرایطی را فراهم سازند که آگهیهای دولتی در همین روزنامه چاپ شود. در هشتم دیماه در نامه دیگری به فرماندار اردبیل خواست تا در جلسه شورای اداری به ادارات و نهادهای دولتی آنها را ملزم نماید تا اخبار خود را به روزنامه جودت ارسال کنند.
به دنبال آن در ۱۳ دی ۱۳۱۸ جودت نامهای دیگر به رئیس فرهنگ و اوقاف شهرستان نوشته و هزینه هنگفت چاپ روزنامه را متذکر شده و میخواهد که تا چارهای برای چاپ و الصاق آگهیهای اداری که در چندین نسخه محدود در معابر و چهار سوقهای بازار الصاق میشد، اندیشیده شود. در ضمن آن از رئیس فرهنگی میخواهد تا آگهیهای مناقصه اجاره املاک اوقاف که چند سالی بود در اختیار این روزنامه قرار نمیگرفت برای تامین بخشی از هزینههای روزنامه با کمترین قیمت و پنجاه نسخه مجانی به این روزنامه سپرده شود.
از خانواده جودت کسی در چاپخانه و روزنامه فعالیت داشت؟
غلامحسین حبیبالهی سومین فرزند حاج محمدحسین بعد از نجات و جودت و صاحب امتیاز روزنامه بود که مقالاتی در روزنامه چاپ میکرد. نام غلامحسین برای نخستین بار با قضیه خرید بیشهزاری که «حصارلی باغ» خوانده میشد با احداث باغ ملی در سمت غربی «نارینقلعه» اردبیل در سال ۱۳۰۳ همراه است. صاحب محل باغ ملی مرحوم حاجی حبیب خوئی بود که با همت شادروان سرهنگ غلامعلیخان، فرماندار و فرمانده وقت پادگان اردبیل، زمین برای بلدیه خریداری شد.
در سال ۱۳۰۶ وی درخواست مجوز روزنامهای برای اردبیل میکند و امتیاز «روزنامه جودت» در ۱۲ تیر ۱۳۰۶ صادر و شماره نخست آن در ۱۶ مرداد همان سال به نام وی و مدیرمسئولی حسن جودت منتشر میشود.
چه بر سر این تیم جدید آمد؟
شرایط مرزی بودن منطقه با شوروی و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی وی باعث شد تا او در سال ۱۳۰۹ به اتهام کمونیستی بودن به همراه پدرش حاج محمدحسین و برادرانش حسن جودت و نصرت حبیبالهی تحت تعقیب قرار گیرد و برای بازجویی به تهران و تبریز فراخوانده شوند. قبل از وقایع شهریور 20، غلامحسین مدتی کارمند شهرداری تهران شد، سپس به اداره خواربار رفت و در نهایت در سال ۱۳۱۸ برای مدت یک سال بخشدار خلخال و با حفظ سمت شهردار هروآباد شد.
در سال ۱۳۲۱ استانداری استان سومین بار وی را برای بخشداری خلخال به وزارت کشور معرفی کرد؛ اما وزارت کشور موافقت نکرد و حکمی برای وی صادر نشد. اشتغال جودت در امور فرقه باعث شد تا از بهمن ۱۳۲۴ عنوان مدیرمسئول از روزنامه حذف و تنها نام غلامحسین حبیبالهی به عنوان صاحب امتیاز و سردبیر در شناسنامه روزنامه درج شود. بعد از سقوط فرقه، غلامحسین هم به وزارت کشور در تهران رفت و در کمسیون عفو و بخشودگی وزارت کشور ماموریت ویژهای برای پروندههای فدائیان فرقه یافت و در آنجا برای رهای برادرش جودت تلاشهای بسیاری را انجام داد. غلامحسین در چهارصد دستگاه منزلی خریده و ساکن تهران شده بود و در سوم آذر ۱۳۵۴ فوت کرد و در قبرستان ابن بابویه شهر ری به خاک سپرده شد.

کار چاپخانه را به چه کسی واگذار شد؟
نصرت حبیبالهی که او را در خانواده، «پاپا» میخواندند در سال ۱۲۷۹ در اردبیل متولد شد. در دوره حکومت رضاشاه به کار وکالت مشغول بود، بعد از شهریور ۱۳۲۰ به حزب توده پیوست و نقش بسیار پررنگی در روزنامه یافت و با قلمی شیوا، مقالات سیاسی تندی به زبان فارسی و ترکی نوشت و مسئولیت هیئت تحریریه را برعهده گرفت. اکثر سرمقالههای آخرین سالهای روزنامه جودت به قلم او به رشته تحریر درآمده است. وی همچنین با روزنامههای دیگری همچون آذربایجان هم همکاری میکرد. نصرت بعد از سقوط فرقه به تهران تبعید شد و در آنجا به کارهای پیمانکاری روی آورد و در نهایت ۱۹ شهریور ۱۳۶۶ در تهران از دنیا رفت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
این میراث به چه کسی رسید؟
رحمت حبیبالهی متولد ۱۲۹۵ اردبیل است که مدتهای مدیدی در چاپخانه جودت فعالیت داشته و سپس به استخدام بانک ملی ایران شعبه اردبیل درآمد. بعد از شکست فرقه دمکرات آذربایجان به تهران تبعید شد و همزمان با دیگر برادرانش راه غربت را در پیش گرفته و برای همیشه در آنجا ماندگار شد. او در بین سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵ به اتهام همکاری با حزب توده دستگیر و در تهران زندانی شد، بعد از رهایی از زندان به شغل پیمانکاری روی آورد. رحمتآقا در سال ۱۳۷۵ در تهران فوت کرد.
بالاخره کار بنگاه جودت به کجا رسید؟
بیتاله حبیبالهی کوچکترین فرزند خانواده بود و چندان عمر زیادی نکرد، ایام جوانی خود را به تحصیل علوم پرداخت و دارای تحصیلات عالیه و مسلط به زبان فرانسه و روسی بود. بهتر شدن کیفیت مطالب روزنامه جودت بین سالهای ۲۴ و ۲۵ مدیون زحمات همین بیتاله است که در عرض یکی دو سال مسئولیت اداره بخشی از روزنامه را عهدهدار بود و آن را به حد مطلوب و قابل قبولی ارتقاء داد. او وارد کارهای فرقه دمکرات آذربایجان نشد و حتی بعد از فروپاشی فرقه کسی با او کاری نداشت و با وجود آنکه برادرانش متواری بودند، وی به راحتی در شهر تردد میکرد. بعد وفات پدرش حاج محمدحسین در سال ۱۳۲۹ او نیز در همین سال بدون اینکه ازدواج کرده باشد، چشم از جهان فرو بست.
از اولین حروفچین این طایفه بگویید و کار چاپ به کجا رسید؟
میرحمداله قاضیزاده متولد ۱۲۸۵ خورشیدی، اولین اردبیلی در حرفه حروفچینی است که در مکتبخانه «میرعبدالله فرهنگ» با شیوه و اصول نوین تحصیل کرده و به قول خودش در این مکتبخانه از «میرزا علی تربیت» خلیفه مدرسه بهرههای بسیار برده بود. با تأسیس چاپخانه جودت قاضیزاده که پسرخاله جودت بود و بعدها با دختر حاج علی نجات برادر جودت وصلت کرد، بهتر میتوانست در ابتدای کار با اعتمادی که به او داشتند در چاپخانه کار کند و بدین منظور با دایر شدن دستگاه چاپ او هم در آنجا مشغول شد. بعد از شش ماه کار در کنار حروفچینی و فرمبندی که از تبریز آمده بود، او شیوههای کار را فرا گرفته و با رفتن وی امور چاپخانه را بدست گرفت. در سال ۱۳۱۷ به عنوان منشی فرمانداری استخدام شد، اما پنج سال بعد به حسابداری شهرداری منتقل و در نهایت سال ۱۳۵۰ بازنشسته شد. وی در سوم آبان ۱۳۷۵ وفات یافته و در آرامستان غریبان آرمید.
چاپخانه و بنگاه جودت چه نقشی در تنویر افکار عمومی داشت؟
ارزش کار حسن جودت در چاپخانه و روزنامه جودت در این سالها برای منطقه شرق آذربایجان بسیار ارزشمند است. کاری که او برای اردبیل کرد، هیچ کس نکرد و هیچ شخصی در انتشار نشریهای یا تاسیس چاپخانه مدرن تا سالها بعد قدمی برنداشت، در زمانی که از فرهنگ مکتوب در این منطقه خبری نبود، او علاوه بر خبررسانی، تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم منطقه را به نحوی در این نشریه گردآوری و چاپ کرده و یادگاری ارزشمند برای نسلهای بعد گذاشت.
نویسندگان روزنامه جودت چه کسانی بودند؟
طی دو دهه فعالیت نویسندگان و هیئت تحریریه روزنامه جودت را در بخشهای اجتماعی و مذهبی عبدالحمید صادقی علومی و حجتالاسلام مجتهد عربباغی (ارومیه)، در بخش فکاهی احمدآقا صدر معروف به حاجی مرحبا، در شعر و ادبیات ترکی و فارسی یوسف ضیاء (دلخون)، زینالعابدین ادیب، جلیل شیدائی، یوسف بهجت خامهیار تبریزی، ابراهیم ذاکر، بالاش آذراوغلی، احمد مستوفیزاده معروف به خلیلخزان، م.جودی، شارقی خلخالی، گلشن، شیخ کریم مؤذن، شکور آستارائی و ضیاء آستارائی تشکیل میدادند.
در سالهای آخر انتشار روزنامه جودت، نوشتهها و ترجمههای دکتر پیر (ترکی)، ط. فرخزاده (ترکی)، دکتر علوی رئیس بیمارستان شیر و خورشید (پزشکی)، چشمآذر (ترجمه)، ع. طهوری (سیاسی)، تیمور هاشمی (اجتماعی)، سیدرسول رئیسی قهرمان هالتر (ورزش)، رضا سیدحسینی و عبداله توکل (فرانسه به فارسی) چاپ میشد و طبق اسناد موجود مخبری و نمایندگی روزنامه جودت را در دهه بیست در آستارا محمد شمسی و در مشگینشهر اسماعیل ذبیحی برعهده داشتند.

در تکمیل کتاب چه کسانی از خانواده و آشنایان جودت به شما کمک کردند؟
مستندات و مطالب این کتاب به حتم مدیون مرحوم رحمت حبیبالهی و پرویز جوادخانی و عظیم محمودی ارشادی است که شرایط را برای گردآوری مطالب فراهم آوردند و باید که به نیکی از این عزیزان یاد کرد. با نهایت احترام از دوست محترم و علاقمند تاریخ و فرهنگ، اسدالله فرجیالهی (حجتآقا) که تصاویر جدیدی را در اختیار راقم این سطور قرار دادند، از صمیم قلب تشکر میکنم. آنچه که نباید از آن چشم پوشید، گفتوگوهای مداوم چند ساله با شادروان محمد ذکری مدیر روزنامه دامنحق و سردفتر دفترخانه شماره ۱۷ است که به عنوان مرجع مهم و مطلع قابل اعتماد مطالبی از وی نقل شده و به حتم بر مستندات تاریخ شفاهی کتاب حاضر افزوده است. در ضمن همکاریهای دو برادر آقایان غلامرضا و طه قاضیزاده و همچنین علی چشمهنور مدیر انتشارات چشمهنور که زحمت چاپ این اثر را کشیده اند، قابل تقدیر است.
باید اذعان کنم متاسفانه برای این کتاب تاریخی که سرگذشت یک خاندان بزرگ است، مستندات و مطالب ارزشمندی ارائه شده و از خانواده شخص جودت هیچ کدام علاقهای برای تکمیل مطالب از خود نشان ندادند.
به گزارش ایبنا؛ حیدر محمدیان اردی، نویسنده کتاب «تاریخ جودت، ناگفتههای چاپخانه و روزنامه اردبیل»، متولد یکم مرداد ۱۳۵۳ است، او موسس مجموعه موزهای چاپ و مطبوعات اردبیل است. مجموعهای که سالیان سال، تحقیق و پژوهش وی این موزه چاپ را به وجود آورده و علاوه بر ماشین آلات و وسایل چاپ، دستگاههای صحافی سنتی، کتابهای چاپ سربی اردبیل، نسخ خطی کاتبان اردبیلی، عکسهای قدیمی خبری اردبیل، کارتهای خبرنگاری، روزنامهها و مجلات چاپ اردبیل و وسایل شخصی شعرا و نویسندگان اردبیلی را در آن گرد آورده و بخشی از آنها به امانت در عمارت شهرداری اردبیل پذیرای بازدیدکنندگان علاقهمند است.
نظر شما