سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - رویا سلیمی؛ پرداختن به شخصیتهای موثر سیاسی، همواره یکی از راههای شناخت تاریخی است که چندان از عمرش نمیگذرد. شناختی که از پی بررسی رویدادهای اشخاص درگیر در اتفاقات تاریخی، جنبههای مغفول و کمتر پرداخته شده از واقعه عموما روشن و هویدا میشود. حسین شاهحسینی عضو شورای مرکزی جبهه ملی، نخستین رئیس کمیته ملی المپیک بعد از انقلاب و از چهره های مطرح و موثری که در متن و حاشیه اتفاقات مهم سیاسی حضور داشته است. پرداختن به شخصیت او میتواند شناخت ثانویه را به اتفاقات تاریخ معاصر ایران حاصل کند.
فیلم مستند «بچه اودلاجان» به کارگردانی منوچهر مشیری و تهیهکنندگی سعید رشتیان، پرترهای از زندگی حسین شاه حسینی است. کسی که سوابق مبارزاتی او در قبل و بعد از انقلاب او را به شخصیتی قابل مطالعه بدل کرده است. مستند با چند ابزار به معرفی سوژه پرداخته و این ابزارها با رویکرد مستندساز در ارائه تصویر مورد نظر خود از شاهحسینی منطبق است. گفتوگو با دو فرزند شاهحسینی به عنوان اصلی ترین منبعی است که در مستند برای ارائه روایت مورد نظر از آن استفاده میشود. دو شخصیتی که هر کدام به فراخور دانش و بینش سیاسی و اجتماعی خود به برخی خاطرات از زندگی پر فراز و نشیب شاه حسینی میپردازند.
خاطراتی که سویه و نگاهی مشخص و محدود را از سیر سیاسی زندگی شخصیت دربردارد. آنها در روایت خود تمرکز صرف را بر بیان اتفاقاتی میگذارند که پدرشان را در مقام مبارزی خستگی ناپذیر چه قبل و چه بعد از انقلاب نشان میدهد. نوع دستگیری، بازجویی و مخاطراتی که شاهحسینی در مسیر مبارزاتی خود داشته از دید دختر و پسری روایت میشود که رویکرد تک ساحتی خود را در معرفی پدرشان برگزیده و تنها به بازگویی خاطراتی بسنده میکنند که او را در مقام مبارزی همواره تحت شکنجه نشان میدهد. این رویکرد البته که بخشی از زندگی و فعالیت اجتنابناپذیر شاهحسینی را در روند مبارزاتیاش نشان می دهد؛ اما تنها بخشی از مجموع فعالیت، شخصیت، دستاورد و نگاه او از سالهای ملی شدن صنعت نفت تا روزهای پایانی عمرش است. ضمن اینکه روایت این دو نمیتواند به عنوان سندی برای استفاده تاریخنگاران مورد استفاده قرار گیرد.
خاطراتی از تنها یک کتاب
هر چند بیان خاطراتی تلخ و شیرین از زندگی سوژه با نگاه نزدیکان میتواند بخشی از کار محقق در شناخت شخصیت باشد، اما تنها بخش کوچکی از واقعیت است. این بخش کوچک، بیشترین سهم از فیلم مشیری را به خود اختصاص داده است. در کنار این مصاحبهها، نریتور نیز در میانه پلانهای متعدد از زبان شاه حسینی به بیان بخشی از خاطرات او می پردازد. خاطراتی که از کتاب «هفتاد سال پایداری» نوشته امیر طیرانی گرفته شده است. در تیتراژ فیلم نیز این کتاب تنها منبعی است که فیلمساز برای تکمیل روایت خود در کنار مصاحبه با دو فرزند شاهحسینی از آن بهره برده است.
این کتاب در دو جلد حاصل بیش از ۴۰ جلسه گفتوگو در قالب تاریخ شفاهی است. جلد نخست آن به خاطرات او از دوران کودکی تا سال ۱۳۶۰ اختصاص دارد که در سال ۱۳۸۶ از سوی انتشارات چاپخش منتشر شد. جلد دوم این کتاب نیز به روایت خاطرات چهرههای سیاسی از زبان شاه حسینی پرداخته است. درواقع تنها منبع قابل استناد فیلم، استفاده برخی اطلاعاتی است که از کتاب طیرانی گرفته شده است. بهرهگیری از تنها یک منبع برای روایت پرتره شخصیتی که حوزه فعالیت و اقداماتش محدود به جریان و تاریخ مشخصی نمیشود، نقطه ضعف دیگری است که شناخت مخاطب را نسبت به سوژه ناقص میگذارد.
شاید این کتاب یکی از مهمترین منابع قابل رجوع برای استفاده در روایت باشد، اما اکتفا به یک کتاب در بررسی شخصیتی تاریخی و سیاسی به اشباع در شناخت آن نمیانجامد. ضمن اینکه فرصت کوتاه فیلم در استفاده از این منبع نیز عامل دیگری در روایت تک بعدی مستندساز است. در این میان آنچه در فرصت کم حائز اهمیت خواهد بود، انتخاب و گزیده گویی از میان انبوه اطلاعاتی است که در میان خاطرات و گفتارهای شاه حسینی و اطرافیانش مطرح میشود. بیشتر این گفتهها و شنیدهها بدون بهرهبرداری درست و توضیح کافی به شکلی شتابزده طرح میشود. مسائلی مانند گرایش پدر شاه حسینی به سوسیالیستها و در ادامه علاقه شخص او به این ایدئولوژی، در حد چند روایت از زبان نریتور بیان شده و به سرعت موضوعات دیگر مطرح میشود.
برخورد گزینشی با اسناد
این گرایش در کنار شکنجه پدر شاه حسینی در عصر پهلوی اول، نقش و جایگاه او در جنبشهای سوسیالیستی و علقههای مذهبی و دینی این خانواده و تاثیر آن بر انتخاب مبارزه با رژیم شاه از نکات بسیار مهمی است که مستند آنها را نادیده میگیرد. ضمن اینکه علت پیوستن به جبهه ملی و ماندن پای موازین و آرمان های آن تا پایان عمر نیز سوالات بسیاری را در ذهن مخاطب باقی میگذارد.
آنچه بیش از هر چیز مستند را از ارائه تصویری کامل و جامع از شخصیت و فعالیت های حسین شاه حسینی باز می دارد، گرایش مستندساز به یک قرائت مشخص و چیدن پازل های مورد نظر در رسیدن به شمایلی است که او دوست دارد از سوژه ارائه دهد. در حالی که محقق در میدان تحقیق فارغ از علاقه و گرایش خاص به نگاه و حزبی مشخص، باید به روایتی دست یابد که تصویری جامع و قابل استناد از سوژه مورد تحقیق خود ارائه دهد.
برخورد گزینشی با سوژه در «بچه اودلاجان» حتی در انتخاب عکسها و اسناد نیز به خوبی قابل مشاهده است. انتخابی با رویکرد و نگاه مشخص که سعی در بازتولید گفتمانی را دارد که در آن رسیدن به عدالت و آزادی علیرغم تلاشها و مبارزات خستگیناپذیر افرادی مانند شاه حسینی، به بار ننشسته است. این قرائت نه با فعالیت و علایق شاهحسینی همخوان است و نه بر واقعیت تاریخی صحه میگذارد.
نظر شما