پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
زندگی و زمانه‌ عبدالله نورانی؛ ذوفنونِ زاهد

عبدالله نورانی، حکیمی که تندیس فروتنی بود و ترجیح داد در خلوت، میراث مکتوب تمدن اسلامی را از غبار غفلت برکند.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، بیست‌وششمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادق‌زاده‌ وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، عبدالله نورانی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.

گاهی بزرگ بودن، در کوچک زیستن معنا می‌شود. عبدالله نورانی، دانشمندی که نامش در میان بزرگانِ عصر خود می‌درخشید، با عبایی کهنه و کیف پارچه‌ای ساده، از صندلی‌های مخصوصِ هیئت‌های ژوری و مراسم‌های پر زرق‌وبرق فرار می‌کرد. او نه تنها از ریاست و مقام گریزان بود، بلکه حتی در لحظه‌ی کوچ، از شکوهِ رفتن نیز پرهیز کرد.

وصیت او روشن بود: «بدون تشریفات، در نزدیک‌ترین گورستان عمومی مرا دفن کنید.» او نمی‌خواست حتی در مرگ، مزاحمِ غبارنشینانِ دنیا شود یا با برگزاری مراسم، شکوهی کاذب به نام خود بیفزاید. این همان «زهدِ بی‌ادعا» بود که همکارانش از او روایت می‌کردند؛ مردی که اگر در میانی غیبت می‌دید، با ظرافتِ کلام، حقیقت را از لایه‌ی تهمت عبور می‌داد تا حرمتِ انسانی را حفظ کند. او حکیمی بود که یاد گرفت چگونه میان «بارِ حکمت» و «نفس انسانی»، توازن برقرار کند؛ چنان که حکمت در وجودش جاری بود، نه اینکه او را به زیر بارِ سنگینِ خود خم کند.

از تولّد تا کتابشناسی

عبدالله هفتمین فرزند نوروزعلی نورانی و بی‌بی فاطمه علیمردانی در سال ۱۳۱۰ در نیشابور چشم به جهان گشود و تا هفده‌سالگی در نیشابور زیست. پدر، مادر و خویشان استاد همه نیشابوری بودند. پدر اهل علم و استاد علوم قرآنی و از قراء طراز اول نیشابور بود، و علاقۀ زیادی به تحصیل علوم قرآنی و طلبگی فرزندانش داشت.

روحیه و عشق عبداللّٰه به‌عنوان آخرین فرزند خانواده، برای تحقق آرزوی پدرش، باعث شد به یادگیری زبان عربی علاقه‌مند شود، و چون هنوز مدرسۀ طلاب نیشابور(مدرسۀ گلشن) افتتاح نشده بود، هرکجا صحبت از زبان عربی بود متوجه آنجا می‌شد.

بعد از شهریور ۱۳۲۰ که مدرسۀ گلشن نیشابور برای طلاب افتتاح شد، استاد با آنجا ارتباط پیدا کرد. از ۱۳۲۵ به‌صورت رسمی تحصیلات حوزوی خود را شروع کرد و از محضر مرحوم شیخ عبدالصاحب مروی و شیخ محمدرضا محقق نیشابوری بهره برد. پس از سه سال طلبگی و تدریس در نیشابور، سفری به نجف و کربلا کرد و بعد از زیارت، برای کسب علوم چند ماهی در آنجا اقامت گزید و در محضر بعضی از علما تلمذ کرد. استاد در مورد سفرش به نجف نقل می‌کند:

«من قبل از این که برای درس به مشهد مشرّف بشوم، سفری به کربلا و نجف رفتم و مدتی آنجا در نجف و کربلا، در مدرسۀ صدر و مدرسۀ بخارایی و مدرسۀ سیدکاظم یزدی علمایی را دیدم که بعدها مرحوم شدند. در نجف هم برای ما نعمت بزرگی بیشتر از درس بود و مأنوس شدیم که وقتی طلبه سیوطی و مغنی می‌خواند باید لهجۀ عربی یاد بگیرد.»

در طول سال‌های ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۸، ضمن تحصیل در مشهد، در تعطیلات به قم مشرف می‌شد و از محضر بعضی از علما بهره می‌برد. در تهران نیز همزمان با تصحیح، تحقیق و تدریس از محضر آیات عظام شیخ محمدتقی آملی، سیّد ابوالحسن رفیعی قزوینی، میرزا ابوالحسن شعرانی و سیّد محمدکاظم عصار نیز استفاده کرد، و فقیهی معقولی متألّهی شد ۱۰ و در رشت ههای ادبیات عرب، منطق، اصول فقه، علم کلام، اخلاق، تفسیر قرآن مجید، فلسفۀ مشاء و اشراق و حکمت متعالیۀ ملاصدرا، تا اخذ اجازاتی از برخی علما پیش رفت.

با تشویق و دعوت شهید مرتضی مطهری، در سوم آبان ۱۳۴۷ به تهران آمد و پس از سه روز اقامت در منزل حاج تقی کَنی، فرزند حاج محسن، در جوار مسجد کَنی قریۀ حسین‌آباد لویزان سکنی گزید، و به‌عنوان امام جماعت و مبلغ دینی فعالیت کرد. پس از چندی، این نوع زندگی را برای خود، که می‌بایست با کتابخانه‌ها، علما و دانشمندان سر و کار داشته باشد، مناسب نیافت؛ به همین دلیل از مرداد ۱۳۵۴ در خانه‌ای محقر و مرطوب نزدیک میدان امام حسین (ع) اقامت گزید. در تابستان ۱۳۵۸ مجدداً به حسین‌آباد لویزان رفت، اما چون احساس کرده بود دعوت‌کنندگان قصد بهره‌برداری شخصی از حضورش را دارند، پاییز همان سال به خواهش دکتر مهدی محقق به آپارتمانی کوچک، روبه‌روی منزل ایشان در یوسف آباد، آمد و تا آخر عمر در همان منطقه زندگی کرد.

استاد از ۱۳۵۲ به دعوت استاد محقق، در دانشکده‌های ادبیات و علوم انسانی، علوم تربیتی، و از ۱۳۵۴ به توصیۀ شهید مطهری در دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، به‌عنوان استاد مدعو و حق‌التدریسی، در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی‌ارشد و دکتری، موضوعات فلسفه، کلام، تاریخ مذاهب و سیرۀ معصومین (ع)، تاریخ تمدن اسلامی، متون فلسفی، فلسفۀ ملاصدرا، منطق قدیم، صرف و نحو عربی، شرح دیوان متنبّی و کلیات فلسفۀ اسلامی را درس داد. فعالیت موفق او در دانشکدۀ الهیات موجب شد که شهید دکتر مفتح، سرپرست وقت دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، ابتدا با تشکیل جلسه در ۳۰ / ۳/ ۱۳۵۸ در گروه فلسفه و حکمت اسلامی، با حضور شادروان دکتر ابوالقاسم گرجی و دکتر علیرضا فیض، ضمن بررسی پیشینۀ علمی و پژوهشی، تحقیقات استاد نورانی را معادل دکتری دانسته و صلاحیت تدریس ایشان را تأیید نماید، و سپس با ارسال نامه به مدیریت موقت دانشگاه تهران، استخدام رسمی استاد را تقاضا کند. در این سا ل‌ها امامت نماز جماعت دانشگاه تهران را نیز بر عهده داشت.

مشاور رئیس دانشکده؛ عضو شورای پژوهشی و شورای تحصیلات تکمیلی گروه فلسفه و کلام اسلامی؛ متخصص و کارشناس در کتابخانۀ دانشکده برای خرید کتاب و سایر اشیاء؛ مسئول انتخاب و خرید کتب مورد نیاز دانشکده؛ مسئول دفتر احیاء آثار خطی دانشکده؛ عضو کمیتۀ کتابخانۀ دانشکده. علاوه بر این، با دانشگا ههای قم، امام صادق (ع) و دانشکدۀ افسری ارتش همکاری و در مدارس علمیّۀ تهران نیز گه‌گاه تدریس و سخنرانی می‌کرد.

او پس از ۲۴ سال و ۷ ماه سنوات قابل احتساب، در ۱/ ۲/ ۱۳۷۹ با رتبۀ دانشیاری از دانشگاه تهران بازنشسته شد. ثمرۀ ازدواج استاد نورانی در ۱۳۳۸ با خانم طیّبه بحری، فرزند سیّد عل یا کبر، چهار فرزند به نا مهای مصطفی، مرتضی ۱۶ ، حکیمه و محسن است.

استاد عبداللّٰه نورانی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی برجسته‌ای برخوردار بود، که برخی از آن‌ها، از زبان دوستان و همکارانش، به شرح زیر است:

۱. تندیس فروتنی و ساده‌زیستی: در خانه‌ای محقّر و در نهایت سادگی زندگی می‌کرد. نجفقلی حبیبی می‌گوید: «به نظر من، او با دنیا زاهدانه برخورد کرد و گرچه بزرگ بود اما کوچک زیست.» ازاسراف پرهیز می‌کرد. مهدی محقق می‌گوید: «مرحوم نورانی خود و فرزندانش در ساختن بنائی در آن زمین ]منزل مسکونی[ که تا آخر عمر در آنجا می‌زیست شرکت داشتند.» احمد بهشتی دربارۀ او می‌گوید:

آنچه در ایشان نبود، غرور علمی، شخصیتی، عُجب و تکبّر بود؛ و آنچه در ایشان بود، و نمود شایانی داشت، خلق و خویی بود که باید، بحق، گفت: تجلّی خلق و خوی اسلامی بود. ...ساده زیستی، و به تعبیر حضرت امامره، زیِ طلبگی را کاملاً حفظ کرده بود. اکنون همه مبهوتند که چرا به فرزندان گرامی و همسرشان سفارش کرده‌اند که حتی برایش مجلس ختم نگیرند، و در گورستان عمومی دفنش کنند، و از برگزاری مراسم تشییع خودداری کنند؟! ولی برای ما که چند سالی با او همکار و معاشر بوده‌ایم، عجیب نیست.

ما استاد نورانی را اینگونه شناخت هایم. او که عمری از تشریفات ظاهری و تعارفات عرفی حذر کرده بود، چگونه راضی می‌شد که به بهانۀ ارتحالش تشریفات و تعارفات معمول گردد؟! بارها به‌عنوان داور در جلسات دفاع دکتری که در سالن آمفی‌تئاتر دانشکدۀ الهیات برگزار م یشد، شرکت م یکرد، ولی متواضعانه در صف مستمعین م ینشست و حاضر نم یشد که بر صندل یهایی که برای هیأت ژوری آماده شده بود، تکیه بزند.

نیز: لباسِ نو و فاخر نپوشید. لباسِ تابستان و زمستانش یکی بود؛ جز این که در زمستان جلیقه‌ای می‌پوشید و خود را از سرما مصونیت می‌بخشید. اکبر ایرانی می‌گوید:

دانشمندی بی ریا و بی ادعا، با عبا و قبایی کهنه اما تمیز بود. کیسه‌ای پارچه‌ای برنگ قهوه‌ای، کیف دستی او بود. هروقت می‌خواستم به زیارتش بروم، مهلت نم یداد و خودش می‌آمد. حافظۀ غریبی داشت. ف یالبداهه خطابه م یکرد و شنونده را تحت تأثیر قرار می‌داد. در وقت حیات، تن به تکریم و تجلیل از خود نداد. نه اهل روی و ریا بود و نه زهد فروش، نه از عقل میلافید و نه طامات می‌بافید. تندیس فروتنی و وارستگی بود.

مهدی محقق می‌گوید: «بسیار متواضع و از دنیا کناره‌گیر بود، یعنی واقعاً زاهد بودند، زاهد به معنای واقعی کلمه یعنی بدون ادّعا.»

پرهیز جدّی از غیبت: اهتمام جدّی و سخت در پرهیز از غیبت دیگران داشت و ا گر هم در مجلسی و محفلی احساس می‌کرد که غیبت دیگران می‌شود، جوری سخن گوینده را توجیه و تعبیر می‌کرد که صورت غیبت پیدا نکند.

احترام به فقه و فقها: برای علم فقه در بین سایر علوم اسلامی و فقها در بین سایر علمای اسلامی احترام خاص قائل بود. معتقد بود با علم فقه می‌توان مملکت و شئون مختلف مربوط به مردم و جامعه را اداره کرد، زیرا فقه و فقهای آ گاه و راستین را نجات‌بخش انسان‌ها و جوامع می‌دانست.

سیاست‌مدار و روشنفکری آ گاه و منتقدی سازنده: یک روحانی و آخوند خشک نبود. در جریان حسینیۀ ارشاد با شریعتی و مطهری ارتباط نزدیک داشت و در عین حال خطر روشنفکران غر بزده را هم گوشزد م یکرد. ضمن تعقیب اخبار داخلی و رسانه‌های بیگانه و آگاهی از مسائل سیاسی، یک منتقد اجتماعی نیز بود. گاه با صراحت، گاه با اشاره و گاه با طنز و شوخی از اوضاع نابسامان اجتماعی در کشور انتقاد سازنده می‌کرد.

زندگی و زمانه‌ عبدالله نورانی؛ ذوفنونِ زاهد

حیات کتابشناسانه

استاد نورانی پس از طی مراحل و مدارج علمی، ۲۰ سال در مشهد به کار علمی، تدریس و نشر معارف اسلامی، با همراهی بزرگانی همچون سیّدعلی موسوی بهبهانی، دکتر علی شریعتی، احمد آرام، مرتضی مطهری، محیط طباطبایی، علی‌محمد عامری، حبیب یغمایی و حسن مبرهن اشتغال داشت.

نورانی از طریق شهید مطهری به حسینیۀ ارشاد و برخی مراکز فرهنگی دیگر راه یافت. همکاری با بزرگان علم و ادب و همراهی با احمد آرام، محمّدتقی محقق، محمّدتقی دان شپژوه، مهدی محقق و ایرج افشار او را در فعالیت علمی کارآمد کرده بود. پژوهش در کنار استادان دانشگاه‌های تهران و آشنایی با روش‌های جدید نسخه‌پژوهشی و پژوهش‌های مختلف، او را به کار تصحیح نسخه‌های خطی و پژوهش در این عرصه ترغیب کرد.

استاد نورانیِ کتابشناس، فرهنگ آشنا و پژوهشگر، در احیاء میراث علمی، تلاش وافر در دستیابی نسل امروز به آثار ارزشمند پیشینیان داشت. او روزگار خود را نیک م یشناخت و می‌دانست که با عبور از دورۀ دستنویس به دورۀ تایپ و چاپ، رخن های بین نسل امروز و فردا و آثار پیشینیان به وجود می‌آید؛ آثار گذشتگان بصورت دستنویس و نسخۀ خطی در موزه‌ها و بخش‌های نسخ خطی کتابخانه‌ها نگهداری و محبوس خواهند شد، و محققِ امروزی در پی آشنایی با دیدگاه سیاسی، فلسفی، اخلاقی و... او با نسخ خطی می‌زیست، به آن‌ها علاقه داشت و سلامتی خود را به پای احیاء آن‌ها بذل کرد. هدف نورانی، دریدن پردۀ غفلتِ نسل ما و نسل فردا از سرمایۀ علمی تمدّن اسلامی بود.

وی علی‌رغم آنکه زحمات فراوانی در تصحیح متون فلسفی و کلامی متحمل شده بود و دشواری‌های طاقت‌فرسای حروفچینی سربی در چاپخانه‌ها را تجربه کرده بود، در تلاش بود کتب و میراث علمای اسلامی و به‌ویژه علمای تشیع، در زمینه‌های فقهی و حدیثی و علمی، به‌نحو شایسته و آبرومندی چاپ و منتشر گردد. احیای میراث مکتوب و نسخه‌های خطی و بازخوانی و انتشار آن‌ها به‌نحو زیبا و هنرمندانه، به دنبال نشر معارف قرآنی و میراث اهل بیت (ع)، از آرزوهای استاد بود و تلاش در راه تصحیح و چاپ نسخ خطی بزرگان این مرز و بوم گواه آن است.

استاد نورانی علاوه بر تدریس و اهتمام به تولیدات علمی دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف و حوزه‌های علمیه، تبلیغ دین و اقامۀ نماز جماعت، منشاء خدمات زیادی بوده است. اشارۀ مقام معظم رهبری به «ذوفنون » بودن استاد نورانی در پیام تسلیتش، در مورد تخصّص و خدمات استاد نورانی کفایت می‌کند.

۱. کتاب، کتابخانه و کتابشناسی: علاقۀ وافر استاد به مطالعه، کتاب و کتابخانه ک منظیر و ستودنی است. اولین مقالۀ او «]معرفی[

کتابخانۀ ملّی » بود، که در ۱۳۳۷ نگاشته شد؛ عضویت در کتابخانه‌های بزرگ ازجمله کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی در ۱۳۵۵ ، مسئولیت در کتابخانۀ دانشکدۀ الهیات و داشتن کتابخانۀ شخصی غنی از شواهد صادق است. ۷۶ استاد نو شآفرین انصاری نقل می‌کرد: «هر شب از پنجره سیمای ایشان را که تا پاسی از شب مشغول مطالعه و تحقیق بود م یدیدم، که شبیه ملاهادی سبزواری بود ۷۷.» عل یرغم اینکه به پست و مقام ب یاعتنا بود، مسئولی تهایی را در جهت تجهیز، روزآمد کردن و غنی‌سازی کتابخانۀ دانشکده تقبل نموده بود ۷۸ و با کتابخانۀ آستان قدس رضوی همکاری داشت.

۲. احیای میراث مکتوب: او که می‌توانست خطیبی چیره‌دست باشد، یا با نگارش و تألیف آثار در رشد و توسعۀ معارف دینی بکوشد، مانند بزرگانی چون علامه شعرانی و سیّدجلال آشتیانی و... وادی مهجورِ تصحیح متون را برگزید، که نه نانی برایش داشت، نه نامی!

زیرا به‌خوبی دریافته بود که در دوران معاصر، یکی از مهمترین مشکلات جامعۀ ما گسست از پیشینۀ طلایی و فرهنگ و تمدّن ایران اسلامی، و نیز در اختیار نداشتن منابع اصیل و معتبر معرفتی برجای‌مانده از دانشمندان پیشین است. از این رو به این مهم پرداخت و تا آخرین لحظات عمر پُربارش از دست و پنجه نرم کردن با نسخه‌های خطی دست برنداشت. در این مسیر حرص و ولعی سیری‌ناپذیر و شوق و اشتیاقی وصف‌ناپذیر داشت. زیرا از یک سو در برابر خود هزارها متن چاپ نشده از مفاخر و نوادری چون ابن سینا، سهروردی، خواجه نصیرالدین طوسی و... را می‌دید، و از سوی دیگر رکود و بی‌اشتیاقی و بی‌توجّهی پژوهشگران به بازخوانی نسخ خطی را.

نجفقلی حبیبی گوید:

واقعاً ایشان آثار خوبی را تصحیح کرده و به یادگار گذاشته است. ممکن است کسانی دربارۀ روش تصحیح او حرفی بزنند، اما ایشان اولاً آدم عمیقی بود، مسلط بود و فهمش هم نسبت به متون اسلامی و متون مختلفی که کار کرده بود بسیار بالا بود. من به تمام معنی ایشان را استاد خودم می‌دانم. در آثاری که تصحیح کرده‌ام، در موارد زیادی در پاورقی‌ها وقتی از کتب ایشان استفاده کرده‌ام، نوشته‌ام «استاد نورانی »، و این چیزی بود که برای من ملکه شده بود.

پس از کتابشناسی

عبارت «پس از کتابشناسی» دربارۀ استاد نورانی معنی ندارد، زیرا تا آخرین لحظات زندگی خویش غرق در این وادی بود. مهدی محقق گوید: باید حکمت با نفس انسانی عجین شود، نه اینکه انسان بار حکمت را بر دوش بکشد. مرحوم نورانی، حکیم به معنای واقعی بود. گذشت داشت، قناعت داشت، مناعت طبع داشت. نورانی واقعاً زاهد و عابد بود، صاحب کشف و کرامت بود. من چند حادثه از نورانی دیده‌ام که معنای کرامت را می‌دهد.

سیدعبداللّٰه انوار گوید: درگذشت زنده‌یاد نورانی یکی از ثُلمه‌هایی در علم است که گمان نمی‌رود جانشین و سادّ و مَسدّی برای ایشان به آسانی در این زمان پُرعوائق امکان وقوع یابد. کارهای علمی باقی‌مانده از ایشان بهترین گواه بر این است که براحتی نتوان نظیری برای او یافت.

استاد نورانی پس از ۸۰ سال عمر باعزت و پُربرکت، حدود ساعت ۶ صبح شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ پس از اقامۀ نماز صبح دعوت حق را لبیک گفت. همان روز بعد از نماز مغرب و عشا، جنازۀ استاد را با حضور خانواده در منزلش غسل دادند، کفن کردند، و نماز میت را به‌جا آوردند، و یکشنبه هشتم آبان در قطعۀ ۲۲۱ ردیف ۴۱ شمارۀ ۴۴ بهشت زهرا با حضور بستگان و دوستدارانش برای همیشه آرام گرفت.

بنا به وصیت استاد که سفارش کرده بود «جنازه‌اش را بدون تشریفات در نزدیکترین گورستان عمومی شهر دفن کنند و برایش مراسم (شام غریبان، صبح مزار، سوم، هفتم، چهلم و سال) نگیرند و مزاحم مردم نشوند، و برای تشییع جنازه‌اش کسی را خبردار نکنند» خانواده‌اش به استثناء بستگان نزدیک، کسی را مطلع نکرده بودند و هیچ‌گونه مراسم رسمی برگزار نگردید. ولی رسانه‌ها، سایت‌ها، شخصیت‌ها، دوستداران و همکارن استاد، به هر نحو ممکن ارادت خویش را به ساحت نورانی استاد نورانی نشان دادند، و از همه مهمتر پیام مقام معظم رهبری بود، که جایگاه والایی را برای استاد نورانی رقم زد: بسمه‌تعالی. درگذشت روحانی فاضل و ذوفنون و آشنای باصفای دیرین، مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین آقای شیخ عبداللّٰه نورانی را به بازماندگان مکرّم و دوستان و شا گردان این عالم ستوده و پارسا تسلیت می‌گویم و از خداوند کریم و رحیم، مغفرت و رحمت و علوّ درجه را برای ایشان مسألت می‌کنم.

سیّدعلی خامنه‌ای ۹۰۱۰۱/۸/۱۵

کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی قصد داشت در هشتمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی (۱۳۸۶) از خدمات علمی و تلا ش‌های استاد در زمینۀ حفظ و احیای نسخ خطی تجلیل کند، و در این راستا خبرهایی تحت عنوان «خدمات فرهنگی شیخ عبداللّٰه نورانی تجلیل می‌شود » و... در رسانه‌ها و مطبوعات منتشر گردیده بود، اما استاد نورانی شخصیت‌های دیگری را پیشنهاد داد و همین‌طور هم شد. سیّدسعید میرمحمدصادق نقل می‌کند:

چون با روحیۀ استاد آشنایی پیدا کرده بودم، به شیوه‌های متعدد خواستم از استاد اطلاعات و مدارک بگیرم، اما موفق نشدم. هرموقع پیشنهاد می‌دادم، می‌فرمودند: «بیا مطالبی را یاد بدهم که در تصحیح متون و تحقیق به شما کمک کند.» یازدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی در ۱۳۹۰ به تجلیل از استادان نسخه‌پژوه، کتابشناس و مصحّح برجستۀ خطۀ خراسان:

کاظم مدیر شانه‌چی، مهدی ولایی، محمود مطلق یزدی «فاضل» و عبداللّٰه نورانی اختصاص داشت. تدوین احوال و آثار استاد نورانی را نگارنده بدون هیچ پیشینه‌ای تقبّل نمودم، اما تماس‌های مکرر نگارنده با استاد هیچ نتیجه‌ای نداشت و ایشان همیشه با بیان این جمله که: «از ما بهتران هستند» حاضر نشد همکاری کند، تا جایی که از ادامۀ کار منصرف شدم.

کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی قصد داشت در هشتمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی (۱۳۸۶) از خدمات علمی و تلا ش‌های استاد در زمینۀ حفظ و احیای نسخ خطی تجلیل کند، و در این راستا خبرهایی تحت عنوان «خدمات فرهنگی شیخ عبداللّٰه نورانی تجلیل می‌شود » و... در رسانه‌ها و مطبوعات منتشر گردیده بود، اما استاد نورانی شخصیت‌های دیگری را پیشنهاد داد و همین‌طور هم شد. سیّدسعید میرمحمدصادق نقل می‌کند:

چون با روحیۀ استاد آشنایی پیدا کرده بودم، به شیوه‌های متعدد خواستم از استاد اطلاعات و مدارک بگیرم، اما موفق نشدم. هرموقع پیشنهاد می‌دادم، می‌فرمودند: «بیا مطالبی را یاد بدهم که در تصحیح متون و تحقیق به شما کمک کند.» یازدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی در ۱۳۹۰ به تجلیل از استادان نسخه‌پژوه، کتابشناس و مصحّح برجستۀ خطۀ خراسان: کاظم مدیر شانه‌چی، مهدی ولایی، محمود مطلق یزدی «فاضل» و عبداللّٰه نورانی اختصاص داشت. تدوین احوال و آثار استاد نورانی را نگارنده بدون هیچ پیشینه‌ای تقبّل نمودم، اما تماس‌های مکرر نگارنده با استاد هیچ نتیجه‌ای نداشت و ایشان همیشه با بیان این جمله که: «از ما بهتران هستند» حاضر نشد همکاری کند، تا جایی که از ادامۀ کار منصرف شدم.

ارتباط با فرزند استاد آقا مصطفی نیز که تواضع، ادب و اخلاق را از استاد آموخته بود کارساز نشد. از استاد مهدی محقق که ۵۰ سال آشنایی و همسایگی با استاد نورانی را از افتخارات خودش می‌داند تقاضا کردم کمک کند، ولی ایشان نیز حریف استاد نورانی نبود. موضوع را با استاد علی‌اکبرالهی خراسانی، که ۱۲ سال توفیق هم ‌حجره‌ای بودن و فیض از تدریس و بحث استاد را داشت و با وی همشهری (نیشابوری) بود، در میان گذاشتم. ایشان پیشنهاد نگارنده را برای ملاقات با استاد، با کمال افتخار قبول کردند و در ۲/ ۸/ ۱۳۹۰ به منزل استاد رفتیم.

یار دیرین استاد (همسر او) با احترام و وقار تمام در را باز کرد. و از وضع جسمانی استاد و بیماری ایشان خبر داد. خلاصۀ کلام آقا مصطفی، پسر بزرگ استاد، این بود: «من هیچ کاری را بدون اجازۀ پدرم انجام نداده‌ام و نمی‌دهم، ا گر قرار باشد اطلاعاتی داده شود باید اجازه بگیرم و....»

علی‌رغم مخالفت استاد، دبیرخانۀ یازدهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی در سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی ایران، تجلیل از استاد نورانی را تصویب نمود؛ اما سه هفته قبل از برگزاری مراسم، استاد به سرای باقی شتافت.

الهی خراسانی در این باره یک جملۀ بسیار ظریف و مهم گفتند: «شاید ایشان از خدا خواسته بود تا شاهد مراسم تجلیل از خودش نباشد و خداوند نیز تقاضایش را اجابت کرده است.»

آثار

معرفی کامل آثار علمی و پژوهشی استاد نورانی از عهدۀ نگارنده خارج است. عبداللّٰه انوار دربارۀ یکی از آثارش گوید: ازجملۀ کارهای بس با ارزش ایشان چاپ به‌اصطلاح سُربی کتابِ فرائدالاصول (رسائل) شیخِ اَعظم حضرتِ شیخ مرتضی انصاری قدس‌سره است، که آن زنده‌یاد آن را از لباس چاپ سنگی به درآورد و به حلیت این چاپ آراست، و در این چاپ، چنان به‌درستی مطالب رسائل را در دو جلد (به قطع رحلی) عرضه کرد که هیچ غلط چاپی در آن دیده نمی‌شود و در عرضه کردن نیز سجاوندیِ مناسب و پارا گراف‌بندی به‌جا و صحیح، خیلی از مشکلاتِ ناشی از عرضۀ چاپ سنگی را از عباراتِ حضرتِ شیخ برکنار نمود، و تا پژوهنده این دو چاپ را به دست نگیرد و به قیاس ننشیند این عرائض مفهوم نمی‌افتد.

الف) متون تصحیح و تحقیق‌شده (کتاب‌ها)

اجوبة المسائل النصریة – خواجه نصیرالدین طوسی

تلخیص المحصل – خواجه نصیرالدین طوسی

المبدأ و المعاد – ابن‌سینا

شرح حکمت الإشراق – قطب‌الدین شیرازی

مصنّفات میرداماد (مجموعه رسائل و کلام)

فرائد الأصول (رسائل) – شیخ مرتضی انصاری

مبدأ و معاد – ملاصدرا

رسائل کلامی و فلسفی – حکیم ملاشماسی

درّة التاج (بخش حکمت عملی) – قطب‌الدین شیرازی

رسالة فی الفلسفة و الإلهیات – ابوالحسن عامری

مجموعه رسائل فلسفی – میرفندرسکی

رسالة فی النفس – قطب‌الدین شیرازی

شرح الإشارات و التنبیهات – محقق طوسی

جامع الجوامع – سید هستی

اللمعات الإلهیة – قاضی سعید قمّی

شرح عیون الحکمة – فخرالدین رازی

رسائل محقق سبزواری – ملا هادی سبزواری

شرح الهدایة الأثیریة – ملاصدرا

کتاب المحاکمات بین شرحی الإشارات – قطب‌الدین رازی

رسائل ابن‌ترکه – صائن‌الدین ابن‌ترکه

شرح حکمت العین – علامه حلی / میرک بخاری

رسالة فی الوجود – ملا اسماعیل خواجوئی

مجموعه آثار حکیم صهبا – آقا محمدرضا قمشه‌ای

مصنفات علامه دوانی – جلال‌الدین دوانی

دیوان اشعار و رسائل – ملا محمدمهدی نراقی

ب) فهرست‌نویسی نسخ خطی

فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه‌های مشهد (با همکاری کاظم مدیرشانه‌چی و عبدالله بینش، ۱۳۵۱).

فهرست نسخ خطی دانشکده الهیات دانشگاه تهران.

ج) ترجمه‌ها

کشّاف اصطلاحات الفنون – تهانوی (همکاری در ترجمه و تحقیق با استاد احمد آرام).

ترجمه الرسالة الباهرة فی العترة الطاهرة.

د) مقالات علمی و پژوهشی

مقاله «نگاهی به تصحیحات متون فلسفی در ایران» (مجله معارف).

مقاله «معرفی نسخه‌های خطی نویافته از خواجه نصیرالدین طوسی» (تحقیقات اسلامی).

مقاله «جایگاه کلامی و فلسفی میرداماد در مکتب اصفهان» (جاویدان خرد).

مقاله «بررسی آرای منطقی قطب‌الدین شیرازی» (منطق و مباحث الفاظ).

مقاله «شیخ انصاری و تصحیح متون اصولی» (یادنامه شیخ انصاری).

مقاله «نسخه‌شناسی آثار ملاصدرا و ابهامات آن» (مجموعه مقالات کنگره ملاصدرا).

(ادامه ۳۱ عنوان مقاله علمی و تخصصی در مجلات معتبر کشور…).

هـ) مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها

گفت‌وگو پیرامون «روش‌های تصحیح متون فلسفی» (مجله کیهان اندیشه).

گفت‌وگو درباره «تاریخچه فهرست‌نویسی در حوزه مشهد» (مجله آینه پژوهش).

گفت‌وگو با نشریه «کتاب ماه کلیات» درباره آسیب‌شناسی تصحیح نسخ خطی.

(مجموع ۷ گفت‌وگوی تخصصی در زمینه نسخه‌شناسی و تراجم).

و) سخنرانی‌های علمی در همایش‌ها

سخنرانی در کنگره بین‌المللی نهج‌البلاغه.

سخنرانی در کنگره بزرگداشت شیخ مفید.

سخنرانی در همایش بین‌المللی ملاصدرا.

سخنرانی در کنگره هزاره خواجه نصیرالدین طوسی.

ز) راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌ها

استاد نورانی راهنمایی و مشاوره بیش از ۱۰۰ پایان‌نامه دکتری و ارشد را در دانشگاه تهران و سایر مراکز بر عهده داشتند؛ از جمله اساتید و پژوهشگرانی چون:

دکتر زهرا مصطفوی

دکتر قاسمعلی کوچنانی

(و ده‌ها پژوهشگر مطرح حوزه الهیات و فلسفه اسلامی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها