شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۶
کتاب‌هایی که فیتزجرالد خواندن آنها را ضروری می‌دانست

فهرستی که اف. اسکات فیتزجرالد، نویسنده «گتسبی بزرگ»، در یکی از دشوارترین دوره‌های زندگی‌اش برای پرستار خود نوشت، تصویری جالب از سلیقه ادبی و نویسندگانی ارائه می‌دهد که او مطالعه آثارشان را ضروری می‌دانست؛ فهرستی که از پروست و تولستوی تا چخوف، کنراد، فاکنر و کیتس را دربرمی‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از منتال فلوس، «اف. اسکات فیتزجرالد»، نویسنده «گتسبی بزرگ»، از آن دسته نویسندگانی است که آثارش سال‌هاست در فهرست مطالعات ادبی مدارس قرار دارد. اما خود او چه کتاب‌هایی را می‌خواند و کدام آثار را برای مطالعه ضروری می‌دانست؟

خوشبختانه پاسخ این پرسش در قالب فهرستی از کتاب‌هایی که فیتزجرالد آنها را «مطالعه ضروری» می‌دانست، به جا مانده است. البته این فهرست در شرایطی بسیار دشوار نوشته شد.

تابستان سخت فیتزجرالد

در سال ۱۹۳۶، یازده سال پس از انتشار «گتسبی بزرگ»، فیتزجرالد در یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی خود قرار داشت. همسرش، زلدا، در بیمارستان روان‌پزشکی هایلند در اشویل، کارولینای شمالی بستری بود و فیتزجرالد در هتلی نزدیک بیمارستان اقامت داشت.

او با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و مصرف الکلش به شکل فزاینده‌ای جدی شده بود. همان تابستان، در استخر هتل از ناحیه شانه آسیب دید و حتی با یک هفت‌تیر در هتل شلیک کرد؛ اتفاقی که برخی آن را تهدیدی به خودکشی تلقی کردند. هرچند احتمالاً این موضوع تا حدی شایعه بود، اما پس از انتشار گزارشی درباره وضعیت روحی فیتزجرالد و ماجرای اسلحه، او واقعاً دچار افکار خودکشی شد.

در پی این اتفاقات، مدیریت هتل تصمیم گرفت پرستاری را برای مراقبت از او تعیین کند. این پرستار «دوروتی ریچاردسون» بود؛ زنی که فیتزجرالد فهرست کتاب‌های مورد علاقه و ضروری خود را برای او نوشت. ریچاردسون در بالای این فهرست نوشته بود: «اینها کتاب‌هایی هستند که اسکات معتقد بود باید مطالعه شوند.»

۲۲ کتابی که فیتزجرالد مطالعه آنها را ضروری می‌دانست

این فهرست صرفاً مجموعه‌ای از رمان‌های کلاسیک و مشهور نیست و آثار متنوعی را در بر می‌گیرد. در میان آنها نام نویسندگان بزرگی همچون مارسل پروست، لئو تولستوی و ویلیام فاکنر دیده می‌شود:

1. «خواهر کری»، نوشته تئودور درایزر

2. «زندگی عیسی»، نوشته ارنست رنان

3. «خانه عروسک»، نوشته هنریک ایبسن

4. «واینزبرگ، اوهایو»، نوشته شروود اندرسون

5. «داستان پیرزنان»، نوشته آرنولد بنت

6. «شاهین مالت»، نوشته دشیل همت

7. «سرخ و سیاه»، نوشته استاندال

8. «داستان‌های کوتاه » گی دو موپاسان

9. «طرحی از روان‌شناسی نابهنجار»

10. داستان‌های آنتون چخوف

11. «بهترین داستان‌های کوتاه طنزآمیز آمریکایی»، ویراسته الکساندر جسپ

12. «پیروزی»، نوشته جوزف کنراد

13. «شورش فرشتگان»، نوشته آناتول فرانس

14. «نمایشنامه‌های اسکار وایلد»

15. «حریم»، نوشته ویلیام فاکنر

16. «در سایه دوشیزگان شکوفا»، نوشته مارسل پروست

17. «راه گرمانت»، جلد سوم رمان در جستجوی زمان از دست‌رفته نوشته مارسل پروست

19. «باد جنوب»، نوشته نورمن داگلاس

20. «مهمانی باغ»، نوشته کاترین منسفیلد

21. «جنگ و صلح»، نوشته لئو تولستوی

22. «مجموعه کامل اشعار جان کیتس و پرسی بیش شلی»

نویسندگانی که فیتزجرالد دوست داشت

فیتزجرالد بارها درباره نویسندگانی که دوست داشت و بر آثارش تأثیر گذاشته بودند، سخن گفته بود. در میان آنها جان کیتس جایگاه ویژه‌ای داشت. شعرهای کیتس تأثیر مهمی بر زبان شاعرانه و توصیفی «گتسبی بزرگ» گذاشتند.

فیتزجرالد شیفته کیتس بود و هنگام نوشتن، مجموعه‌ای از اشعار او را روی میز کارش نگه می‌داشت. حتی عنوان چهارمین رمانش، « لطیف است شب»، از یکی از سطرهای شعر «قصیده‌ای برای بلبل» کیتس گرفته شده است. به همین دلیل نیز قرار گرفتن مجموعه اشعار کیتس و پرسی شلی در پایان فهرست ۲۲ کتابی او معنایی خاص دارد.

جوزف کنراد نیز از دیگر نویسندگانی بود که تأثیر زیادی بر فیتزجرالد گذاشت. فیتزجرالد رمان «نوسترومو» را «بزرگ‌ترین رمان ۵۰ سال گذشته» خوانده بود و در نامه‌ای به روزنامه شیکاگو تریبون درباره علاقه خود به کنراد نوشته بود که ترجیح می‌دهد نویسنده «نوسترومو» باشد، زیرا شخصیت اصلی این رمان برایش جذابیت ویژه‌ای دارد.

فیتزجرالد همچنین به اچ. ال. منکن گفته بود که «چیزهای زیادی از کنراد یاد گرفته» و تأثیر آثار او بر «گتسبی بزرگ» را نیز مورد تأکید قرار داده بود.

ارنست همینگوی نیز در زندگی ادبی فیتزجرالد نقش مهمی داشت. این دو نویسنده هم دوست بودند و هم در مقاطعی رقیب ادبی یکدیگر محسوب می‌شدند و هر دو تأثیر قابل‌توجهی بر ادبیات یکدیگر گذاشتند.

فیتزجرالد درباره همینگوی گفته بود که او در گفت‌وگوهایشان و همچنین در پایان «وداع با اسلحه»، به او نشان داده است که در برخی شرایط، پایان فرونشسته و اندوهناک می‌تواند از یک پایان نمایشی مؤثرتر باشد.

زندگی میان ادبیات، شهرت و فروپاشی

فیتزجرالد در ۲۴ سپتامبر ۱۸۹۶ در سنت‌پال مینه‌سوتا به دنیا آمد. در دانشگاه پرینستون تحصیل کرد، اما در سال ۱۹۱۷ برای پیوستن به ارتش دانشگاه را ترک کرد. در همان دوران، در هراس از مرگ، رمانی با عنوان «خودشیفته رمانتیک» نوشت که ناشران آن را نپذیرفتند.

در همان سال‌ها عاشق زلدا سیِر شد. این دو نامزد کردند، اما زلدا به دلیل نگرانی درباره وضعیت مالی فیتزجرالد نامزدی را برهم زد.

فیتزجرالد در سال ۱۹۱۹ نسخه بازنویسی‌شده رمانش را با عنوان «این سوی بهشت» برای ناشران فرستاد. کتاب پذیرفته شد و تقریباً یک‌شبه او را به چهره‌ای مشهور تبدیل کرد.

یک هفته پس از انتشار کتاب، با زلدا ازدواج کرد و این زوج خیلی زود به یکی از مشهورترین زوج‌های ادبی آمریکا تبدیل شدند. آنها در نیویورک و کنتیکت زندگی کردند و سبک زندگی پرزرق‌وبرق و مهمانی‌های شبانه آنها به شهرت رسید؛ در همین دوران بود که فیتزجرالد دومین رمانش، «زیبا و ملعون»، را نوشت.

در سال‌های بعد، نخستین فرزندشان به دنیا آمد و مشکل فیتزجرالد با الکل شدت گرفت. خانواده برای مدتی به فرانسه رفتند و در میان جامعه آمریکایی‌های مهاجر زندگی کردند تا محیط آرام‌تری برای نوشتن فراهم شود. حاصل این دوره، «گتسبی بزرگ» بود که در سال ۱۹۲۵ منتشر شد. کتاب از نظر منتقدان موفق بود، اما در ابتدا فروش چندان چشمگیری نداشت.

سال‌های بعد برای خانواده فیتزجرالد دشوارتر شد. اعتیاد فیتزجرالد به الکل شدت گرفت و زلدا نیز به دنبال فعالیت حرفه‌ای در زمینه ورزش رفت، اما سرانجام دچار فروپاشی روانی شد و بعدها تشخیص اسکیزوفرنی دریافت کرد و در مراکز درمانی بستری شد.

رمان بعدی فیتزجرالد، «لطیف است شب»، تا سال ۱۹۳۴ منتشر نشد و در آن زمان خانواده فیتزجرالد با بدهی‌های سنگین روبه‌رو بودند.

فیتزجرالد در سال ۱۹۳۷ فعالیت تازه‌ای را به‌عنوان فیلم‌نامه‌نویس در هالیوود آغاز کرد و رابطه‌ای تازه با شیلا گراهام، ستون‌نویس شایعات هالیوود، شکل داد.

او در سال ۱۹۴۰ بر اثر حمله قلبی درگذشت؛ تنها ۴۴ سال داشت و آخرین رمانش نیز ناتمام باقی ماند.

زندگی فیتزجرالد از جهاتی شباهت زیادی به زندگی بسیاری از شخصیت‌های داستانی او داشت: سرشار از آرمان‌گرایی، رؤیا، عشق و زرق‌وبرق، اما هم‌زمان آمیخته با خودویرانگری و آشفتگی.

با این حال، چند دهه پس از مرگش، فیتزجرالد به یکی از نمادهای عصر جاز و یکی از مشهورترین و معتبرترین نویسندگان قرن بیستم تبدیل شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها