سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: صنایع دستی در ایران پیشینهای بسیار کهن دارد و قدمت آن به هزاران سال پیش بازمیگردد. از دوران باستان، مردم ایران با استفاده از مواد طبیعی مانند گل، چوب، فلز و الیاف گیاهی، وسایل مورد نیاز زندگی و آثار هنری گوناگونی تولید میکردند. یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که سفالگری، فلزکاری و بافندگی از نخستین هنرهای دستی در فلات ایران بودهاند. در دوران حکومتهای باستانی، بهویژه در زمان هخامنشیان، صنایع دستی به شکوفایی چشمگیری رسید. هنرمندان ایرانی در ساخت ظروف فلزی، پارچههای نفیس، زیورآلات و آثار سنگی مهارت فراوان داشتند. این روند در دورههای اشکانی و ساسانی نیز ادامه یافت و هنرهایی مانند بافندگی، زرگری و نقشبرجستهسازی گسترش بیشتری پیدا کرد.
پس از ورود اسلام به ایران، صنایع دستی با الهام از فرهنگ اسلامی و ایرانی وارد مرحلهای تازه شد. هنرهایی مانند کاشیکاری، خوشنویسی، خاتمکاری، منبتکاری و فرشبافی رونق یافتند و آثار ارزشمندی پدید آمد. در دوره صفویه، صنایع دستی ایران به اوج شکوفایی خود رسید و فرشهای ایرانی، پارچههای ابریشمی و آثار فلزی و میناکاری شهرتی جهانی پیدا کردند. در دورههای بعد نیز صنایع دستی همچنان بخش مهمی از فرهنگ و اقتصاد ایران باقی ماند. اگرچه با گسترش صنعت و تولید ماشینی، برخی از رشتههای سنتی با کاهش رونق مواجه شدند، اما بسیاری از هنرهای دستی همچنان حفظ شدهاند و به عنوان نمادی از هویت فرهنگی و تاریخی ایران شناخته میشوند. امروزه صنایع دستی ایران میراثی ارزشمند از گذشته به شمار میآید که بیانگر ذوق، مهارت و خلاقیت هنرمندان ایرانی در طول تاریخ است و نقش مهمی در معرفی فرهنگ و تمدن ایران به جهان دارد.
چاپ و انتشار آثار هنری باعث ماندگاری آنها و زمینهساز بررسی و تحلیل برای پژوهشگران در حال حاضر و آینده را فراهم میکنند. با چاپ کتاب از تولیدات هنرمندان صنایعدستی بسیار راحت میتوانیم توانمندی هنرمندان در خلق آثار تاریخی و هنری بیبدیل را به معرض نمایش و معرفی قرار دهیم و در تاریخ کشور نام اساتید برجسته صنایعدستی را ماندگار کنیم. بیتردید صنایعدستی پیوند بسیار عمیقی با حوزه میراثفرهنگی و گردشگری دارد، آنچه امروز در موزهها به گردشگران نمایش داده میشود در روزگار قدیم توسط استادکاران با نگاهی کاربردی و مصرفی ساخته شده است که همان تولیدات با کمی تغییر امروز در دوران صنعت و ماشین به عنوان صنایعدستی شناخته میشود.

کتاب «هنرِ دستِ تهران»؛ راهنمای صنایع دستی و هنرهای سنتی در استان تهران اثر پژوهشی و تألیفی احسان میرابزاده است که چاپ نخست آن در سال ۱۴۰۳ از سوی انتشارات حیات هزار افسان و با حمایت ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان تهران منتشر شد و به چاپ دوم نیز رسید که مورد توجه بسیاری از علاقهمندان این حوزه قرار گرفت. این کتاب در ۳۱۲ صفحه تعداد ۱۷۰ رشته صنایعدستی و هنرهای سنتی برای نمایش تولیدات ۱۵۰ هنرمند فعال صنایعدستی انجام داده که این امر برای نخستینبار است در حوزه صنایعدستی استان تهران انجام میشود، همچنین در این کتاب از ۳۱۴ هنرمند صنایعدستی و هنرهای سنتی در ادوار مختلف تاریخی تا دوره معاصر نام برده شده است. با احسان میرابزاده پژوهشگر و مؤلف این اثر گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید:
با توجه به گستره ایران و اهمیت صنایع دستی در شهرهای گوناگون چرا صنایع دستی تهران را مورد پژوهش قرار دادید؟
«هنرِ دستِ تهران» سومین عنوان از کتابهای سهگانه راهنما در حوزه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در استان تهران طی چند سال اخیر است و میتواند چشماندازی امیدآفرین و روشن از صنایعدستی و هنرهای سُنتی را پیشِ روی ما بگُسترانَد و نوری تازه به این حوزه سرشار از ظرفیت اقتصادی بر پایه تاریخ، هنر و اصالت بتاباند. هنرمندان صنایعدستی و هنرهای سُنتی ایران هزاران سال است قصههای این سرزمین را به گوش مردم میخوانند. گاه، بیان قصهای که پشت نقشمایههای هنری یا سنتها و تکنیک تولید یک محصول است بر روی یک محصول صنایعدستی، میتواند مکمل کارکردهای فرهنگی محصول باشد و مخاطب را با قصه آن منطقه و آن محصول درگیر کند.
استان تهران نیز که پرجمعیتترین استان ایران است و پایتخت را نیز در خود جای داده، به واسطه اینکه قلب تپنده اقتصاد ایران محسوب میشود میتواند و باید نقشی پررنگتر را در صنایعدستی و هنرهای سنتی ایفا کند. در استان تهران حضور اساتید برجسته؛ وجود کارگاههای متنوع گروهی و انفرادی؛ مراکز آموزش عالی و تخصصی صنایعدستی و هنرهای سُنتی؛ فروشگاههای پُرتعداد محصولات صنایعدستی و هنرهای سُنتی؛ گالریهای هنری فعال؛ حراجهای هنری، جشنوارهها و نمایشگاههای عمومی و تخصصی در تمام ماههای سال؛ موزههای غنی و پُرتعداد که اختصاصاً یا بخش عمدهای از هرکدام به رشته یا رشتههایی از صنایعدستی و هنرهای سُنتی اختصاص دارد؛ فروشگاههای برخط در حوزه صنایعدستی و هنرهای سُنتی (بهویژه در سالهای اخیر) و نیز وجود پایتخت به عنوان اصلیترین مبدأ ورود گردشگران خارجی، عواملی هستند که نقش این استان را در اقتصاد صنایعدستی و هنرهای سنتی و صادرات آن پُررنگ میکنند و میتوانند پشتوانهای برای آینده صنایعدستی و هنرهای سنتی ایران باشند؛ موضوعی که شاید از این منظر کمتر بدان پرداخته شده باشد.
اگر بخواهیم تعریف دقیقی از صنایعدستی داشته باشیم، در این کتاب شما چگونه این رشته را بازگو کردهاید؟
از مهمترین تعاریف صنایعدستی که از آن میان، تعریف یونسکو و قانون حمایت از هنرمندان، استادکاران و فعالان صنایعدستی، مدنظر در تألیف و تدوین این کتاب به عنوان شناختنامه صد رشته، زیررشته و پیشه وابسته به صنایعدستی و هنرهای سُنتی در استان تهران قرار گرفته است، خود را از بند تعریف رها کرده و مقدمه را با اشارات و تأکیدهایی بر ظرفیت بالقوه صنایعدستی و هنرهای سنتی ایران و رازگشایی از برخی معیارهای مؤثر در کیفیت محصولات صنایعدستی پی میگیریم تا به نقش پر اهمیت تهران در صنایعدستی و هنرهای سنتی ایران برسیم.
صنایعدستی و هنرهای سُنتی ایران به دلیل برخورداری از ریشههای تاریخی و فرهنگی چندهزار ساله، اصالت نقشمایه و فرم، تنوع فرهنگی و جغرافیائی ایرانزمین، گوناگونی مواد اولیه و تکنیکهایی که گاه قدمت هزارانساله دارند و از همه مهمتر، هُنری که در نقشه ژنتیکی ایرانیان وجود دارد قابلیت این را دارد که جزو سه محصول برتر صادراتی کشور به غیر از نفت و مشتقات آن قرار گیرد.
صنایعدستی ایران مجموعه وسیعی از رشتهها و صنایع بدیع است که با محوریت هنر و ذوق زیباشناختی و خلاقیت اقوام ایرانی و با کاربری در زندگی مردم تولید شده و از قدمتی به تاریخ کهن ایران برخوردار است. صنایعدستی از مواد خام تولید شده و قابلیت آن را دارد که به تعداد نامحدود تولید شود. این محصولات میتوانند کالای سرمایهای و مصرفی (کاربردی) هنری دارای جنبههای زیباییشناختی، خلاقانه و تزئینی دارای بار فرهنگی، سنتی و دارای جنبه نمادین دینی و اجتماعی باشند. صنایعدستی ایران مجموعهای از صنایع هنری و سُنتی است که ضمن رعایت ضوابط شرعی و قانونی با محوریت خلاقیت، ذوق و زیباییشناسی با بهرهگیری از مواد اولیه قابل دسترسی تولید میشود و فرایند ساخت و تولید محصول به صورت فردی یا گروهی عمدتاً با دست و با کمک ابزار موردنیاز انجام میشود.
اما این مساله هم اهمیت بسیاری در این حوزه دارد که در ارائه تعریف برای بیان یک مساه و یافتن راهحل آن مساه نباید دچار «واژهزدگی» شد. واژگان برای آن است که ما را به مقصود برسانند و در مساله صنایعدستی و هنرهای سُنتی اگر آنقدر در بند «واژه» و «جملهسازی» برای «تعریف» بمانیم که راه بر خلاقیت و نوآوری در طراحی نقشمایهها و فرم محصولات صنایعدستی بسته شود؛ که نتوانیم از صنعت بستهبندی برای عرضه و پخش بهره بگیریم یا از تأثیر روشهای نوین بازاریابی دیجیتال و فروش برخط بر صنایعدستی غافل شویم، درواقع هنرمندان سرزمینمان، بازرگانان، کارآفرینان و فعالان صنعت گردشگری را از یک فرصت هنری-صنعتی برای رشد کارآفرینی و بهبود اقتصاد ملی محروم کردهایم.

ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان چه جایگاهی در حوزه صنایع دستی دارد؟
ایران از جمله کشورهایی است که به دلیل تاریخ طولانی، پیشینه غنی فرهنگی، گستردگی سرزمینی و تنوع اقوام، در زمینه صنایعدستی و هنرهای سُنتی در سطح جهانی حرف جدّی برای گفتن دارد و هماکنون نخستین کشور در جهان از نظر تنوع رشتههای صنایعدستی محسوب میشود و با این ظرفیت بالقوّه، میتواند به قطب برتر صنایع خلاق فرهنگی و هنری در میان کشورهای اسلامی و حتی جزو ده کشور برتر جهان در این حوزه تبدیل شود چرا که بزرگترین مزیت نسبی جامعه ما، تنوع فرهنگی است و صنایعدستی و هنرهای سُنتی از دل همین تنوع خردهفرهنگها و اقوام متولد میشود.
ما وارث یک فرهنگ بالنده و اصیل هستیم که خوشبختانه مخاطبان زیادی در سراسر جهان دارد، مشروط به اینکه از طریق صنایعدستی، هنرهای سنتی و سایر کالاهای فرهنگی و هنری به جهانیان ارائه شود و این، مزیّت سرزمینی ماست. کارکردهای صنایع خلاق فرهنگی و هنری چنان فراگیر است که به طور همزمان توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی را برای کشور به ارمغان میآورد؛ کشور را در برابر هجوم «جهانیسازی» بیمه میکند و به حفظ تنوع فرهنگی در جهان کمک میکند. مضاف بر اینکه صنایع خلاق فرهنگی و هنری، دوستدار محیطزیستاند؛ اشتغالزایی بالایی دارند و بر پایه مطالعات انجامشده، نرخ رشد سالانه اقتصادی صنایع خلاق فرهنگی و هنری حتی تا دو برابر بخش خدمات و بیشتر از آن هم رسیده است.
با اشاره به اینکه «هنرِ دستِ تهران» سومین عنوان از کتابهای سهگانه راهنما در حوزه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی است. از تأثیر متقابل صنایعدستی و گردشگری بگویید؟
صنایعدستی و هنرهای سُنتی، بازگوکننده خصوصیات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی منطقه تولیدشده در آن هستند و این قابلیت را دارند که به عنوان عاملی مهم در حفظ تنوع فرهنگی و شناخت فرهنگ و تمدن هر کشور توسط گردشگران خارجی عمل کنند. از این روی، صنایعدستی میتواند مکمل جاذبههای گردشگری اعم از تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مردمشناسی باشد و درعینحال از گردشگری برای بقاء و رشد خود بهره گیرد. درواقع، تأثیر صنایعدستی بر رونق گردشگری و توسعه پایدار مناطق روستایی و شهری، چشمگیر و حائز اهمیت است و میتواند زمینههای رشد کارآفرینی را فراهم کرده و موجب افزایش تولید ناخالص ملی و افزایش درآمد سرانه شود. در این میان، بازارهای سُنتی در شهرهای مختلف ایران به عنوان قلب اقتصادی و فرهنگی هر منطقه با جذب مردم بومی و بهرهمندی از سرمایه اجتماعی، سهم بهسزایی در رونق صنایعدستی و هنرهای سُنتی مناطق مختلف ایران داشتهاند و جاذبهای برای گردشگری ایجاد کردهاند؛ جاذبهای که فراتر از معماری و کالبد بازارهای سنتی عمل کرده است.
همچنین میتوان، صنایعدستی و هنرهای سُنتی را از جمله عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ و توسعه اقتصادی هر کشوری به خصوص مناطق روستایی محسوب کرد. در این مناطق، صنایعدستی و هنرهای سُنتی به عنوان مُکمل اقتصاد کشاورزی عمل میکند و با ایجاد فرصتهای شغلی و توانمندسازی جوامع محلی، مانع از مهاجرتهای گستردۀ فصلی یا دائمی آنها به شهرها میشود. این ماندگاری جوامع محلی در سکونتگاه خود، از موجبات رونق گردشگری روستایی، طبیعتگردی و مردمشناسی است.

جایگاه و آینده کارآفرینی در صنایعدستی و هنرهای سُنتی را چگونه میبینید؟
در دوران معاصر، بازاریابی نوین و راهبردی تضمینکننده توفیق در اقتصاد هنر است. هنر درآمدزا یا خودکفا، امکان بقا و پایداری بیشتری دارد و امروزه کارآفرینی که خود را از فناوریهای جدید بهرهمند کند شانس بیشتری برای تصاحب، حفظ و گسترش بازار خواهد داشت. رایانههای شخصی، تلفنهای همراه هوشمند و شبکههای اجتماعی طی دو دهه اخیر با اَشکال گوناگونی از گردآوری، پردازش، انتقال و ارائه اطلاعات شامل صدا، متن، تصویر، ویدیو و انیمیشن و بهرهمندی از بستر فناوریها و نرمافزارهای نوین، میتوانند به عرضه و بازاریابی صنایعدستی و هنرهای سُنتی کمک کنند. به عنوان یک نمونه موفق، میتوان از پلتفرم اینستاگرام نام برد که بستر فروش آثار صنایعدستی و هنرهای سُنتی خصوصاً برای کسبوکارهای خانگی (به ویژه زنان) بوده و این بستر مجازی عملاً هزینههای بازاریابی در این حوزه را به حداقل رسانده است.
افزایش روزافزون بهرهگیری از تلفنهای همراه هوشمند برای فعالان صنایعدستی و هنرهای سُنتی به ویژه افرادی نظیر زنان روستایی و خانهدار که از تعاملات گسترده و پیچیده در محیطهای تجاری احتراز دارند، قابلیتها و فرصتهای جذابی را فراهم کرده است که میتواند به توسعه کارآفرینی در این حوزه خصوصاً برای زنان کمک کند. زنان هنرمند در حوزه صنایعدستی و هنرهای سُنتی میتوانند از طریق تلفن همراه هوشمند با علاقهمندان، خریداران، همکاران و فروشندگان در ارتباط باشند؛ در اینجا تلفن همراه به مثابه یک شرکت عمل میکند. تلفن همراه هوشمند به عنوان رسانهای فردی، با هزینهای بسیار کمتر در قیاس با رسانههای جمعی از قابلیت معرفی، تبلیغ و بازاریابی هدفمند و درعینحال گسترده آثار هنرمندان صنایعدستی و هنرهای سُنتی برخوردار است. تلفن همراه هوشمند، امکان نقلوانتقال آسان و شفاف مالی را تسهیل و بسیاری از رفتوآمدهای غیرضروری برای مبادلات مالی را که بسیاری از زنان به ویژه زنان فعال صنایعدستی و هنرهای سُنتی در روستاها از آن اجتناب میکنند کاهش میدهد.
بهعنوان یک پژوهشگر و دانشجوی حوزه فرهنگ و گردشگری، معتقدم امروز دیگر نمیتوان درباره کارآفرینی در این حوزه بدون توجه به زیرساختهای دیجیتال صحبت کرد. بخش مهمی از فعالان صنایعدستی و هنرهای سنتی، بهویژه زنان هنرمند از طریق کسبوکارهای خانگی و کارگاههای کوچک، بازار خود را از طریق تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و ارتباط مستقیم با مشتریان شکل دادهاند. برای بسیاری از این افراد، اینترنت فقط ابزار تبلیغ نیست؛ ویترین فروشگاه، دفتر سفارشگیری، مسیر ارتباط با مشتری و حتی بخشی از نظام پرداخت و اعتمادسازی آنان است. از این منظر، قطع یا اختلال اینترنت میتواند بهطور مستقیم به کسبوکارهای خانگی صنایعدستی و هنرهای سنتی آسیب بزند. وقتی ارتباط هنرمند با مشتری قطع میشود، سفارشها متوقف میشوند، امکان معرفی محصول از بین میرود، فروش کاهش پیدا میکند و زنجیرهای از آسیبهای اقتصادی به خانوادهها و کارگاههای کوچک وارد میشود. این موضوع بهویژه در شرایط بحرانی یا پس از جنگ اهمیت بیشتری دارد، زیرا صنایعدستی و هنرهای سنتی میتواند یکی از ابزارهای حفظ معیشت، ثبات اقتصادی و تقویت حس امید و انسجام اجتماعی باشد. بنابراین، اگر توسعه کارآفرینی در صنایعدستی را جدی میگیریم، باید پایداری اینترنت و دسترسی امن و مستمر به بسترهای فروش دیجیتال را نیز بخشی از سیاست حمایتی از این حوزه بدانیم.
به موضوع جنگ اشاره کردید، در جنگ بسیاری از موزهها و صنایع دستیهای سنتی و کهن آسیب دیدند؛ پس از جنگ چگونه میتوان به رفع این بحران کمک کرد؟
در شرایط پس از جنگ، حمایت از حوزههایی مانند صنایعدستی، گردشگری و کسبوکارهای فرهنگی، صرفاً یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه بخشی از بازسازی آرامش اجتماعی، تقویت امید عمومی و تثبیت معیشت خانوادههاست. صنایعدستی به دلیل اتکای گسترده به مهارتهای بومی، سرمایهگذاری نسبتاً محدود، اشتغالزایی بالا و پیوند مستقیم با هویت فرهنگی ایران، میتواند در دورههای بحرانی و پسابحرانی نقشی مؤثر در حفظ ثبات اقتصادی، جلوگیری از تعطیلی کسبوکارهای کوچک، حمایت از هنرمندان و تقویت حس همبستگی و انسجام ملی ایفا کند. از این منظر، هرگونه تعلل یا سختگیری غیرضروری در مسیر حمایتهای حرفهای از فعالان این حوزه، تنها یک مسئله اداری یا مالی نیست، بلکه میتواند به تضعیف بخشی از ظرفیت فرهنگی و اقتصادی کشور در یکی از حساسترین مقاطع ملی منجر شود.
نظر شما