یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸
روایتی از وهم، عشق و جنون در رمان جدید علیرضا محمودی ایرانمهر

در رمان جدید علیرضا محمودی ایرانمهر با نام «در این جنگل بخواب» با حضور پررنگ وهم، عشق، گذشته و جنون روبه‌رو هستیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا در رمان جدید علیرضا محمودی ایرانمهر با نام «در این جنگل بخواب» دو زوج برای پیاده‌روی چند روزه به تالش آمده‌اند، مسیر حرکت‌شان از جنگل‌های کوهستانی نیمه وحشی می‌گذرد و همه چیز برای سفری هیجان انگیز برنامه ریزی شده است، اما خیلی زود درمی‌یابند در این مسیر تنها نیستند و موجوداتی آشنا و سایه‌هایی ناپیدا تعقیب‌شان می‌کنند.

این رمان که در آن با حضور پررنگ وهم، عشق، گذشته و جنون مواجه هستیم روایت روابطی است که امیدوارانه آغاز شده‌اند اما حضور عاملی بیگانه آنها را به خشونتی تکان‌دهنده می‌کشاند.

در بخشی از داستان می‌خوانید: «زمان آن رسیده است که رازی را به تو بگویم، چون درست در جایی ایستاده‌ای که این راز زیر پایت مدفون شده است. داریوش تا یک‌قدمی کشف آن پیش آمد ولی نمی‌توانستم اجازه دهم همه واقعیت را ببیند. به گمان من مهم‌ترین چیزی که او در بالای دژ اشکانی گفت یک جمله بود: «چرا جویندگان گنج نتوانسته‌اند اینجا را زیرورو کنند؟»

چیزی که داریوش نمی‌توانست ببیند اجسادی بودند که پای دژ و جنگل‌های اطراف آن زیر انبوه برگ‌ها و بوته‌ها پنهان‌اند. استخوان‌هایی که برخی قرن‌هاست در رطوبت جنگل می‌پوسند. همه آنها به خواست من نابود شده‌اند حتی کسانی هستند که صدها کیلومتر دورتر از اینجا به شکلی مشکوک جان داده‌اند؛ کسانی که جسد به دارآویخته‌شان در خانه پیدا شده یا جای که انتظار نداشته‌اند در تصادفی ناگهانی بدن‌شان خردشده یا به شکلی غافل‌گیرکنده چاقو خورده‌اند. جان همه آنها را من گرفته‌ام. همه آنها جویندگان گنج هستند که از مرزی پنهان گذشته‌اند. تو دیدی که چگونه در این جنگل از هر خطری تو را حفظ کردم و هرچیزی را که ضرورت داشت نشانت دادم ولی من به همان اندازه نیز می‌توانم بی‌رحم و هراس‌انگیز باشم.

فریبا از نیروی نابودگر من به خوبی خبر دارد. او سلاخی شدن آن پنج مرد را با چشم خود دیده و خودش هم به‌ناگزیر در این کار همراه من شده. البته او در این ماجرا تنها نیست. من یاران بی‌شماری دارم دارم و به همه آنها آموخته‌ام که چگونه چون لشکری از اشباح به زندگی جویندگان گنج هجوم برند خانه‌شان را آتش بزند و ثروتشان را نابود کند و جان‌شان را بگیرند بی آنکه اثری از خود برجای بگذارندیا تغیری در زندگی ساده و نظم روزمره‌شان ایجاد شود...»

انتشارات چشمه به‌تازگی این اثر را در ۱۳۴ صفحه و شمارگان ۳۵۰ نسخه عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها