سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مرضیه نظرلو؛ « در زمان حاضر میبینیم چه ظلمهایی بر بشریت میرود. چه اتفاقاتی در جهان میافتد! در طلیعه هزاره سوم اگر تکنولوژی جلو رفته، اخلاق نتوانسته حرکت کند. این مسئله است! ما از یک طرف تسهیلات میبینیم ولی همین فکری که بشر میکند قادر نبوده نفس انسانها را به جایی برساند که جامعه یک جامعه خوب باشد. ما برای این کار و برای این ظلمهایی که وجود دارد چه راهحلهایی داریم؟ و دلیل اصلی این اتفاقات چیست؟ بله دوری از خدا! دوری از حقیقت و فراموش کردن دستور ادیان.»
استاد پشت تریبون و رو به حضار ایستاده بود و قاطع و محکم سخن میگفت. به مانند همیشه حرف از دغدغهها و آرمانهایش بود. پیراهن یقه اسکی سورمهای و کت و شلوار خاکستری به تن داشت. موهای جلوی سرش ریخته بود اما صورتش شفاف و شاداب به نظر میرسید. مراسم تجلیل و قدردانی از خدمات دکتر محمود روحانی رهبر، در تالار دانشکده پزشکی دانشگاه مشهد در حال برگزاری بود.
میگفتند ایشان پزشک، مدیر، استاد و قرآن پژوهی برجسته است که با نظم و انضباطی شگفت در هر عرصه که قدم نهاده؛ موفقیتهایی بیشمار به دست آوره است.
محمود به سال ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر مشهد به دنیا آمد. پدر و اجدادش به دین و تقوا شهره بودند و در پایبوسی حرم سلطان طوس پیشقدم. کودکی و نوجوانیاش را در دبستان و مجالس وعظ و روضه گذراند. دبیرستانی که شد خواست اثرگذار باشد و دوستانش را از گرد بطالت برهاند! به کارهای فرهنگی و مذهبی علاقهمند بود. در عین حال فوتبال را دنبال میکرد. تیم شهرام بهانهای شد برای جذب نوجوانان! او در محله، تیم فوتبالی تشکیل داد و اسم آن را شهرام گذاشت. نماد تیم عقابی بود با بالهای گشوده که اسم روحانی نیز با حروف بزرگ انگلیسی زیر بالهای پهنش نوشته شده بود. تیم شهرام از اولین تیمهای محلی بود که در مشهد شکل گرفت؛ کم کم آوازهای یافت و نوجوانان از محلات دیگر نیز به آن پیوستند. وقتی محلات دیگر نیز صاحب تیم شدند؛ مسابقات محلی شکل گرفت و خاطرات و سوابق تیم در کتاب یادگار جاودان جمعآوری شد. مدیریت تیم شهرام در اختیار محمود بود تا اینکه در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شد و عزم سفر کرد.
سال ۱۳۳۳ خورشیدی علاقه او به ادامه تحصیل و موثر بودن و نفع رساندن به عموم مردم محمود را به تهران کشاند. در کنار تحصیل رشته دومیدانی و فوتبال را نیز ادامه داد و به کسب موفقیتهایی در این زمینه دست یافت. او که نشان داده بود شخصیتی چند وجهی است و علایق متفاوتی دارد؛ استعداد خوبی نیز در ریاضیات داشت و توانست با موفقیت دروس پزشکی را پشت سر بگذارد و به اخذ مدرک دکترا نائل شود.
سال ۱۳۴۰ در روزگاری که بیماریهای واگیردار امان مردم را بریده بود و در گوشه گوشه ایران تلفات و خسارات بسیار به بار میآورد از دانشگاه فارغالتحصیل شد. مالاریا بیماری شایع آن روزها بود و اداره بهداشت دورههایی برای تربیت کارشناس و متخصص در این حوزه داشت. محمود برای ثبت نام به اداره رفت اما سه جلسه از شروع دوره میگذشت و مهندسی که مسئول بود؛ گفت که زمان ثبت نام گذشته! محمود قول جبران عقب ماندگی را داد و در دوره مالاریالوژی وارد شد. پس از پایان دوره او به عنوان اپیدمیولوژیست اداره بهداشت استان تهران جذب شد و برای بررسی اوضاع بیماری مالاریا به مناطق مرزی کشور رفت. در آنجا بود که متوجه شد علیرغم گزارش کارشناس خارجی سازمان بهداشت جهانی مبنی بر ریشهکن شدن مالاریا در ایران این بیماری هنوز در نقاطی از کشور شیوع دارد و منجر به تلفات میشود! سخن کارشناس سازمان بهداشت جهانی که پروفسوری انگلیسی بود بر سخنان محمود که تازه وارد به حساب میآمد؛ مقدم بود اما او دستبردار نبود و نامهای به انستیتو تحقیقاتی ایران نوشت و جریان را مطرح کرد. در پاسخ گفتند او اپیدمیولوژیستی جوان است که باید ادعایش را ثابت کند. محمود نیز عزمش را جزم کرد. به مناطق روستایی و بیابانها رفت. چالههایی کند و کمین کرد!
شب تا صبح چالهها را میپایید تا پشههای روی آب را جمع کند و به تهران بفرستد. بالاخره مالاریاهای زنده نظر مدیران مرکز را جلب کردند و محمود توانست نظرش را به اثبات برساند. او توانست با شناسایی کانونهای خطر از آسیبهای ناشی از این بیماری جلوگیری کند و سمپاشی را تا قطع کامل زنجیره بیماری ادامه دهد. وقتی موفقیت او به سازمان بهداشت جهانی منعکس شد مدیران وقت به او ترفیع داده و ریاست اداره نظارت بهداشت استان تهران را به او سپردند. پس از مدتی راهی استان سیستان و بلوچستان شد. محرومیت و شرایط اقلیمی خاص این استان سبب شده بود که مردم در معرض ابتلاء به بیماریهای واگیر از جمله وبا و مالاریا قرار بگیرند. دکتر عزمش را جزم و شبانه روز تلاش میکرد تا با یادآوری و رعایت نکات بهداشتی میزان ابتلا را کاهش دهد. علاوه بر آن ایشان که مدیر اجرایی نیز به حساب میآمد؛ همیشه فعالانه در میدان عمل حاضر بود و وقتی بارندگیهای فصلی منجر به سیل در استان شد و انبار ددت زیر آب رفت؛ خودش پاچه شلوار را بالا و دل به آب زد تا از نزدیک بحران را مدیریت کند.
همان روزها بود که به نگارش کلیات اقلیمی و اقتصادی سیستان و بلوچستان و ارائه گزارش سالانه جامع در زمینه کنترل و پیشگیری از بیماریها به وزرات بهداری پرداخت. این گزارش ضمن تغییر نگرش مسئولان موجب رویکردهای جدید در ارائه خدمات توسعهای و بهداشتی و درمانی منطقه و جلوگیری از گسترش و شیوع بیماری وبا با مشارکت مردم شد.
دکتر بعد از سه سال برای ادامه تحصیل به تهران بازگشت و پس از طی دوره یک ساله mph بهداشت به دانشکده پزشکی مشهد رفت. خیلی نگذشت که کمیته فنی بیمارستان شهناز ایشان را به عنوان معاون بیمارستان معرفی کردند. حضور دکتر روحانی در بیمارستان شهناز موجب تغییر در ساختار و فرایند جذب نیروی انسانی بر اساس نیاز و تأمین پرسنل تخصصی و فنی شد که این موضوع در قالب کتاب «توصیف جامعه شناسی نیروی انسانی در بیمارستان شهناز دانشگاه مشهد» به وزارت بهداری وقت ارائه گردید. ایشان علاوه بر نظارت دقیق بر خرید وسایل بیمارستانی و ارائه آمار، چهار نفر از پرسنل را مأمور کرد تا در کنار در ورودی بیمارستان باشند تا اگر بیمار روستایی یا فقیر و درماندهای از راه رسید او را راهنمایی کنند و در طی مراحل درمان کمک حالش باشند.
پس از سه سال دکتر محمود روحانی برای ادامه تحصیل عازم بلژیک شد تا دکترای تخصصی بهداشت عمومی و گواهینامه بینالمللی فوق تخصص اپیدمیولوژی و آمار زیستی را اخذ نماید. ایشان بعد از ارائه تز و سپری کردن امتحانهای دشوار توانست رتبه بسیار افتخارآمیز را که بالاترین درجه در دانشگاههای اروپا است؛ از آن خود کند. آوازه او در دانشگاههای اروپا پیچید و ایرانیهای بسیاری برای ملاقاتش به بروکسل رفتند. درخشش دکتر سبب شد سفیر ایران در نامهای به وزارت خارجه استعداد او را خاطر نشان سازد اما سفارش اثری نداشت چرا که از مدتها قبل نام دکتر محمود روحانی به عنوان یکی از مبارزان انقلابی در لیست سیاه ساواک قرار داشت و پیش از آن چند بار به سازمان اطلاعات و امنیت احضار و بازجویی شده بود.
همسر دکتر محمود، افسانه شریعتی بود. خواهر کوچک دکتر علی شریعتی که آوازهاش در علم و مبارزه زبانزد نوجوانان و جوانان آن روزها بود. دکتر شریعتی مراقب افسانه بود و بر ادامه تحصیل او تأکید داشت. خودش پیگیر مدرسه رفتناش بود و برایش کیف و کتاب میخرید. وقتی هم که به تهران رفت خواهر کوچک را با خود برد و هنگام انتخاب رشته در دانشگاه پیشنهاد داد تا رشته تاریخ را انتخاب کند. افسانه در رشته تاریخ پذیرفته و شاگرد برادرش شد. بعد از آن بود که با محمود آشنا و خیلی زود این آشنایی به ازدواج ختم شد.
این در حالی بود که خواهر دکتر محمود نیز به همسری استاد مرتضی مطهری در آمده بود. تمام این قرابتها و زمینههای خانوادگی سبب شد دکتر محمود روحانی بیش از گذشته در کنار فعالیتهای پزشکی به فعالیتهای مذهبی و سیاسی بپردازد و جلساتی در کوی طلاب برگزار کند. رندیهای خاصی هم داشت. روزی که قرار بود ماشینهای اداره بهداشت در شهر رژه بروند تابلوی بزرگی از پشه مالاریا را روی اولین ماشین گذاشت و گفت تا کنارش بزرگ بنویسند:« بکشید تا نکشد!» کنار این نوشته عکسی از شاه ایران هم گذاشت! و برای عاقلان یک اشاره کافی بود...
در کنار این اقدامات، دکتر مطالبی نیز در نشریات مختلف مینوشت. جلسات شبانه او با مبارزان و چهرههای برتر انقلابی نیز همیشه تحت نظر ساواک قرار داشت.
سالهای ۱۳۵۶ و ۵۷ اوج فعالیتهای فرهنگی و انقلابی دکتر روحانی بود. ایشان با برگزاری دورههای فرهنگی و مذهبی دانشجویان مستعد را جذب فعالیتهای انقلابی میکرد. دکتر در ارتباط مستمر با حوزه علمیه و آیتالله سیدعلی خامنهای و مرتضی مطهری قرار داشت تا جایی که در بهمن ماه ۱۳۵۷ به عنوان یکی از اعضای اصلی کمیته استقبال از امام خمینی با آقای خامنهای به تهران رفت تا برنامهریزیهای لازم برای استقبال را انجام دهند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دکتر محمود روحانی به عنوان نماینده مردم خراسان در مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی حضور داشت و عضو هیئت رئیسه این مجلس بود. ایشان در دولت شهید رجایی به پیشنهاد شهید باهنر وزارت بهزیستی را پذیرفت اما عمر این وزارت چندان طولانی نبود و پس از مدتی تصمیم گرفت کاملاً از فعالیتهای سیاسی کنارهگیری کند و به امور علمی بپردازد. به دانشگاه مشهد بازگشت و فصلی جدید در حوزه فعالیتهای دانشگاهی خود آغاز کرد.

دکتر روحانی استاد دانشکده علوم پزشکی مشهد، عضو هیئت مدیره بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس و عضو هیئت امنای بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی بود اما اقدام بزرگ و جهانی او تألیف« المعجم الاحصائی لالفاظ القران الکریم» فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم در سه جلد است که شامل ۲۶۷۳ صفحه است که طی ۱۲ سال با سی هزار ساعت پژوهش آماده شده است.
پزشک قرآنپژوه که از خانوادهای اهل علم بود و در ساحتهای متفاوتی سیر میکرد در این کتاب فهرستی تفصیلی و جامع از تمام کلمات قرآن با تفکیک آیات مدنی و مکی فراهم آورد. او همه کلمات را با ذکر مواضع آنها بر اساس قرائت کوفی تالیف نمود. روش ایشان در ارائه جداگانه مواضع الفاظ بر حسب مکی و مدنی و به دست دادن ضوابط جدید برای شناخت آیات میتوانست فرضیهساز مطالعات ریاضی آماری قرآن برای تعیین تاریخ تنزیل آیات باشد. المعجم الاحصائی فقط یک فرهنگ آماری نیست. به تاریخ قرآن پیوند خورده و انبوهی از واژهها و ریشههای قرآنی است که به شکل ریاضی و قطعی هستند. مثلاً ایشان با سختکوشی همیشگی کلمه "الله" را ۲۶۹۷ بار شمرده است. آن هم در زمانی که ابزارهای مدرن وجود نداشت و تمام مطالب به صورت دستی و با فیش سرشماری میشد. تشکیل آیه، سوره، مصحف، مبانی تاریخ نزول قران بر تحقیقات ایشان در این تالیف اثر داشته است و مباحث تاریخی نزول و نکات دیگر علوم قرآنی اساس کار او بوده. همچنین بهرهوری از پیشرفتهترین پژوهشهای آماری از ویژگیهای کار ایشان بود که سبب شد این فرهنگ مورد توجه و تقدیر بسیاری از دانشمندان و محققان جهان قرار بگیرد.
بعد از شهرت جهانی معجم الاحصائی، حدود ۴۰۰ نامه از سراسر جهان برای ایشان ارسال شد. اولین نامه را استاد حسن الامین دانشمند لبنانی نوشت که خود مولف دایرهالمعارف شیعه بود. او در فرازی برای دکتر روحانی نوشت:« و یکفی ایران فخراً اَن یکون هذا الرجل منها» ایران باید افتخار کند که این مرد از آنجاست. ستایش کاملی بود. نامه دیگر را سلیمان کتانی نویسنده مسیحی مارونی که در وصف "امیرالمومنین علی علیهالسلام" کتاب « علی نبراس و متراس» را نوشته بود؛ فرستاد. او در نامهاش نوشت:«استاد روحانی تو با این معجم چقدر دسترسی به قرآن را برای ما آسان کردی!» حکیم عبدالحمید از هندوستان که ۶ میلیون بیمار را رایگان مداوا کرده بود نیز دکتر را مورد تفقّد ویژه قرار داد.
المعجم الاحصائی مبنای فرهنگ نامه قرآنی قرار گرفت و به چندین زبان دنیا ترجمه شد. آیتالله خزعلی نیز زمانی که در مشهد مشرف بودند پیغام فرستادند تا دکتر روحانی را ببینند. ایشان با علاقه رفت و ملاقاتی صورت گرفت. در هنگام خداحافظی و بدرقه آیتالله خزعلی تا سر خیابان آقای روحانی را همراهی کردند. دکتر که شرمنده تواضع آیتالله شده بود؛ گفت:« استاد استدعا میکنم برگردید!» آیتالله با جدیت جواب داد:« من برای عظمت قرآن تو را همراهی میکنم.» دکتر روحانی لبخند زد که اتصال ایشان به قرآن سبب این احترام و ارزش شده است.
دکتر روحانی که وقتشناسیاش زبانزد بود و صراحت لهجه و جسارتش در بیان مطالب گاهی با طنز نیز آمیخته میشد؛ نسبت به مسائل اسلامی و قرآنی آگاه بود و اعداد و ارقام را نیز به خوبی میشناخت. به همین جهت با عشقی وافر هزاران فیش و کلمه را جابهجا کرد تا کتاب المعجم الاحصائی را سامان داد. این کتاب در سال ۱۳۶۸ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی نیز برگزیده شد.
ایشان در دی ماه ۱۴۰۲ مجموعه فاخر و نفیس خود را که شامل ۲۱۵ عنوان کتاب و ۷ اثر پژوهشی بود به کتابخانه دانشگاه مشهد اهدا کرد و سرانجام پزشک قرآن پژوه که خادم قرآن لقب گرفت؛ در مهرماه ۱۴۰۴ به ملکوت آسمانها پرواز نمود.
*نظر به اهمیت معرفی و الگوسازی شخصیتهای علمی و فرهنگی اثرگذار، دفتر تکریم و الگوسازی بنیاد ملی نخبگان با همکاری خبرگزاری ایبنا و پژوهشگری مرضیه نظرلو برای تهیه مقالاتی اقدام کرده است. در هر قسمت به معرفی یکی از این مفاخر پرداخته میشود.
نظر شما