یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۱
«Silo» چگونه از یک کتاب گمنام به سریالی پرطرفدار تبدیل شد؟

موفقیت «Wool» باعث شد اقتباس سینمایی آن خیلی زود مطرح شود. ریدلی اسکات و استیو زایلیان از جمله نخستین نام‌های بزرگی بودند که به پروژه پیوستند. هاوی بعدها از آن دوره به‌ عنوان بخشی از مسیر عجیب و طولانی اقتباس یاد کرد، مسیری که از زمانی آغاز شد که هنوز در کتابفروشی کار می‌کرد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ۱۵ سال پیش، هیو هاوی هنوز نویسنده‌ای نبود که نامش برای تهیه‌کنندگان هالیوود آشنا باشد. در یک کتابفروشی کار می‌کرد و داستانی به نام «Wool» نوشته بود که قرار نبود در ابتدا حتی یک رمان باشد یک داستان کوتاه بود که هاوی در سال ۲۰۱۱ به‌ صورت مستقل منتشرش کرد. داستانی که در آن انسان‌ها در آینده‌ای نامعلوم در سازه‌ای عظیم و زیرزمینی زندگی می‌کنند و بیرون از آن، جهانی مرگبار انتظارشان را می‌کشد. قرار بود این داستان یکی از آثار خودانتشاری یک نویسنده گمنام باشد. اما زمان گذشت و اتفاق دیگری افتاد.

خوانندگان داستان را جدی گرفتند. هاوی داستان را ادامه داد، بخش‌های تازه نوشت و چیزی که قرار بود یک داستان کوتاه باشد، به رمانی چندبخشی و بعد به سه‌گانه‌ای با عنوان‌های «Wool»، «Shift» و «Dust» تبدیل شد.

فروش کتاب بالا رفت، نام نویسنده بر سر زبان‌ها افتاد، ناشران سراغش آمدند و بعد نوبت هالیوود رسید. ریدلی اسکات و استیو زایلیان از نخستین چهره‌هایی بودند که به اقتباس این اثر علاقه نشان دادند. پروژه سینمایی سال‌ها در مرحله توسعه ماند و به نتیجه نرسید تا اینکه سرانجام اپل و AMC مسیر دیگری برای آن باز کردند.

امروز «Silo» نام یکی از سریال‌های شاخص علمی‌ـ‌تخیلی اپل است. سریالی با بازی ربکا فرگوسن که فصل سومش در سپتامبر ۲۰۲۶ به پایان رسید و فصل چهارم، که قرار است فصل پایانی باشد، برای ۹ ژوئیه ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است. اما جذاب‌ترین بخش ماجرا مثل خود سریال، داستان نویسنده و انتشار کتابش است. او که سودای ورود حرفه‌ای به بازار نشر و دنیای هالیوود را نداشت، ناگهان به واسطه مخاطبان کتابش، خود را در میان نویسندگان صاحب‌نام و ستاره‌های هالیوودی دید.

همه‌چیز از «Wool» شروع شد

هاوی نخستین نسخه «Wool» را در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد. برخلاف نویسندگانی که برای رسیدن به قفسه کتاب‌فروشی‌ها باید ماه‌ها و گاهی سال‌ها در انتظار پیدا کردن ناشر بمانند، او تصمیم گرفت کتابش را خودش منتشر کند.

همین انتخاب بعدها به یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان موفقیت «Silo» تبدیل شد.«Wool» ابتدا با حجم و ساختاری بسیار محدودتر از آنچه امروز می‌شناسیم منتشر شد. اما استقبال خوانندگان باعث شد هاوی داستان را ادامه دهد. او به‌تدریج شخصیت‌ها، گذشته سیلو و ساختار جامعه زیرزمینی را گسترش داد و در نهایت اثری شکل گرفت که دیگر نمی‌شد آن را یک داستان کوتاه دانست.

در واقع، کتاب پیش از آنکه ناشر پیدا کند، خواننده پیدا کرده بود. این تفاوت کوچکی نیست. در الگوی سنتی نشر، معمولاً ناشر است که با انتخاب و سرمایه‌گذاری روی یک اثر، امکان دیده‌شدن آن را فراهم می‌کند اما درباره «Wool» مسیر معکوس شد، مخاطب ابتدا به داستان اعتماد کرد و موفقیت آن بعداً توجه صنعت نشر را به خود جلب کرد.

هاوی بعدها روایت کرده است که زمانی فروش کتاب‌هایش آن‌قدر بالا رفت که درآمد حاصل از آنها از حقوقش در کتابفروشی بیشتر شد. در همان دوره بود که تماس‌هایی از سوی چهره‌هایی مانند ریدلی اسکات و استیو زایلیان دریافت کرد. اتفاقی که مسیر زندگی حرفه‌ای او را تغییر داد. این شاید یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های داستان «Silo» باشد.اثری که ابتدا از سوی صنعت نشر تأیید نشد و این خوانندگان بودند که آن را به صنعت تحمیل کردند.

«Silo» چگونه از یک کتاب گمنام به سریالی پرطرفدار تبدیل شد؟

دنباله‌هایی برای «Wool»

موفقیت «Wool» در ادامه به انتشار دو کتاب دیگر به نام«Shift» انجامید. این کتاب به گذشته بازمی‌گردد و به این پرسش پاسخ می‌دهد که سیلوها اصلاً چرا و چگونه ساخته شدند. «Dust» نیز خطوط داستانی کتاب‌های قبلی را به یکدیگر متصل می‌کند.

به این ترتیب، داستانی که در ابتدا درباره گروهی از انسان‌های محبوس در یک سازه زیرزمینی بود، تبدیل شد به جهانی داستانی با تاریخ، سیاست، ساختار اجتماعی و گذشته‌ای پیچیده. در مرکز این جهان، یک ایده ساده اما مؤثر قرار دارد: ۱۰ هزار نفر در یک سیلوی عظیم زیرزمینی زندگی می‌کنند و باور دارند بیرون از آن، محیطی سمی و مرگبار وجود دارد.

هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند سیلو چه زمانی ساخته شده، چه کسی آن را ساخته و چرا مردم باید برای همیشه در آن بمانند. پرسیدن درباره بیرون هم بی‌هزینه نیست. کسی که خواهان خروج باشد، باید «تمیزکاری» کند؛ یعنی به بیرون فرستاده شود تا شیشه دوربین‌هایی را پاک کند که تنها تصویر باقی‌مانده از جهان بیرون را به مردم داخل نشان می‌دهند. همین تناقض، هسته داستان را می‌سازد. مردم جهان بیرون را از پشت شیشه می‌بینند، اما حتی نمی‌دانند تصویری که می‌بینند واقعی است یا ساخته شده.

هالیوود زودتر از اپل سراغش رفت

موفقیت «Wool» باعث شد اقتباس سینمایی آن خیلی زود مطرح شود. ریدلی اسکات و استیو زایلیان از جمله نخستین نام‌های بزرگی بودند که به پروژه پیوستند. هاوی بعدها از آن دوره به‌ عنوان بخشی از مسیر عجیب و طولانی اقتباس یاد کرد، مسیری که از زمانی آغاز شد که هنوز در کتابفروشی کار می‌کرد.

اما «Wool» در قالب فیلم سینمایی به پرده نرسید. این شکست یا توقف، از آن اتفاق‌هایی بود که می‌توانست سرنوشت یک اثر را برای همیشه تغییر دهد. پروژه‌ای که زمانی مورد توجه یکی از مشهورترین کارگردانان سینمای علمی‌ـ‌تخیلی قرار گرفته بود، سال‌ها در مرحله توسعه باقی ماند.

اما مسئله این بود که داستان هاوی برای فیلم شاید بیش از اندازه بزرگ بود. سه‌گانه «Wool»، «Shift» و «Dust» فقط یک داستان مرکزی نداشت، گذشته و حال در آن به هم گره خورده بودند، شخصیت‌های متعدد داشت و بخش مهمی از جذابیتش از کشف تدریجی جهان می‌آمد. تلویزیون، برخلاف سینما، فرصت بیشتری برای این جهان‌سازی داشت.

در نهایت اپل در سال ۲۰۲۱ سفارش ساخت نسخه سریالی را صادر کرد، آن زمان نام پروژه هنوز «Wool» بود. گراهام یوست، نویسنده و تهیه‌کننده‌ای که سابقه کار روی چند سریال را داشت، مسئولیت نگارش و شورانری را برعهده گرفت و ربکا فرگوسن برای نقش اصلی انتخاب شد.دو سال بعد، آنچه زمانی یک داستان کوتاه خودانتشار بود، با نام «Silo» به اپل تی‌وی رسید.

«Silo» چگونه از یک کتاب گمنام به سریالی پرطرفدار تبدیل شد؟

دلیل تغییر نام از «Wool» به «Silo»

این تغییر نام، اتفاقی ساده اما معنادار بود. «Wool» عنوان داستان و نخستین رمان بود، اما «Silo» عنوانی بود که بهتر می‌توانست جهان کامل سه‌گانه را نمایندگی کند. سریال قرار نبود فقط «Wool» را به تصویر بکشد . قرار بود به تدریج وارد گذشته سیلوها، سازندگان آنها و تاریخ پنهان این جامعه شود.

اپل سریال را در مه ۲۰۲۳ با یک فصل ۱۰ قسمتی عرضه کرد. ربکا فرگوسن نقش ژولیت، مهندسی از بخش‌های پایینی سیلو را بازی کرد که پس از مرگ یکی از نزدیکانش، وارد مسیری می‌شود که در نهایت او را به عمیق‌ترین رازهای جامعه می‌رساند.

انتخاب فرگوسن یکی از نقاط تعیین‌کننده اقتباس بود. خود هاوی سال‌ها بعد نوشت که فرگوسن در ابتدا پیشنهاد بازی در نقش ژولیت را نپذیرفته بود، اما وقتی دوباره به پروژه برگشت و درباره انگیزه‌ها و شخصیت ژولیت پرسش‌های جدی مطرح کرد، هاوی مطمئن شد که شخصیت را فهمیده است. فرگوسن بعدها علاوه بر بازیگری، تهیه‌کننده اجرایی سریال نیز شد. از نگاه نویسنده، این انتخاب اهمیت زیادی داشت زیرا به باور او در اقتباس یک رمان، همه چیز می‌تواند تغییر کند، اما شخصیت اصلی نباید از دست برود.

یکی از نکات جالب «Silo» این است که هاوی برخلاف بعضی نویسندگان اقتباس‌شده، از تغییرات سریال ناراضی نیست. او در سال ۲۰۲۶ نوشت که اقتباس یک رمان برای تلویزیون یا سینما ناگزیر با تغییر همراه است. تعداد شخصیت‌ها، لوکیشن‌ها، میزانسن‌ها و حتی ساختار روایت باید با رسانه جدید سازگار شود. اما از نظر او دو چیز نباید از بین برود، شخصیت اصلی و مضمون اثر. این دقیقاً همان روشی است که سریال در پیش گرفته است.

«Silo»کتاب را عیناً روی صفحه نمایش نمی‌گذارد. بعضی شخصیت‌ها گسترش یافته‌اند، بعضی روابط تغییر کرده‌اند و ترتیب اتفاقات در جاهایی جابه‌جا شده است. نکته جالب درباره «Silo» این است که موفقیت سریال در وفاداری کامل آن به کتاب نیست.

«Silo» چگونه از یک کتاب گمنام به سریالی پرطرفدار تبدیل شد؟

اگر سازندگان می‌خواستند «Wool»، «Shift» و «Dust» را بدون تغییر به صفحه نمایش منتقل کنند، احتمالاً با یک سریال بسیار متفاوت روبه‌رو می‌شدیم. گراهام یوست در واقع کاری شبیه مهندس داستان انجام داده و اسکلت جهان هاوی را نگه داشته، اما مسیر حرکت شخصیت‌ها را تغییر داده است. هاوی هم به نظر می‌رسد از نتیجه راضی است.

فصل سوم سریال در زمان پایانش با استقبال قابل توجهی روبه‌رو شد و حالا فصل چهارم قرار است آخرین مرحله این مسیر باشد. اما حتی اگر «Silo» در فصل چهارم تمام شود، داستان هیو هاوی همچنان یکی از نمونه‌های قابل توجه در تاریخ معاصر نشر و اقتباس باقی می‌ماند.

«Wool» در آغاز یک پروژه کوچک بود، داستانی که نویسنده‌اش خودش منتشر کرد و خوانندگان آن را پیدا کردند. بعد همان خوانندگان، ناشران را متوجه کتاب کردند؛ ناشران، هالیوود را و هالیوود، در نهایت راه را برای تلویزیون باز کرد.

تجربه اقتباس از «Silo» در نوع خودش جالب توجه است. این کتاب برای خوانده شدن از مسیر رسمی عبور نکرد و نشان داد اگر داستانی به اندازه کافی ظرفیت داشته باشد، مسیرش می‌تواند از یک فایل دیجیتال چنددلاری شروع شود و ۱۵ سال بعد به یکی از بزرگ‌ترین جهان‌های تلویزیونی علمی‌-تخیلی برسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها