یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۲
روایت نوجوانی که ناچار به بزرگ‌شدن است

«من مادر مادرم بودم» در نهایت داستان تاب‌آوری است؛ داستان نوجوانی که زودتر از موعد با دشواری‌های بزرگسالی روبه‌رو می‌شود، اما تلاش می‌کند در میان ترس، مسئولیت و تنهایی، هویت خودش را از دست ندهد. کتاب به جای ارائه پاسخ‌های آماده، مخاطب را با پرسش‌ها و انتخاب‌های سارا همراه می‌کند و از او می‌خواهد درباره مرز میان مسئولیت‌پذیری، فداکاری و حق داشتن یک زندگی نوجوانانه فکر کند.

به گزارش سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «من مادر مادرم بودم» نوشته سمیه سیدیان، رمانی برای نوجوانان است که از موقعیتی تلخ و کمتر روایت‌شده در ادبیات نوجوان آغاز می‌شود؛ جایی که یک دختر نوجوان، به‌جای آنکه در سال‌های حساس زندگی‌اش از حمایت والدین برخوردار باشد، ناچار می‌شود بخشی از مسئولیت‌های یک بزرگسال را بر عهده بگیرد. «سارا»، شخصیت اصلی داستان، با بحران اعتیاد مادر مواجه است و در شرایطی قرار می‌گیرد که باید همزمان با مسائل معمول دوران نوجوانی، از مادرش نیز مراقبت کند و برای آینده خود و خانواده‌اش تصمیم بگیرد.

عنوان کتاب، تصویری روشن از همین وارونگی نقش‌هاست؛ دختری که باید به‌جای آنکه دست مادرش را بگیرد، دست او را بگیرد و از میان بحران عبور کند. سیدیان تلاش کرده این موقعیت را نه با نگاه نصیحت‌گرانه و بزرگسالانه، بلکه از دریچه ذهن و تجربه خود نوجوان روایت کند. به همین دلیل، بحران مادر بیش از آنکه با توضیحات مستقیم روان‌شناختی معرفی شود، از خلال رفتارها، فضای خانه، اضطراب‌ها و برداشت‌های سارا برای مخاطب آشکار می‌شود.

یکی از نقاط قوت رمان، شخصیت‌پردازی سارا است؛ نوجوانی که در عین آسیب‌پذیری، منفعل نیست و تلاش می‌کند در برابر شرایط دشوار زندگی تصمیم بگیرد. او میان حفظ آبروی خانواده، نگرانی برای مادر، روابط دوستانه و نیاز خودش به داشتن یک زندگی عادی گرفتار است. همین تضادها، شخصیت او را از یک «قهرمان بی‌نقص» دور می‌کند و به نوجوانی باورپذیر تبدیل می‌کند که هم می‌ترسد، هم اشتباه می‌کند و هم تلاش می‌کند راهی برای ادامه دادن پیدا کند.

رمان در بستر مجموعه «بی‌اجازه در مدرسه» شکل گرفته؛ مجموعه‌ای متشکل از هشت رمان مستقل که در یک جهان داستانی مشترک و در فضای یک دبیرستان دخترانه اتفاق می‌افتند. در این جهان، مدرسه فقط محل وقوع حوادث نیست، بلکه به عنصری زنده در روایت تبدیل می‌شود و شخصیت‌های کتاب‌های مختلف نیز گاه در داستان‌های یکدیگر حضور پیدا می‌کنند.

«من مادر مادرم بودم» در نهایت داستان تاب‌آوری است؛ داستان نوجوانی که زودتر از موعد با دشواری‌های بزرگسالی روبه‌رو می‌شود، اما تلاش می‌کند در میان ترس، مسئولیت و تنهایی، هویت خودش را از دست ندهد. کتاب به جای ارائه پاسخ‌های آماده، مخاطب را با پرسش‌ها و انتخاب‌های سارا همراه می‌کند و از او می‌خواهد درباره مرز میان مسئولیت‌پذیری، فداکاری و حق داشتن یک زندگی نوجوانانه فکر کند.

این کتاب را سمیه سیدیان نوشته و توسط انتشارات قدیانی در دسترس علاقمندان است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها