یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶
خالقی مطلق، تجسم انسانیت و خدمت به ایران بود

خراسان رضوی - ژاله آموزگار با ستایش از کارنامه درخشان خالقی مطلق، که از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ ایران است، او را یکی از قهرمانان واقعی ایران خواند و تاکید کرد که او تجسم انسانیت و خدمت به ایران بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، ژاله آموزگار شامگاهِ شنبه در آیین گرامی‌داشت یاد و خاطرِ جلال خالقی‌مطلق که هم‌زمان با زادروز او، به همت بنیاد فردوسی شاخه توس در سالن جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد، گفت: خوش به حالِ جلال خالقی‌مطلق که با چنین کارنامه درخشانی ۸۸ ساله شد. من عادت ندارم از اشخاص بت بسازم، اما می‌توانم تفاوتی قائل شوم میان کسانی که به دنیا می‌آیند، روزمرگی می‌کنند و بدون هیچ اثری، تولد را به مرگ می‌رسانند و یا کسانی که زندگی‌شان با شرارت، کینه‌ورزی، حق‌کشی و خودخواهی همراه است و در این میان هستند گروهی همچون خالقی مطلق که به زندگی لطف و صفا و معنا می‌بخشند، حیات ثمربخشی دارند و انسانیت را به جلوه در می‌آورند، پس زادروزِ تو و همانندهای تو مبارک، چرا که مرگِ پایان تو نیست، پایانِ سال‌هاست.

این استاد زبان‌های باستان بیان کرد: تو در خاطره‌ها،در دلِ دوستان و در لابه لای خدماتی که انجام دادی، در گره‌هایی که گشودی و در دل جوانانی شوق و رغبت به زندگی‌ را مدیون تو هستند، ماندگار هستی پس درود بر تو و انسان‌هایی چون تو که وجودشان اندکی از غمِ جهان را می‌کاهد.

این اسطوره‌پژوه اظهار کرد: درود بر تو که عشق به ایران و فرهنگِ غنی این سرزمین دوست‌داشتنی را بدون آنکه فریاد بزنی و شعار بدهی، در جانِ اطرافیانت جاوید کردی. تو از تبار بزرگان تربیت شده سده زرین پیشین بودی که در کارهایت نه به خود، بلکه به ایران اندیشیدی، تو این اصل را ناخودآگاه در زندگی‌ات دنبال کردی که ما نمی‌توانیم زمانی به عمرمان بیفزاییم اما می‌توانیم زندگی را به زمان‌مان بیفزاییم.

وی افزود: تو با تمام وجودت عاشق ایران و فرهنگ ایران بودی. تو خودت را مدیون ایران می دانستی، در یکی از سخنرانی‌هایت هم اغراق کردی که «ما همه مدیون ایران هستیم که این همه زیبایی و فرهنگ و حکمت را در اختیار ما گذاشته است، ما باید این دین را بپردازیم» و تو هرچه داشتی در طبق اخلاص گذاشتی و زندگی‌ات را وقف ایران کردی.

آموزگار بیان کرد: بدون اینکه از تو بت بسازم، برای من تو از قهرمانان ایران هستی. دوستی دلسوز مدتی قبل می‌نالید که ایران کمبود قهرمان دارد. قهرمانانش را خیلی زود و با اتهامات مختلف از میدان به در می‌کند، شاید او از یک سو درست می‌گفت اما من از جنبه کاری خودم با او موافق نیستم، ایران قهرمانان واقعی‌اش را دوست دارد، ایران پر از قهرمان است.

خالقی مطلق، تجسم انسانیت و خدمت به ایران بود

او با اشاره به یکی از نوشته‌های پیشین خود گفت: در سلسله سامانیان یعقوب لیث را داریم که زمنیه ترویج زبان فارسی در ایام تاریک آن زمان فراهم کرد، فردوسی قهرمان است و هنوز در دل ایرانیان جای دارد چراکه تمام وجودش را در شاهنامه گذاشت تا هویت ایرانی در طی سالیان فراموش نشود، سعدی قهرمان است، او جهان را در می‌نوردد و می‌آمیزد و می‌آموزاند و داستان‌هایش مثل می‌شوند و برای ما همیشه استاد سخن باقی می‌ماند. مولوی قهرمان است، او ما را افکار و اشعارش به اوج معرفت رساند،

وی ادامه داد: حافظ قهرمان است، تفکر ژرف و مرموزش در لا به لای سرودهای آسمانی‌اش بخش احساسی دیگری از ایرانیان را جلوه می‌بخشد و آرامگاهش قبله دل‌هاست، بیهقی قهرمان است، هنرش را در داستانِ حسنک می‌نویسد تا عبرت همگان گردد، دهخدا قهرمان است که از شهری کوچک بر می‌خیزد و پایه گذار این مجموعه افتخار آمیز می‌شود، شهریار قهرمان است که ما را با زیبایی های کودکی‌اش در حیدر بابا شریک می‌کند تا بدانیم چه مردم دوست داشتنی هستیم، او به معشوقش می گوید «آمدی جانم به قربانت» تا من و شما عشق را فراموش نکنیم.

وی ابراز کرد: ایران قهرمان کم ندارد، قهرمانان گمنامی که دارایی‌شان را بی سر و صدا صرف خدماتی می‌کنند تا آنجا که می شود بر زخم انسان‌ها مرهم باشند. مادر و پدری که از تمام خواسته‌های خود رد می‌شوند تا فرزندشان تعلیم و تربیت خوبی ببیند قهرمان هستند. نه تنها تو خالقی عزیز، بلکه ما مردم رنج‌دیده ایران هم قهرمان هستیم که با تمام توان‌مان کوشیدیم و می‌کوشیم که «ایران» زنده بماند.

آموزگار در انتها بیان کرد: من به مرگ‌ات فکر نمی‌کنم، مرگِ تو پایان تو نیست، من به زادروزت فکر می‌کنم که خوش‌فرزندی برای ایران به دنیا تقدیم کرد، دوستت داشتم، دارم و خواهم داشت. تو رفتی، ما هم می‌رویم، اما «ایران» باقی می‌ماند.

ما می‌خواهیم راهِ جلال خالقی‌مطلق را ادامه دهیم

پس از آن پروین خاکپور مدیر بنیاد فردوسی شاخه توس که میزبان این رویداد بود، گفت: فوت خالقی مطلق در ابتدای جنگ رمضان رخ داد و آن ایام دوران خوبی برای ایران نبود. دوست‌داران ایشان همواره از ما می‌پرسیدند کی می‌خواهید مراسم گرامی‌داشت ایشان را برگزار کنید؟

خالقی مطلق، تجسم انسانیت و خدمت به ایران بود


وی افزود: در دیگر شهرها رویدادهای ارزشمندی برای ایشان گرفتند اما ما به دنبال فرصت مغتنمی برای این رویداد بودیم تا اینکه به زادروز ایشان رسیدیم.

خاکپور با اشاره به وصیت‌نامه خالقی مطلق گفت: خالقی در وصایت‌نامه‌شان نوشته بودند «به پیکرم نیندیشید، به راه و کارم بیندیشید و آن را ادامه دهید» و ما می خواهیم راه ایشان را ادامه دهیم.

وی افزود: پیکر ایشان در هامبورگ به خاک سپرده شد، در روز خاکسپاری‌شان فقط خانواده ایشان به مزارشان رفتند در صورتی‌که دانشجویانشان اگر مطلع می‌شدند، قطعا مراسم بزرگی می‌شد.

مدیر بنیاد فردوسی شاخه توس بیان کرد: دیروز این رویداد با حضور بزرگ‌بانوی ایران و دوست‌داران فردوسی از ۱۵ استان ایران، در آرامگاه فردوسی برگزار شد که امیدوارم مسیر او جاودانه باشد.

او قبل از مرگ تمام کتاب‌هایش را به دانشگاه هامبورگ هدیه داد و در حالی‌که تنها سه صفحه از شاهنامه‌اش برای تصحیح باقی مانده بود، رخت از دنیا فرو بست.

پروین خاکپور در انتها بیان کرد: طبق وصیت ایشان، مدیریت بنیاد فردوسی شاخه توس به بانو ژاله آموزگار تقدیم می‌شود، جلال خالقی مطلق همچنین در وصیت‌نامه‌اش از علیرضا قیامتی و عباس خیرآبادی و دیگر اساتید خواستند این بنیاد را تنها نگذارند.

خالقی مطلق را گوهری کمیاب

در بخش دیگر این رویداد امیر شهلا، نویسنده، فعال فرهنگی و اجتماعی و مجری این رویداد خالقی مطلق را گوهری کمیاب دانست و تاکید کرد: دوستداران فر و فرهنگ او را بزرگترین شاهنامه‌پژوه می‌دانند و می‌گویند توانسته بهترین تصحیح شاهنامه را در اختیار دوست‌داران شاهنامه بگذارد.

خالقی مطلق، تجسم انسانیت و خدمت به ایران بود


وی افزود: اگر کتابت شاهنامه سی سال از عمر فردوسی را گرفت، خالقی ۴۰ سال از عمرش را برای به ثمر رسیدن این کار بر جای گذاشت و نسخه‌ای ناب از شاهنامه را به جهانیان عرضه کرد.

چگونگی علاقه‌مندی جلال خالقی به شاهنامه

امیر شهلا بیان کرد: جلال خالقی مطلق در ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران متولد شد. علاقه‌اش به شعر و ادبیات از دبستان مشهود بود، معلمش او را به دیگر کلاس‌ها می‌برد تا انشایش را برای بقیه کلاس‌ها بخواند. پسر دایی جلال که کشتی‌گیر بود قبل از شروع تمرین‌های کشتی، داستان «رستم و اشکبوس» را می‌خواند و جلال خالقی‌مطلق این‌گونه دلبسته شاهنامه شد.

این نویسنده و روزنامه‌نگار باسابقه اظهار کرد: او در ادامه برای ادامه تحصیل به آلمان رفت، موضوع پایان‌نامه‌اش «زنان شاهنامه» بود و توانست در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه کلن آلمان در سه رشته‌ شرق‌شناسی، مطالعات آلمانی و مردم‌شناسی مدرک دکترا بگیرد. پس از فارغ‌التحصیلی ۳۵ سال به تدریس زبان فارسی و ایران‌شناسی پرداخت.

این نویسنده گفت: جلال خالقی مطلق در خلال نگارش رساله‌ دکترای خود متوجه شد که چاپ‌های موجود از شاهنامه، از جمله چاپ‌های ترنر ماکان، ژول مول، یوآنس فولرس، بروخیم و مسکو، از دقت و جامعیت کافی برخوردار نیستند و نیاز به انجام یک تصحیح علمی و دقیق از این اثر حماسی وجود دارد. وی دریافت که برای انجام چنین کاری، بررسی گسترده و دقیق دست‌نوشته‌های مختلف شاهنامه ضروری است.

وی ادامه داد: او از سال ۱۳۷٠ تا ۱۳۸٠ زندگیش را با بررسی نسخ شاهنامه تاخت زد و در آن روزگار از ۴۶ دستنویس شاهنامه فیلم و عکس تهیه کرد، وی با هزینه‌ شخصی و بدون حمایت هیچ نهاد دولتی یا غیردولتی، از این دست‌نوشته‌ها فیلم و عکس تهیه کرد و نتایج پژوهش‌های خود را در مقالات متعدد منتشر کرد. این بررسی‌های دقیق، پایه و اساس کار وی برای تصحیح شاهنامه را فراهم کرد.

امیر شهلا ادامه داد: کار او در ۸ دفتر در سال ۲٠٠۵ به پایان رسید و این مسیر، به زندگی شخصی او آسیب فراوانی زد اما در نهایت به ارزشمندترین پیرایش شاهنامه تبدیل شد.

به گزارش ایبنا؛ در انتهای این مراسم ارکستر همنوازان فردوسی پاژی ۵ قطعه از شاهنامه فردوسی را هم‌نوازی کردند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها