سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: ششمین نشست از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان بههمت مجله سیاستنامه، با همکاری سرای علوم انسانی، عصر روز سهشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد. در این نشست، زانیار ابراهیمی مترجم و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی به دیدار مخاطبان و علاقمندان آمد.

بخش آغازین سخنان ابراهیمی به لزوم در اختیار داشتن اطلاعات در زمانه جنگ اختصاص داشت. «وقتی که جنگ آغاز شد احساس کردم برای فهم آن، به اطلاعات زیادی نیاز است، با این وجود فکر نمیکنم کسی تمام تخصصهای لازم برای فهم جنگ را در اختیار داشته باشد، بههمین خاطر وقتی از جنگ صحبت میشود، تنها زمانی میتوان آن را فهم کرد که از کلیت آن سخن گفته شود.»
وی در ادامه، این پرسش را مطرح کرد که وقتی از منظر الهیاتی به جنگ نگاه کنیم، چه نتیجهای در پی خواهد داشت، همواره هم دنبال این بودهام که ببینم دنیای مدرن از منظر الهیات چه معنایی دارد؟ مترجم و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی، گریزی نیز به آثار روشنفکری سالهای اخیر زد و گفت: «امروزه شرحی از دوران مدرن وجود دارد، اما طوری فهم میشود که گویی الهیات از دنیای مدرن جداست و چیزی جز جادو، افسون، اسطوره یا خرافه نیست و با ورود به دنیای مدرن، جادو، افسون، اسطوره یا خرافه را رها میکنیم».
این دانشآموخته فلسفه به مجموعه تلاشهای خود در معرفی جریان اندیشهای سالهای ۹۱ و ۹۲ به مخاطب فارسیزبان نیز اشاره کرد و افزود: «کوشیدم نشان دهم که بین مدرنیته و الهیات رابطه مستحکمی برقرار است، و بر اساس آنچه در کتاب «مشروعیت عصر مدرن» آمده، دوران مدرن را بدون فهم الهیات نمیتوان فهمید. مجموعه آثار من در انتشارات هرمس نشان میدهد که اتفاقاً الهیات در عرصه ادبیات هم مهم است. فکر میکنم در حوزه سینما هم همینطور است».
ابراهیمی در توضیح این مهم، به سهگانه «شتر، شیر و کودک» نیچه ارجاع داد و گفت: «شتر حامل سنت و خاطرههای تاریخی است، شیر این خاطرهها را نابود میکند، کودک هم تر و تازه به جهان نگاه میکند. حرف نیچه این است که فراموشی یک امر الهی است. واقعیت تاریخی این است که خاطرههای تاریخی فراموش نمیشوند. هرچقدر هم تلاش شود فراموش شوند، در سطح آگاهی ظهور نیرومندتری خواهند داشت».

بخش نخست سخنان زانیار ابراهیمی به جنبههای تاریخی الهیات و جنگ اختصاص داشت. ابراهیمی از تورق «جنگ صلیبی آمریکایی» اثر پیت هگست وزیر جنگ آمریکا که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد یاد کرد و گفت: «این عنوان در سنت ما، معنی جهاد میدهد. هگست در این کتاب معتقد است که نزاع عالم یهودی-مسیحی با عالم ما، نزاعی فرهنگی و ایدئولوژیک است که در قالب جنگ صلیبی آمریکایی یا اروپایی ادامه پیدا میکند».
مترجم آثاری چون «فلسفه سیاسی و خدای ابراهیم»، «رویت سعیده» و «تاریخ اندیشه سیاسی کمبریج» در ادامه از طرح ارزشهای جهانشمول روشنگری در دوران مدرن در زمان دانشجویی خود یاد کرد و افزود: «آنزمان تصور میکردیم عقل همچون خورشید، بر همهجا خواهد تابید. وقتی کتاب را تورق میکردم، برایم این پرسش پیش آمد که ارزشهای یهودی-مسیحی جهانشمول نیستند و محلیاند، پس چرا هگست از یک جنگ صلیبی صحبت میکند؟ در این شرایط، دیگر ارزشهای جهانشمول روشنگری جایی ندارند». وی در ادامه، به طرح این پرسش پرداخت که اگر این ارزشها کنار بروند، آیا این جنگ واقعاً یک جنگ آزادسازی خواهد بود؟ آزادسازی چه کسانی، ما یا آنها؟ «ترامپ هم از ارزشهای مسیحی سخن میگوید که هیچ ارتباطی به ما، چه اسلامی چه شاهنشاهی ندارد».
ابراهیمی گریزی نیز به لیوتار و مفهوم «تفارق» فرهنگ، انسان، جامعه، ایدئولوژی، سنت و نظایر آن نیز سخن گفت و پرسید آیا ما واقعاً وارد دورهای شدهایم که شرق و غرب دیگر یکدیگر را درک نمیکنند؟
پرسش از نیهلیسم نیز از اندیشه ابراهیمی دور نماند: «آیا ما واقعاً وارد دوره نیهیلیسم، بهمعنی تهی شدن ارزشها شدهایم؟».
مترجم و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود، به ادعای مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا که روحانیون ایران را تندروهای آخرالزمانی میخواند، نیز ایده جی. دی. ونس معاون اول رئیسجمهور آمریکا که بر آن است مسیحیت را در جهان ترویج کند، نیز اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: «من هم میگویم جمهوریاسلامی آخرالزمانی است، ولی شما هم آخرالزمانی هستید. ولی همه اینها جنبههای واقعی، ایدئولوژیک و الهیاتی جنگ هستند. سطوحی مثل آزادسازی یا مداخله انساندوستانه تبلیغات است. حال آمریکا قدری در این اظهارنظرها احتیاط میکند، اما نتانیاهو اصلاً احتیاط نمیکند».
زانیار ابراهیمی گریزی نیز به اطلاق عنوان عمالیق (کافر حربی) به ایرانیان از سوی نتانیاهو نیز زد و گفت: «بهاعتقاد یهودیان، عمالیق باید نابود و حتی از یادها حذف شوند. با این توصیف، آیا حرف زدن از آزادسازی ایرانیان خندهدار نیست؟».
بخش دوم سخنان زانیار ابراهیمی به سکولاریسم و نسبت آن با ایران اختصاص داشت. مترجم «اندرونی علیا»، «خرد رنجآموخته» و «تاریخ و آخرتشناسی» گفت: «خیلیها میگویند سکولاریسم خوب است و مشکل جمهوریاسلامی این است که سکولار نیست. اگر سلطنت در ایران احیا شود، ایران سکولار و همه مشکلات برطرف میشود. برخی جریانات هم معتقدند اگر اقتصاد بازار آزاد بر کشور مسلط شود، حلّال همه مشکلات اقتصادی ما خواهد بود. اینها سادهسازی هولناک همه مشکلات تاریخی ماست».
ابراهیمی در ادامه پرسید: آیا جمهوریاسلامی بهمثابه یک نظام الهیاتی، فقهی و شرعی میتواند سکولار باشد؟ «من معتقدم حتماً برخی جنبههای سکولار هم دارد و اسلام در دوره جمهوریاسلامی، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه سکولار شده است. من معتقدم بحث بر سر سکولاریسم یا غیرسکولاریسم، دارای نقاط خاکستری بسیاری است».
مترجم و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی افزود: «اگر پاسخ نخستتان به این پرسش این باشد که جمهوریاسلامی سکولار نیست، در واقع، ادبیات مفهومی چندکاره سکولاریسم را با تفاسیر مختلف آن نادیده انگاشتهاید. تصور ما از سکولاریسم در ایران، تصور آمریکایی است. بهباور من، اسلام شیعی در ایران در بسیاری از حوزهها سکولار است».
ابراهیمی یک جنبه این مهم را مثال «لباس جدید پادشاه» دانست و افزود: «در اندیشه سیاسی و الهیات غرب میتوان گفت که کارل اشمیت خیاط پادشاه است. الهیات چپ و تشیع آن کودک است». وی رویکرد اسلام را در شرایط کنونی، رفع وضع موجود دانست که نامشروع قلمداد میشود و زمانی که امام عصر(عج) ظهور کرد مشروعیت حاصل میشود.

ابراهیمی به بیسابقه بودن برخی مفاهیم و ساختارها در دوره جمهوریاسلامی نیز اشاره کرد و گفت: «وقتی به تاریخ تشیع نگاه کنید، میبینید که این اولینبار در تاریخ است که روحانیون بر کشور حاکم میشوند. تا پیش از انقلاب، سخن گفتن از مصلحت نظام در اندیشه شیعی، کفرآمیز قلمداد میشد، چون حضرت مهدی (عج) هنوز ظهور نکرده بود. اما در شرایط کنونی، رابطه تشیع با وضع موجود کاملاً عوض شده است».
ابراهیمی در بخش دیگری از سخنان خود، به رویکرد سلطنتطلبان پرداخت و گفت: «آنجایی کار سختتر میشود که بدانید برخی معتقدند نظام سلطنتی، سکولاریسم ناب است. در سنت تاریخی ما، شاه فرّه ایزدی دارد و الهیاتی است. با این رویکرد چه میتوان کرد؟ اگر این مفهوم را کنار بگذاریم یعنی از سنت تاریخی خارج میشویم و به یک دستگاه فکری تازه نیاز است. حال آن چارچوب ایدئولوژیک چیست؟ این رابطه عمودی در سنت سلطنتی وجود دارد».
مترجم «ابداع فرد» در ادامه، به طرح این پرسش پرداخت که: «فرض کنید نظام عوض شد، با قانون جزا و فقه چه میتوان کرد؟ شالودهای که میخواهید این حقوق تازه را بر آن استوار کنید در اختیار دارید؟ من فکر میکنم موجسواری روی خستگی و استیصال بهخاطر نبود افق معنادار پیش رویمان، و ارائه راهحلهای سادهانگارانه ما را عقبتر میبرد».

ابراهیمی در پایان، خاطرنشان ساخت: «تا سنت حرکت نکند، تاریخ حرکت نخواهد کرد».
وی ضمن تبیین این حقیقت که در خاطرههای تاریخی ما، یک عنصر ایرانی شاهنشاهی، یک عنصر اسلامی، و یک عنصر مدرن از زمان انقلاب مشروطه وجود دارد، از چرخه خشونتی سخن گفت که در آن، «یک عنصر از سنت با خشونت روی سایر عناصر غالب میشود» و تاکید کرد:« این روند جلو رفتن تاریخ نیست، تکرار تاریخ است. میبایست بهدنبال یافتن راه یا سنتزی باشیم که در میان عناصر سنت ما، گونهای توازن تاریخی ایجاد کند. لازم است این عناصر کنار هم باشند و یکدیگر را حذف نکنند. ایجاد این توازن و صبر و تأمل و یافتن راهی برای ایجاد آن کار آکادمیسینهاست».
ششمین نشست از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان با پرسش و پاسخ حضار پایان یافت.
نظر شما