به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از لیتهاب، در زمستان ۱۸۹۴، هیگوچی که با نام اصلی «هیگوچی ناتسوکو» متولد شد، در سالهای پایانی حکومت شوگونها به دنیا آمد. پدرش کشاورزی بود که برای دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر به پایتخت رفت و حتی موفق شد به خانوادهای سامورایی راه پیدا کند. اما اصلاحات گسترده ساختار اجتماعی ژاپن را دگرگون کرد و موقعیت اقتصادی خانواده به تدریج رو به افول گذاشت.
مرگ پدر در سال ۱۸۸۹ و شکست سرمایهگذاریهای او، خانواده را به ورطه فقر کشاند. ایچیو، مادر سالخورده و خواهر کوچکترش ناچار شدند خانه و محیط نسبتا مرفه خود را ترک کنند و به نزدیکی منطقه بدنام یوشیوارا، محله روسپیخانههای توکیو، نقل مکان کنند. برای تامین معاش، آنها یک مغازه کوچک لوازمالتحریر اداره میکردند.
با وجود مشکلات مالی و شکست نامزدیاش پس از مرگ پدر، ایچیو از آرزوی نویسنده شدن دست نکشید. او در مدرسه خصوصی «هاگینویا» آموزش دیده بود و با ادبیات کلاسیک ژاپن آشنایی عمیقی داشت.
موفقیت همکلاسی سابقش، «میاکه کاهوو»، که با رمان «چکاوک در بیشه» شهرت و درآمد قابل توجهی کسب کرده بود، انگیزهای مضاعف برای او شد. ایچیو تصمیم گرفت از راه نوشتن خانوادهاش را اداره کند؛ تصمیمی جسورانه در ژاپن دوره میجی که عرصه ادبیات عمدتا در اختیار مردان بود.
او با نام ادبی «ایچیو» نخستین داستان خود، «گلهای شامگاهی»، را در سال ۱۸۹۲ منتشر کرد. اما مسیر موفقیت برایش آسان نبود. فقر، بیماری و محدودیتهای اجتماعی همگی در برابر او قرار داشتند.
دو سال پیش از مرگ، ایچیو در دفتر خاطراتش نوشت که آرزو دارد زندگیاش مانند ماهی باشد که پیش از افول درخشان میدرخشد یا همچون شکوفه گیلاس که عمر کوتاهی دارد اما زیباییاش فراموش نمیشود.
این آرزو به شکلی غمانگیز تحقق یافت. او در ۲۴ سالگی بر اثر سل، همان بیماریای که پدر و برادرش را از او گرفته بود، درگذشت. با این حال میراثی چشمگیر بر جا گذاشت: حدود چهار هزار شعر، دفترهای خاطرات مفصل، مقالات متعدد و بیستویک داستان کوتاه که پلی میان سنت ادبی کلاسیک و ادبیات مدرن ژاپن محسوب میشوند.
به گفته «برایان کارتنیک» مترجم آثار او، یکی از ویژگیهای برجسته آثار ایچیو استفاده از زبان کلاسیک ژاپنی است؛ زبانی که حتی در زمان او نیز برای بسیاری از مردم کهنه و ادبی به شمار میرفت.
کارتنیک توضیح میدهد که خواندن نثر ایچیو برای خواننده امروزی ژاپنی تا حدی شبیه خواندن زبان برای خوانندگان انگلیسیزبان است. نوشتههای او سرشار از ارجاعات شعری، بازیهای زبانی و ساختارهای کلاسیک است و همین ویژگیها ترجمه آثارش را به کاری دشوار اما جذاب تبدیل کرده است.
از میان داستانهای او، «یک روز برفی» نمونهای از سبک اولیه و شاعرانهاش به شمار میرود؛ روایتی درباره عشق، خاطره، سرخوردگی و کشمکش میان احساسات فردی و ارزشهای سنتی.
ایچیو از همان آغاز نویسندگی نگران قضاوت آیندگان بود. او در سال ۱۸۹۱ نوشت: «نمیخواهم چیزی بنویسم که تنها یک بار خوانده شود و سپس دور انداخته شود.»
او باور داشت اگر بتواند احساسات واقعی انسانها را صادقانه به تصویر بکشد، نوشتههایش ارزش ماندگاری خواهند داشت.
امروز بسیاری معتقدند این آرزو تحقق یافته است. ایچیو به عنوان نخستین زن ژاپنی که توانست از راه نویسندگی امرار معاش کند، جایگاهی ویژه در تاریخ ادبیات این کشور دارد. آثارش بارها برای تئاتر، سینما و رادیو اقتباس شدهاند و نویسندگان برجسته ژاپنی از تاثیر عمیق او بر کارشان سخن گفتهاند.
اگرچه هنوز هزار سال از زمان او نگذشته است، اما زندگی کوتاه و آثار ماندگارش نشان میدهد که ایچیو هیگوچی به هدفی که در جوانی برای خود ترسیم کرده بود، دست یافته است: ثبت نامی که فراتر از عمر انسان دوام بیاورد.
نظر شما