سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهسا بهادری؛ پخش سریال اقتباسی «کلاغ» نشانهای از کنجکاوی سینمای ایران به سرزمینی است که در همسایگی ما، قصههایی ناگفته در دل رمانهایش دارد. سالهاست مخاطب ایرانی با سریالهای ترکیهای پیوندی ناگسستنی برقرار کرده، اما این رابطه عمدتاً در سطح تصویر و درامهای عامهپسند باقی مانده و کمتر به ریشههای ادبی و جهانبینیِ پشت این آثار نقب زده است.
حالا با مطرح شدن نامی چون احمد امید و اقتباس «کلاغ» از این اثر که سعی دارد فضاهای معمایی را به اتمسفر بومی ما پیوند بزند، پرسشهای جدیتری درباره ماهیت اقتباس در سینمای ایران پیش آمده است. آیا ما فقط در حال ترجمه فرمتهای تصویری هستیم یا واقعاً ظرفیتهای ادبی همسایه را کشف کردهایم؟ برای رسیدن به پاسخ، سراغ پری اشتری، مترجم ادبیات ترکیه رفتیم. کسی که روح جاری در ادبیات همسایه را میشناسد و میتواند از ظرفیت و ویژگیهای ادبی کشور ترکیه برای اقتباس میگوید.
سریال «کلاغ» با اقتباسی از رمان «مه و شب» احمد امید در حال پخش است. ویژگی اصلی آثار احمد امید را در چه میدانید که آن را برای اقتباس مناسب دانستهاند؟
احمد امید پیش از هر چیز به عنوان نویسنده رمانهای پلیسی و معمایی شناخته میشود. آثار او از نظر ساختار روایی بسیار «سینمایی» هستند و پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به اثر تصویری دارند. به طوری که در خود ترکیه نیز از روی برخی آثار او فیلمهای بلند موفقی ساخته شده است. اما ویژگی متمایز کار او این است که فقط در بندِ معما و «کیکشته» باقی نمیماند و در دلِ همان پروندههای پلیسی به سراغ لایههای عمیقتر جامعه میرود. معضلات اجتماعی، حقوق زنان و آسیبهای پنهان جامعه، ستون فقراتِ درامهای او را تشکیل میدهند.

چرا آثار او برای اقتباس سینمایی گزینههای جذابی هستند؟
بهدلیل همان فضای پرماجرا، معمایی و پلیسی که در روایتهایش دارد. این سبک از داستانگویی برای سینما و سریال مناسب است. یعنی کشش و ضربآهنگی دارد که مخاطب را درگیر نگه میدارد. وقتی یک داستان پتانسیل تبدیل شدن به فیلم را داشته باشد، یعنی ساختار روایی آن درست چیده شده و این برای تیمهای نویسندگی یک نقطه قوت بزرگ است.
سریال «کلاغ» اقتباسی از رمان «مه و شب» است. پیشتر از این کتاب در ترکیه فیلم بلند ساخته شده. اساسا اقتباس از رمانی که پیشتر فیلمنامه شده یا فیلم از آن ساخته شده، مسیر را برای نویسنده تغییر میدهد. نویسنده باید دقت کند که فضا چقدر به نسخه قبلی نزدیک است.
تبدیل یک رمان به فیلمنامه یا سناریوی سریال، به مراتب کار سختتر و پیچیدهتری از تبدیل یک رمان به فیلم سینمایی است. در سریال، شما باید جهان داستانی را بسط دهید و لایههای جدیدی اضافه کنید. اینجاست که مهارت تیم نویسندگی برای اینکه اثر را «ایرانیزه» کنند و هویت خودشان را به آن بدهند، اهمیت پیدا میکند.
در سینما و تئاتر ما گاهی مرز میان «دراماتولوژی» و «اقتباس» خلط میشود. به نظر شما چرا اقتباس ادبی در ایران تا این حد کمرمق است؟
اقتباس در عین اینکه از متن الهام میگیرد، باید به داستان وفادار بماند، اما باید همزمان دیدگاه خود هنرمند را هم بازتاب دهد. مشکلی که ما داریم این است که گاهی کار را از کتاب میگیریم اما فقط آن را به فرمت فیلمنامه تبدیل میکنیم، به این میگویند دراماتولوژی، نه اقتباس. انجام یک اقتباس وفادارانه که در عین حال هویت مؤلف را هم داشته باشد، کار بسیار سختی است. شاید به همین دلیل است که خیلی از کارگردانها سراغش نمیروند یا به ریسکش نمیارزد و یا تخصص آن را ندارند.
در اقتباس درست، قرار نیست اتفاقات کتاب عیناً کپی شوند بلکه باید روایتی دوباره از همان جهان باشد، چیزی شبیه به آنچه در «بر باد رفته» یا «عشق سالهای وبا» دیدیم.
ادبیات ترکیه در سالهای اخیر مورد اقبال قرار گرفته و سریالسازیشان هم بسیار پیشرفت کرده است. شما وضعیت نویسندگان این کشور را برای اقتباس سینمایی چگونه ارزیابی میکنید؟
فضای ادبیات ترکیه بسیار به ما نزدیک است. اما تفاوت اصلی در اینجاست که در اقتباس بسیار پررنگتر و جسورانهتر دنبال میشود. صنعت نشر و سریالسازی ترکیه تعامل بسیار زندهای با هم دارند و پتانسیل ادبیات آنها برای تبدیل شدن به اثر تصویری، به دلیل ساختار روایی قویشان، بسیار بالاست. ما هم نویسندگان خوبی داریم، اما مشکل اینجاست که هنوز بستر لازم برای این پل زدن میان ادبیات و سینما فراهم نشده است.
در کل ظرفیت آثار ادبی ترکیه را برای اقتباس چطور میبینید؟
به نظرم این ادبیات خیلی قوی است، چون زبانش اغلب شعرگونه و احساسی است و این ویژگی در کتابهای ادبی ترکیه خیلی پررنگ دیده میشود. البته منظورم آن آثار زرد و مد روز نیست. کتابهایی مثل «ملت عشق» یا بعضی کارهای الیف شافاک که از اسم مولانا استفاده میکنند و یک داستان آشپزخانهای را در آن قالب میریزند. اگر آنها را فاکتور بگیریم، ادبیات ترکیه ظرفیت بالایی برای اقتباس دارد.
این ظرفیت بالا را بیشتر از چه زاویهای میگویید؟
زبان روایی در ادبیات ترکیه و نوع روایتها، خیلی قابلیت تصویری دارند. مثلاً من خودم کتابی ترجمه کردهام به نام «خاموش» که این کتاب خودش در ترکیه فیلم شده بود. خیلی از آثار ترکیه همین ویژگی را دارند و از روی رمانهایشان فیلم میسازند. حتی خود احمد امید هم سناریوی فیلم دارد. فکر میکنم نامش «سلام، وطن زیبای من» بود. یعنی این اتفاق در خود ترکیه خیلی طبیعیتر و رایجتر است.
پس چرا در ایران کمتر سراغ اقتباس از ادبیات ترکیه میروند؟
یکی از دلایلش این است که هنوز ادبیات ترکیه آنطور که باید و شاید در ایران شناخته نشده و درواقع باور نشده است. یعنی بعضیها فقط به چند اسم خاص مثل الیف شافاک چسبیدهاند، در حالی که ادبیات جدی ترکیه خیلی گستردهتر از این حرفهاست. ما مترجمان خیلی خوبی هم در حوزه ترکی استانبولی داریم که انتخابهای خوبی میکنند و آثار مهمی را ترجمه میکنند، اما هنوز این ادبیات آنطور که باید جدی گرفته نشده و همین باعث میشود زمینه برای اقتباس هم کمتر شکل بگیرد.
با توجه به اشتراکات فرهنگی و تاریخی ایران و ترکیه، فکر میکنید این نزدیکی چقدر میتواند برای اقتباس مفید باشد؟
این اشتراکات خیلی مهم هستند. ما به خاطر موقعیت جغرافیایی و نزدیکی فرهنگی، زمینههای مشترک زیادی با ترکیه داریم. با این حال، در عمل خیلی کم دیدهام که کارگردانهای ایرانی سراغ نویسندگان جدی ترکیه بروند. جالب اینجاست که آنها ما را خوب میشناسند؛ مثلاً عباس کیارستمی، رسولاف و مهرجویی را هم میشناسند. یعنی از آن طرف شناخت وجود دارد، اما از سمت ما هنوز این ارتباط به آن سطح نرسیده است.
پس میشود گفت مشکل فقط ادبی نیست، بلکه به شناخت و ارتباط فرهنگی هم برمیگردد؟
مسئله فقط این نیست که متن خوبی وجود دارد یا نه، مسئله این است که آن متن دیده شود، جدی گرفته شود و بعد کسی بخواهد روی آن کار کند. اقتباس زمانی شکل میگیرد که هم نویسنده جدی گرفته شود، هم مترجم، اثر را درست معرفی کند، هم فیلمساز جرئت نزدیک شدن به آن را داشته باشد.
رفتن به سمت اقتباس از رمانهای نویسندگان دیگر، بهویژه از فرهنگهای مختلف، چه ویژگی و آوردهای دارد؟
به نظرم چنین کاری جهانبینی آدم را گسترش میدهد. وقتی شما از زاویه دید آدمهای دیگر وارد روایت میشوید، تعداد روایتهایتان بیشتر میشود. به نوعی از تکرار و کلیشه بیرون میآیید. همانطور که در آن ضربالمثل معروف میگویند، به تعداد آدمها راه برای رسیدن وجود دارد. هر آدمی پر از روایت است. وقتی سراغ آثار نویسندگان دیگر فرهنگها میرویم، این تنوع وارد کار میشود و به ما کمک میکند آثار سینمایی متنوعتری داشته باشیم. الان هم میبینیم که چه در آثار جدی و چه در آثار طنز، چقدر به سمت تکرار و موضوعهای کلیشهای رفتهایم. اقتباس از آثار کشورهای دیگر میتواند کمک کند از این چرخه خارج شویم.
وضعیت رشد صنعت ادبی و سریالسازی ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
صنعت ادبیات و سریالسازی را از هم جدا میببینم. در سریالها، بعضی آثار اقتباسی هستند، اما درگیر فرآیند جذب مخاطب و بالا بردن امتیاز میشوند و همین باعث میشود گاهی به سمت زرد شدن بروند. اما در حوزه ادبیات، به نظرم ترکیه حرف خیلی مهمی برای گفتن دارد. حداقل در سطح منطقه، به نظرم از خیلی از کشورها جلوتر است. هم از نظر تیراژ کتابهایی که منتشر میکنند، هم از نظر تعداد آثار و هم از نظر جوایز ادبیای که میگیرند. واقعاً در حوزه ادبیات، ترکیه حرفی برای گفتن دارد.
شما در حال حاضر مشغول ترجمه آثار کودک و نوجوان احمد امید هستید. این کتابها چه تفاوتهای ساختاری با آثار بزرگسال دارند؟
طبیعتاً در این حوزه با فضای پلیسی و جناییِ احمد امید روبهرو نیستیم. کتابی که الان مشغول ترجمه آن هستم، فضایی متفاوت دارد. داستانی با محوریت پادشاه، وزیر و کشمکشهای تاریخی. این داستانها بیشتر جنبه پندآموز دارند و به نوعی «درس زندگی» هستند. جالب است که در اینجا هم رگههایی از نگاه به معضلات انسانی دیده میشود. موضوعاتی که در آثار بزرگسال به شکلی پیچیدهتر و غلیظتر مطرح میشوند، اینجا در مقیاسی کوچکتر و خفیفتر برای مخاطب کودک و نوجوان روایت میشوند.
نظر شما