به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز، دو بلوک قدرت شرق و غرب بعد از جنگ دوم جهانی بر سرنوشت جوامع و کشورهای بسیاری تأثیر گذاشتند. کشور ایران به دلایل گوناگون، ازجمله موقعیت جغرافیای سیاسی، یکی از مهمترین عرصههای درگیری این دو بلوک قدرت شد. رقابت دو بلوک قدرت شرق و غرب بر سرنوشت جهان، ازجمله بر سرنوشت سیاسی ممالک خاورمیانه، از آن میان کشور ایران تأثیر گذاشت. ایرانیان، فرد فرد، از این رقابت که در هشت دهه از پایان جنگ دوم جهانی میگذارد، زجر بردهاند و رنجکشیدهاند. این وضعیت و تأثیر رقابت دو ابرقدرت ایالاتمتحده آمریکا و اتحاد جماهیر شورویِ سوسیالیستی، بهرغم عاملیت بینظیر در تعیین حیات انسانی، اجتماعی و سیاسی باشندهی ایرانی، موضوع تعمق نظری درخور نبوده است. این اثر تلاش اولیه برای ورود به این موضوع است، شاید قدمی ناچیز برای درک، فهم، شناخت و درنهایت تبیین پیامد این رخداد باشد که ایرانیان ناخواسته و در ترتیب آن ناتوانسته درگیر آن شدند.
این کتاب ماهیت جامعهشناختی، بهخصوص جامعهشناسی سیاسی دارد. وقتی از جامعهشناسی سخن میگوییم، منظورمان تحلیل جایگاه و مقام گروهها و طبقات اجتماعی و عاملیت این طبقات در رخداد اجتماعی و سیاسی است. بنابراین، این اثر حاوی تحلیل جایگاه طبقات اجتماعی تأثیرگذار بر روند عاملیت دو بلوک قدرت جهانی در رخدادهای یک قرن گذشته ایران است. عاملیت طبقهی خردهبورژوازی در کنار گروههای اجتماعی سنتی مانند دربار، اشراف، روحانیون و اصناف، در این روند جایگاه خاص دارد. طبقه خردهبورژوازی سرنوشت این مملکت را از دهه ۱۳۴۰ تاکنون تعیین کرده است.
نویسنده این اثر باور دارد که طبقه خردهبورژوازی در ایران پایگاه اجتماعی دو گروه روشنفکران و روحانیون عمومی در ایران است. این دو گروه در دو دهه آخر نظام پادشاهی در ایران تأثیرگذار و زمینهساز پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شدند. شرق و شرقگرایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ابعادی بهمراتب بیشتر از قبل از انقلاب اسلامی تأثیرگذار شد. این تفسیر گفتمانی از امر سیاسی با ساختار اجتماعی جماعتی در ایران سازگار است. نویسنده در اثری دیگر، با عنوان «جماعت و جامعه»، که مدتی قبل منتشرشده است، ادعا میکند که ساختار اجتماعی در ایران از ویژگی جماعتی برخوردار است، درحالیکه ساختار اجتماعی در جوامع توسعهیافته صنعتی، ویژگی جامعهای دارد.
نویسنده برای برقراری ارتباط بین شرق و غرب، مضامینی که قبل از انقلاب فرانسه به جهتگیری جغرافیایی اشاره و سپس معنای اجتماعی و سیاسی پیدا کردند، از دو مفهوم شرقگرایی و سپس شرقزدگی استفاده میکند، مضامینی که محتوای سیاسی و حتی ایدئولوژیک دارند. او بر این اساس، بین شرقگرایی سنتی، شرقزدگی سیاسی، روسی و اسلامی تمایز میبیند.
به گفته دکتر راسخ، شرقگرایی و شرقزدگی عمدتاً به دنبال جنگ دوم جهانی و پیدایش دو بلوک قدرت شرق و غرب شکل گرفتند، بهطوریکه بهتدریج مکاتب فکری تأثیرگذار بر الگوهای رفتار اجتماعی و سیاسی شدند.
کتاب «شرقگرایی و شرق زدگی» در دو بخش و ۱۷ فصل شکلگرفته که مجموعاً در ۲۴۸ صفحه به این موضوع پرداخته است. بخش اول با عنوان «شرقگرایی» دارای پنج فصل است که به موضوعات تفسیر گفتمانی مفهوم شرق، تفسیر گفتمانی مفهوم شرقگرایی، تفسیر گفتمانی مفهوم شرقگرایی و همچنین شرقگرایی سنتی در ایران میپردازد.
در بخش دوم زیر عنوان «شرقزدگی»، دوازده فصل شکلگرفته است که عناوین آنها به ترتیب عبارتاند از تفسیر گفتمانی مفهوم شرقزدگی، شرقزدگی و روشنفکری عمومی، شرقزدگی و خردهبورژوازی، شرقزدگی و نظامیگری، شرقزدگی و غرب برساختی، شرقزدگی و تاریخنگاری برساختی، شرقزدگی روسی، شرقزدگی ایرانی، شرقزدگی و جمهوری اسلامی، شرقزدگی و جلال آل احمد، شرقزدگی و داریوش شایگان و نهایتاً شرقزدگی و احسان نراقی.
این اثر با استفاده از ۵۰ منبع مکتوب معتبر فارسی و ۷۴ منبع لاتین (کتاب و مقاله) بهعنوان یک پژوهش مستند، اطلاعات ذیقیمتی را در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
به گزارش ایبنا؛ کتاب «شرقگرایی و شرق زدگی» در ۲۴۸ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۸۵۰ هزار تومان در تیرماه ۱۴۰۵ به همت انتشارات نگارستان ادب در شیراز منتشر شد.
نظر شما