سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۸
وسواس علمی علامه قزوینی، درسی ماندگار برای پژوهشگران امروز

قزوین- محمدعلی حضرتی، منتقد ادبی و قزوین‌پژوه با اشاره به ویژگی‌های علمی علامه قزوینی گفت: وسواس علمی علامه قزوینی، درسی ماندگار برای پژوهشگران امروز است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قزوین، محمدعلی حضرتی، عصر سه‌شنبه در نشست «بررسی خدمات علمی علامه محمد قزوینی به روایت اسناد تاریخی» در سالن اجتماعات حمدالله مستوفی، مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان قزوین با اشاره به جایگاه علمی این استاد فقید بیان کرد: علامه محمد قزوینی، ادیب برجسته و جامع‌الاطراف، ۱۱ فروردین ۱۲۵۶ متولد شد و ششم خرداد ۱۳۲۸ درگذشت. درباره او بسیار سخن گفته‌اند و منابع فراوانی در مورد شخصیت و آثارش وجود دارد. بسیاری از بزرگان ایران، مستشرقان و ایران‌شناسان نامدار اروپایی، محمد قزوینی را به دلیل گستردگی دانش، آزادگی، وارستگی، دقت و وسواس علمی و همچنین تبحر در علوم انسانی ستوده‌اند.

وی افزود: برای نمونه، درباره دقت و وسواس علمی محمد قزوینی نقل شده است که اگر می‌خواست حتی سوره توحید را بنویسید، قرآن را می‌گشود و متن را از روی قرآن می‌نوشت. این میزان دقت برای شخصیتی که شاگرد بزرگانی چون میرزاحسن آشتیانی، شیخ فضل‌الله نوری، نجم‌آبادی و دیگر عالمان روزگار خود بوده، نشان‌دهنده اهمیت صحت و امانت علمی در نگاه اوست. این شیوه و وسواس علمی می‌تواند برای ما نیز درس‌آموز باشد؛ اینکه بی‌پروا سخن نگوییم و بدانیم در مسیر علم و پژوهش چگونه باید عمل کرد.

این منتقد ادبی بیان کرد: آثار محمد قزوینی خود گواه گستردگی دانش اوست. برای شناخت قزوینی، لزوماً نیازی نیست بدانیم افرادی چون فروغی، حکمت، اقبال یا زرین‌کوب درباره او چه گفته‌اند؛ کافی است کسی یک دوره از «تاریخ جهانگشای جوینی» یا «چهار مقاله نظامی» را که به تصحیح قزوینی منتشر شده، مطالعه کند تا دریابد این مرد چه کرده و چرا شایسته چنین احترام و جایگاهی است. با این حال، همان‌ گونه که گفته‌اند «خوش‌تر آن باشد که سر دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران». بزرگان بسیاری نیز از مقام علمی و شخصیت برجسته قزوینی سخن گفته‌اند.

حضرتی در ادامه بیان کرد: می‌خواهم در این فرصت دو نقل ‌قول از کسی بیان کنم که سال‌ها با علامه قزوینی همنشین بوده و حاصل همکاری مشترک آن‌ها اثری است که همچنان از مهم‌ترین مراجع حافظ‌پژوهی به شمار می‌رود، یعنی دکتر قاسم غنی. ایشان پزشک بود؛ در روزگاری که تعداد پزشکان در ایران بسیار اندک بود و شاید مدرسه طب تهران، که زیرمجموعه دارالفنون قدیم محسوب می‌شد، سالانه تنها یک یا دو فارغ‌التحصیل داشت. با این حال، او علاوه بر پزشکی، در عرصه دیپلماسی نیز خدمات مهمی به ایران ارائه کرد و مدتی سفیر ایران در مصر بود؛ همان دوره‌ای که موضوع خواستگاری فوزیه برای محمدرضا پهلوی مطرح شد.

وی افزود: خاطرات دکتر غنی که در ۹ جلد منتشر شده، اثری بسیار خواندنی است؛ به ‌ویژه بخش‌هایی که به ماجرای ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه و اختلافاتی که در نهایت به جدایی آن‌ها انجامید مربوط می‌شود. دکتر غنی در آن مقطع حتی در جایگاه مشاور خانواده نیز ایفای نقش می‌کرد و از این منظر، خاطرات او اهمیت تاریخی ویژه‌ای دارد.

حضرتی ادامه داد: قاسم غنی به همراه علامه محمد قزوینی، دیوان حافظ را بر پایه نسخه‌های متعدد و همچنین نسخه مرحوم خلخالی تصحیح کرد؛ اثری که هنوز از معتبرترین نسخه‌های حافظ به شمار می‌رود.

حضرتی سپس به نقل از قاسم غنی درباره قزوینی گفت: محمد قزوینی کم‌نظیر بود؛ نه ‌تنها بر آثار شاعران و نویسندگان بزرگ تسلط داشت، بلکه حتی گویندگان درجه چهارم زبان فارسی، اعم از شاعر یا نویسنده، را نیز به‌ خوبی می‌شناخت و در این زمینه تتبع و پژوهش فراوان کرده بود.

این قزوین‌پژوه بیان کرد: ممکن است تصور شود که احاطه و دقت صرفاً به دلیل فارسی‌زبان بودن علامه قزوینی بوده و تنها در حوزه زبان فارسی نمود داشته است؛ اما می‌دانیم که قزوینی در ادبیات عرب نیز شخصیتی کم‌نظیر به شمار می‌رفت. دکتر غنی درباره او می‌گوید: «شاید در دنیا کمتر کسی زبان عربی را با آن میزان جامعیت و تسلط در شعر، نظم و نثر، مانند علامه قزوینی می‌شناخت».

وسواس علمی علامه قزوینی، درسی ماندگار برای پژوهشگران امروز

حضرتی با اشاره به روند تصحیح «تاریخ جهانگشای جوینی» یادآور شد: تصحیح این اثر، بنا به برخی روایت‌ها، نزدیک به ۳۰ سال زمان برده است. یکی از دلایل این طولانی شدن، وسواس علمی قزوینی بود؛ به گونه‌ای که برای یافتن سراینده یک بیت عربی، مدت‌ها جست‌وجو و تحقیق می‌کرد.

این پژوهشگر تاریخ گفت: علامه قزوینی به دانشگاه‌هایی مانند سوربن، آکسفورد، کمبریج یا دانشگاه‌های آلمان رفته، ولی نه برای تحصیل؛ هنگامی که در آنجا آثار مستشرقان و پژوهشگران اروپایی را مطالعه و بررسی کرد، دریافت که ما در مواجهه با متن، از نظر روش تحقیق دچار ضعف هستیم. او به ‌صورت غیرمستقیم شیوه پژوهش و تصحیح علمی متن را از آنان آموخت و در کار خود به کار گرفت.

وی عنوان کرد: قزوینی برای تصحیح «تاریخ جهانگشای جوینی» حتی به سراغ ریشه‌شناسی واژگان مغولی و ترکی رفت و دامنه مطالعات خود را گسترش داد. حاشیه‌هایی که او بر این اثر نوشته، نشان می‌دهد تسلطش تنها در حد واژه‌شناسی نبوده، بلکه ساختارهای نحوی و زبانی واژگان ترکی و مغولی را نیز با دقت نقد و بررسی کرده است. همین گستردگی دانش و احاطه علمی است که سبب شده از او به عنوان «علامه» یاد شود؛ یعنی کسی که در علوم مختلف به مرتبه‌ای از اجتهاد و تسلط رسیده است.

حضرتی در ادامه گفت: شخصیتی مثل تقی‌زاده که خود از چهره‌های کم‌نظیر علمی، به ‌ویژه در حوزه گاه‌شماری ایرانی، تقویم کهن، نجوم و هیئت بود، درباره علامه قزوینی می‌گوید «دانش او آن ‌چنان گسترده است که باید وی را در تراز شخصیت‌هایی چون ابوریحان، ابن خلدون و مسعودی دانست». البته این ‌گونه القاب و تشبیه‌ها گاهی با ستایش همراه می‌شود و باید با احتیاط به آن‌ها نگاه کرد. همان‌طور که زمانی درباره مرحوم دبیرسیاقی از تعبیر «دهخدای ثانی» استفاده می‌کردیم، در حالی که هرکدام جایگاه و شأن علمی مستقل خود را دارند.

وی اضافه کرد: اگر بخواهیم قزوینی را ابوریحان ثانی بنامیم، آن‌ وقت باید برای شخصیت‌هایی چون فارابی یا ابن خلدون چه عنوانی در نظر بگیریم؟ به ‌نظر من هر یک از این بزرگان در جایگاه ویژه و یگانه خود قابل بررسی هستند.

حضرتی خاطرنشان کرد: اکنون حدود ۷۶ یا ۷۷ سال از درگذشت علامه قزوینی می‌گذرد، اما آثار او همچنان در حوزه تصحیح متون مرجعیت دارد. قزوینی با روشی که می‌توان او را نقطه آغاز آن در ایران دانست، شماری از مهم‌ترین متون کلاسیک را تصحیح کرد؛ آثاری همچون «مرزبان‌نامه»، «المعجم فی معاییر اشعار العجم»، «چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی»، «تذکره لباب‌الالباب عوفی»، «تاریخ جهانگشای جوینی»، «دیوان حافظ»، «شدالازار فی حط الاوزار عن زوار المزار» که درباره آرامگاه‌های شیراز است.

این شاعر افزود: قزوینی علاوه بر تصحیح متون، مقالات متعددی نیز نوشته که برخی از آن‌ها از پژوهش‌های بسیار ژرف و ماندگار به شمار می‌روند. بخشی از این آثار در قالب «بیست مقاله قزوینی» و همچنین مجموعه چهارجلدی «مقالات قزوینی» گردآوری و منتشر شده است.

حضرتی در پایان گفت: در کنار این آثار، یادداشت‌های شخصی قزوینی و خاطراتی که دیگران از او نوشته‌اند نیز اهمیت فراوانی دارد. یکی از دقیق‌ترین و شیرین‌ترین روایت‌ها، خاطرات روزهای پایانی عمر قزوینی است. در این خاطرات، تدین و پایبندی مذهبی قزوینی به‌ خوبی آشکار می‌شود؛ از جمله آنجا که در واپسین لحظات عمر، تربت امام حسین(ع) را در دست می‌فشارد. همچنین پیش از تقسیم ارث خود، به تقی‌زاده سفارش می‌کند در متون فقهی جست‌وجو کند تا راهی بیابد که سهم‌الارث خواهرش کمتر از دیگران نشود. این نکات، وجوه انسانی و اخلاقی شخصیت قزوینی را نیز نشان می‌دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها