سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) – حسین معافی، مدرس دانشگاه،نویسنده و پژوهشگر هوش مصنوعی: هوش مصنوعی در سالهای اخیر با ظهور مدلهای زبانی بزرگ، وارد حوزهای شده که تا چندی پیش کاملاً در اختیار انسان بود: نوشتن. این فناوری با یادگیری از میلیونها متن، توانسته الگوهای زبانی، دستور زبان، سبک نگارش و حتی لحن نویسندگان مختلف را بیاموزد و بر اساس آنها متن تولید کند. امروز از نوشتن یک ایمیل ساده گرفته تا تولید مقاله، داستان کوتاه و حتی شعر، هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه متنی روان و بیغلط تحویل دهد. این پیشرفت، هم فرصتهای تازهای برای نویسندگان و علاقهمندان به نوشتن گشوده و هم پرسشهای جدی درباره ماهیت خلاقیت، اصالت اثر هنری و جایگاه انسان در این فرآیند مطرح کرده است.
سرعت و کارایی بالا هوش مصنوعی میتواند در مدتزمانی کوتاه، حجم زیادی از متن تولید کند. این ویژگی برای کارهایی مانند تولید محتوای تبلیغاتی، خلاصهسازی گزارشها یا نوشتن پیشنویسهای اولیه بسیار کاربردی است.
بسیاری از نویسندگان با «بلوک ذهنی» یا کمبود ایده دستوپنجه نرم میکنند. هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک همراه فکری، ایدههای اولیه، طرح داستان یا حتی جملات آغازین ارائه دهد تا نویسنده مسیر خود را پیدا کند. ابزارهای هوش مصنوعی در تشخیص غلطهای نگارشی، دستوری و حتی پیشنهاد جایگزینهای بهتر برای کلمات، دستیار قدرتمندی برای ویراستاران و نویسندگان هستند.
برای همه افرادی که مهارت نوشتاری قوی ندارند یا به زبان دوم مینویسند، میتوانند با کمک هوش مصنوعی متنی روان و قابلفهم تولید کنند؛ این امر دموکراتیزهشدن نوشتن را به همراه دارد.
اما استفاده از هوش مصنوعی در نویسندگی معایبی نیز دارد. کاهش اصالت و صدای فردی ازجمله معایب است. وقتی متن توسط الگوریتمی تولید میشود که از میانگین سبکهای هزاران نویسنده دیگر آموخته، صدای منحصربهفرد و شخصی نویسنده کمرنگ میشود.
اتکای بیشازحد به هوش مصنوعی میتواند مهارتهای نوشتاری، قدرت تحلیل و توانایی خلق ایدههای تازه را در فرد تضعیف کند.
هوش مصنوعی گاهی اطلاعات نادرست یا ساختگی تولید میکند و از سوی دیگر، مسائل حقوقی و اخلاقی مربوط به مالکیت معنوی و کپیرایت متونی که از آنها آموزش دیده هنوز حلنشده باقی مانده است.

یکنواختی سبک از آنجا که بسیاری از کاربران از مدلهای مشابهی استفاده میکنند، متون تولیدشده اغلب الگوهای جملهبندی و لحن مشابهی دارند که تنوع ادبی را کاهش میدهد.
خشکی و بیروحی تولیدات هوش مصنوعی
در شعر و داستان جایی که ضعف هوش مصنوعی بیش از هر جای دیگر خودش را نشان میدهد، حوزه ادبیات خلاق است؛ بهویژه شعر و داستان. هوش مصنوعی میتواند بیتهایی موزون بسازد یا داستانی با ساختار درست بنویسد، اما آنچه در این آثار غایب است، «تجربه زیسته» است. شعر واقعی از دل رنج، عشق، فقدان یا لحظهای واقعی از زندگی یک انسان بیرون میآید؛ چیزی که هوش مصنوعی هرگز آن را «زندگی» نکرده است. به همین دلیل، اشعار تولیدشده توسط هوش مصنوعی اغلب از نظر فنی بینقص، اما از نظر عاطفی خالی و سرد به نظر میرسند. کلمات درستاند، وزن درست است، اما آن لرزش، آن درد پنهان در پس واژهها که خواننده را تکان میدهد، وجود ندارد. در داستاننویسی نیز همین مسئله دیده میشود. شخصیتهای داستانهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی معمولاً از الگوهای از پیشآموخته پیروی میکنند و کمتر پیچیدگی روانشناختی واقعی، تناقض درونی یا تحول اصیل انسانی را نشان میدهند. داستان از نظر ساختاری کامل است، اما چیزی که آن را به یاد ماندنی میکند، غایب است.
۲ مثال روشنکننده
برای درک بهتر این تفاوت، دو مثال ملموس میتواند کمک کند:
۱- مانکن در برابر انسان واقعی: مانکن فروشگاهی میتواند دقیقاً تناسب اندام، حالت ایستادن و حتی لباسی شبیه به انسان داشته باشد، اما هیچگاه نگاهش گرم نمیشود، لبخندش صمیمی نیست و حضورش احساسی در ما برنمیانگیزد. تولیدات هوش مصنوعی در شعر و داستان نیز چنیناند؛ شکل ظاهری درست، اما روح و حیات درونی غایب.
۲- فرش ماشینی در برابر فرش دستباف: فرش ماشینی از نظر تقارن الگو، دقت رنگ و یکنواختی بافت شاید کاملتر از فرش دستباف به نظر برسد؛ اما فرش دستباف، با همه نامنظمیهای ظریفش، داستان دستهای بافنده، ساعتها صبر و حتی خطاهای کوچک انسانی را در خود دارد که به آن ارزش و گرمای خاصی میبخشد. متنی که هوش مصنوعی مینویسد شبیه فرش ماشینی است: بینقص اما بدون تاریخچه، بدون رد پای یک تجربهی انسانی.هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند برای تسهیل و تسریع فرآیند
نظر شما