سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهدی آرمانی، شاعر و منتقد: حیدرعلی شفیعی از شاعران پشکسوت ایلامی است که سابقه سالها فعالیت در انجمنهای شعری دارد و مجموعه شعرهای از «کرانه شرقی»، «پروازهای بامدادی» و مجموعههای «ساحل دریا آرامبخش است» (دەریا کنارێ خوەشە) و «مانگ دە سیاماڵ» از آثار منتشر شده اخیر او و حاصل طبع آزمایی او به زبان کردی است و مجموعه شعرهای دیگری به ویژه مجموعه دوبیتی کردی آماده چاپ دارد.
حیدرعلی شفیعی را از همان سالهای آغازین تشکیل انجمن ادبی هانا میشناسم. مردی که سالهای میانسالی را پشت سرگذاشته بود و با علاقهای زیاد در جلسههای شعرخوانی و نقد حضور پیدا میکرد و صاحب شور و اشتیاقی کمنظیر برای سرودن به زبان کردی! شفیعی، تجربه چهار دهه سرودن به زبان فارسی و کردی را دارد و در قالبهای غزل، رباعی، مثنوی، دوبیتی خالق آثار زیادی است و مجموعه اخیر، حاصل نگاه او از دریچه شعر به زندگی با همه فراز و فرودهاست.
درونمایه این مجموعه را شعرهای عاشقانه، شعرهایی با رگههایی از دغدغههای اجتماعی شاعر و شعرهایی که بازتاب حسرتها و شکوه از روزگار است و دیگر، نوستالوژیهایی همراه با اشاراتی به مناظری از جلوههای طبیعی زاگرس- آنجایی که یادآور لحظه هایی شیرین از گذشته همراه با سکانس هایی شاعرانه است.
غالب اوزان به کار رفته در مجموعه «ساحل دریا آرامبخش است» (دەریا کنارێ خوەشە) بحر رمل و هزج است. اوزانی معمول و روان که آهنگین و موسیقیایی است. زبان شاعر، در پرداخت غزلهایش روان است و غزلهای سروده شده، برخودار از ساختاری منسجم به لحاظ مفهومی است. شفیعی، راوی شعرهایش است؛ راوی که گاه روایتگر، لحظههای تلخ زندگی است؛ گاه روایتگر، ناعهدی و بیوفایی زمانه.
فضای شعری مجموعه، آمیزهای از لحظههای تلخ و شیرین، شکوهها و گلایهها، نکوهش ناعهدیها و لحظههای سکرآور دیگر زندگی از زبان شاعری است که چند دهه از عمر خود را پشت سر نهاده و فضای شعریاش، فضایی برآمده از زندگی زیسته اوست و در این میان، با به کار گرفتن واژهها، واژههایی که زندگی به او آموخته، دریافتهای خود را به زبان شعر، به تصویر کشیده! و میتوان نگاه آبی او را، در خلسههای سنگین او و درنگهای شاعرانه به تماشا نشست؛ آنجایی که فارغ از زمین و ناملایمات، خیالش را بر فراز آسمان به پرواز میکشاند و ساده و بیتکلف، با لحن صمیمانه و کردیاتی میسراید.
در مجموعه «دەریا کنارێ خوەشە» می توان ابیاتی از این دست که به سادگی تمام پرداخت شده را میتوان دنبال کرد و تداعیگر آرامشی ذهنی و کلیتی یکپارچه است.

او نگاه عاشقانهای به جغرافیای زادگاه خود دارد آنجا که با جادوی شعر، طبیعت را با عشق پیوند میدهد و نگاه تغزلی به کوه «قەلارەنگ» دارد. گویی، قلارنگ تنها کوه نیست؛ صحنه عشق بازیها و دلدادگیها در گذر زمان است.
در مجموعه «ساحل دریا آرامبخش است» (دەریا کنارێ خوەشە) میتوان ساختار واژهها و معانی کنایی واژه را مورد تأمل قرار داد.
شاعر با آوردن و در کنار هم نشاندن واژههایی با معانی کنایی واژهها به انسجام معنایی و ساخت کلیتی یکپارچه در شعر کمک کرده است. ڕۊ پلانن، وەر دا دە گژ، بڵخە ناێن، ماڵ ڕمانن و...و غزلهای زیبای این مجموعه، غزل ۶۱، غزلی است که شاعر برای مادر سروده، غزلی، همراه با ترکیبها، تعابیر و تصویرهایی روشن و ملموس.
نظر شما