شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
حفظ لحن هر شخصیت رگ خواب ترجمه مانگاست

زهرا باقری گفت: نوجوان‌ها –به ویژه طرفداران مانگا– خیلی منتقدهای دقیق و نقطه‌زنی هستند. بیشترشان روی اسامی حساس‌اند. اگر بخواهیم اسم شخصیتی را عوض کنیم و معادل فارسی بیاوریم، شاخک‌هایشان تکان می‌خورد و صدایشان درمی‌آید.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سایه برین: ترجمه دیالوگ‌های طنز و احساسی در مانگا، کاری ظریف و حساس و هم‌ارز نواختن یک ساز است؛ جملاتی با ریشه‌های فرهنگی که گاهی در فارسی معادل دقیقی ندارند. زهرا باقری، مترجم مانگای «یونا دختری از سپیده‌دم» می‌گوید نوجوان امروز به شدت نسبت به هر نشانه‌ای از «مصنوعی بودن» حساس است و اگر لحن شخصیت‌ها در میانه‌ی داستان تغییر کند، اعتمادش را از دست می‌دهد. او از «باکس‌ها» به عنوان صدای ذهن نویسنده یاد می‌کند که باید شسته‌رفته و منسجم باشند، اما دیالوگ‌ها را زنده، واقعی و دارای هویت گفتاری مستقل برای هر شخصیت می‌داند.

متن کامل گفت‌وگوی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) را با زهرا باقری می‌خوانیم.

ترجمه‌ی دیالوگ‌های احساسی یا طنازانه در مانگا چه چالشی دارد؟

ترجمۀ دیالوگ‌های طنز و احساسی مانند نواختن یک ساز است؛ به همان اندازه ظریف و حساس. چالش اینجاست که این جملات ریشۀ فرهنگی دارند و ما با کلماتی مواجه می‌شویم که معادلشان در فارسی نیست. معمولاً اگر شوخی یا جملۀ احساسی از هر زبان و فرهنگی را فارسی کنیم، شاید حس طنز و احساسی بودنش درنیاید. در اینجا با جمله‌ای روبه‌رو می‌شویم که نه تنها مخاطب را نمی‌خنداند و حس خوب منتقل نمی‌کند، بلکه او را سردرگم می‌سازد. ما باید جوری ترجمه کنیم که مخاطب‌مان – که نوجوان امروز است – همان حسی را دریافت کند که از زبان اصلی می‌گیرد. نوجوان امروز حساس است و حساس‌ترین رادارها را نسبت به مصنوعی بودن دارد؛ یعنی هر چیزی را دوست نداشته باشد، برچسب «مصنوعی» می‌زند و کنارش می‌گذارد. ما در اینجا باید کاری کنیم که نوجوان ارتباطش را با متن حفظ کند؛ چه از لحاظ طنز و چه از لحاظ احساسی. باید لایه‌های متن را بیرون بکشیم و در اختیار نوجوان قرار دهیم تا او بتواند از ابتدا تا انتهای داستان، ارتباطی که باید و شاید را حفظ کند.

حفظ لحن هر شخصیت رگ خواب ترجمه مانگاست


با نام‌ها، القاب و عبارات احترام ژاپنی (مثل -سان، -کون، -چان) چه می‌کنید؟

مخاطب ما این فضا را می‌شناسد، دنبال می‌کند و به آن اهمیت می‌دهد. در این موارد، ترجیح ما بر این است که به زبان مبدأ وفادار بمانیم و تا حد امکان این عناصر و القاب را حفظ کنیم، زیرا بخش مهمی از روابط شخصیت‌ها و لایه‌های فرهنگی اثر را منتقل می‌کنند و باعث می‌شوند خواننده با فضای واقعی اثر نزدیک‌تر باشد. در کنار این، به لحن شخصیت‌ها هم بسیار توجه می‌شود تا صمیمیت و احترامی که شخصیت‌ها به یکدیگر دارند نشان داده شود.

آیا تا به حال مجبور شده‌اید اصطلاحی را عوض کنید که در فارسی معادل نداشته باشد؟ مثلاً «اونا-سان» سلطنتی؟

بارها پیش می‌آید که معادلی نداریم و خودمان باید معادل‌سازی کنیم؛ با توجه به شرایط سنی و علاقه‌مندی مخاطب. یعنی شرایط سنی و علاقه‌های نوجوان را در نظر می‌گیریم، بعد واژۀ جدیدی را به عنوان جایگزین استفاده می‌کنیم. وقتی کلمه معادل خاصی ندارد، سعی می‌کنم از واژگانی استفاده کنم که حس همان شخصیت را در قالب کلمات فارسی به نوجوان منتقل کند. هدفم این است که مخاطب احساس نکند «ترجمه می‌خواند»؛ احساس کند این داستان دارد جایی در همان دنیای نزدیک خودش، دور و بر خودش اتفاق می‌افتد.

تفاوت ترجمه‌ی متن روایت (باکس‌های راوی) با دیالوگ شخصیت‌ها چیست؟

باکس‌ها معمولاً صدای ذهن نویسنده یا محیط اطراف و در واقع روایت داستان هستند؛ باید خیلی شسته‌رفته و منسجم باشند و حتی کمی ادبی‌تر از بقیهٔ بخش‌های داستان. اما دیالوگ‌ها باید جان داشته باشند. تلاش من این است که برای هر شخصیت یک هویت گفتاری بسازم؛ یعنی دیالوگ‌های هاک نباید شبیه دیالوگ‌های یونا باشد. مال هاک مخصوص خودش است و شخصیت خودش را نشان می‌دهد که آرام و منطقی است. یونا هم همین طور. این تفاوت در شخصیت‌داشتن است؛ یعنی دیالوگ‌ها هرکدام شخصیت دارند. همین تفاوت‌هاست که دیالوگ‌ها را متمایز می‌کند. دیالوگ‌ها باید شبیه دیالوگ‌های روزمره و واقعی باشند؛ زیرا مخاطب نوجوان من با شخصیتی که شبیه خودش حرف می‌زند و فکر می‌کند، ارتباط نزدیک‌تری می‌گیرد. پس دیالوگ‌ها باید زنده و فعال باشند و باکس‌ها هم حال و هوای روایت را داشته باشند.

حفظ لحن هر شخصیت رگ خواب ترجمه مانگاست

به نظرتان حفظ لحن هر شخصیت (مثلاً یونا، هاک، سون-هاک) در ترجمه چقدر مهم است و چطور به آن می‌رسید؟

حفظ لحن هر شخصیت، رگِ خواب ترجمۀ مانگاست. مثلاً اگر در یک صحنه، یونا را داریم که ترسیده، لحن ترجمه و انتخاب کلمات باید جوری باشد که حس ترس و وحشت به مخاطب القا شود و مخاطب با خواندن آن بتواند حال و هوای یونا را درک کند. یا اگر هاک دارد بحث می‌کند، تیکه می‌اندازد و کل‌کل می‌کند، ترجمه باید پر از تیکه و کنایه‌های تند و تیز فارسی باشد. برای رسیدن به این هدف، اول شخصیت‌ها را تیپ‌شناسی می‌کنم، بعد خودم را یکی‌یکی جای شخصیت‌ها می‌گذارم و می‌گویم: «اگر این آدم فارسی بلد بود، الان چه می‌گفت؟» خوب است اگر بگوییم این حالت «شناسنامه» است. نوجوان‌ها تیزبین هستند و اگر لحن شخصیت‌ها وسط روند کار عوض شود، بلافاصله متوجه می‌شوند و اعتمادشان نسبت به داستان از دست می‌رود. پس حفظ لحن برای احترام به سلیقه و حفظ اعتماد نوجوان است.

آیا ویرایشگر یا سوپروایزری بر ترجمه‌اتان نظارت می‌کند؟ درباره‌ی هماهنگی با حروف‌نویس (lettering) چطور؟

ترجمۀ مانگا به صورت کار تیمی انجام می‌شود. بعد از ارائهٔ ترجمۀ اولیه، هرمانگاه (در مقطع زمانی مشخص) گروهی داریم که متشکل از مترجم، ویراستار، مدیر گروه ترجمه و صفحه‌آرا است. پس از ترجمه، ویراستار تمام نکات ریزبه‌ریز کتاب را بررسی می‌کند؛ مثل غلط‌های املایی و علائم نگارشی. بعد سراغ مدیر گروه ترجمه می‌رویم که ایشان یک روز کامل کتاب را می‌خوانند؛ اگر نکتهٔ مهمی باشد، کامل بررسی و مرتفع می‌شود با کمک همدیگر. مرحلهٔ آخر هم می‌رویم سراغ صفحه‌آرا که وظیفه‌اش این است: تمام دیالوگ‌های ترجمه‌شده را داخل حباب‌ها (که فضای محدودی هم هست) جاگذاری کند. این طور نیست که مترجم دستش باز باشد و هر قدر دلش خواست برای رساندن مفهوم، جمله را طولانی کند. با توجه به فضای محدود، باید بتواند منظور را برساند تا صفحه‌آرا کارش را به نحو احسن انجام دهد.

از نظر زمانی، ترجمه‌ی یک جلد مانگا (مثلاً ۱۸۰ صفحه) چقدر طول می‌کشد و چه مراحلی دارد؟

زمان ترجمه با توجه به میزان وقتی که هر مترجم در طول روز به ترجمه اختصاص می‌دهد، متغیر است، اما اگر بخواهیم به طور میانگین بگوییم، دو سه هفته است. دربارهٔ مراحلِ اول، مترجم نگاه کلی به فضا و محتوا می‌اندازد که شناخت پیدا کند و آن حباب‌های دیالوگ را شماره‌گذاری می‌کند. در مرحلهٔ بعدی می‌آید آنها را ترجمه می‌کند. یک ترجمه و پیش‌نویس اولیه داریم. در مرحلهٔ بعد بازخوانی می‌کند و فایل ترجمه را با حباب‌های شماره‌گذاری‌شده مطابقت می‌دهد که مبادا حباب‌ها و ترجمه‌ها جابه‌جا شده باشند و کل گروه به دردسر نیفتند. بعد ویراستاری و صفحه‌آرایی هم زمان‌بر است و با توجه به اینکه انتشاراتی که با آن کار انجام می‌دهیم خیلی سرش شلوغ باشد، پروسه زمان‌بر و طاقت‌فرسایی می‌شود، زیرا باید دوباره و سه بار اینها چک شود.

آیا طرفداران مانگا در نظرتان یا شبکه‌های اجتماعی روی ترجمه‌اتان تأثیر می‌گذارند؟ مثلاً اصرار بر استفاده از نام خاص کرکترها؟

بله، اتفاقاً من خودم به شخصه از این جور تعامل‌ها استقبال می‌کنم. نوجوان‌ها – به ویژه طرفداران مانگا – خیلی منتقدهای دقیق و نقطه‌زنی هستند. بیشترشان روی اسامی حساس‌اند. اگر بخواهیم اسم شخصیتی را عوض کنیم و معادل فارسی بیاوریم، شاخک‌هایشان تکان می‌خورد و صدایشان درمی‌آید. من سعی می‌کنم تعادلی بین همهٔ اینها ایجاد کنم و اگر اسم خاصی هست که معروف است و بقیه آن‌طور پذیرفته‌اش و دوستش دارند، سعی می‌کنم آن را رعایت کنم و تغییر ندهم. ما همه برای نوجوان‌ها کار می‌کنیم و باید فضا را منطبق با سلیقه و علایق آنها پیش ببریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها