سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - صدف سرداری؛ «عکاسی کشف و بیان هسته اصلی واقعیات از طریق نور در بخشی از زمان است.» این جمله را یحیی دهقانپور سالها پیش درباره عکاسی گفته بود. او معتقد بود چشم، عمل دیدن واقعیات را انجام میدهد، قلب در مقابل آن واقعیات عکسالعمل عاطفی نشان میدهد، مغز پس از تجزیه و تحلیل واقعیاتِ مشاهده و احساسشده عمل انتخاب را انجام داده و فرمان عکسبرداری را صادر میکند و سرانجام دوربین تصمیم مشترک قلب و مغز را به روی فیلم ضبط میکند: «در نتیجه هنرمند عکاس کسی است که هوشیارانه و با تمام وجود آماده ثبت لحظاتی باشد که فانی و زودگذرند.»
دهقانپور یکی از چهرههای شاخص و اثرگذار در تاریخ عکاسی معاصر ایران محسوب میشود و نامش با عکسهایی از مراسم تشییع جنازه فروغ فرخزاد آنهم زمانی که فقط ۲۶ ساله بود، گره خورده است. هرچند که نمیتوان آثارش را به آن روز خاص در سال ۱۳۴۵ محدود کرد. او نگاه مستندگونهای به سوژهها داشت. در کنار شیوه عکاسیاش هم از مولف بودن او نمیتوان گذشت و همچنین معلمی یگانه در هنر عکاسی ایران بود.
عکاسِ مولف
دهقانپور ۱۱ دی ماه ۱۳۱۹ خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات اولیهاش را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران انجام داد و از حدود سالهای ۱۳۴۰ خورشیدی وارد حوزه عکاسی شد.
نخستین آثارش در مجلههایی مثل «تلاش»، «فردوسی» و «نگین» به چاپ رسید. تصاویری که او از مراسم تشییع فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۵ ثبت کرده، نمونهای شاخص از نگاه تازه و شخصی او در عکاسی مستند به شمار میرود که حالا پس از گذشت دههها هنوز هم ماندگارند.
او بهعنوان جوانی که علاقهمند به شعر و ادبیات بود و عکاسی نیز میکرد، با شنیدن خبر مرگ فروغ فرخزاد تصمیم گرفت تا از مراسم خاکسپاری این شاعر عکاسی کند. به جای دوربین خودش که مشکل داشت و گاهی فیلمها را رد نمیکرد محمود پاکزاد یک دوربین مامیای ۶ در ۶ اینچ دست دوم را برای ثبت این مراسم به او پیشنهاد داد.
دهقانپور در دهه ۵۰ برای ادامه تحصیل در عکاسی ابتدا راهی انگلستان و سپس آمریکا شد. مدرک کارشناسی خود را در مؤسسه هنر سانفرانسیسکو گرفت. عکسهایش در آمریکا اغلب با زبانی طنزآلود به جنبههایی از فرهنگ عمومی مردم آن کشور میپرداخت. بازگشت او به ایران همزمان شد با اعتراضات مردمی علیه نظام پادشاهی و در آن زمان دهقانپور با نگاهی دقیق و موشکافانه، زوایای پنهان و کمتر دیدهشده انقلاب ۱۳۵۷ را ثبت کرد. مجموعهای از این آثار با عنوان «و بدین سان شهیاد فرو ریخت» در انجمن فرهنگی ایران و فرانسه به نمایش درآمد.
او در سالهای پس از انقلاب در دانشکده صداوسیما، دانشگاه تهران، دانشگاه هنر، دانشگاه الزهرا و دانشگاه آزاد اسلامی به تدریس عکاسی پرداخت و بهعنوان مدرس، همواره تلاش کرد دانشجویان را با را به کشف زبانی تازه در این عرصه تشویق کند.
دهقانپور تالیفات متعددی نیز داشته است. از کتابهای او میتوان از «آن روز او را در باغچه کاشتند» (عکسهای مراسم خاکسپاری فروغ فرخزاد) نام برد. برخی از این عکسها نخستین بار بهمن ماه ۱۳۸۷ در گالری راه ابریشم به نمایش در آمدند. «آن روز او را در باغچه کاشتند»، کتابی ۹۶ صفحهای تمام گلاسه است که در قطع خشتی به چاپ رسیده. عکسهای این کتاب در سه دسته «پزشکی قانونی»، «امامزاده اسماعیل» و «ظهیرالدوله» نمایش داده میشوند.
از دیگر کتابهای این عکاس میتوان به «کوهپایههای شهر تهران»، «ایران نگاهی دیگر»، مجموعه «از آبی آسمان تا آبی دریا» و «پنج نگاه به خاک» اشاره کرد. کتاب «پنج نگاه به خاک» رویکردی نو و شخصی به عکاسی مستند از جنبههایی از فرهنگ ایرانی داشت.
چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۶۱ منتشر شده است. کتاب حاوی ۶۳ عکس سیاه و سفید مستند از پنج عکاس ایرانی (کریم امامی، بهمن جلالی، مهدی خوانساری، یحیی دهقانپور و مهشید فرهمند) است که بر عکاسی از چهره و زندگی روزمره افراد در نواحی مختلف ایران متمرکز است.
«فرهاد فخریان»، عکاس، درباره دهقانپور و پنج نگاه به خاک در یادداشتی در مجله حرفه هنرمند نوشته بود: «عکسهای سیاه و سفید یحیی دهقانپور در این کتاب اجتماعی صریح دارای طنزی پنهان و گزنده میباشد. او در این تصاویر اوج زیبایی را با توجه به ساختار بصری تصاویر و کادربندی عکسها در رویکرد به هویت و فرهنگ ایرانی کوچه و بازار خلق نموده است.»
دهقانپور مقدمه این کتاب را با عنوان «از عکس خوب و از چهرههای گمنام» نوشته است.
او در ابتدای این متن و درباره نفوذ تصویر در میان مردم به مثالهایی درباره وجود تصاویر در مکانهای مختلف اشاره میکند: «اگر در قهوهخانه گلی فلان کورهده در استان آذربایجان نشسته، یا به دکان پینهدوزی تاریک و نمور فلان پیرمرد در استان خراسان رفته، یا کپر سرهمبندی شدهی فلان حاشیهنشین استان هرمزگان را دیده و یا در تنها وسیلهی نقلیه عهد بوق فلان قصبه دورافتاده استان بلوچستان سوار شده باشید، شاید تنها چیز مشترکی که در همهی این مکانها به چشم خواهد خورد، وجود یک یا چند تصویر بر دیوار یا دیوارهها باشد.»
دهقانپور در ادامه مینویسد که اگر در نوع تصاویر آویخته شده دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که انتخاب عکسها در هر محل - بیآنکه تاملی در نوع آنها شده باشد- انتخابی نادرست و بیمورد نبوده است: «فرضاً، در قهوهخانه دهکده کوهستانی فلان منطقه که به علت شرایط خاص جوّی و نداشتن راه جز دو سه ماهی از سال با نقاط اطراف خود رابطهای ندارد، تصویر فضانوردی که برای اولینبار وارد کرهی ماه شد به چشم میخورد؛ و در دکان قصابی آبادی آفتابسوختهی اطراف کویر، تصویری از برف و یخبندان و یا منظرهای از طلوع و غروب دریا دیده میشود.»
در بخش دیگری از این مقدمه درباره چیستی «عکس خوب» مینویسد و میگوید بارزترین خصیصه یک عکس چاپ درست و مناسب است: «چه اگر عکسی خوب چاپ نشده باشد، مثل نوشتهای است که پر از نادرستیهای دستوری باشد. پس همانگونه که نویسنده برای نوشتن محتاج به رعایت اصول و قواعد زبان است، عکاس هم برای ارائهی اثرش ناچار از کاربرد اصول و ضوابطی است که آنها را ما در عکاسی تکنیک مینامیم. ابتداییترین این اصول، عبارت است از: آشنایی با دوربین و انواع فیلمها و داروهای ظهور، استفاده صحیح از نور، کنترل ظهور و چاپ، و انتخاب عدسی(لنز) مناسب و…، و نیز دقت در برقراری رابطهی فرم، کمپوزیسیون و…»
به اعتقاد دهقانپور، اگر عکسی داشته باشیم که از تمام ویژگیهای فنی برشمرده برخوردار باشد ولی خالی از مفهوم و یا هدفی باشد، تهی از محتوا است: «مانند اکثر عکسهای کلیشهای تبلیغاتی در مجلات و روزنامههای مختلف برای کالاهایی نظیر سیگار و ساعت.»
تکهتکهگی
دهقانپور در دهه ۱۳۷۰ با همکاری شهرداری تهران مجموعههایی مثل «کوهپایهها»، «حمل ونقل» و «پل» را خلق کرد که در آنها نسبت میان فضای شهری و رفتار شهروندان، همچنین جنبههایی از فرهنگ فراغت را بررسی کرد. در دهه ۱۳۸۰ با بهرهگیری از تکنیک چیدمان موزاییکی، مونتاژ و استفاده خلاقانه از دوربین پانوراما، تلاش کرد چشماندازی تازه در عکاسی ارائه دهد.
«مهران مهاجر»، عکاس، مترجم و منتقد هنری که از شاگردان دهقانپور بوده است، بر کتاب «آن روز او را در باغچه کاشتند» مقدمهای درباره هنر و نوع نگاه دهقانپور نوشته است: «در این عکسها آدمها و مناسباتشان اساسا بر پایه چارچوب دوربین تعریف میشوند. این شوق و این کنجکاوی دیداری را تا همین امروز هم در عکسهای او میبینیم. دوربین او در کارهای بعدیاش گاه با زاویه باز به دل موضوع میرود. گاه با قطع پانوراما، افق را بازتر میکند. گاه در همین افق باز و با کشدادن زمان ماده صلب را ذوب میکند، گاه با کنارهم گذاری عکسها افق را کژ و مژ میکند و گاه با عکسهای تکهتکه و موزاییکی، تجربه چندپاره ما از جهان را چندپارهتر میکند.»
عکسهای یحیی دهقانپور تکهتکهاند؛ ابرها سیمهای برق آجرها علف درخت آب دریا برچسبهای تخلیهی چاه همگی تکه تکه شدهاند. به اعتقاد مهاجر، که بار دیگری درباره این موضوع یادداشتی منتشر کرده است، تکهتکهگی منطق بنیادین این عکسهاست: «تکهتکه کردن، منطق بنیادین عکاسی نیز هست و به گفتهی لیندا ناچلین تاریخنگار استعارهای است از مدرنیته، اشارهای به از کف رفتن کلیت و کمال و گسستن پیوندها و فروپاشی ارزشهای مطلق.»
از دیگر ویژگیهای برجسته آثار دهقانپور میتوان به رویکرد نوگرایانه و همراه با کنایه در مستندنگاری خردهفرهنگهای ایرانی و همچنین تجربهگری مداوم در روشهای عکاسی اشاره کرد. بعضی بین عکاسی شخصی و عکاسی مستند او تفاوت قائل شدهاند. بااینحال خودش در گفتوگویی دراینباره توضیح داده بود: «من دوست دارم عکس بگیرم و عکاسی کنم. حالا شما اسمش را مستند میگذارید یا عکاسی شخصی. چون من معتقدم هدف هنر قضاوت کردن نیست، فهمیدن است.»
دهقانپور از نسل پیشگامانی بود که عکاسی ایران، میراثدار و وامدار نگاه اوست. او که شاگردانش درباره معلمیاش هم میگفتند در بدترین عکسهایشان نیز نکتههایی را میدید که آنها را سر شوق میآورد.
نظر شما