سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ابوالقاسم کمالی، پزشک حاذق و بنیانگذار طب اطفال در استان قزوین است و از او به عنوان یکی از مشاهیر استان یاد میشود. زندگی پر فراز و نشیب و اثرگذار این پزشک حاذق، موضوع کتابی با عنوان «طبیب فرشتگان» شده که محمدرضا مقدم آن را به رشته تحریر درآورده است.
در این کتاب به شرح زندگی دکتر ابوالقاسم کمالی، پزشک محبوب مردم استان قزوین پرداخت شده که در گفتوگو با مؤلف آن، محمدرضا مقدم، روند تحقیق، گردآوری و نشر این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است.
ایده تالیف کتاب از کجا آمد؟
به واسطه آشنایی با محمود کمالی شهردار اسبق قزوین، به طور مختصر با شخصیت دکتر ابوالقاسم کمالی آشنا شدم. به نظرم رسید که زندگینامه او سوژه مناسبی برای پرداختن به عنوان یکی از مشاهیر پزشکی قزوین است. ابتدا مختصری از شرح زندگی او را در روزنامه ولایت قزوین منتشر کردم که در مدت کوتاهی بازتاب خوبی پیدا کرد. با بازتابهایی که از فضای مجازی و مواجهه با مخاطبان گرفتم، متوجه محبوبیت این پزشک متعهد در بین مردم شدم. موضوع برایم جالبتر شد، چون دکتر کمالی بعد از بازنشستگی و در دهه ۸۰ به خارج از کشور مهاجرت کرده بود اما با این حال، مردم قزوین هنوز قدردان او بودند.
موفق شدم خانم زهرا درگاهی، مسئول مطب دکتر را پیدا کنم و با او مصاحبه مفصلی داشته باشم. این خانم به مدت ۳۳ سال به طور کامل مطب دکتر کمالی را مدیریت میکرد. وقتی از او پرسیدم مهمترین ویژگی دکتر کمالی از نگاه او چیست؟ گفت: به اندازه تمامی این سالها که با دکتر کمالی همکاری میکردم، میتوانم از ویژگیهای اخلاقی او بگویم اما مهارت در طبابت، تا جایی که هر روز مراجعه کنندگانی از زنجان، همدان، کرج و حتی تهران به مطب ما میآمدند، ویژگی بارز او بود. یادم هست روز اول کارم بود و دکتر به من گفتند اگر مریض پول داد، شما میگیری، اگر پولش کم بود، اصلا حرفی نمیزنی، اگر هم پول نداشت، تحت هیچ شرایطی چیزی نمیگویی که او خجالت بکشد. نیازی هم نیست به من بگویی فلان مریض پول داده یا ویزیتش را پرداخت نکرده. حالا من از شما سوال دارم، آیا میشود در مطب چنین پزشکی ۳۳ سال بدون عشق و تعهد کار نکرد؟
تا پیش از کتاب «طبیب فرشتگان» کتاب دیگری در مورد دکتر کمالی نوشته نشده بود؟
متاسفانه نه. البته ناگفته نماند منش شخصی ایشان طوری است که علاقهای به دیده شدن نداشتند و ندارند.
پس چطور موافقت کردند که این کتاب به چاپ برسد؟
همانطور که پیشتر گفتم، ابتدا مطلبی از ایشان در روزنامه منتشر کردم و بعد از مصاحبه با خانم درگاهی، به یقین رسیدم که زندگینامه دکتر کمالی باید ثبت شود تا مردم امروز و آیندگان بدانند چه انسانهای بزرگی در این شهر زیستهاند و منشا چه خدماتی بودهاند. در نهایت موضوع را با برادر ایشان در میان گذاشتم و موفق شدیم رضایت دکتر را جلب کنیم.
مهمترین وجه زندگی دکتر کمالی را در انجام کارهای عامالمنفعه میدانید؟
خیر. انجام این قبیل کارها تنها بخشی از زندگی دکتر کمالی است. او بنیانگذار طب نوین اطفال در استان قزوین است. او همچنین بنیانگذار و نخستین مدیر گروه رشته اطفال در دانشگاه علوم پزشکی قزوین و موسس بخش نوزادان بیمارستان بوعلی سینا همچنین موسس بیمارستان تخصصی نوزادان قدس در قزوین و بنیانگذار انجمن حمایت از بیماران تالاسمی در استان قزوین است.
با این حساب چرا شخصیت آقای کمالی تا به امروز در قزوین مغفول مانده است؟
بخشی از این موضوع، تمایل شخصی ایشان است. بخش عمدهای هم بر گردن مسئولان ذیربط است. چرا نباید صدا و سیمای قزوین حتی یک برنامه کوتاه در مورد دکتر کمالی تولید کند! در سال چندین و چند مستند به سفارش ارگانهای مختلف در قزوین ساخته میشود آیا نباید یک مستند در مورد شخصی که بیش از ۵۰ سال از زندگی خودش را وقف پزشکی نوزادان قزوین کرده، تولید شود! مسئولان علوم پزشکی قزوین نباید دانشکده و یا پژوهشکدهای را به نام او نامگذاری کنند و حتی شهرداری و شورای شهر نیز نباید یکی از معابر شهری را به نام او نامگذاری کنند! البته لازم به ذکر است که سه نسل از دانشآموختگان پزشکی اطفال در قزوین و بسیاری از شهرها، از شاگردان دکتر کمالی بودهاند و به همین دلیل او نزد جامعه پزشکی استان شخصیت کاملا معروف و محبوبی است.
به موضوع کتاب بازگردیم؛ شخصیت دکتر کمالی را بیشتر برای مخاطبان معرفی کنید.
دکتر کمالی متعلق به یکی از خاندانهای اصیل و اسم و رسمدار قزوین هستند. او در سال ۱۳۲۱ متولد شده و مرحوم پدرشان از بازاریان خوشنام قزوین بودهاند. خاطرهای از پدرشان را در کتاب منتشر کردهام که جالب است. یکی از پزشکان تعریف میکرد که پدر دکتر کمالی در بازار قزوین مغازه بزرگی داشت که از رونق خاصی برخوردار بود. مرحوم پدرشان به شاگردان مغازه سفارش کرده بودند، از نزدیک به ظهر هرکس به مغازه مراجعه کرد به بهانههای مختلف بگویید فلان جنس را نداریم؛ فعلا در انبار است یا هنوز برایمان نیامده و ... بگذارید مشتریها به مغازههای پایین بازار بروند تا آنها هم از روزی بی نصیب نباشند. آن پزشک میگفت زیست دکتر کمالی در چنین خانوادهای شکل گرفت و تاثیر این لقمههای حلال باعث شده بود که او بیاعتنا به مادیات باشد.
از سوابق پزشکی او بگویید؛ چه مدارجی را پشت سرگذاشته است؟
او ابتدا در دانشگاه تبریز تحصیل کرد و دوره تخصص را در تهران پشت سر گذاشت. در تهران شاگرد دکتر قریب و شاگرد ارشد پرفسور مرندیان بود. اوایل دوره تخصص با خانم شهرزاد تاج، که پدرش از جراحان معروف تهران بود، ازدواج کرد. بعد از اتمام دوره تخصص و با وجود اینکه در بهترین بیمارستان تهران طبابت میکرد، ترجیح داد به شهر خودش بازگردد. قزوین دهه چهل، شهر کوچکی بود که از کمبود امکانات پزشکی و خلأ پزشک متخصص اطفال به شدت رنج میبرد. در چنین شرایطی دکتر کمالی به قزوین میآید و به طور ۲۴ ساعته در بیمارستان بوعلی آنکال بوده است و حتی ترجیح میدهد در یک سوئیت داخل بیمارستان زندگی کند تا اگر شب یا نصف شب نوزاد بدحالی را به بیمارستان آوردند، او بدون فوت وقت بر بالینش حاضر شود.

کتاب فقط شامل خاطرات دکتر کمالی است یا بخشهای دیگری هم دارد؟
کتاب «طبیب فرشتگان» در سه بخش تالیف شده است. بخش اول شامل تاریخچه پزشکی کودکان در ایران، وضعیت بهداشت عمومی قزوین تا اوایل دوره پهلوی، تاریخچه ساخت بیمارستان مرکز طبی کودکان در ایران و شمهای کوتاه از نخستین رساله پزشکی کودکان در جهان، تالیف محمدبن زکریای رازی و در نهایت تاریخچه بیمارستان بوعلی سینای قزوین است. البته این مباحث به صورت خلاصه و کوتاه بیان شده تا مخاطب خسته نشود.
در بخش دوم که «من دکتر ابوالقاسم کمالی» نام دارد شرح کاملی از زندگی او نوشته شده است. «نظرات دیگران در مورد دکتر کمالی» نام بخش دوم این کتاب است که به بیان مطالبی از شاگردان، هم دورهایها و دوستان او اختصاص دارد که همگی جزو جامعه پزشکی هستند.
با توجه به اینکه دکتر کمالی در آمریکا ساکن هستند؛ مصاحبه با ایشان چگونه انجام شد؟
در ابتدا از دکتر تقاضا کردم هر آنچه را که از دوران کودکی، خانواده، تحصیل و طبابت در حافظه دارد به روی کاغذ بیاورد. خوشبختانه به دلیل حافظه خوبی که دارد مطالب را به صورت شیوا ولی مختصر و مفید نوشت و از طریق فضای مجازی برایم ارسال کرد. تقریبا دو سال پیش بود که برای دیدار خانواده به ایران و قزوین آمد و فرصتی پیش آمد تا مصاحبه مفصلی با او انجام دهم.
مصاحبه دیگر پزشکان چگونه انجام شد؛ چون معمولا جامعه پزشکی از نظر زمان در مضیقه هستند.
بله همین طور است و همین مورد سبب شد تا تالیف کتاب تا حدی زمانبر شود. من توانستم در یک سال و شش ماه با ۲۰ نفر از متخصصان و فوق تخصصان که همگی از شاگردان دکتر کمالی هستند، مصاحبه کنم. وقتی به مطب پزشکان میرفتم میدیدم که تعداد زیادی مریض در نوبت هستند و در بیمارستان هم وضعیت به همین صورت بود. در نهایت به دلیل احترامی که برای دکتر کمالی قائل بودند زمانی را برای مصاحبه به من اختصاص میدادند.
مهمترین بخش کتاب کدام بخش است؟
من در این کتاب تلاش کردم دو بُعد از زندگی دکتر کمالی را به مخاطب معرفی کنم و باقی موارد را به صورت نقل قول در مصاحبه با شاگردان او به مخاطب عرضه کنم. دکتر کمالی برادری داشته است که در دوران کودکی و به دلیل بیماری و نبود امکانات بهداشتی و درمانی جلوی چشمان او و مادرش میمیرد و او از این خاطره به عنوان تلخترین خاطره عمرش یاد میکند. اما درست در همین زمان، یک موضوع مهم پیش میآید. او تصمیم میگیرد طبیب شود و تا جایی که میتواند نگذارد هیچ مادری به سوگ فرزندش بنشیند. زمانی که با رتبه یک رقمی دوره تخصص قبول میشود، در آزمون شفاهی(مصاحبه) بعد از پرسشهای تخصصی از او میپرسند که چرا پزشکی اطفال را انتخاب کردهای و دکتر کمالی در پاسخ، همان خاطره تلخ کودکیاش را تعریف میکند؛ در نهایت هیئت پرسشگر به احترام او میایستند و تشویقش میکنند و میگویند امروز جامعه به افرادی مانند شما نیاز دارد؛ به خانواده پزشکان اطفال خوش آمدید. بُعد دوم، بی اعتنایی دکتر کمالی به مباحث مالی است که در کتاب موارد متعددی ذکر شده است.
دکتر کمالی علاقهای به مطرح شدن کارهایی که انجام دادند ندارند؛ پس چگونه این مطالب را در کتاب منتشر کردید؟
هیچ موردی در کتاب پیدا نمیشود که به موارد کارهای عامالمنفعه اشاره کند و از زبان دکتر کمالی باشد. مباحث مطرح شده از قول دیگر پزشکان است. که البته او در بازبینی نهایی خیلیهایش را حذف کرد. برای مثال به چند نکته اشاره میکنم. در زمان مدیریت بیش از ۱۰ ساله دکتر کمالی در انجمن حمایت از بیماران تالاسمی، طبق اسناد حتی یک مورد به جمعیت بیماران تالاسمی قزوین اضافه نشده است. دکتر این بیماران را به صورت کاملا رایگان معاینه میکرد و در موارد بسیاری هزینه داروی بیماران را نیز متقبل میشد. «پیشگیری، درمان، تفریح» این شعار دکتر کمالی برای بیماران تالاسمی بوده و جالب است که حتی هزینه اردوی بیماران را هم خوش پرداخت میکرده است. بنا به گفته مدیر وقت بیمارستان دهخدای قزوین، دکتر کمالی هزینه «کارانه» را هیچ وقت از بیمارستان دریافت نمیکرد و گفته بود این مبلغ را که قابل توجه هم بوده به صورت سالانه به حساب انجمن واریز کنید و همیشه از اجرای این طرح انتقاد داشته و میگفته «خدا نگذرد از افرادی که این طرح را ارائه دادند و باعث شدند پزشکی به پول و مادیات آلوده شود».
سختترین مرحله انتشار کتاب کدام مرحله بود؟
میتوانم از این موضوع به عنوان سختی شیرین یاد کنم. به عنوان نویسنده کتاب، تنها ترس من این بود که مطالب کتاب دچار کلیشه شود و در نهایت مخاطب تصور کند که من قصد اسطوره سازی داشتهام. همانطور که گفتم با ۲۰ نفر از پزشکان مصاحبه کردم؛ انگار این ۲۰ نفر قرار گذاشته بودند که متفقالقول از سجایای اخلاقی و مهارت پزشکی دکتر کمالی تعریف و تمجید کنند. دکتر مهیار از نامدارترین متخصصان اطفال قزوین است و دکتر کمالی را «استاد الاساتید» مینامد و میگوید به دلیل علاقه به دکتر کمالی، من هم تخصص کوکان را انتخاب کردم و تاکید هم داشت که این مطالب حتما باید در کتاب منتشر شود. یا دکتر امامی که از پزشکان بسیار معروف قزوین است، اعتقاد دارد دیگر پزشکی مثل دکتر کمالی در قزوین ظهور نخواهد کرد و تعریف میکرد در سالهای بعد که دوره فوق تخصص به پزشکی اضافه شد، در دانشگاه همه فوق تخصصها سکوت میکردند تا اول دکتر کمالی نظر بدهد؛ با وجود اینکه دکتر کمالی متخصص بود نه فوق تخصص. یا یکی از پزشکان میگفت من بومی قزوین نبودم ولی دکتر کمالی در تاسیس مطب به من کمک کرد، ساختمان مطب را در اختیار من گذاشت و گفت هر وقت که توانستی پول مطب من را به من بده. الان قزوین متخصص ارتوپد ندارد و مردم باید به تهران مراجعه کنند و این باعث سختی آنها میشود.
در مقدمه کتاب نوشتهام ای کاش شرایطی فراهم بود تا مصاحبهها به صورت تصویری ضبط شود تا مخاطب این میزان از علاقه، احترام و اشک شاگردان دکتر کمالی را در برابر استادشان میدید تا متوجه شود نویسنده کتاب دچار اسطورهسازی نشده است.
پس میتوان گفت بخش قابل توجهی از کتاب به بیان سجایای اخلاقی دکتر کمالی اختصاص دارد؟
من تلاش کردم تبحر و تخصص او در پزشکی و همچنین اصول اخلاقی دکتر کمالی را به مخاطب ارائه دهم. دکتر کمالی ماهرترین پزشک اطفال قزوین بوده است. شیوه طبابتش به این صورت بوده که برای هر مریض به صورت کامل وقت میگذاشت و نوزاد را به طور کامل معاینه میکرد. او اعتقاد داشت که پزشک باید با معاینه کامل و بدون عکس و آزمایش مشکل مریض را تشخیص دهد. البته در موارد ضروری استفاده از عکس و آزمایش ناگزیر است. بعد از این مرحله به اعتقاد او، پزشک خوب، پزشکی است که با کمترین دارو بیمار را درمان کند. در دانشگاه هم همیشه بر این دو موضوع تاکید داشت. به قول دکتر دلیرانی (فوق تخص کلیه نوزاد) وقتی استاد کمالی به بچه نگاه میکرد و شروع میکرد به معاینه کامل، ۵۰ درصد بیماری بچه حل میشد و با آرامشی که داشت چند سوال از والدین بیمار میپرسید و نهایت یک الی دو نوع دارو تجویز میکرد. خانواده مریض هم از آرامش دکتر کمالی، به اطمینان خاطر میرسیدند.
به گزارش ایبنا؛ کتاب «طبیب فرشتگان» نوشته محمدرضا مقدم، توسط انتشارات مهرگان دانش با صفحهبندی و ویراستاری انسیه بخارایی در ۵۰۰ نسخه منتشر شد. این کتاب با حمایت محمود کمالی به کتابخانههای عمومی قزوین و متقاضیان به طور رایگان اهدا شد.
نظر شما