به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کاشان، کتاب «بینفس»، روایتی مستند از دو سال همهگیری ویروس کرونا در شهر کاشان، به قلم عطیه راد، با حمایت حامیان سلامت در ۳۶۴ صفحه توسط انتشارات ۳۶۰ درجه روانه بازار نشر شد.
حمیدرضا فهیمیتبار، رئیس هیئت مدیره حامیان سلامت کاشان، در پیشگفتار این کتاب با اشاره به اهمیت تاریخ شفاهی به عنوان رویکردی نو در تاریخنگاری، نوشته است: «تاریخ شفاهی خاطرات، مشاهدات و شنیدههای شاهدان عینی یک رویداد را در قالب گفتوگو و روایت ثبت میکند.»
وی با تأکید بر اینکه روایتهای کتاب «بینفس» برگرفته از مصاحبههای حضوری با افراد دخیل در وقایع است، خاطرنشان کرده است: «در بازگویی گفتارها امانتداری رعایت شده است. دوران کرونا گذشت و تلخیهای جبرانناپذیر آن روزها، شیرینی همدلی مردم و تجربههای گرانسنگ علمی سفیدجامگان مهرورز نباید از حافظه تاریخی ما محو شود، زیرا فراموشی آن همه اندوخته، به دور انداختن سرمایه ملی و کفران نعمت الهی است.»
عطیه راد، نویسنده کتاب، نیز درباره انگیزه نگارش اثرش توضیح داده است: «خاطره همه ما، دو سالِ کرونایی دارد که با تصویرهایی از درماندگی آدمها در برابر بیماری و احتمال مرگ، زخم برداشته است. کسانی ناگهان از دست رفتند و مردنشان، بیآیین و تشریفات معمول انجام شد. این کتاب نوشته شد تا از فراموشی ناچار زمانه جلوگیری کند و یادگاری از آن دوران نگه دارد. من دعوت شدم تا بر اساس منابع، اسناد و مصاحبه با افرادی که چشم در چشم بیماران و رخدادهای همهگیری کرونا در کاشان کار کرده بودند، روایتی بنویسم.»
راد در مقدمه کتاب به روند شکلگیری اثر اشاره کرده و افزوده است: «مصاحبههای اولیه توسط وجیهه فهیمیتبار و نادر ملکزاده انجام شد و در خواندن چندباره و دستهبندی دادهها، نکات تکراری، حرفهای تأیید شده یا متناقض برجسته میشدند.»
ساختار کتاب و محتوای فصول
کتاب «بینفس» در پنج فصل و یک بخش ضمیمه تدوین شده است:
فصل اول: در اسفند ۹۸ با حال و هوای عید نوروز و انتخابات مجلس آغاز میشود و تصویری از شهر کاشان در آستانه حادثه شوم کرونا ارائه میدهد. تمرکز اصلی این فصل بر بیمارستان بهشتی، تصمیمات مؤثر بر روند درمان، درگیری شدید کادر درمان، تنهایی بیماران، کمبود تجهیزات و نیرو و تلاش برای کنترل اولیه بیماری است.
فصل دوم: به سراغ محرمانهترین جلسات شهر میرود و روایت اولین بیمار بستری در CCU را بازگو میکند.
فصل سوم: با نگاهی به سازمان بهداشت و درمان، زحمات و ترسهای دو ساله کادر در این بخش را به تصویر میکشد و دادههای مفصلی از کمکهای مردمی به دانشگاه علوم پزشکی کاشان را ارائه میدهد.
فصل چهارم: به داستان واکسیناسیون شهر پس از یک پیک سنگین و رخدادهای «مرداد سیاه کاشان» میپردازد.
بخش ضمیمه: با حدود ۱۰۰ صفحه، شامل اسناد، نامهها، گزارشها، بخشنامهها و عکسهایی است که بخش بزرگی از مستندات کتاب بر مبنای آنها تهیه شده است.
فصل پنجم: روایتی راستین از سالهای همهگیری کرونا و درسهایی که باید از آن شرایط آموخت، ارائه میدهد.

درسهای مدیریتی و سازوکارها
این اثر به تحلیل چالشهای مدیریتی در دوران بحران نیز پرداخته است. در صفحه ۲۱۰ کتاب آمده است: «در زیر پوست اتفاقات ناگهانی، روندی از جریانات اساسی و الگوهای تاریخی تکرار شونده جریان دارد… از جمله این جریانها، بحث مدیریت شهری در مواجهه با بحران است و گذراندن این بحران، فرصتی برای نهادهای اداری، دانشگاه علوم پزشکی و مردم است تا با شناخت و ارزیابی سازوکارهای مؤثر بر بحرانهای شهر، بتوانند در آینه این همهگیری به عملکرد خود بنگرند و حسن و عیب خود را بازبینی کنند.»
در بخش دیگری از کتاب به تعلل در تصمیمگیری و عدم حضور متخصصان در برخی تصمیمات اشاره شده و تأکید شده است که «از مهمترین نکات در بحران، تصمیمگیری سریع و عملیاتی است. مسئولان شهر باید قدرت خطرپذیری و شناخت موقعیت را داشته باشند و آماده پذیرش نتایج و بازخورد تصمیمهای سریع خود باشند.»
کتاب به صراحت بیان میکند که در ابتدای امر، مسئولان شهر در مورد شیوع ویروس تعلل کردند و تصمیمهای قاطع و مؤثری نگرفتند که این امر سبب پیک زودرس بیماری شد. همچنین، حضور افرادی با سمت اجرایی در جلسات اولیه ستاد کرونا، که لزوماً دانش تخصصی در مورد این پدیده نداشتند، مورد انتقاد قرار گرفته است.
در صفحه ۲۱۲ آمده است: «ستاد کرونا بابت عدم استفاده کامل از متخصصان این حوزه در دانشگاه علوم پزشکی کاشان، دست به آزمون و خطاهایی زد که تصمیماتش را زیر سوال برد.» مؤثرترین تصمیمی که گرفته شد، قطع زنجیره انسانی بود که با یک ماه تأخیر در دوم فروردین ۹۹، یعنی پس از فرو نشستن پیک اول، عملاً اجرایی شد.
نویسنده با استناد به اسناد، به نیاز به بازوهای اجرایی قوی در ادارات دولتی، نظامی و امنیتی اشاره کرده و بیان داشته است که مدیران فاقد اعتماد به نفس و قدرت اجرایی لازم برای پذیرش هزینههای بالای تصمیمات مستقل بودند. همچنین، عادت ارگانها به کار با سلسله مراتب و تحت امر، بدون سابقه ابتکار عمل، مانعی در مواجهه با بحران محسوب شده است.
کتاب به درستی به محدودیت اراده و آزادی عمل مدیران در سیستمی اشاره میکند که در آن، حکم تنفیذ و معرفی جایگزین، زودتر از حکم انفصال صادر میشود. این موضوع مدیران را به حرکت در مدار فضای موجود و دوری از چالش سوق میدهد.
اتفاقهای مثبت و درسهای همکاری
در مقابل، کتاب به اتفاقهای مثبت مدیریت در دوران کرونا نیز اشاره دارد؛ از جمله اینکه بیمارستان شهید بهشتی کاشان، بر خلاف سایر مراکز، دچار «جزیرهای عمل کردن» نشد و بخشها با هم ارتباط معناداری پیدا کردند. این همکاری، واکنشی درست و پیشبینینشده در ساختار وزارتخانه بود که نتیجه مثبت داشت.
تأکید شده است که «یک درد مشترک سبب شد این همکاری و همدلی در یک بازه زمانی محدود نتیجه دهد.» اما نویسنده هشدار میدهد که پس از فروکش کردن بحران، «هماهنگی ساختارمند بین بخشهای دانشگاه، معاونت بهداشتی، دانشگاه علوم پزشکی و بخش آکادمیک و هیئت علمی وجود ندارد.»
اهمیت ثبت اسناد
«بینفس» در صفحه ۲۰۶ با این نکته به پایان میرسد که انسانها پس از گذشت زمان، وقایع را آنگونه که دوست دارند به یاد میآورند، نه آنگونه که اتفاق افتاده است. تنها با ثبت اسناد و گزارشهای مکتوب و معتبر است که تجربههای واقعی یک دوره تاریخی برای نسلهای آینده حفظ میشود و از فراموشی یا تحریف وقایع در حافظه جمعی جلوگیری میگردد.
نظر شما