سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دسترسی به کتابخانه ملی سالها است به یکی از مهمترین چالشهای اعضا تبدیل شده است؛ چالشی که به گفته غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، هنوز راهحلی برای آن پیدا نشده است. وی با اشاره به پروژه پارکینگ کتابخانه ملی که حدود ۱۴ سال پیش آغاز شد، میگوید این طرح هنوز به نتیجه نرسیده و اعضای کتابخانه، بهویژه توانیابان، همچنان با مشکلات جدی رفتوآمد روبهرو هستند.
ترافیک سنگین محدوده عباسآباد، فعالیت جمعهبازار هنر، توقف سرویسهای حملونقل از ایستگاه مترو و مخالفت با برخی طرحهای تسهیل دسترسی، مجموعهای از موانعی را شکل داده که به اعتقاد امیرخانی، استفاده از مهمترین کتابخانه پژوهشی کشور را دشوار کرده است.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در بخشی از گفتوگو با ایبنا، ریشه بسیاری از مشکلات فعلی کتابخانه ملی را کمبود کتابخانههای استاندارد در تهران میداند که موجب شده بخش بزرگی از نیازهای عمومی مطالعه و پژوهش به سمت کتابخانه ملی هدایت شود.
نتیجه این وضعیت، افزایش تقاضا برای خدماتی مانند شیفت شب، فعالیت در تعطیلات و گسترش ظرفیت پذیرش است؛ مطالباتی که به گفته وی اساساً در حوزه وظایف کتابخانههای عمومی قرار میگیرد. از این منظر، مسئله دسترسی به کتابخانه ملی تنها یک مشکل ترافیکی یا عمرانی نیست؛ بلکه نشانهای از خلأ زیرساختهای فرهنگی در پایتخت محسوب میشود.
در میان خبرهای مربوط به کتابخانه ملی، ساختمان تاریخی سیتیر جایگاه ویژهای دارد. امیرخانی از پیشرفت عملیات مرمت این ساختمان خبر داده اما تأکید میکند که هدف، صرفاً بازگشایی یک بنا نیست.
- درباره سرنوشت ساختمان تاریخی سیتیر، که پیشتر درباره احیا و بازگشایی آن خبر داده بودید، بفرمایید.
در نخستین گام، طبقهای که در اختیار موزه علوم و فناوری بود، بعد از سالها کشمکش تخلیه شد و تحویل گرفتیم؛ به تعمیراتی اساسی نیاز داشت که انجام شد. کف ساختمان با توجه به قدمت ۹۰ ساله، با اصول معماری ۱۳۱۶ شمسی، بازسازی شد. تعمیرات محیطی در حیاط نیز به پایان رسیده است. تخلیه طبقه همکف که در اختیار کتابخانه مجلس بود، بهدلیل وقوع جنگ مقداری به تاخیر افتاد؛ خبر خوب اینکه در فاصله نزدیک بعد از جنگ تقریبا تخلیه، به پایان رسیده است. بنابراین با مرمت این طبقه و اگر مشکل بودجهای نداشته باشیم، سال جاری میتوانیم ساختمان سیتیر را بازگشایی کنیم.
- پیشبینی بازگشایی، برای نیمه اول سال است؟
اگر مشکل بودجه نداشته باشیم، امیدواریم نیمه نخست سال جاری، آیین بازگشایی برگزار شود؛ نمیخواهیم در بازگشایی عجله داشته باشیم. تاکید داریم، حتی در جریان مرمت، کف و موزاییک ساختمانها هم بررسی شوند تا حسی و حالی از ساختمان قدیمی کتابخانه ملی بهعنوان نوستالژی کتابخانهای تهران را داشته باشد.
هرچند ساختمان جدید کتابخانه ملی، نماد کتابخانه در ایران شناخته میشود اما خیلی مهم است، ساختمان قدیمی کتابخانه ملی که تقریبا ۹۰ سال پیش تاسیس شده، هویت و بهاصطلاح یادگاری تاریخی تهران قدیم را حفظ کند و هدف اصلی همین است. در نتیجه کاربریهای پیشنهادی مثل «موزه کتاب» یا «موزه چاپ» را قبول نکردیم، چون معتقدیم مثل بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا، ازجمله انگلستان و فرانسه که کتابخانههای قدیمی آنها مانند یک کتابخانه قدیمی فعالاند، برای ساختمان سیتیر نیز این نقش در نظر گرفته شده است.
- مناسبسازی مسیر تردد به کتابخانه ملی، همواره ازسوی توانیابان، پیگیری میشود. کدام نهاد باید برای این مطالبه چند ساله پیشقدم شود، کتابخانه ملی یا شهرداری؟
دغدغه درستی است؛ عملا اعضا و افرادی که قصد استفاده از خدمات کتابخانه ملی را دارد، بدون وسیله نقلیه با دشواریهای زیادی در رفتوآمد مواجه خواهند شد؛ بهویژه توانیابان. شهرداری از حدود ۱۴ سال پیش طرح ایجاد پارکینگ، بین محوطه فرهنگستانها و کتابخانه ملی را آغاز کرده اما تنها عایدی این طرح، خاک خوردن اعضا و مسئولان کتابخانه بوده، نه چیز دیگری.
علاوهبر مسئله پارکینگ، بخشهایی از بلوار اطراف کتابخانه بهدلیل وجود کارگاههای ساختمانی مسدود است. از این شرایط وخیمتر، برگزاری «جمعهبازار هنر» و ترافیک پایان هفته است که خود من امکان تردد ندارم. ترافیک سنگین مشتریان جمعهبازار هنر، تا اتوبان حقانی هم ادامه دارد. حدود یکسال ونیم پیش، برای حل این مسئله از دوستان شهرداری قول همکاری گرفتیم تا چند ماه، جمعهبازار به محل دیگری منتقل شود که عملی نشد.
میدانیم آخرین طرح منطقه، باغ کتاب بود؛ رفت و آمد، گروههای مختلف اعم از دانشآموزان و خانوادهها به این فضای فرهنگی را باید به شلوغی هفتگی جمعهبازار اضافه کنیم که نیاز به پارکینگ را چند برابر کرده است.
پیشبینی میکردیم، تا پایان ۱۴۰۳ یا نهایتا اواسط ۱۴۰۴ پارکینگ ایجاد شود؛ درخواستهایی از دوستان مدیریت اراضی عباسآباد داشتیم اما در عمل اتفاقی را شاهد نبودیم. علاوهبراین متاسفانه سرویسهای حمل و نقل اعضا از ایستگاه مترو به کتابخانه ملی هم متوقف شده است. شهرداری مدتی قبل هم، با درخواست دیگر کتابخانه ملی درباره احداث پل عابر پیاده بین دو ساختمان کتابخانه ملی و آرشیو، رسما مخالفت و مکاتبه کرد، امکان احداث چنین پلی را نداریم.
در چنین شرایطی رفتوآمد برای توانیابان و همه اعضا بسیار دشوار است؛ بنابراین شرمنده همه اعضا هستیم؛ برای مسائل تردد و محدودیت فضا. کتابخانه ملی باید برای همه وجود داشته باشد، معتقدم شرط مدرک برای صدور کارت، معنادار نیست و تنها دلیل آن محدودیت فضا است.
وقتی شهرداری از ۲۰ سال پیش، یک کتابخانه استاندارد در تهران احداث نکرده و هرچه هست، دوره شهرداری آقای کرباسچی ساخته شده. بررسی کتابخانههای مهم تهران مثل کتابخانه عمومی پارک شهر، دهه ۴۰ و کتابخانه فرهنگسراهای بزرگ پایتخت ازجمله بهمن و خاوران، دهه ۷۰ ایجاد شدند.
در این شرایط، همه وظیفه ارائه خدمات، به دوش کتابخانه ملی افتاده و با درخواستهای زیادی روبهرو هستیم، مبنی بر امکان بهرهمندی از کتابخانه، در روزهای تعطیل و برقراری شیفت شب که توقعات غلطی است. ارائه چنین خدماتی، وظیفه کتابخانههای عمومی است. کتابخانه ملی وظیفه ارائه چنین خدماتی را ندارد و همانطور که بارها اعلام کردم، کتابخانه ملی، حتی وظیفه برقراری شیفت شب را هم ندارد.
البته میتوانم در قالب یک رفتار پوپولیستی، اعلام کنم، خدماتدهی کتابخانه ملی ۲۴ ساعته است. اما بررسی کنید، کتابخانه ملی کدام کشور، خدمات ۲۴ ساعته ارائه میکند؟ البته اعضا نیازهایی دارند که باید پاسخ داده شود که وظیفه سایر نهادها بهویژه شهرداریها است. دسترسی به کتابخانه آسان نیست. بسیار پیگیری کردیم و این دغدغه را داریم.

- انتخاب استانداردهای بینالمللی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در ادامه «طرح سامان» به مرحله انتخاب استانداردهای بینالمللی رسیده است. درباره این مرحله و نتیجه نهایی شدن آن بفرمایید.
بحث ساماندهی نامههای اداری، از حدود ۱۵ سال پیش، کل نظام اداری کشور را در برگرفته است؛ بهویژه اینکه مکاتبات از شیوه کاغذی خارج و در قالب اتوماسیون انجام میشود، بنابراین باید مشابه مکاتبات کاغذی، تعیین تکلیف و نگهداری شوند.
اسناد اداری، برخلاف گذشته بهشیوه دیجیتال تولید میشود و پرسشهایی مثل چگونگی نگهداری و حفظ آنها مطرح است. اینکه از حیث قوانین و استانداردها، چطور باید تولید شود را اتوماسیون معلوم میکند. میدانیم اتوماسیونها خودشان استانداردهایی دارند. سازمان برای تحقق اهداف ساماندهی و استفاده از استانداردهای واحد، قابل انطباقی استفاده کنند تا برای حفظ، ذخیره و بازیابی آنها، اشکالی ایجاد نشود؛ بهعبارت دیگر همانطور که در جلسه اخیر «طرح سامان» تاکید شد، استانداردها براساس دستورالعمل ابلاغی به همه قوا، دستگاهها و سازمانهای دولتی و غیردولتی اعلام شود.
متاسفانه سازمان اسناد و کتابخانه ملی و کل نظام اداری در تحقق این هدف، کُند عمل کرده است. درحالی که با توجه به مسئولیتی که برعهده سازمان اسناد و کتابخانه ملی است و چند دهه دیگر باید این مکاتبات تعیینتکلیف شود. از ابتدای تولید سند در دستگاههای مختلف، از استانداردهای واحدی تبعیت کنند، در آینده از صرف هزینههای سنگین، پیشگیری خواهد شد.
- با حمله دشمن به کشور، برخی مراکز فرهنگی ازجمله کتابخانهها، نهادهای مختلفی نسبت به رعایت قوانین بینالمللی و محافظت از این مراکز، با صدور بیانیه اعتراضی واکنش نشان دادند؛ ازجمله فدراسیون بینالمللی انجمنها و مؤسسات کتابداری. این دست واکنشها، چقدر به اقدام عملی برای حضور در ایران، منجر میشود، بهویژه اینکه ایفلا، از واژه پایش درباره مراکز آسیبدیده در جنگ استفاده کرده است؟
درباره ایفلا اطلاعی ندارم؛ ظاهرا انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ایران با ایفلا مکاتبه داشته که پاسخ هم دریافت کردند. بهنظرم منظور از ایفلا، رصد وضعیت کتابخانهها در ایران است؛ اینکه آیا دچار آسیب شدند یا خیر. علاوهبراین با رئیس انجمن کتابداران آمریکا مکاتبه داشتم. در این نامه تاکید شد، کشور شما با بیشترین کتابخانه و قدیمیترین انجمن کتابداری به ایران با سابقه طولانی تمدنی حمله کرده و جنایتهای بیشماری ازجمله فاجعه مدرسه «شجرهالطیبه» میناب و آسیب به مراکز فرهنگی ازجمله کاخ گلستان و دیگر اثار باستانی دیگر را موجب شده است.
پاسخی هم داشتند که مراکز فرهنگی، کتابخانهها، آرشیوها، مناطق باستانی، باید در جریان جنگ مصون باشند. این دست رهنمودها زمانی موثر است که کشور متخاصم به حداقل نکات انسانی و کنوانسیونهای بینالمللی پایبند باشد. با این حال صدای اعتراض را باید به گوش همه کتابداران، آرشیوداران و موزهداران سراسر دنیا رساند و اقدامات خوبی در این زمینه انجام شد.
نظر شما