به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «کوری» مشهورترین اثر ژوزه ساراماگو یکی از مشهورترین رمانهای جهان است که سال ۱۹۹۵ میلادی منتشر شده و برنده نوبل ۱۹۹۸ است.
از «کوری» ترجمههای بسیار و اقتباسهای زیادی انجام شده و در داستان رمان به دلیلی ناشناخته، افراد یک شهر یکی پس از دیگری کور میشوند. ظاهراً بر خلاف حالت معمول، این کوری مسری است و با تماس افراد با یکدیگر منتقل میشود. داستان فراز و نشیبهای زیادی دارد، ولی با وجود همه تلخیهایی که در داستان است، به پایان خوشی منتهی میشود.

این رمان، در ایران سال ۷۸، یعنی یک سال پس از انتشار نسخه اصلی آن، توسط مینو مشیری، اسدالله امرایی و مهدی غبرایی به فارسی برگردانده شد و هر سه در کنار ترجمه محمدصادق سبطالشیخ به چاپهای بالایی رسیده و هنوز درشمار پرفروشترینهای حوزه ادبیات است.
در ایران ۲۶ ناشر «کوری» را منتشر کردهاند و بیشترین چاپ از این کتاب به ۵۸ نوبت،ترجمه مهدی غبرایی، نشر مرکز، ۴۲ نوبت، ترجمه اسدالله امرایی، نشر مروارید، ۲۷ نوبت به ترجمه مینو مشیری، انتشارات علم و ۲۱ نوبت نیز به ترجمه محمدصادق سبطالشیخ انتشارات چلچله اختصاص دارد.

مخاطبان «کوری» ترجمه غبرایی و سپس اسدالله امرایی را بر این کتاب بیشتر پسندیدهاند که هریک ویژگیهای خود را دارد. سال ۹۸ در پانزدهمین نشست از سلسله نشستهای «زیر چتر نقد»، ترجمههای اسدالله امرایی و مهدی غبرایی از رمان «کوری» نوشته ژوزه ساراماگو، توسط محمدباقر برقعیمدرس نقد و بررسی شدند و برقعی مدرس در بخشی از سخنان خود تاکید کرده بود «در بررسی دو ترجمه امرایی و غبرایی از رمان کوری، فخامت متن امرایی را بیشتر میبینیم. واژگانی که امرایی استفاده میکند، قدیمیتر، ثقیلتر و گاهی هم مهجورتر است. در مقابل واژههایی که غبرایی انتخاب میکند، جدیدتر، مدرنتر، سادهتر و عمومیتر هستند. به اعتقاد بنده با وجود اینکه متن ارائه شده توسط امرایی فاخرتر است، اما ترجمه سادهای که غبرایی ارائه میدهد، کار را برای خواننده سادهتر میکند؛ مخصوصا خواننده عام بهتر و بیشتر میتواند با آن ارتباط برقرار کند.»
در ادامه گفتوگوی ما را با اسدالله امرایی و مهدی غبرایی درباره ترجمهشان بر «کوری» میخوانید:
ساراماگو را در جریان ترجمهام قراردادم
اسدالله امرایی رمز پرفروششدن کتاب ساراماگو را اعطای جایزه نوبل به این اثر و شیوه خاص روایت داستان کوری عنوان کرد و گفت: ما قبل از این اثر نیز نمونههایی از داستانهای آخرالزمانی و آرمانشهری را در امثال آلبرکامو داشتهایم ولی ویژگی خاص کوری اثر ساراماگو بکر بودن شیوه روایت نویسنده است که در استقبال و محبوبیت کتاب تاثیر زیادی دارد.
امرایی با بیان اینکه سال ۷۸ با انتخاب شخصی به ترجمه «کوری» پرداخته است، افزود: من شخص ساراماگو را در جریان ترجمهام قرار دادم وی ابتدا راضی نبود که بدون پرداخت حق مالی به نویسنده این اثر را ناشر ایرانی منتشر کند ولی وقتی برایش درباره وضعیت چاپ کتاب در کشورمان توضیح دادم که تابع کپی رایت نیستیم پذیرفت که کتاب را چاپ کنیم. ترجمه مینو مشیری با ویرایش محمدرضا جعفری قبل از ترجمه من منتشر شد و بعد از من نیز چندین مترجم معتبر از جمله مهدی غبرایی این کتاب را ترجمه کردند و خوشحالم این اثر خواندنی در همان ابتدای نشر وقتی در اختیار فارسیزبانان قرار گرفت با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. در دورهای جلوی چاپ ترجمه من گرفته شد ولی با این حال این اثر با اعتماد خوب خوانندگان از پرفروشترینها به حساب میآید. از نقدهایی نیز که گاهی درباره ترجمهام بیان میشود استقبال میکنم و تلاش میکنم در چاپهای بعد حتما برطرف شوند.
این مترجم گفت: در برگردان این اثر گاهی تلاش کردم با استفاده از ریزهکاریهای زبان فارسی متن را نه بومیسازی بلکه از آن خود سازی کنم تا از گزند ممیزی و سانسور در امان بمانم.
جهانبینی انسانگرایانه ساراماگو، آثارش را ماندگار کرده است
مهدی غبرایی نیز با اشاره به اینکه ساراماگو تا قبل از دستیابی به جایزه نوبل برای ایرانیان چهرهای گمنام بود، گفت: وقتی شنیدم این نویسنده برنده جایزه نوبل است از برادرم که خارج ایران بود و به این اثر دسترسی داشت درخواست کردم متن اصلی «کوری» را تهیه و برایم ارسال کند. چند صفحه اول را که خواندم چنان مجذوبش شدم که با نشر مرکز تماس گرفتم و پیشنهاد دادم این اثر را ترجمه کنم و از طریق این نشر وارد بازار شود. هنوز ترجمه را تمام نکرده بودم که ترجمه مینو مشیری به بازار آمد و تقریبا همزمان با ترجمه من و اندکی قبل یا بعد از آن برگردان خوبی به قلم اسدالله امرایی هم منتشر شد. خوشحالم که این اثر از همان آغاز توانست مورد توجه خوانندگان ایرانی قرار بگیرد و تنها ۱۵۰ هزار نسخه در ۵۸ نوبت آن به ترجمه من اختصاص دارد.
غبرایی رمز ماندگاری و محبوبیت آثار ساراماگو را جهانبینی انسانگرایانه این نویسنده عنوان کرد و افزود: در جهانبینی ساراماگو افراد انسانی بر هر ارزشی ارجحیت دارند و وی در کوری تاکید دارد که وقتی حقوق دیگران را نبینیم دچار کوری تمثیلی هستیم و فاجعه به بار میآوریم. ژوزه ساراماگو زیاد علاقهای به استفاده از علائم سجاوندی ندارد و در این کتاب میبینیم که شخصیتها اسم ندارند و همین امر باعث شده که داستان جهانشمول و قابل تعمیم به هر جا و هر مکان باشد.

این مترجم با بیان اینکه شم ترجمه است که وی را در کارش هدایت میکند، گفت: من هر اثری را ترجمه نمیکنم و باید فضای ذهنی نویسنده با من نزدیک باشد. به عنوان نمونه میتوانم به ترجمه آثار متعدد موراکامی، نویسنده موردعلاقه خود اشاره کنم و اگر فضای ذهنی و جهانبینی نویسندهای را نپسندم به سراغ آثارش نمیروم. امیدوارم بتوانم در آینده نزدیک کتاب دو جلدی «تاریخچه پرنده کوکی» را هم ترجمه کنم.
مخاطبهای کتاب چه میگویند
کتاب «کوری» اثر ژوزه ساراماگو، با توجه به ترجمههای متعددی که از آن منتشر شده، نظرات گوناگونی را میان خوانندگان فارسیزبان برانگیخته است. برخی مخاطبان سالها پیش این کتاب را به عنوان هدیه دریافت کرده و به کتابخانهٔ شخصی خود افزودهاند و توصیه میکنند که ترجمهٔ آقای غبرائی را انتخاب کنند و برای درک بهتر نحوهٔ نوشتار و متن، حتماً پیشگفتار را کامل بخوانند. یکی دیگر از خوانندگان که همین کتاب را از نشر مرکز مطالعه کرده، کتاب را خوب، قابل تأمل و جالب توصیف میکند، هرچند معتقد است با وجود موضوع جذاب، چندان عامهپسند نیست. به گفتهٔ او، اگرچه با ترجمههای دیگر مقایسهای نداشته، اما متن و ترجمه تا حدی دشوار به نظر میرسد و داستان نیاز به تصویرسازی ذهنی عمیقی دارد؛ نه از نظر واژگان ادبی دشوار، بلکه از جهت نوع نگارش و روایت که سبک خاصی دارد. به باور این مخاطب، به مرور میتوان با سبک و ریتم کتاب هماهنگ شد و سریعتر پیش رفت.
در سوی دیگر، نظر دیگری بر این است که ترجمهٔ اسدالله امرایی بهترین نسخهٔ موجود است و این مخاطب کتاب «بینایی» را نیز از ایشان خریده و راضی بوده است. همچنین برخی به ترجمهٔ خوب خانم مینو مشیری اشاره کرده و کتاب را بسیار خوب ارزیابی کردهاند. اما در مقابل، یک خواننده با دقت نظر بیشتری به مقایسهٔ ترجمهها پرداخته و با ذکر اسپویل اعلام کرده است که در ترجمهٔ مینو مشیری (حداقل نسخهای که ایشان دیده) سانسور وجود دارد؛ به عنوان نمونه، ماجرای خیانت دکتر به همسرش در این ترجمه حذف شده، در حالی که در ترجمهٔ مهدی غبرائی حدود یک تا دو صفحه به آن پرداخته شده و در ترجمهٔ دیگری از نشر آتیسا نیز تنها در دو خط به آن اشاره شده است. این مخاطب تأکید کرده که در ترجمهٔ مینو مشیری اصلاً این بخش دیده نمیشود. از نظر او، نشر مروارید نسخهٔ بسیار خوب و بدون سانسوری ارائه داده که تمام بخشهای کتاب در آن آمده و کتابی عالی بوده است.
در نهایت، یکی از مخاطبان که کتاب را از نشر مرکز خوانده، توضیح مفصلی دربارهٔ تجربهٔ خود ارائه میدهد. او میگوید هنگام خواندن باید متمرکز بود، زیرا مترجم در مقدمه توضیح داده که نویسنده برای بیان سبک خاص خود از علائم نگارشی رایج جز نقطه و ویرگول استفاده نکرده و این ممکن است کمی سردرگمی ایجاد کند، اما از زیبایی کتاب نمیکاهد. به باور وی، نویسنده در این داستان حرفهای بسیار مهمی زده است: همراه شدن با جامعهای از انسانها که دچار نقص بزرگی هستند و تماشای تغییر شخصیت و رفتار انسانهای به ظاهر متمدن در برابر رویدادهای عجیب و فجایعی که مرتکب میشوند. او احساس تعجب، ترس و شگفتی را در حین خواندن تجربه کرده و کتاب را دارای موضوعی تازه و جالب میداند که ارزش چند بار خواندن را برای درک بهتر دارد.
به گزارش ایبنا، جهانبینی ساراماگو، مطرح شدنش به عنوان برنده جایزه نوبل و بیتردید ترجمههای خوبی که پیشکسوتانی چون مهدی غبرایی، اسدالله امرایی و مینو مشیری از دل و جان از کتاب وی ارائه دادهاند راز ماندگاری و فروش بالای «کوری» بوده و هست.
نظر شما