شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
چرا دولت‌ها یاد نمی‌گیرند؟

«ناتوانی دولت‌ها در یادگیری» را می‌توان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های سال‌های اخیر درباره اقتصاد سیاسی ایران دانست. اهمیت آن نه فقط در تحلیل سیاست‌های اقتصادی، بلکه در طرح پرسشی بنیادی‌تر است: چرا جامعه و دولت ایرانی بارها به نقطه آغاز بازمی‌گردند؟

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: در ادبیات اقتصادی و سیاسی ایران، کتاب‌هایی که بتوانند همزمان تجربه زیسته سیاست‌گذاری در ایران، مباحث نظری اقتصاد و روایت تاریخی تحولات چهار دهه اخیر را در کنار یکدیگر قرار دهند، چندان پرشمار نیستند. بیشتر آثار یا به تحلیل‌های دانشگاهی محدود می‌شوند و از واقعیت سیاست‌گذاری فاصله می‌گیرند، یا به خاطره‌نگاری و روایت‌های سیاسی فروکاسته می‌شوند و از چارچوب نظری محروم می‌مانند. «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری» نوشته بهمن احمدی امویی زاده که از سوی نشر نی منتشر شده، از آن دست کتاب‌هایی است که می‌کوشد این دو حوزه را به یکدیگر پیوند بزند؛ اثری که در ظاهر درباره سیاست‌گذاری اقتصادی است، اما در عمق خود به پرسشی بسیار بزرگ‌تر می‌پردازد: چرا دولت‌ها از تجربه‌های گذشته درس نمی‌گیرند؟

چرا دولت‌ها یاد نمی‌گیرند؟

اهمیت کتاب زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم محور اصلی آن گفت‌وگو با مسعود نیلی است؛ یکی از اثرگذارترین اقتصاددانان سه دهه اخیر ایران که چه در عرصه دانشگاهی و چه در سطوح مختلف سیاست‌گذاری حضور داشته است. نیلی را می‌توان از مهم‌ترین نمایندگان جریان اقتصاد نهادگرا و طرفدار اصلاحات ساختاری در ایران دانست؛ اقتصاددانی که نامش با مباحثی چون توسعه، اصلاحات اقتصادی، خصوصی‌سازی، نقش دولت و بازار و سیاست‌های تعدیل گره خورده است.

اما این کتاب صرفاً کتابی از مسعود نیلی نیست. نقش مهم دیگر کتاب را باید در حضور بهمن امویی جست‌وجو کرد. امویی که سال‌ها از نزدیک تحولات اقتصاد ایران را دنبال کرده، در این اثر تنها نقش مصاحبه‌کننده را ندارد؛ بلکه در پیشگفتار و طراحی کلی کتاب، به‌نوعی چارچوب مسئله را تعیین می‌کند. همین مسئله باعث شده کتاب نه صرفاً مجموعه‌ای از گفت‌وگوها، بلکه تلاشی برای فهم یکی از مهم‌ترین بحران‌های حکمرانی در ایران باشد.

پیشگفتار بهمن امویی؛ روایت سه دهه تکرار
اگر بخواهیم مهم‌ترین بخش کتاب را پیش از ورود به متن اصلی نام ببریم، باید به پیشگفتار بهمن امویی اشاره کنیم. برخلاف بسیاری از پیشگفتارها که صرفاً جنبه تشریفاتی دارند، این بخش درواقع مقدمه‌ای نظری برای فهم کل کتاب است. امویی بحث را از تجربه سه دهه سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران آغاز می‌کند. او یادآوری می‌کند که از اواخر دهه ۱۳۶۰ تقریباً همه دولت‌ها، با وجود تفاوت‌های سیاسی و گفتمانی، به نوعی درگیر همان مباحث تکراری درباره تعدیل اقتصادی، خصوصی‌سازی، نقش دولت، یارانه‌ها و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر بوده‌اند.

نکته مهم پیشگفتار این است که امویی مسئله را نه در سطح موفقیت یا شکست یک دولت خاص، بلکه در سطحی عمیق‌تر طرح می‌کند. از نگاه او، مسئله اصلی این نیست که کدام دولت درست عمل کرده و کدام اشتباه؛ مسئله این است که چرا جامعه و دولت ایرانی مدام به همان نقطه بازمی‌گردند و دوباره همان مناقشه‌ها را تکرار می‌کنند.

امویی تصویری از اقتصادی ارائه می‌دهد که گویی در چرخه‌ای پایان‌ناپذیر گرفتار شده است؛ چرخه‌ای که در آن هر دولت برنامه‌ای را آغاز می‌کند، با مخالفت‌ها و مقاومت‌ها روبه‌رو می‌شود، بخشی از مسیر را طی می‌کند و سپس دولت بعدی دوباره همان بحث‌ها را از نقطه‌ای دیگر آغاز می‌کند. نتیجه، نه پیشرفت پایدار و نه اصلاح ساختاری، بلکه نوعی فرسایش جمعی است. از همین‌جا عنوان کتاب معنای واقعی خود را پیدا می‌کند: ناتوانی دولت‌ها در یادگیری.

مسعود نیلی و پروژه فکری او
برای فهم کتاب باید جایگاه مسعود نیلی را نیز در نظر گرفت. نیلی از دهه ۱۳۶۰ تاکنون یکی از مهم‌ترین صداهای اقتصاد توسعه در ایران بوده است. بخش مهمی از آثار و سخنرانی‌های او حول یک ایده مرکزی می‌چرخد: توسعه بدون اصلاح نهادها و بدون یادگیری از تجربه‌های گذشته ممکن نیست. در بسیاری از آثار نیلی، می‌توان دغدغه‌ای ثابت را مشاهده کرد؛ اینکه اقتصاد ایران بیش از آنکه با کمبود منابع یا فقدان برنامه مواجه باشد، با مشکل حکمرانی و ناتوانی در اصلاح ساختارها روبه‌رو است. «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری» را می‌توان عصاره همین دغدغه دانست.

این کتاب از این جهت اهمیت دارد که صرفاً مجموعه‌ای از نظریه‌های اقتصادی نیست. خواننده با اقتصاددانی مواجه می‌شود که هم در دانشگاه حضور داشته و هم در متن تصمیم‌گیری‌های کلان کشور قرار گرفته است. بنابراین کتاب فقط روایت نظریه نیست؛ روایت مواجهه اندیشه با واقعیت نیز هست.

مسئله دولت و بازار
پس از پیشگفتار، کتاب با مقدمه‌ای آغاز می‌شود که شاید مهم‌ترین بخش نظری آن باشد. نیلی در همان ابتدا توضیح می‌دهد که برای پاسخ دادن به پرسش‌های کتاب، ناچار است ابتدا به تحولات بلندمدت جهان در زمینه رابطه دولت و بازار بپردازد. او معتقد است بدون فهم این زمینه تاریخی، نمی‌توان وضعیت ایران را درک کرد. از نگاه او، جامعه ایران در فهم سازوکار بازار و نقش دولت دچار سوءتفاهم‌های عمیق است؛ سوءتفاهم‌هایی که نه‌فقط بر اقتصاد، بلکه بر سیاست و جامعه نیز اثر گذاشته‌اند. او حتی تصریح می‌کند که تا زمانی که این مسئله روشن نشود، حل بسیاری از مشکلات کشور ممکن نخواهد بود.

این مقدمه اهمیت زیادی دارد، زیرا چارچوب نظری کل کتاب را می‌سازد. برخلاف تصور رایج، کتاب از همان ابتدا به دفاع مطلق از بازار یا نفی کامل دولت نمی‌پردازد. بلکه می‌کوشد نشان دهد که در طول تاریخ، رابطه دولت و بازار همواره در حال تغییر بوده و کشورها از طریق تجربه و اصلاحات توانسته‌اند مسیر خود را اصلاح کنند.

یادگیری در مقیاس تاریخی
نخستین فصل کتاب یکی از مهم‌ترین فصل‌های آن است. نیلی در این بخش مفهوم «یادگیری» را از سطح فردی به سطح حکمرانی منتقل می‌کند. او توضیح می‌دهد که کشورها در مسیر توسعه، از تجربه‌های گذشته می‌آموزند و بر اساس این یادگیری دست به اصلاحات می‌زنند. این اصلاحات می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد.

نیلی سه نوع اصلاح را از هم متمایز می‌کند: اصلاحات ساختاری، اصلاحات نهادی و اصلاحات سیاستی. این دسته‌بندی از مهم‌ترین دستاوردهای نظری کتاب است. او توضیح می‌دهد که گاهی یک کشور نیازمند تغییر کامل مسیر است و باید ساختارهای بنیادین خود را بازسازی کند؛ این همان اصلاحات ساختاری است. گاهی مسیر کلی درست است اما نهادها نیازمند بازسازی‌اند؛ مانند استقلال بانک مرکزی یا اصلاح نظام حقوقی. و در سطحی پایین‌تر، ممکن است فقط سیاست‌های اجرایی نیاز به تغییر داشته باشند. این تفکیک در ادامه کتاب بارها به کار گرفته می‌شود و به خواننده کمک می‌کند بسیاری از مناقشه‌های اقتصادی ایران را بهتر بفهمد.

فصل‌های میانی؛ روایت جهان و تجربه توسعه
در فصل‌های بعدی، کتاب از ایران فاصله می‌گیرد و به تجربه جهانی می‌پردازد. نیلی کشورها را در چند گروه عمده طبقه‌بندی می‌کند: کشورهای توسعه‌یافته، کشورهای آمریکای لاتین، کشورهای آسیای شرقی، کشورهای کمونیستی سابق و کشورهای در حال توسعه تحول‌گرا. این فصل‌ها اهمیت زیادی دارند زیرا نشان می‌دهند توسعه پدیده‌ای یکسان و خطی نیست. هر کشور مسیر خاص خود را طی کرده، اما وجه مشترک تقریباً همه تجربه‌های موفق، توانایی اصلاح و یادگیری بوده است. در این بخش، کتاب از سطح بحث‌های روزمره اقتصاد ایران فراتر می‌رود و به اثری در حوزه اقتصاد توسعه تبدیل می‌شود.

فصل‌های مربوط به ایران؛ تکرار یک مناقشه
جذاب‌ترین بخش کتاب برای خواننده ایرانی، فصل‌هایی است که به اقتصاد ایران اختصاص دارند. در این فصل‌ها، نویسنده مسیر اقتصاد ایران از پایان جنگ تا امروز را بررسی می‌کند. موضوعاتی مانند تعدیل اقتصادی، خصوصی‌سازی، نقش دولت، سیاست‌های حمایتی، قیمت‌گذاری و اصلاحات اقتصادی در کانون بحث قرار می‌گیرند.

ویژگی مهم این فصل‌ها آن است که کتاب صرفاً به شرح رویدادها اکتفا نمی‌کند. نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد چرا بسیاری از اصلاحات نیمه‌کاره مانده‌اند و چرا دولت‌های مختلف، با وجود تفاوت‌های ظاهری، بارها در دام مشکلات مشابه گرفتار شده‌اند. در اینجا مفهوم «یادگیری» دوباره به مرکز بحث بازمی‌گردد.

ایده مرکزی کتاب؛ شکست در یادگیری جمعی
در نهایت، تمام فصل‌های کتاب حول یک ایده مرکزی می‌چرخند: توسعه محصول یادگیری است. کشورهایی که توانسته‌اند تجربه‌های خود را تحلیل کنند، از خطاها درس بگیرند و مسیرهای نادرست را اصلاح کنند، پیشرفت کرده‌اند. اما کشورهایی که در چرخه تکرار گرفتار مانده‌اند، حتی با تغییر دولت‌ها و برنامه‌ها نیز به نتیجه نرسیده‌اند. از این منظر، کتاب صرفاً درباره اقتصاد نیست؛ بلکه درباره فرهنگ حکمرانی است.


مهم‌ترین نقطه قوت کتاب، پیوند میان نظریه و تجربه است. خواننده هم با مباحث اقتصاد توسعه آشنا می‌شود و هم با واقعیت سیاست‌گذاری در ایران. نکته مهم دیگر، زبان روشن کتاب است. برخلاف بسیاری از آثار دانشگاهی اقتصاد، کتاب برای مخاطب عمومی نیز قابل فهم است. همچنین حضور بهمن امویی باعث شده متن از خشکی رایج آثار اقتصادی فاصله بگیرد و جنبه روایی و تاریخی پیدا کند.


با وجود اهمیت فراوان، کتاب خالی از ضعف نیست. نخست آنکه نگاه کتاب عمدتاً از منظر اقتصاددانان اصلاح‌طلب دهه‌های اخیر شکل گرفته است. در نتیجه برخی منتقدان ممکن است معتقد باشند دیدگاه‌های مخالف با سیاست‌های تعدیل اقتصادی کمتر مجال حضور یافته‌اند. دوم اینکه کتاب بیش از آنکه به ابعاد سیاسی و اجتماعی مقاومت در برابر اصلاحات بپردازد، بر منطق اقتصادی آنها تمرکز می‌کند. در حالی که در بسیاری از کشورها، اصلاحات اقتصادی بدون توجه به زمینه‌های سیاسی و اجتماعی قابل فهم نیست.


«ناتوانی دولت‌ها در یادگیری» را می‌توان یکی از مهم‌ترین کتاب‌های سال‌های اخیر درباره اقتصاد سیاسی ایران دانست. اهمیت آن نه فقط در تحلیل سیاست‌های اقتصادی، بلکه در طرح پرسشی بنیادی‌تر است: چرا جامعه و دولت ایرانی بارها به نقطه آغاز بازمی‌گردند؟ پیشگفتار تأمل‌برانگیز بهمن امویی، مقدمه نظری مسعود نیلی و فصل‌هایی که از تجربه جهانی تا تاریخ اقتصاد ایران را در بر می‌گیرند، این کتاب را به اثری فراتر از یک گفت‌وگوی اقتصادی تبدیل کرده‌اند. در نهایت، کتاب از خواننده می‌خواهد به این پرسش بیندیشد که توسعه پیش از آنکه مسئله منابع، سرمایه یا برنامه باشد، مسئله توانایی یادگیری است؛ توانایی‌ای که اگر وجود نداشته باشد، تاریخ مدام خود را تکرار خواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها