سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «فرودستان در تاریخ ایران» با عنوان فرعی (بنمایههای شناخت زندگی فرودستان در ایران عصر پهلوی) تالیف نسیم خلیلی از سوی نشر سنگلج به بازار کتاب آمد.

فرودستان از نگاه نسیم خلیلی آنهایی هستند که نه شاه بودهاند، نه وزیر، نه قهرمان جنگ و نه بانی صلح، نه قدرتی داشتهاند که ردشان در اسناد بماند، نه ثروتی که عکسی از آنها در آلبومی جا خوش کند. زندگیشان ساده بوده، بیخبر از دوربین و دستگاه و مرگشان در سکوت و بیخبری. تاریخِ رسمی، نامشان را فراموش کرده و اگر هم گاهی در میان سطور کتابی پیدا شدهاند، نه برای آنکه بخشی از تاریخ باشند، بلکه برای آنکه با مرگشان چیزی ثابت شود، یا برای آنکه شکست بخورند تا پیروزی کسی دیگر روایت شود.
خلیلی در مقدمه به این نکته تاکید میکند که «کتابِ پیشِ رو، قصه همین فراموششدگان است؛ قصه فرودستانی که نه تنها در بطن تاریخ بلکه در حاشیههایش هم جایی نداشتند. کسانی که حتی وقتی نامشان بر زبان کسی جاری میشد، بیشتر به درد نقلقولی در مجلس وعظ یا خاطرهای در عصر جمعه میخوردند، تا به درد منبع تاریخی. مردمانی که در زاغهها زاده شدند، در زندانها مردند و یا جایی در میان کوچههای بینام تهران و شیراز و تبریز محو شدند، بیآنکه مورخی به حال آنها نگاهی بیندازد.»
این کتاب شورشی است علیه تاریخنگاری رسمی که همواره دوربینش را روی تاجها، تختها و جنگها تنظیم کرده است. نویسنده در این اثر به سراغ کسانی رفته که تاریخنویسان از روی جنازههایشان عبور کردهاند تا پیروزی شاهان را ثبت کنند؛ کسانی که شناسنامههایشان خوراک موشها شده و اگر نامی از آنها باقی مانده، تنها در حاشیه و برای عبرت دیگران بوده است.
مسئله اصلی در این پژوهش، بازتعریف «فرودست» است. خلیلی شرح میدهد که فرودستی صرفا به معنای فقر اقتصادی نیست، بلکه به معنای فقدان «امکان» برای تبدیل شدن به سوژه تاریخی است. در این کتاب با آدمهایی روبرو هستیم که «زبان، تن و زخم» دارند اما «اعتبار» حضور در اسناد رسمی را ندارند. نویسنده برای پر کردن این خلأ اسنادی، به سراغ منابعی متفاوت رفته است؛ از سیاحتنامه ابراهیمبیک تا روایتهای صادق هدایت. او تاریخ را از دل ادبیات و زیستههای روزمره بیرون میکشد، چراکه ردپای این آدمها در دفتر وزرا ثبت نمیشود. نویسنده با ذرهبین به تاریکترین زوایای اجتماع عصر پهلوی نگریسته است. او فصلی را به «لوطیها» اختصاص داده و این پرسش را مطرح میکند که آیا آنها ولگردان تاریخ هستند یا بخشی از بیوتات سلطنتی؟ و در سیری جذاب، از داشآکل تا داشغلومی و لمپنهای فیلمفارسی را رصد میکند. در بخش دیگر، با «مجانین» و راندهشدگان از جامعه روبرو میشویم؛ از جمله کسانی که «پ مثل پلیکان» را تداعی میکنند و دیوانگانی که نویسنده با جسارت میگوید «ارواح خبیثه نیستند».
نگاه خلیلی به زندان نیز متفاوت است؛ او زندان را نه فقط محل حبس، بلکه جایی میبیند که در گذشته «طویلهها» کارکردش را داشتند و حالا محلی برای «درد و درمانگری» است. اشاره به زنانی که در قبر میزیستند یا مرد نارنجکفروش و کفنیسوغات، نشان میدهد که این اثر به دنبال ترسیم کلانروایتهای انتزاعی نیست، بلکه میخواهد بوی تعفن فقر، سرمای گورخوابی و جنون انزوا را به مشام خواننده برساند.
نسیم خلیلی فارغالتحصیل رشته تاریخ است و همچنان در این رشته در مقطع دکتری ادامه تحصیل میدهد. از کودکی به نویسندگی عشق میورزید، نخستین مجموعه داستانش را در سال ۸۴ به طبع رساند. بعدها به تاریخ اجتماعی علاقهمند شد و آثاری در این زمینه به رشته تحریر درآورد، اما داستاننویسی همواره علاقه اصلی او بوده است.
این کتاب تلاشی است برای خواندن متن سفید تاریخ؛ جایی که نظریههای دانشگاهی مارکسیستی یا فمینیستی نه در قالب واژگان پرطمطراق، بلکه در بطن روایت زندگی فراموششدگان حل شدهاند. «فرودستان در تاریخ ایران» دعوتی است به شنیدن صدای کسانی که در کوچههای بینام تهران و تبریز محو شدند و هیچکس برایشان مرثیهای نسرود.
فرودستان در این کتاب نه قربانی صرف هستند و نه تیپهای اخلاقی شده، بلکه انسانهایی هستند با رنج، امید، اشتباه و انتخاب؛ با صداهایی که تاریخ رسمی نخواسته یا نتوانسته ثبت کند. فرودستان در تاریخ ایران دعوتی است به بازاندیشی در تاریخنگاری ایران؛ تلاشی برای شنیدن زمزمههایی که در هیاهوی قدرت خاموش شدهاند و دیدن چهرههایی که در حاشیه ماندهاند. این کتاب، تاریخ را از پایین بازمینویسد و نشان میدهد که گذشته ما، تنها در اسناد رسمی و آرشیوهای حکومتی خلاصه نمیشود.
کتاب «فرودستان در تاریخ ایران» با عنوان فرعی (بنمایههای شناخت زندگی فرودستان در ایران عصر پهلوی) تالیف نسیم خلیلی با ۳۷۸ صفحه، شمارگان ۲۲۰ نسخه و بهای ۳۹۰ هزار تومان از سوی نشر سنگلج منتشر شد.
نظر شما