سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، استاد مهدی رهبر، پیشکسوت باستانشناسی ایران درباره زندهیاد اسماعیل یغمایی به ایبنا گفت: جامعه باستانشناسی ایران با یکی از شاخصترین باستانشناسان ایران وداع گفت. یغمایی باستانشناسی بود که خود را وقف میراث فرهنگی کشورمان کرده بود.
پیشکسوت باستانشناسی ایران اظهار داشت: او از معدود باستانشناسانی بود که هدفش از فعالیتهای باستانشناسی شناساندن ابعاد مختلف تاریخ و فرهنگ ایران به جهانیان بود. او در این راه در حد افراط پیش رفته بود و از نابسامانیهایی که در امر حفاظت آثار باستانی ایران میدید، بغضش میترکید و آشکارا گریه میکرد.
مهدی رهبر افزود: بارها از او خواسته شده بود که به مناسبت فعالیتهای ارزندهاش در امر باستانشناسی از او تجلیل شود، اما هرگز نپذیرفت. آخرین بار یک هفته قبل از اینکه به کما برود، دوباره از او خواسته شد، زندگی و فعالیتهای او در امر کاوشهای باستانشناسی و همچنین زندگی او را به صورت تاریخ شفاهی ضبط نمایند اما او این بار نیز نپذیرفت. از من خواسته شد به خاطر رابطه دوستی که با یغمایی دارم، او را راضی به این مصاحبه نمایم که در عین حال تجلیلی نیز از او به عمل آمده باشد، اما اصرار من بیفایده بود. او میگفت؛ اگر فعالیتی داشتهام به خاطر این نبوده است که انتظار بزرگداشت داشته باشم و از من تجلیل به عمل آید.
پیشکسوت باستانشناسی ایران در ادامه گفت: آخرین بار حدود یک هفته قبل از اینکه به کما برود، تلفنی با او صحبت کردم. برخلاف دفعات قبل کمی دلمرده بود؛ میگفت، از تهران خسته شدم. از من خواست اکنون که در مازندران هستم، پرسوجو کنم، آلونکی بخرم تا در آنجا زندگی کند. من چند مورد را شناسایی کردم، منتها نمیدانستم چه مبلغی را برای این کار هزینه خواهد کرد، قرار بود تلفنی از او جویا شوم که متاسفانه با شنیدن خبر درگذشت او همه برنامهها از دست رفت.
مهدی رهبر با بیان اینکه اسماعیل یغمایی یکی از سختکوشترین باستانشناسان بود، اظهار داشت: او همیشه بیشتر از آنکه انتظار میرفت، کار میکرد. به یاد دارم در سال 1373 مرمت شوش، هفتتپه و چغازنبیل به من واگذار شد؛ از آنجایی که هر سه سایتهای بزرگی بودند و من نمیتوانستم به هر سه سایت رسیدگی کنم، مرمت چغازنبیل را به یکی از همکاران سپردم، مرمت شوش را خودم بر عهده گرفتم و از اسماعیل یغمایی خواهش کردم که مرمت هفتتپه را برعهده بگیرد، او به من گفت: برای همکاری حرفی ندارم ولی همسرم و پسرم مریض هستند و نیاز به مراقبت دارند. به او گفتم که در پایگاه سایت هفتتپه امکان سکونت برای خانوادهاش وجود دارد و او میتواند در کنار مراقبت از آنها به مرمت سایت نیز بپردازد. او خوشحال شد و قبول کرد که بیاید و در آنجا با من همکاری کند. خودم در شوش مشغول مرمت بودم اما دائم به چغازنبیل و هفتتپه نیز سرکشی میکردم تا ببینم که چه مصالحی نیاز دارند و برای ادامه کار با هم مشورتی داشته باشیم، گاهی که به اسماعیل یغمایی سرمیزدم، زمانی بود که کارگرها تعطیل شده بودند اما خودش همچنان بر روی سایت مشغول کار بود. حتی با او دعوا میکردم که لااقل برو و ناهارت را بخور، که در این هنگام دست از کار میکشید. از آنجا به سختکوشی او پی بردم. او عاشق باستانشناسی بود.
***
اسماعیل یغمایی، متولد ۲۷ شهریور ۱۳۲۰ در تهران، از چهرههای اثرگذار و از آخرین بازماندگان نسل نخست باستانشناسان حرفهای ایران بود که از دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی در مهمترین کاوشهای میدانی کشور حضور یافت. او نزدیک به ۶ دهه از عمر خود را وقف پژوهش، کاوش، مستندسازی و حفاظت از میراث فرهنگی ایران کرد و در این سالها در کنار فعالیتهای میدانی، در تربیت نسلهای بعدی باستانشناسان نیز نقش مؤثری داشت.
او تحصیلات خود را در رشته باستانشناسی در دانشکده باستانشناسی و هنر دانشگاه تهران به پایان رساند و در اردیبهشتماه ۱۳۴۶ به استخدام اداره کل باستانشناسی کشور درآمد. از آن زمان، سرپرستی و مشارکت در دهها پروژه کاوش، بررسی و نجاتبخشی باستانشناختی را بر عهده داشت؛ فعالیتهایی که سهم مهمی در شناخت تاریخ و تمدن ایران، بهویژه در دورههای پیش از تاریخ، ایلامی و تاریخی، داشتهاند.

اسماعیل یغمایی در هیأتهای کاوش و بررسی محوطههای مهمی چون هفتتپه خوزستان، شوش، شهر سوخته، تپه چغاگاوانه اسلامآباد غرب، مرودشت، کنگاور، کرمانشاه، گرگان، دشت قزوین، کرمان و مناطق شمالغرب ایران حضور داشت و سالها در شناسایی، مستندسازی و حفاظت از محوطههای باستانی کشور نقشآفرینی کرد. بسیاری از همکارانش، او را باستانشناسی میدانستند که دانش دانشگاهی را با تجربه گسترده میدانی درآمیخته بود و همواره بر ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی و انتقال تجربه به نسل جوان تأکید داشت.

او افزون بر فعالیتهای میدانی، آثار مکتوب متعددی نیز از خود به یادگار گذاشت. کتابهای «شوش؛ کاوشهای باستانشناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی»، «گیسوان هزارساله؛ گوشههایی از خاطرات یک باستانشناس»، «آن قصر که جمشید...؛ پژوهشی در پیشینهشناسی تخت جمشید»، «نقاط امن» و «وقتی که بچه بودم» از جمله آثار منتشرشده اوست که بخشی از تجربههای پژوهشی و خاطرات حرفهای این باستانشناس را روایت میکنند.
اسماعیل یغمایی که از دوشنبه ۱۵ تیرماه در اثر سکته مغزی در بیمارستان محب یاس تهران بستری شده و در کما به سر میبرد، صبح یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ در ۸۵ سالگی درگذشت.
عکس یک از: فاطمه علیاصغر
نظر شما