سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، احمدرضا حجارزاده: بهمنماه سال گذشته به پیشنهاد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران، نمایشنامهای به نام «مچل کفترباز» را با حضور گروهی از بازیگران حرفهای و تازهکار، برای یک نوبت در پلاتوِ آینه کانون پرورش فکری، شعبه پارک لاله، به صورت نمایشنامهخوانی آماده و اجرا کردم. آن اجرا که توسط خانم فاطمه هاشمی و بر اساس داستان مشهور «کچل کفترباز» اثر صمد بهرنگی نوشته شده بود، با استقبال خوب مخاطبان روبهرو شد.
اوایل تیرماه سال جاری، آقای داود زارع، مدیر مرکز تئاتر توانش در شرق تهران پیشنهاد کردند همان متن را برای دو اجرا به این مرکز ببرم. پیشنهادشان را پذیرفتم، با این شروط که اینبار داستان صمد بهرنگی را خودم بازنویسی بکنم و همچنین از بازیگران تازهای برای اجرای مجدد آن بهره ببرم. وقتی شروطم پذیرفته شد، بیمعطلی نمایشنامه «کچل کفترباز» را تنظیم و بازیگران مد نظرم را انتخاب کردم.
در آن زمان، نمایش «پایان آن شب» به نویسندگی و کارگردانی خانم نرگس اصغری در کانون پرورش فکری روی صحنه بود که هنرجویان نوجوان و جوان مرکز تئاتر توانش در آن ایفای نقش میکردند. از پنج بازیگر بعلاوه کارگردان آن نمایش برای بازی در نمایشنامهخوانی «کچل کفترباز» دعوت کردم که البته خانوم کیمیا حیدری در اجرای سری پیش این متن نیز با نقشآفرینی «دختر پادشاه» حضور داشت. سایر نقشخوانانِ سری جدید اجرا، همان بازیگران اجرای کانون بودند، منهای سه بازیگری که به دلایل مختلف امکان همکاری با آنها فراهم نشد. با اینحال در اجرای فعلی به ترکیب جذابی از هنرمندان رسیدیم که هر کدام به امتیاز ویژهای در اجرا تبدیل شدند.
در اجراخوانی متن «کچل کفترباز»، ساختار و شیوه تازه و متفاوتی نسبت به اجرای قبلی در پیش گرفتم. میدانم این داستان تاکنون بارها توسط کارگردانان دیگری نمایشنامهخوانی و حتی اجرا شده است اما راستش خوشحالم که تاکنون هیچکدام از اجراهای قبلی بر مبنای این داستان را ندیدهام تا بدون هیچ تقلید و ذهنیتی، برداشت خودم از داستان صمد بهرنگی را روی صحنه ببرم.
در این راستا بیشترین تلاشم ایجاد فضایی کاملاً ایرانی و کهن برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بود تا بتوانند داستان را در دنیای خاص خود بشنوند و تجسم بکنند. برای این منظور، علاوه بر طراحی لباسها و برخی وسایل صحنه، از موسیقیهای خاطرهانگیز، سنتی و فولکلور استفاده کردم که اجرا رنگ و بوی ایرانیتری به خود بگیرد؛ قطعاتی از ساختههای ارسلان کامکار، انوشیروان روحانی، ناصر چشمآذر، جهانبخش پازوکی، زندهیاد احمد پژمان، بابک بیات و حسین صمدی در فیلمهایی مانند «مادر» و «سلطان قلبها» و سریالهایی مثل «سلطان و شبان» و «قصههای مجید».
بنده پیش از این تجربه چند نمایشنامهخوانی دیگر و یک اجرای صحنهای را داشتم که نمایشنامهخوانیهای «کبوتری ناگهان» (محمد چرمشیر)،«پینوکیو میخواهد بمیرد» (داریوش رعیت) و «دلم قهوه میخواد» (به قلم خودم) و اجرای نمایش «جوادیه» (نوشته کهبد تاراج) از آن جملهاند. با وجودی که بسیار علاقهمندم به طور مکرر و مرتب در حیطه تئاتر صحنهای فعالیت بکنم، ولی نمایشنامهخوانی همیشه برایم جذابیت خاص خود را دارد. در قیاس با مدیوم سینما، به نظرم نمایشنامهخوانی مثل ساختن فیلم کوتاه و دروازهای برای ورود به تولید و اجرای نمایش صحنهای است.
در پایان باید تاکید بکنم کارکردن با نوجوانان تازهنفس گرچه دشواریهای خود را دارد اما تجربه ارزشمند و لذتبخشیست که نمیتوان به سادگی از آن گذشت. با وجود این، جا دارد از همراهی و کمکهای ارزنده خانوم نرگس اصغری به عنوان مربیِ بازیگران نوجوان و همچنین مشاور کارگردان قدردانی بکنم، و همینطور سپاسگزارم از آقای داود زارع که شرایط و فضای مناسب و لازم را برای تولید این اجراخوانی فراهم کردند. امیدوارم به زودی با حمایت و همراهی مسئولان مرکز هنرهای نمایشی و دوستان هنرمندم، بتوانیم این نمایشنامه را روی صحنه ببریم.
گفتنی است اجراخوانی «کچل کفترباز» به کارگردانی بنده و با اقتباسی آزاد از داستانی به همین نام، با حضور هانیه تفکری، عطیه پژم، آناهیتا رضایی، نرگس اصغری، عرشیا صادقینیا، امیرسجاد دبیریان، امیرمهدی طایفهنفر،کیمیا حیدری، آناهیتا زحمتکش، سارینا ابراهیمزاده و مهدیار حبیبتبار، روزهای پنجشنبه و جمعه، یکم و دوم مردادماه، ساعت ۱۹:۴۵ دقیقه در مرکز تئاتر توانش به نشانی تهرانپارس، فلکهی اول، خیابان شهید امیری طائمه (گلبرگ)، بین رشید و باقری، خیابان ملکی (۱۱۱)، بعد از تقاطع بهار، نبش خیابان نقینیا، پلاک ۲۲، میزبان کودکان، نوجوانان و خانوادههای علاقهمند به هنرهای نمایشی خواهد بود.
نظر شما