سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
ناظم حکمت چگونه سرنوشت ادبی اورهان کمال را تغییر داد؟

مجتبا مسعودی، مترجم کتاب «با ناظم حکمت در زندان» نوشته اورهان کمال گفت: اورهان کمال با شعر وارد دنیای ادبیات می‌شود و خود تصور می‌کرده شاعر خوبی است؛ اما شانس با او یار بوده که با ناظم حکمت برخورد می‌کند و ناظم که همان زمان هم شاعری مطرح و سرشناس بوده است با دیدن شعرهای او بدون رو دربایستی و ملاحظه به او می‌گوید که شاعر موفقی نخواهد شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا به‌تازگی انتشارات همرخ «با ناظم حکمت در زندان» نوشته اورهان کمال را وارد بازار کرده است. این اثر به معرفی ناظم حکمت و اورهان کمال این دو شخصیت ادبی و تاریخی تاثیرگذار و زمینه و زمانه ظهور آنها در سیاست و ادبیات ترکیه می‌پردازد و شامل سه بخش اصلی «خاطرات زندان»، «یادداشت‌های زندان اورهان کمال» و «نامه‌های ناظم حکمت به اورهان کمال» است. در ادامه گفت‌وگوی ما را با مجتبا مسعودی، مترجم این اثر می‌خوانید:

ناظم حکمت چگونه سرنوشت ادبی اورهان کمال را عوض کرد؟
مجتبا مسعودی، مترجم

کتاب «با ناظم حکمت در زندان» برخورد دو تن از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات ترکیه است، اورهان کمال به‌عنوان یکی از رمان‌نویسان ترکیه و ناظم حکمت شاعری جهانی از همین سرزمین، این رودررویی شاید یکی از مهم‌ترین اتفاقات ادبی ترکیه به‌شمار بیاید، چه شد که این اثر را ترجمه کردید؟

من خیلی تصادفی با این کتاب برخورد کردم؛ ماجرا از این قرار بود که در شهریور ۱۴۰۲ سفری چندروزه به استانبول داشتم. خیابان «استقلال» این شهر برای اکثر هم‌وطنانی که به این شهر می‌روند نام آشنایی است که پر است از فروشگاه‌های لباس و کفش و کیف و کافه و رستوران... من و همسرم نیز یک روز برای خرید به این خیابان رفتیم. در میان آن همه فروشگاه از برندها و مارک‌های مختلف چشمم به کتاب‌فروشی کوچکی به نام «انسان» ـ Insan ـ افتاد با اینکه تمام کتاب‌های پشت ویترین به زبان ترکی بود و من نیز متاسفانه ترکی بلد نبودم و نیستم بیشتر از روی کنجکاوی به داخل مغازه رفتم. فروشنده متوجه شد که ترکی نمی‌دانم به انگلیسی پرسید کتاب خاصی می‌خواهید. گفتم می‌خواستم بدانم از نویسندگان ایرانی آثار کدامیک به ترکی ترجمه شده است. گفت برو طبقه بالا. دختر خانمی مسئول آنجا بود که او هم انگلیسی می‌دانست سوال خود را تکرار کردم نگاهی به صفحۀ کامپیوترش انداخت و گفت دو کتاب داریم. گفتم من ترکی نمی‌دانم و نمی‌خواهم بخرم فقط از روی کنجکاوی می‌پرسم با خوش‌رویی گفت اشکال ندارد و زحمت کشید و رفت و آن دو کتاب را آورد. اولی منتخبی از اشعار فروغ فرخزاد بود و دومی «کور بیقوش» ـ بوف کور ـ از صادق هدایت؛ این موضوع بهانه‌ای شد و گپی در مورد ادبیات ترکی و فارسی زدیم و پرسید ناظم حکمت را می‌شناسید گفتم ناظم در بین کتاب‌خوان‌های ایرانی بسیار مشهور است و اشعار زیادی از او به فارسی ترجمه شده. پرسید از رمان‌نویسان و قصه‌نویسان ترک چه؟ گفتم یاشار کمال، عزیز نسین، اورهان کمال، و اورهان پاموک در ایران چهره‌های شناخته شده‌ای هستند. گفت حالا که ترکی نمی‌دانید به تازگی ترجمه انگلیسی یکی از آثار اورهان کمال منتشر شده است. رفت و کتاب «In Jail with Nazim Hikmet» را آورد و گفت ترجمه خیلی خوبی هم هست. آن را خریدم. چون هم ناظم حکمت را می‌شناختم و هم اورهان کمال را. کتاب را خواندم و بی‌اندازه لذت بردم و دیدم ارزش ترجمه را دارد و خواستم فارسی زبان‌ها را هم در این لذت شریک کنم.

ناظم حکمت چگونه سرنوشت ادبی اورهان کمال را عوض کرد؟
اورهان کمال در کنار ناظم حکمت

رونا، مترجم انگلیسی اثر در یادداشت خود اشاره کرده که اثر سیاست و بازتاب توسعه سیاسی ترکیه در ادبیات در شعر حکمت و نثر اورهان کمال بازتاب بیشتری دارد در روند ترجمه این اثر این مساله چطور خودش را در کتاب نشان می‌دهد؟

بدون دانستن اوضاع و احوال سیاسی جهان و شرایط سیاسی و اجتماعی امپراتوری فروپاشیده عثمانیِ بعد از جنگ جهانی اول، و تأسیس جمهوری ترکیه و روی کار آمدن ناسیونالیست‌های افراطی ترک به رهبری مصطفا کمال آتاتورک توضیح این مطلب دشوار و غیر ممکن است. خوشبختانه مترجم انگلیسی کتاب که خود متخصص و استاد ادبیات قرن بیستم ترکیه است در مقدمه کتاب این موضوع را مفصل توضیح داده است. چکیده آنکه جنگ جهانی اول بین کشورهای آلمان، عثمانی، اتریش، مجارستان و... ـ متحدین ـ و کشورهای فرانسه، بریتانیا، روسیه تزاری و... ـ متفقین ـ از ۱۹۱۴ آغاز و در ۱۹۱۸ با پیروزی متفقین بر متحدین پایان می‌یابد. روسیه قبل از پایان جنگ و با وقوع انقلاب بلشویکی در ۱۹۱۷ از جنگ کناره می‌گیرد و با آلمان قرارداد ترک مخاصمه امضا می‌کند و انقلابیون روس کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را تأسیس می‌کنند. با شکست عثمانی امپراتوری وسیع آنها تکه‌تکه شده کشورهای جدیدی از دل آن بیرون می‌آید. در ۱۹۲۳ گروهی از افسران جوان ناسیونالیست ترک به نام ترک‌های جوان و به رهبری مصطفا کمال ـ آتاتورک ـ علیه حکومت شکست خوردۀ عثمانی کودتا می‌کنند و در ۱۹۲۳ قدرت را در دست گرفته و پس از جنگ با بریتانیا و بازپس گیری بخش اروپایی استانبول دست به تأسیس جمهوری ترکیه می‌زنند. دوره، دوره‌ای است بسیار پرآشوب و سرشار از تحولات سیاسی و اجتماعی. ناظم حکمت و اورهان کمال در این دوران زندگی می‌کنند و می‌توان گفت فرزندان آن هستند. پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه و قدرت گرفتن بالشویک‌ها با شعارهای عدالت‌خواهانه و ضد استعماری و تأسیس اولین کشور سوسیالیستی در ابتدای قرن بیستم، شور و شوق و امید فراوانی در دل روشنفکرانِ نه تنها منطقه و کشورهای همسایه که سراسر جهان ایجاد می‌کند. امید به برقراری صلح و عدالت و آزادی! دولت تازه‌تأسیس شوراها به خصوص با اقدامات عملی خود در واگذاری امتیازات فراوان به دست آمده در زمان تزارها در کشورهای همسایه به خود آنها موج حمایت آزادی‌خواهان این کشورها را به دنبال دارد و باعث افزایش گرایشات مارکسیستی و تأسیس احزاب کمونیست در این کشورها می‌شود. ناظم حکمت و اورهان کمال هم از این امر مستثنا نیستند و هر دو تمایلات مارکسیستی پیدا می‌کنند و تا آخر عمر بر این باور می‌مانند. طبیعی است که این امر بر آثار ادبی‌شان هم تأثیر می‌گذارد و بازتاب می‌یابد و شاید بتوان آثار آنان را متعلق به ژانر ادبیات سوسیالیستی قلمداد کرد.

موضوعی که بهانه این کتاب شده، زندانی شدن اوهان کمال و ناظم حکمت است، پدیدیه‌ای در تاریخ که این دو نویسنده مهم ترکیه را کنار هم قرار داده، دلیل زندانی شدن حکمت و اورهان کمال چه بوده است؟

چنانکه گفته شد با قدرت گرفتن افسران ناسیونالیست ترک، متناسب با روابط آنان با دولت شوروی گاه به مارکسیست‌ها اجازه فعالیت قانونی داده می‌شود و گاه به شدت سرکوب شده و با آنان برخورد و مواجه با داغ و درفش و زندان می‌شوند، زندانی شدن گاه و بی‌گاه ناظم حکمت و اورهان کمال و کمال طاهر و بسیاری دیگر از روشنفکران و نویسندگان چپ‌گرای ترکیه حاصل این دوره‌هاست. با تحکیم قدرت دولت جمهوری ترکیه اساسا مقوله‌ای به نام توسعه سیاسی با مفهوم غربی آن کاملا تعطیل شده و نوعی دیکتاتوری بر این کشور حاکم می‌شود و ترکیه آن دوران را شاید بتوان کم و بیش با ایران و قدرت گرفتن رضاخان مقایسه کرد، رضاخانی که با کودتایی انگلیسی به قدرت می‌رسد و با تحکیم قدرت خود تمام آزادی‌های به دست آمده دوره مشروطه را تعطیل و با استبدادی فردی دست به نوعی مدرنیسم آمرانه می‌زند. گرچه کودتای افسران جوانِ ترک فاقد پشتوانۀ حمایت خارجی است و کاملا ریشه‌های ناسیونالیستی دارد.

ناظم حکمت چگونه سرنوشت ادبی اورهان کمال را عوض کرد؟
ناظم حکمت

در این میان به اورهان کمال بپردازیم، این نویسنده به اندازه ناظم حکمت در ایران شناخته شده نیست، با این که چندین ترجمه از آثار او به فارسی برگردانده شده اما شناختی که از او داریم به پای حکمت نمی‌رسد، اگر بخواهیم درباره سبک این نویسنده و آشنایی خوانندگان فارسی صحبت کنیم، چه ویژگی‌هایی در سبک او بیش‌ترین نمود را دارد؟

متاسفانه به علت عدم آشنایی با زبان ترکی هیچ اطلاعی از سبک نوشتاری او ندارم اما همچنان که در کتاب نقل شده «داستان‌ها و رمان‌های اورهان کمال زندگی اقشار فقیر و محروم جامعه و کارگرانی که در تلاش برای حفظ شرافت خود در شرایط فقر و محرومیت هستند را به تصویر می‌کشد. اولین مجموعۀ داستان کوتاه او با نام جنگ برای نان و اولین رمانش با نام بابای خانه ـ در ایران با عنوان خانه پدری ـ در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و برای او شهرت و محبوبیت به ارمغان آورد. اورهان کمال همچنین چندین نمایش‌نامه و فیلم‌نامه از جمله مرغان برفی و سهم برابر را نوشته است و از نمایش‌نامه سلول ۷۲ که در مورد دوران زندان او در دهه چهل میلادی قرن بیستم بوده تا کنون دو اقتباس سینمایی شده است»

کمی وارد کتاب بشویم، این دیدار قطعا یکی از مهم‌ترین دیدارها در زندگی اورهان کمال بوده چون به لحاظ سنی از حکمت هم کوچک‌تر است، این دیدار و زندان در داستان‌نویس شدن اورهان کمال چه اثری داشته؟

اورهان کمال با شعر وارد دنیای ادبیات می‌شود و خود تصور می‌کرده شاعر خوبی است. اما شانس با او یار بوده که با ناظم حکمت برخورد می‌کند و ناظم که همان زمان هم شاعری مطرح و سرشناس بوده است با دیدن شعرهای او بدون رو دربایستی و ملاحظه به او می‌گوید که شاعر موفقی نخواهد شد تا اینکه به صورت تصادفی یک روز قسمتی از یکی از داستان‌های او را می‌بیند و خوشحال و شتابزده می‌گوید راه تو و استعداد تو در قصه و رمان است نه شعر، و مانع از هدر رفتن بیهوده انرژی او در راهی که موفقیتی از آن به دست نمی‌آید می‌شود و بعد با صبر و حوصله تکنیک‌های رمان و داستان کوتاه‌نویسی را به او آموزش می‌دهد. به این ترتیب کاشف و پرورش‌دهنده اورهان کمالِ داستان‌سرا و قصه‌گو، شخص ناظم حکمت است. در ادبیات جهان کم نبوده‌اند داستان‌نویسان مشهوری که با شعر وارد دنیای ادبیات شده و پس از مدتی متوجه شده‌اند مسیر را اشتباه رفته‌اند. در ایران خودمان «هوشنگ گلشیری» و کم و بیش «غلامحسین ساعدی» از این زمره‌اند.

ناظم حکمت چگونه سرنوشت ادبی اورهان کمال را عوض کرد؟
تزجمه فارسی کتاب

ناظم حکمت در ایران بیش و پیش از اهالی ادبیات ترکیه شناخته شده است، با این همه این شناخت از دید یکی از نویسندگان ترکیه و در زندان باید ماجرایی جالب باشد، این شناخت در این کتاب چطور به نمایش گذاشته شده است؟

ناظم حکمت از چهره‌های برجستۀ ادبیات ترکیه و شخصیتی‌ست جهانی، در ایران نیز، هم در بین کتاب‌خوان‌ها شناخته شده و معروف است و هم بر شاعرانی چون شاملو اثرگذار بوده است. خود شاملو در مصاحبه‌ای می‌گوید اولین بار با شنیدن شعر ارکسترا به زبان ترکی در خانۀ ثمین باغچه‌بان به «آکوستیک کلام» و استفاده از آن برای آهنگین کردن هرچه بیشتر شعر پی‌برده است. مقوله‌ای که بعدها در شعر او جای اوزان عروضی را می‌گیرد. به هر حال خصوصیات فردی و اخلاقی و به طور کلی زندگی خصوصی مشاهیر همیشه برای دوست‌داران آنها جالب و جذاب بوده است. در این کتاب نیز اورهان کمال که در زندان بورسا با ناظم حکمت هم‌سلول می‌شود و سه سال و نیم شب و روز با او زندگی می‌کند به خوبی توانسته کنجکاوی دوست‌داران ناظم حکمت را در این مورد برآورده کند به خصوص که خود او نیز قبل از برخورد نزدیک با ناظم با اشعار او آشنا و از علاقه‌مندانش بوده است. اورهان کمال گذشته از توصیف روحیات و شخصیت فردی ناظم نشان می‌دهد که این شاعر بزرگ مضامین و کاراکترهای اشعارش را چگونه و از میان کدام اقشار جامعه انتخاب می‌کند، «دورۀ زندان بورسا برای سرودن شعر حماسی «مناظر انسانی کشورم» دوره‌ای حیاتی بود، چرا که باعث شد با طیف گسترده‌ای از افراد با پیش‌زمینه‌های مختلف ارتباط برقرار کند و متوجه شود داستان زندگی آنها عنصری اساسی در ظهور ترکیۀ مدرن از ویرانه‌های امپراتوری شکست‌خوردۀ عثمانی است. این حماسه شامل بخشی از جنگ استقلال ترکیه است، همچنان که تهاجم هیتلر به اتحاد شوروی و پاسخ ارتش شوروی را در بر می‌گیرد؛ شعری دربارۀ خود جنگ با صحنه‌های متناوب از زندانیانی که از طریق رادیوی موج کوتاهِ زندانی در ترکیه اخبار جنگ و تحولات آن را دنبال می‌کنند. خاطرات اورهان کمال تصویری منحصربه‌فرد و خارق‌العاده از محرومیت و محیط فلاکت‌باری ارائه می‌دهد که باعث الهام و خلق «مناظر انسانی کشورم» شده است. بسیاری از شخصیت‌های واقعی در نقش کاراکترهای این حماسه ظاهر می‌شوند.» اورهان کمال همچنین نحوۀ کار کردن و حالات و رفتار ناظم را هنگام خلق و سرایش شعر توصیف می‌کند که بی‌اندازه جذاب است. مثلا شرح می‌دهد که او نیمه شب در هوای توفانی از خواب می‌پرد و با وحشت چند خط بر دیوار سلول می‌نویسد و دوباره می‌خوابد. این دو خط بخشی از بند اول شعر «توفان جنوبی» را شکل می‌دهد.

پس از ترجمه کتاب و شناخت ادبیات اورهان کمال در نویسندگی به گمان شما سبک و حال و هوای اشعار این نویسنده و داستان‌هایش شبیه کدام شاعر یا نویسنده ایرانی است؟

در ادبیات امروز ترکیه اورهان کمال همیشه به عنوان داستان‌نویس مطرح بوده است نه شاعر. در ایران شاید بتوان حال و هوای داستان‌های او را با داستان‌های بزرگ علوی و تا حدودی محمود دولت‌آبادی مقایسه کرد با این تفاوت که شخصیت‌های داستان‌های او عمدتا شهرنشینان و کارگران هستند و نه روستائیان و کشاورزان.

اورهان تا چه اندازه تحت تاثیر ادبیات کلاسیک بوده است؟

اگر بپذیریم که فرهنگ پویا برآمده از سنت و نوآوری است طبیعی است که شاعران و نویسندگان نوگرا و موفق همیشه آنهایی بوده‌اند که گوشۀ چشمی به سنت‌های کلاسیک شعر و داستانِ حوزۀ فرهنگی خود داشته و آثار آنها اساسا بر پایه و شالودۀ این سنت‌ها بنا شده باشد و اورهان کمال هم از این قاعده مستثنا نیست.

درباره این جمله حکمت که «معیار در زبان، مردم‌اند. باید مواظب باشیم از کلماتی استفاده نکنیم که مردم آنها را به کار نمی‌برند و در مکالمات روزانه با آنها راحت نیستند» توضیح دهید تا چه اندازه حکمت خود در اشعارش به این جمله باور داشته است؟

اینکه ناظم حکمت در رهنمودهای خود به اورهان کمال می‌گوید: «معیار در زبان، مردم‌اند. باید مواظب باشیم از کلماتی استفاده نکنیم که مردم آنها را به کار نمی‌برند و در مکالمات روزانه با آنها راحت نیستند.» قطعا خود او بر این باور بوده و این سخن از عمق جانش می‌آید و یکی از دلایل اقبال عمومی ترک‌زبانان به شعر او ناشی از همین نکته است که می‌توانند با آن راحت ارتباط برقرار کنند چرا که زبان اشعار ناظم برایشان آشناست و نسبت به آن بیگانه نیستند. در ضمن ناظم در این رهنمود اشاره‌ای ضمنی به واقعیتی تاریخی در ترکیۀ عصر آتاتورک دارد و آن اینکه آتاتورک به شدت ناسیونالیست بود و خواهان پالودن زبان ترکی از واژگان غیر ترکی و به‌خصوص فارسی بود. همان برخورد مکانیکی با زبان که در ایران خودمان در عصر رضاشاه در مورد «فارسی سره»نویسی وجود داشت و مورخ سرشناسی هم چون کسروی هم آن را تجویز می‌کرد. بی‌توجه به آن که زبان پدیده‌ای زنده و در حال تحول و تکامل است. بسیاری از واژگان به علت عدم کاربرد می‌میرند و در اثر آمیزش و برخورد با فرهنگ‌های بیگانه بسیاری از واژگان آن فرهنگ‌ها خواه ناخواه وارد زبان می‌شود و بنا بر نیاز، بسیاری واژگان نو و جدید ابداع و خلق می‌شود و این پروسه‌ای است که در طی زمان، در طی سال‌ها و قرن‌ها به صورت طبیعی اتفاق می‌افتد و نمی‌توان با زور دگنک و یک شبه زبانی را از واژگانی که طی قرن‌ها وارد آن شده است محروم کرد. زبان و ادبیات فارسی به علت غنای خود در امپراتوری عثمانی مورد اقبال عمومی بود و سلاطین عثمانی مانند سلطان سلیم و سلطان سلیمان به این زبان شعر می‌گفتند و به دانستن آن افتخار می‌کردند. مثلا به این چند بیت توجه کنید «ساقی می شبانه بیاور دم صبوح/ گر سر بَرد خمار و دهد صد فرح به روح/ در پیش رند تختۀ میخانه به ز تخت/ یکدم که بگذرد به خوشی به ز عمر نوح/ زاهد مگو که توبه کن از عاشقی و می/ زین نوع توبه است مرا توبۀ نصوح ...» آیا باور می‌کنید که سرایندۀ آنها سلطان سلیم عثمانی باشد. این به هر حال چیزی نیست جز نفوذ زبان فارسی در زبان ترکی استانبولی. آتاتورک برای مقابله با این نفوذ اولا دستور به تغییر خط ترکی که همان خط فارسی/عربی بود به خط لاتین داد در ثانی به فرهنگستان دستور داد برای واژگان فارسی و عربی معادل‌های ترکی بسازند یا از دل آوارها و ویرانه‌های زبانِ ترکی بیرون بیاورند و در مکاتبات رسمی و اداری از آنها استفاده شود و آنها را در مدارس و کتاب‌های درسی آموزش دهند و بگنجانند. طبیعی بود مردمی که در طی قرن‌ها با آن واژگان مأنوس بوده و توسط آنها به راحتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کردند نسبت به آنها احساس بیگانگی کنند و بسیاری از واژگان ساختگی را نپذیرند. کما اینکه امروزه هنوز هم بسیاری از واژگان و اسامی فارسی در زبان ترکی استانبولی به زندگی خود ادامه می‌دهند همچنان که تعداد واژگان ترکی نیز در زبان فارسی کم نیست. ناظم حکمت در رهنمود خود به اورهان کمال به صورت ضمنی به این موضوع هم اشاره می‌کند.

ناظم حکمت چگونه سرنوشت ادبی اورهان کمال را عوض کرد؟
اورهان کمال

مهمترین مضامین اشعار ناظم حکمت چیست و چقدر این مضامین امروز مورد استفاده شاعران ترکیه است؟

اهمیت اشعار ناظم حکمت فقط مربوط به مضامین این اشعار که عمدتا در ستایش مردم و عشق به آزادی و انسانیت است نیست بلکه بیشتر به دلیل فرم و شکل و تحولی است که در شعر کلاسیک ترکیه ایجاد کرده است. شعر ناظم پایبند به اوزان عروضی نیست و آهنگین بودن خود را از «آکوستیک کلام» می‌گیرد شاید به نوعی معادل شعر سپید شاملویی در فارسی: «یک نفر ادعا کرده بود ناظم آن قدر بیسواد است که توفیق فکرت را نمی‌شناسد. نویسنده استدلال کرده بود که سبک شعر آزاد در اصل متعلق به ناظم نیست، بلکه او آن را از شاعر روس مایاکوفسکی وام گرفته است؛ من این مقاله را مدت ها پیش از ملاقات با ناظم خوانده بودم. اما جواب ناظم «سطرهای تکه تکۀ مایاکوفسکی واقعا شبیه سطرهای منه، اما اون به نوعی، عروض روسی رو رعایت می‌کنه... در حالی که ریتم و آهنگ شعر من ناب و فارغ از عروضه... در آن زمان، فلاکت آناتولی و فقر مفرط آن، ناظم را به شدت تحت تأثیر قرار داد. خواست دربارۀ آن بنویسد... حرف‌های زیادی برای گفتن بود، اما اوزان عروضی و اوزان هجایی او را محدود می‌کرد... بعد به این فکر افتاد که باید این دو وزن را رها کند و سعی کند فرم شعری دیگری پیدا کند که آزادتر، گسترده‌تر و قوی‌تر باشد. یا بهتر بگوییم شدیدا احساس کرد که فرم‌های عروضی و هجایی که برای بیان احساسات جزیی، ساده و بی اهمیت کفایت می‌کنند، برای محتوای گسترده و فراگیر بسیار محدودند.

نه فقط چندتا

نه فقط پنج، ده،

ما سی میلیون

گرسنه هستیم!

ما

آنهاییم! ...

گرسنه‌ها صف کشیده‌اند ـ صف گرسنگی!

نه مرد نه زن، نه پسر نه دختر،

باریک، لاغر

درختان پیچ در پیچ

با شاخه های پیچ در پیچ!

نه مرد نه زن، نه پسر نه دختر،

باریک، لاغر

درختان پیچ در پیچ!

با شاخه‌های پیچ در پیچ!

نه مرد نه زن، نه پسر نه دختر

گرسنه‌ها صف کشیده‌اند ـ صف گرسنگی!

بعضی‌ها در هم می‌شکنند

پاهاشان فقط استخوان است

و حمل می‌کند

شکم ورم کرده‌شان را!

بعضی فقط پوست ... پوست

هستند!

تنها

چشم‌هاشان

زنده است!

این شعر بیان احساسی است که احتمالا اولین‌بار در آناتولی تجربه کرد و بعد وقتی بلافاصله بعد از انقلاب با فقر و قحطی در طول رودخانۀ ولگا مواجه شد. و بعد مسکو... می‌گفت: روزها و هفته‌های متوالی تلاش کردم تا امکانات بیان شاعرانه را از طریق صداهای جدید و ابزار جدید بیان گسترش دهم» با توجه به این که شعر اساسا ترجمه‌پذیر نیست و در ترجمه از زبان مبدأ به زبان مقصد بسیاری از ارزش‌های خود را از دست می‌دهد، اما مضمون کلی شعرهای غیر فرمالیستی را می‌توان به زبان دیگر منتقل کرد و مضامین عمده شعرهای ناظم حکمت که عشق به آزادی و حرمت نهادن به ارزش‌های والای انسانی و از غم و شادی مردم گفتن است، مقوله‌ای نیست که هیچ زمانی کهنه شود و مسلما شاعران بسیاری را از خود متأثر می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها