خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، خداداد خادم؛ کتاب «خنده رهایی بخش؛ بعد کمیک تجربه انسانی» اثر پیتر برگر جامعه شناس انگلیسی است. او این کتاب را در سال ۱۹۶۶ مینویسد و در سال ۱۹۷۷ منتشر میکند. کتاب برخلاف ظاهر طنزش کاملاً جدی و بحثی دقیق درباره تجربه انسان از نگاه یک جامعه شناس است. او در ابتدای بحثش به نکتهای مبنی بر اینکه دیدگاه فروید را درباره روان انسان به عنوان نوعی سیستم هیدرولیکی قبول ندارد اشاره میکند در همین رابطه مینویسد: «من اعتبار دیدگاه فرویدی درباره روان انسان به عنوان نوعی سیستم هیدورلیکی را قبول ندارم؛ اینکه شما چیزی را پنهانی میکنید و از جای دیگری سر برمیآورد. اما فروید در کتابش درباره شوخ طبعی (واژه آلمانی آن معنی شوخی یا جوک هم میدهد) مقایسهای جالب بین شوخیها و رویاها انجام میدهد. هر دو با خلاصه کردن واقعیتهای پیچیده در یک شکل نمادین بسیار مختصر نشان دهنده ایجاز هستند اغلب این فرایند به وضوح ماهیت این واقعیتها را روشن میکند به عبارت دیگر شوخیها (اگر رویاها را کنار بگذاریم) یک کارکرد شناختی دارند: آنها درک جنبههایی از جهان را که انسان پیشتر نسبت به آنها بی توجه بود امکانپذیر میسازند.»

او میگوید در چند سال گذشته به شدت سرگرم ایجاد الگویی برای رابطه مدرنیته و دین بودم. امر کمیک نقش عمدهای در این کار ندارد. با وجود این اگر چیزی را که آن موقع روی آن کار میکردم و چیزی را که عمدتاً اکنون درباره آن فکر میکنم یک جا جمع کنم، پرسشی جالب توجه به ذهن خطور میکند: آیا مدرنیته تاثیر مشخصی بر تجربه امر کمیک دارد؟ فکر میکنم جهانی شدن فرهنگی نقش مهمی در این موضوع دارد.
او درواقع با همین پرسش به ادامه بحثش در کتاب میپردازد. و همان چیزی را که معتقد است، پیش میکشد یعنی این دیدگاه را که فرهنگ انسانی بدون کمیک وجود ندارد و ادامه میدهد. به بخشی از تجاربش در این زمینهها پرداخته و در ادامه در سه بخش کتاب ابتدا در بخش نخست به کالبدشکافی امر کمیک و در بخش دوم به اشکال کمیک بیان و در بخش سوم به الهیات امر کمیک میپردازد. او در بخش نخست ابتدا به سراغ فیلسوفان رفته و امر کمیک را در آثار آنها بررسی کرده و در ادامه به راهبان خندان پرداخته و در جایی هم با عنوان انسان مضحک به برساخت اجتماعی امر کمیک میپردازد. در واقع در این بخشها کمیک را در زندگی و آثار انسانها جستجو کرده و ردگیری میکند.
برگر در بخشی از بخش سوم کتاب با عنوان بلاهت رستگاری به این نکته اشاره میکند که در بسیاری از نقاط جهان دیوانگی را نشانهای از قداست تلقی کردهاند. و میگوید اگر بلاهت پدیدهای جهانی نباشد اما دست کم به طور گستردهای در جهان پراکنده شده است. او در ادامه همین بحث میگوید احمقهای مقدس هم همین طور پراکندهاند. او میگوید: «در تائوئیسم و بودیسم ذن، در میان سانیاسینهای (مرتاضان) دورهگرد در هند، و در ادیان ابتدایی در افریقا و در قاره آمریکا عناصر مهمی از بلاهت که از نظر دینی دارای جایگاهی ممتازند وجود دارند. احمقهای مقدس در یهودیت، مسیحیت و اسلام ظاهر شدهاند و اغلب رفتارهای بسیار مشابهی از خود نشان دادهاند؛ به رغم اینکه مبانی دینی این رفتار در این ادیان با هم تفاوت داشتهاند.»
او در ادامه در بحثی به این موضوع که بعضی از ادیان شوخ طبعتر از ادیان دیگر هستند و بعضی از خدایان بیش از دیگر خدایان میخندند اشاره میکند. مینویسد: «به ویژه در شرق آسیا؛ راهبان زن و حکیمان تائوییست به نظر میرسد بیشتر اوقات به طرزی غیر قابل کنترل از خنده غش میکنند.»
درواقع او درباره این کتاب میگوید: «این کتاب تاملی طولانی درباره ماهیت امر کمیک به عنوان یک تجربه مهم انسانی است. بحث اصلی آن را میتوان به اختصار چنین بیان کرد: طنز- یعنی توانایی فهمیدن چیزی که کمیک است- جهانشمول است. هیچ فرهنگ انسانیای بدون آن وجود نداشته است و میتوان آن را عنصر سازنده انسانیت تلقی کرد.»
خواندن این کتاب بسیار راحت و در عین حال شاید با خنده همراه باشد که میتواند به راحتی و درک آن کمک کند، هر چند کتاب جوک نیست. این کتاب را محمود عبدالله زاده ترجمه و توسط نشر ثالث در سال ۱۴۰۲ منتشر شده است.
نظر شما