سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: امسال دنیای کتاب با سالگردی بزرگ روبهروست: پنجاه سال از درگذشت آگاتا کریستی گذشت. این مناسبت موجی از تحلیلها را در رسانههای جهان به راه انداخته و پرسشی بنیادی را دوباره زنده کرده است: چطور زنی که نیم قرن پیش از دنیا رفته، هنوز پرفروشترین نویسنده تاریخ است؟
موفقیت کریستی یک معمای واقعی است. او تنها یک نویسنده بااستعداد نبود؛ چرا که همعصرانش مانند ادگار والاس نیز در زمان خود بسیار پرکار و محبوب بودند. اما برخلاف آنها، کریستی به یک «برند جهانی» و مترادفی برای کل ژانر جنایی تبدیل شد. او چگونه توانست از رقبایش پیشی بگیرد و شخصیتهایی خلق کند که به بخشی از حافظه جمعی بشر تبدیل شوند؟
جادوی پیرنگ و فریب هوشمندانه
بسیاری راز او را در پیرنگسازی میدانند. کریستی ملکه معمای «سرنخ-پازل» است. کتاب قتل راجر آکروید (The Murder of Roger Ackroyd) که امسال صدمین سالگرد انتشارش را میگذراند، نمونهای اعلا از این ترفندهای ذهنی است. او چنان با مهارت خواننده را فریب میدهد که حتی در خوانش دوم، تماشای مکانیسمِ «حذف حقایق» و «جهتدهی اشتباه» لذتبخش است. با این حال، پیرنگسازی به تنهایی نمیتواند تداومِ این موفقیت خیرهکننده را توضیح دهد.
کارآگاهانی که از حاشیه آمدند
برگ برنده دیگر کریستی، خلق دو کارآگاه غیرمتعارف بود: هرکول پوآرو، خارجیِ باهوش و مضحک، و خانم مارپل، پیردختر تیزبین روستایی. لذت اصلی داستانهای او زمانی رخ میدهد که این شخصیتهای دستکمگرفتهشده که قربانی پیشداوری درباره سن و ملیتشان هستند با ذکاوت تمام، قاتلان و زورگویان را به زانو درمیآورند.
تاریکی در پسِ چهرههای معمولی
اما قدرت کریستی فقط در پوآرو و مارپل نیست. شاهکارهایی مثل سپس هیچکدام باقی نماندند (And Then There Were None) یا تریلر روانی شب بیپایان (Endless Night) نشان میدهند که او استادِ ایجاد وحشت و تنش روانی است. او در کتابهایی مثل موجسواری (Taken at the Flood)، به جای تمرکز صرف بر کارآگاه، به کالبدشکافی رنجشها و اضطرابهای جامعه بریتانیا پس از جنگ میپردازد.
کمدی اجتماعی و کالبدشکافیِ شر
آگاتا کریستی در کنار جنایت، یک کمدینویس اجتماعیِ درجهیک بود. او با چند خط ساده، تیپهای شخصیتی ماندگار را ترسیم میکرد: از مردان متکبر تا زنان خانهدار تحت فشار. او به ما یادآوری میکند که قاتلان معمولاً نزدیکترین افراد به ما هستند و انگیزههای آنها — طمع، حسادت و نفرت — هرگز کهنه نمیشوند.
در نهایت، هنر بزرگ کریستی در این است که «دکتر جکیل» مهربان را پیش چشم ما به «مستر هاید» قاتل تبدیل میکند. او با سبکِ روان و شوخطبع خود، تاریکی عمیق طبیعت بشر را در دلِ زندگی روزمره و محیطهای معمولی افشا میکند. او نویسندهای است که به ما حس راحتی میدهد، درست در لحظهای که میخواهد فرش را از زیر پایمان بکشد.
منبع:theconversation
نظر شما