سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «موقعیت صاحبان صنایع در ایران عصر پهلوی: زندگی و کارنامه مهندس فضلالله رهنما، بنیانگذار شرکت صنعتی پُلار» نوشته علیاصغر سعیدی از سوی نشر نی منتشر شد. این کتاب در ۱۰ فصل تنظیم شده است. جایگاه و منزلت اجتماعی خانواده رهنما، اصفهان به مثابه زمینه اجتماعی و جغرافیایی کارآفرین، تحصیل در کالج اصفهان، نوآوریهای صنعتی، تشکیلات و تولید صنعتی، تاسیس شبکه فروش محصولات و خدمات پس از فروش، شخصیت کارآفرین، رابطه با استادکاران و کارگران، رابطه با دولت و منابع تامین مالی سرمایهگذاری و میراث مهندس رهنما فصلهای کتاب را دربردارد. همچنین فهرست تصاویر و فهرست اسناد نیز در صفحات اولیه کتاب جای گرفته است.

زندگی کارآفرینان بزرگ اغلب در هالهای از ابهام و قضاوتهای ارزشی و ایدئولوژیک پنهان میماند. این کتاب با روایت زندگی و فراز و فرود فعالیتهای صنعتی مهندس فضلالله رهنما، بنیانگذار گروه صنعتی پلار اصفهان و یکی از چهرههای ماندگار تولید محصولات خانگی و صنعتی در ایران، از بخشی از این رازها پرده برمیدارد. رهنما که در خانوادهای نوگرا در اصفهان عصر رضاشاه به دنیا آمد، پس از تحصیل در کالج مُرسلین کلیسایی انگلستان و دریافت مدرک مهندسی از بریتانیا، مسیر شغلی خود را از شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز کرد. نام او از زمان مدیریتش بر صنایع نساجی و برق اصفهان در دهه بیست تا راهاندازی کارخانهای که اسمش برای همیشه در خاطره مردم حک شد، نمادی از اراده، نوآوری و جسارت بوده است.
اما در پس تمام این موفقیتها، داستانهایی نهفته است از چالش، شکست، تصمیمهای سرنوشتساز و حتی معمای توسعهنیافتگی صنعتی ایران. این کتاب، با تکیه بر روایتهای مستند، نهتنها تصویری زنده از یک صنعتگرِ بدون خاستگاه تجاری ارائه میدهد، بلکه به خواننده کمک میکند از زاویهای تازه به تاریخ اقتصادی و صنعتی کشور بنگرد. این روایت پرکشش ترکیبی است از تاریخ، زندگینامه و تحلیل، که هم الهامبخش کارآفرینان امروز است و هم منبعی ارزشمند برای پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران.
در این کتاب کوشیده شده تمامی دستاوردهای مهندس رهنما، هم نقطه اوج و هم نقاط فرود کار او بررسی شود. مطالعه نویسنده مربوط به دورانی از تاریخ معاصر اقتصادی ایران است که به تعبیر ما دوران «اولیها» در صنایع مدرن ایران محسوب میشود دورانی که از نیمه دهه ۱۳۳۰ خورشیدی آغاز شد. تلاشهایی که صاحبان صنایع در این دهه انجام دادند نه تنها در صنعت که در تغییر زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم نیز عاملی تعیین کننده بود. البته پژوهشگر نقاط تاریک این فعالیتها را نیز نشان داده است. این پژوهش با رهیافت جامعهشناسی اقتصادی - تاریخی به تمامی جنبههای مهم و روایت شده زندگی مهندس رهنما پرداخته شده است.
مردی که برای رسیدن به هدفش هزینههای سنگینی پرداخت
سعیدی در این باره میگوید: «در ادامه مطالعات موردی پیرامون نقش و جایگاه تجار و صنعتگران مدرن ایرانی به کارآفرینانی برمیخوریم که بدون پیشینه تجاری به میدان صنعت آمدهاند. یکی از چهرههای شاخص در میان آنها مهندس فضلالله رهنماست که این کتاب به زندگی و تلاشهای صنعت گستر او میپردازد. مهندس رهنما در میان مردم اصفهان چهرهای شناخته شده است. اگر برخی از مردم هم نام او را نشنیده باشند نام محصولات او را به نام «پلار» که در خانههای مردم شناسنامه فرهنگی پیدا کرده شنیدهاند.حتی کسبه و تجار اصفهانی که او از میان آنها برنخاسته بود اما در میان آنها زندگی کرده بود یا به اسم او را میشناسند یا پس از ارائه کوچکترین نشانی او را به یاد میآورند. کمتر کسی است که اهل اصفهان باشد و محصولات او در خانهاش نباشد. او آمپول مدرنیته بهداشت را نخست در اصفهان و سپس از راههای مختلف اقتصادی به تمام ایرانیان تزریق کرد ظهور و توسعه بهداشت خانگی محصول تلاشهای وی و دیگر استادکاران اصفهانی همکار او بود. اما راه رسیدن به چنین صنعتی طولانی بود و او برای رسیدن به این هدف هزینههای سنگینی پرداخت.
هدف این کتاب مطالعه زندگی و کارنامه صنعتگری مهندس فضلالله رهنماست. از سال ۱۳۸۹ در ادامه مجموعه پژوهشهای توصیفی و تحلیلی از فراز و فرود کارآفرینان برجسته ایرانی حیات زیستی و شغلی مهندس رهنما را شروع کردم. انگیزه اولیهام این بود تا برخی از نخبگان تجارت و صنعت را که در کالج اصفهان درس خوانده بودند بشناسم و آنها را بر اساس زمینه تحصیلیشان در این مدرسه با یکدیگر مقایسه کنم. اهمیت این کالج را وقتی دانستم که به مطالعه زندگی و کارنامه محمدرحیم متقی ایروانی، بنیانگذار گروه صنعتی کفش ملی میپرداختم. همانطور که در مطالعات گذشته نیز تا حدی آشکار شده بود واقعیت زندگی نخبگان اقتصادی از جمله مهندس فضلالله رهنما یکی از صنعتگران برجسته مبدع و مبتکر در ایران عصر پهلوی، آن چیزی نبود که در تصور ما از صنعتگران و کارآفرینان به ویژه درباره خاستگاه خانوادگی و اقتصادی آنها وجود دارد. مطالعه فراز و فرود زندگی او با تصورات محدود و کلیشهای موجود از کارآفرینان تفاوت بنیادین داشت و این مسئله نشان میدهد که تا چه حد مطالعات شرح حالنگاری برای فهم تاریخ صنعتی ایران اهمیت دارد و میتواند سوگیریهای اجتماعی درباره سرمایه، صنعا و کار، بهویژه کار صنعتی را تصحیح کند.
احتراز از خطای حافظه و غلو در روایتها
در مطالعه زندگی و کارنامه فضلالله رهنما به رغم پیچیدگیهای تاریخنگاری و شرح حالنویسی، اقتصادی در وهله نخست اسناد موجود در مراکز دولتی خصوصی و کتابخانهها، روایتهای مدیران مقامات اقتصادی کارکنان کارگران صاحب نظران اقتصادی متخصصان صنایع در اصفهان، اعضای خانواده، دوستان و آشنایان را جمعآوری کردم اما بیش از همه گفتوگوهای مفصلی با مهندس فرهاد رهنما داشتم که به عنوان یکی از بازیگران اصلی توسعه گروه صنعتی، پلار نزدیکترین فرد به پدرش مهندس فضلالله رهنماست. اگرچه به بایگانی راکد شرکت پلار به راحتی دسترسی پیدا کردم اما روایتها هم مبنای مهمی در کار مطالعه قرار گرفتند. شخصیت کارآفرین را جز از طریق چنین روایتهایی چگونه میتوان فهمید و درک کرد؟ برای احتراز از خطای حافظه و شاید غلو در روایتها، با تعدادی از مدیران، کارمندان، کارگران و مردم کوچه و بازار اصفهان مصاحبه کردم تا واقعهای از قلم نیفتد و ضمناً روایتها با یکدیگر مطابقت داده شود.
اگرچه ما در شرح حالنویسی از انتقاد استقبال میکنیم، توجه به این نکته روششناختی اهمیت دارد که این دست نوشتهها با گزارههای پایه که گزارش فرد از واقعیت بیرونی زندگی است متفاوت باشد. این نوع گزارههای پایه باید به اجماع عالمان برسد تا اعتبار پیدا کند در حالی که بررسیهایی از نوع مطالعات ما روایی و پایایی خاص خود را دارند و به همین منظور نیز آزمونپذیر، ابطالپذیر و نیز نقدپذیرند. منظورمان نقد است نه این که به اسم نقد بدون این که هیچ سندی در نقد و ابطال ارائه دهند ما را به قصهنویسی خیالپردازانه متهم کنند. این افراد که صفت محقق را بر دوش میکشند به جای اظهار نظرهای عجولانه به خود زحمت بدهند و روایتها و اسناد را وارسی و کذب و صدقش را مشخص کنند. به علاوه، راه دیگر نزد این افراد همت کردن و به دست گرفتن تحقیقی تاریخی است تا لااقل از کلیگویی دست بردارند و امکان نقد را برای رقیب هم فراهم کنند. فراوانی این چنین تحقیقاتی ممکن است محققان را برای ارائه تبیین واقعگرایانهتری درباره علل تأخیر در صنعتی شدن ایران یاری دهد.»

زمینههای خانوادگی، خویشاوندی، اجتماعی و جغرافیایی
در فصل اول به زمینههای خانوادگی و خویشاوندی مهندس رهنما پرداخته شده تا نقش شبکه خانوادگی یا پیوندهای قوی او را در شکلگیری کار آفرینیاش مشخص کند. هدف اصلی در این فصل مشخص کردن جایگاه طبقاتی او، خانواده و خویشاوندانش است. در حقیقت برای این که نشان دهد چرا برخی کارآفرینان صنعتی در ایران مدرن بدون پیشینه تجاری توانستند از رهبران صنعتی بخش خصوصی شوند باید تغییرات طبقاتی در این سده را مطالعه کنیم. نخست به وضع و موقعیت طبقات در ایران عصر قاجار و شروع دوره سلطنت پهلوی اشاره شده است. در دوره قاجار و بعدتر (۱۲۱۰-۱۳۴۴) تقسیمات اساسی بین اقشار پایین جامعه و بالای جامعه برقرار بود به این نحو که چشمانداز تغییرات در جایگاه طبقاتی افراد در طول زندگی بسیار محدود و بسته بود و در گروههای وسیعی از طبقات پایین ایستایی اجتماعی وجود داشت. هر تحرک اقتصادیای از سوی اقشار بالای جامعه از جمله زمینداران و تجار بزرگ بود. به همین دلیل در این دوران نیز تحرک اقتصادی بسیار کم مشاهده شده است. اما تحولاتی که در دهههای آخر حکومت قاجار رخ داد از جمله ادغام تدریجی جامعه ایران در جامعه جهانی از یک سو و تحولات اجتماعی و سیاسی از سوی دیگر تغییرات قابل توجهی در ساخت اجتماعی ایجاد و مرحلهای برای ظهور طبقات اجتماعی مدرن فراهم کرد که امکان تحرک اقتصادی از طریق ظهور کارآفرینان صنعتی بدون پیشینه تجاری را ممکن کرد. مهندس رهنما از جمله اعضای این گروه جدید اجتماعی تازه ظهور یافته بود.
در فصل دوم به شرایط و زمینههای اجتماعی و جغرافیایی او پرداخته شده است. مهندس فضلالله رهنما اصفهانی بود و در اصفهان ماند و برای فهم چنین کنشی باید اصفهان را شناخت یعنی زمینه اجتماعی و فرهنگیای را که او در آن زیست و به آن عشق میورزید. در این فصل زمینه جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی زندگی او آمده است. اگر چه فضلالله رهنما در خانواده متشخصی به دنیا آمد اما او پیش از هر چیز فرزند انقلاب مشروطه بود. یعنی نسل کسانی که معتقد بودند برای راه انداختن چرخ لنگ صنعت مملکت باید خود به جد کار کنیم و گرنه کسی از خارج برای ما کار نخواهد کرد. مهندس رهنما کارآفرینی بود صنعتگر که نوآوری محور فعالیتش بود اما میتوان او را فرزند انقلاب مشروطه و شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوره دانست که ترقیخواهی و پیشرفت مملکت در چشماندازشان قرار داشت. اما بیش از همه زمینه جغرافیایی و فضای تاریخی اصفهان او و فعالیتهایش را در خود حک کرده بود. بدون شناخت تاریخی این زمینه فرهنگی و جغرافیایی نمیتوان به فهم دلایل ظهور کارآفرینان صنعتی در اصفهان از جمله او نائل شد.
زمینههای تحصیلی و آموزشی و نوآوریهای صنعتی
در فصل سوم به زمینههای تحصیلی و آموزشی مهندس رهنما اشاره شده است و نشان میدهد که تا چه حد آموزههای پنهان و آشکار تحصیلی در ساخت شخصیت او مؤثر بوده است. او در یکی از استثناییترین مدارس ایران که نظام آموزشی و مدیریت آن بر اساس آموزشهای نوین بود تحصیل کرد. کالج اصفهان را مدیران و معلمان انگلیسی همانند مدارس عمومی انگلستان اداره میکردند. این مدارس عمومی برنامه مشخصی دارند که انضباط در کار نوآوری و توجه به پیوندهای ضعیف از طریق ارتباط مستمر با همکلاسیها در طول مدت زندگی را برای فرد به ارمغان میآورد.
در فصل چهارم به شرح نوآوریهای صنعتی مهندس رهنما پرداخته شده است. جزئیات این نوآوریها، حد نبوغ و ابتکار او را از یک سو، و از سوی دیگر مرز دانش مدرن ایشان را با تجربه استادکاران اصفهانی نشان میدهد. مهندس رهنما نوآوری صنعتی متعددی داشت و کالاهای مختلفی را تولید کرد که زندگی اصفهانیها را دگرگون کرد. اگر چه تمرکز او بر ساخت وسایل گرمایشی از جمله آبگرمکن و بخاری بود اما او نوآوری را نخست در خدمت رفع مشکلات مردم به کار میگرفت تا توجه به ارزش افزوده و اقتصادی کردن محصولات این فصل جزئیات مفصل ساخت این کالاها را شرح داده است. اگرچه او به عنوان یک مبتکر صنعتی میتوانست با کمترین ابزارها کالاهای صنعتی اساسی تولید کند اما توسعه این محصولات جدید هم موانع اجتماعی و اقتصادی داشت و هم پیامدهای اجتماعی ساخت این محصولات با موانع و مشکلات نهادی در جامعه روبهرو بود اما پیامدهای آن به مثابه تزریق آمپول مدرنیته اجتماعی را در زندگی مردم ایجاد کرد.
شبکه فروش و خدمات بعد از فروش کالاهای شرکت پلار
در فصل پنجم به تشکیلات صنعتی که مهندس رهنما برای توسعه فعالیتهایش ایجاد کرد اشاره شده و شاخصهای آن را بر اساس میزان تولید در سالهای مختلف گسترش فضای تولیدات و چالشهایش نشان داده شده است. مهندس رهنما بدون ایجاد تشکیلات صنعتی نمیتوانست ایدههای ترقیخواهانه خود را تحقق بخشد چون خوب میدانست که ترقی اقتصادی جدید را اقتصاد صنعتی میسازد و اقتصاد صنعتی ناشی از دو عامل اصلی تشکیلات و نظامسازی از یک سو و سرمایه از سوی دیگر بود تا بتوان دانش فنی را عملاً به کار بست. از این دو عامل مهندس رهنما به خوبی با عامل دانش فنی آشنا بود و همین عامل انگیزه لازم برای آغاز فعالیت صنعتی را به او میداد. اما نمیتوانست چرخ اصلی فعالیت جدید اقتصادی را بدون نظامسازی صنعتی از جمله حسابداری صنعتی و مدیریت صنعتی به راه اندازد. این فصل فرایند نظامسازی در شرکت پلار را از آغاز تا پایان نافرجام مشارکت با شرکت والور انگلستان به تفصیل مطالعه میکند.
در فصل ششم فرایند شکلگیری شبکه فروش و خدمات بعد از فروش کالاهای شرکت پلار آورده شده است. مهندس رهنما به عنوان یک کارآفرین صنعتی فاقد هرگونه پیوند با جامعه بازار و شبکه فروش، کار خود را آغاز کرد. در حالی که از نیمههای دهه ۱۳۳۰ که آغاز صنعتی شدن در ایران بود شرکتهای مختلفی به دنبال سهم بیشتری از بازار برای فروش محصولات خود بودند که میتوانستند از شبکه توزیع بازار استفاده کنند و به تدریج به تأسیس و توسعه شبکه توزیع خود اقدام کنند مهندس رهنما حداقل به دو دلیل نمیتوانست از شبکه توزیع بازار استفاده کند. نخست این که پیشینه بازاری نداشت و سپس آن که محصولاتی که او میساخت در نظام توزیع بازار سنتی کمتر امکان فروش داشت. به علاوه کالاهای صنعتی ای که او میساخت نیاز به شبکه جدید خدمات بعد از فروش داشت. از سویی مردم روز به روز خواهان محصولات خانگی بیشتری میشدند و میخواستند لوازم خود را با سرعت بیشتری دریافت کنند.
بنابراین بهترین راه برای پاسخگویی به تقاضای مشتری ایجاد برند و تداوم و توسعه تولید و ایجاد شبکه توزیع صنعتی بود در نتیجه مهندس رهنما اقدام کرد به ایجاد شبکه توزیع مناسب محصولاتش به عنوان یک عنصر تأثیر گذار در فرایند خرید ایجاد شبکه توزیع کالای صنعتی تنها راه رسیدن محصولات پلار به بازارهای محلی و منطقهای بود که از خدمات انبارداری و فرایندهای ذخیرهسازی گرفته تا حمل و نقل و ردیابی کالا و خدمات بعد از فروش را در برمیگرفت. شبکه توزیع شرکت پلار نه تنها باید نیازهای مشتریان خود را برآورده میکرد بلکه از طریق همین شبکه به اطلاعات جدیدی از نظرات آنها دست پیدا میکرد. این فصل جزئیات چنین اقداماتی را از حصول اطمینان نسبت به کیفیت کالای فروخته شده تا حفظ وفاداری مشتریان توجه به رقبا و تعامل سازنده با نمایندگان فروش و خدمات بعد از فروش مورد مطالعه قرار میدهد.
شخصیت و منش حرفهای - صنعتی فضلالله رهنما
در فصل هفتم به توصیف شخصیت و منش حرفهای - صنعتی مهندس فضلالله رهنما به مثابه یک کارآفرین فنسالار پرداخته شده است. در این فصل تمایز شخصیتی او را با دیگر کارآفرینان حتی کارآفرینان صنعتی، نشان داده شده است. او انسانی نوآور بود و شیوههای سنتی تولید را برنمیتابید اما برخلاف بسیاری از صنعتگران هم عصر خود سنتهایی را در رفتار خود نهادینه کرده بود که او را از بقیه صنعتگرانی که خاستگاه تحصیلات فنی داشتند و از بازار تجاری به صنعت وارد نشده بودند متمایز میکرد. برای فهم این نوع شخصیت از مفهوم حک شدگی فرهنگی استفاده و به تفصیل درباره این مفهوم بحث شده تا کاربرد آن را در شخصیت او نشان دهد و نیز آن را از انواع مختلف حک شدگی متمایز کند. همچنین به این پرسش پاسخ داده شده که چه ویژگیهایی از محل جغرافیایی و زندگی او در اصفهان در رفتارش نهادینه شده بود که او را مانند دیگران به دنبال فرصتهای بیشتر به تهران نکشاند. به علاوه به برخی کنشهای غیر اقتصادی و صنعتی او نیز اشاره شده هر چند که سراسر کوششهای او را میتوان دیگرخواهانه قلمداد کرد چون او صنعت را در خدمت بشر میخواست.
در فصل هشتم به رابطه مهندس رهنما با استادکاران و کارگران اشاره شده است. او برخلاف دیگر کارآفرینان صنعتی از آغاز با دو گروه متفاوت سروکار داشت که جایگاه متفاوتی در بنگاه صنعتی دارند درست است که هر دو در یک فضا کار میکنند اما جایگاه استادکار در کارگاه - به معنی درست کلمه -که با شاگرد در رابطه است از جایگاه کارگر که جایگاهش کارخانه است. و وظیفهاش انجام کاری است مشخص متمایز است که باید بتوان آن را اندازهگیری کرد. در حقیقت یکی از مشکلات صاحبان صنایع حل تضادهای منافع خود با منافع عوامل دیگر تولید از جمله نیروی کار بوده است. به غیر از پرداخت دستمزد عادلانه که راهی قطعی برای حل تضاد بین کارگر و کارفرما نیست شیوههای مختلفی برای حل این تضاد به کار رفته است. مهندس رهنما نیز قاعدتاً باید علاوه بر مشکلات دیگر تولید با این مسئله روبهرو میشد. او هم مالک هم مدیر و هم کارفرمای کارخانه بود که با دو گروه استادکار و کارگر سروکار داشت. در مقابل او استادکاران کارمندان و کارگران بودند که هر کدام منافع خود را داشتند. رابطه مقتدرانهای که مهندس رهنما با آنها برقرار کرده بود از بالا به پایین بود اما برای تعادل در فضای بنگاه به ایجاد یک رابطه پدرانه نیاز بود. به علاوه او واقعاً به دنبال درآمد بیشتر به تأسیس شرکت پلار نپرداخته بود چون از طریق ارائه تخصصش به دیگر صنایع به این هدف میرسید. در این فصلبه این مساله اشاره شده که او چگونه توانست این تضاد منافع را حل کند. به عبارت دیگر چگونه میتوانست منافع خود را در سطوح مختلفی که هر کدام به دنبال منافع خود در کارخانه گرد هم آمده بودند تأمین کند به نحوی که دیگران نیز بپذیرند او منافع آنها را نیز مورد توجه قرار داده است.
شرکت پلار یکی از مواریث مهندس رهنما است
در فصل نهم به رابطه مهندس رهنما و دولت پرداخته شده است. در این پژوهشها نشان داده شده که دولت به صنایع بخش خصوصی اصفهان کمترین کمک را کرد. این امر نشاندهنده فقدان آمایش صنعتی در آن دوره است که تحقیقات دیگر نیز بر آن تأکید داشتهاند. معذالک مرکز راهنمایی صنایع پیشنهاد کمکهای فنی و تشکیلاتی را به شرکت پلار تسلیم کرده بود اما مشخص نیست که چرا از این کمکها استفاده نشد. به علاوه جزئیات این پیشنهاد درخواستها و شکایات مهندس رهنما که از طریق اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران به مقامات اقتصادی منعکس میشد نشاندهنده مشکلات متعددی بود که بخش خصوصی در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی با آن روبهرو بود. در این فصل به شرح و تحلیل این مشکلات پرداخته شده است.
در فصل دهم میراث مهندس رهنما مطالعه شده است. شرکت پلار یکی از مواریث مهندس رهنما است که در اصفهان هنوز به فعالیت میپردازد و در خاطره مردم اصفهان نهادینه شده است. این فصل به جمعبندی دستاوردها و چالشهای مهندس رهنما پرداخته شده تا نشان دهد چه فرصتهایی بر سر راه او بود و مورد استفاده بهینه قرار نگرفت و چه عواملی مانع گسترش و توسعه فعالیتهایش شد.
جلال آلاحمد تمام حرفها را درباره صنعت زده است
سعیدی در جای دیگری میگوید: جلال آلاحمد به عنوان پیشتاز روشنفکران ایرانی تمام حرفها را درباره صنعت زده است: این که دانشجویان فنی نماینده صنعتگران و صنایع ما هستند و فرقی بین آنها و مهندسان صنایع نیست؛ یا این که به آنها چیزی درباره اهمیت فرهنگ و ادبیات نیاموختهاند و آنها نیازی به آن احساس نمیکنند؛ تمام صنایع و صنعتگران ما تنها میآموزند و اجرا میکنند و گرنه ماشین نمیتوانند بسازند و نمیسازند؛ و این تصور که فرض بر این است که مهمترین بخش صنعت ماشینسازی است. سه جلسه بحث با دانشجویان فنی نیز کفایت میکرد تا آل احمد به این نتیجه برسد که دیگر آگاهی از زندگی و تفکر سایر مهندسان لازم نیست. به تعبیر داریوش شایگان در پاسخی غیر مستقیم به آل احمد «اینها حالیشان نبود که ایران دارد به چه سویی میرود. به مسائل اقتصادی به مسائل صنعتی شدن مملکت به جو تحولات دنیا توجه نداشتند. خیلی بی اطلاع بودند.... اغلب آنالیزهایی که از اوضاع اقتصادی یا صنعتی و.... میکردند کلیشهای بود هی میگفتند صنایع مونتاژ حال آن که چنین نبود. اغلب با صنایع مونتاژ شروع میشود بعد رفته رفته ارزش افزودهاش زیادتر میشود آنها به این موضوع آگاه نبودند. بعد هم یک نوع چپ زدگی به طور کلی.»
گسترش همین تفکرات قالبی و ایدئولوژیک چنان بر پیچیدگی مطالعات تاریخی تازه میافزاید که کار تدوین زندگینامه شخصیتهای اقتصادی و صنعتی را مشکلتر میکند صرف نظر از دشواری دستیابی به منابع اسناد و روایتها در پیش گرفتن هر نوع مطالعه تاریخی نو از زندگی چنین افرادی که خود مستلزم فرار از کلیشهها و اسطورههای پیشین است، نمیتواند از اتهاماتی چون قصهنویسی، شخصیتسازی، بزرگ کردن فاعلین در برابر ساختهای اجتماعی و غیره در امان بماند. نوشتن هر نوع زندگینامه در مورد شخصیتهای اقتصادی و بر محور ارائه جزئیات زندگیشان دچار چنین مشکلاتی است با وجود این هر چه اطلاعات و روایتهای بیشتری از زندگی چنین افرادی ارائه شود، امکان قضاوتهای عادلانهتری از وضع اقتصادی فراهم میآید که خود بنیان تاریخنگاریهای ایدئولوژیک گذشته را سُست خواهد کرد.
با وجود تمام این مشکلات به نظر میرسد به تدریج و البته با سرعتی بسیار آهسته از برخی مشکلات و موانع زندگینامهنویسی اقتصادی کاسته شده است. یکی از علل این موضوع البته برونرفتهای معرفتی نسبت به تاریخنگاری است. هر چند که ممکن است برخی این ادعا را گزاف بدانند اما در عرصه تاریخنگاری اقتصادی این چنین تغییری نسبت به گذشته احساس میشود که ممکن است تا حدی نشانه نوعی گشودگی افق فردگرایی در جامعه باشد. بنابراین هدف از این گونه مطالعات به هیچ وجه بزرگنمایی و اسطورهسازی از سرمایهداران و کارآفرینان ایرانی نیست بلکه کاوش در تاریخ اقتصادی و تبیین ساختار رفتار اقتصادی است که تحت تأثیر اسطورهسازیها و توهمها قرار دارد. به همین دلیل رهیافت ما به طور مشخص چند رهیافت تاریخی را در برمیگیرد. نخست رهیافت اخلاقی به این معنی که ما بدون تاریخ گذشتگان نمیتوانیم خودمان را بهتر بشناسیم وجود چنین انگیزهای ممکن است خواسته یا ناخواسته سرمشق گرفتن از روشها و فضیلتهای گذشتگان را در پی داشته باشد. دومین رهیافت الگوسازی است. به این معنی که ممکن است همچون ماکس وبر، جامعهشناس آلمانی تعدد چنین تحقیقاتی طراحی نمونه خیالی وبری را در آینده ممکن کند. به علاوه روش فردگرایانه بررسی تاریخ اقتصادی کمک میکند تا ضمن شناخت تجربه گذشتگان فهم ضعفهای کنونی نیز میسر شود. شاید این انگیزه شناختی از میل به شناخت نسبت به خود سرچشمه میگیرد ولی با یافتن بخشی از حلقههای مفقوده به حل مسائل و مشکلات موجود کمک خواهد کرد.
کتاب «موقعیت صاحبان صنایع در ایران عصر پهلوی: زندگی و کارنامه مهندس فضلالله رهنما، بنیانگذار شرکت صنعتی پُلار» نوشته علیاصغر سعیدی در ۳۲۴ صفحه و قیمت ۸۶۰ هزار تومان از سوی نشر نی منتشر شد.
نظر شما