پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
روایت‌هایی از انتقام، عشق و خون‌آشام

این روزها پنج اقتباس ادبی که به‌تازگی امکان تماشایشان فراهم شده، بحث داغ دوستداران سینما و کتاب را برانگیخته‌اند. از یک مینی‌سریال تعلیق‌افکن با بازی خاویر باردم تا فیلمی جنجالی دربارهٔ دانته و مافیا با هنرنمایی اسکار آیزاک؛ در این گزارش هر پنج اثر را از نظر پیشینهٔ ادبی و دلیل تازگی‌شان بررسی می‌کنیم.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنادر میان هجوم بی‌وقفه فیلم‌ها و سریال‌های تازه‌ای که هر ماه روی سکوهای پخش آنلاین قرار می‌گیرند، گاه آثاری پیدا می‌شوند که ریشه در ادبیات دارند و تماشای‌شان برای علاقه‌مندان کتاب تجربه‌ای دوچندان شیرین است. گاهی وفادارند به متن اصلی، گاهی چنان از آن فاصله می‌گیرند که اثری مستقل می‌آفرینند، اما همیشه این پرسش در ذهن باقی می‌ماند: «آیا تصویر توانسته به پای کلمات برسد؟» در ادامه با پنج اقتباس تازه یا تازه‌واردشده به پلتفرم‌های پخش آنلاین آشنا می‌شوید؛ آثاری که هرکدام به شکلی جذاب و امروزی، از دل رمان‌ها و داستان‌ها بیرون آمده‌اند.

روایت‌هایی از انتقام، عشق و خون‌آشام

اول: کیپ فیر (Cape Fear) – اپل تی‌وی

اقتباس از رمان «اعدام‌کنندگان» (۱۹۵۷) نوشته جان دی. مک‌دونالد

«کیپ فیر» نامی آشنا برای دوستداران سینمای تعلیق است. پیش از این دو بار بر پرده رفته بود، یکی در ۱۹۶۲ با بازی گریگوری پک و رابرت میچام، و دیگری بازسازی باشکوه ۱۹۹۱ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو. این‌بار اما خبر از یک مینی‌سریال ده‌قسمتی است به تهیه‌کنندگی اسکورسیزی و استیون اسپیلبرگ.

داستان هنوز همان است، مکس کدی (با بازی خاویر باردم)، جنایتکاری که تازه از زندان آزاد شده، برای انتقام از وکلایی که باعث محکومیتش شدند دست به هر کاری می‌زند. ایمی آدامز و پاتریک ویلسون نقش وکلا (و زوج زندگی) را بازی می‌کنند که در محاصره ترس و روان‌پریشی کدی گرفتار می‌شوند.

علاوه بر بازیگران درجه‌یک، سریال با نگاهی روان‌شناختی و به‌روز، «شیفتگی عصر جدید به جنایات واقعی» را به چالش می‌کشد. باردم در سکوت و آرامش وحشت‌انگیز ظاهر می‌شود و شخصیتش دردی کهنه را با خود حمل می‌کند. نسخه‌ای تازه از یک داستان هفتادساله که هنوز هم می‌ترساند.

روایت‌هایی از انتقام، عشق و خون‌آشام

دوم: پیلیون (Pillion) – اچ‌بی‌او مکس

اقتباس از رمان «باکس هیل» (۲۰۲۰) نوشته آدام مارس جونز

اگر به دنبال تجربه‌ای غیرمنتظره و متفاوت هستید، «پیلیون» شگفت‌زده‌تان می‌کند. این فیلم، اقتباسی آزاد از رمان «باکس هیل» اثر آدام مارس جونز است. داستان درباره کالین با بازی هری ملینگ، یک مأمور پارکبان درون‌گرا، و ری با بازی الکساندر اسکاشگورد، موتورسواری مرموز و مسلط است که کالین تسلیم او می‌شود. این فیلم پیش از این در بریتانیا اکران شده و با تحسین منتقدان روبه‌رو شده است.

«پیلیون» بیش از هر چیز اثری درباره دگرگونی عاطفی و کشف هویت از دل یک رابطه نامتعارف است. نشریه BFI آن را «کاوشی در وحشی‌گری و لطافت یک رابطه عاشقانه» خوانده است. فیلمی که با بازی باورنکردنی دو بازیگر اصلی، نشان می‌دهد که سینمای مستقل هنوز هم حرف تازه‌ای برای گفتن دارد.

روایت‌هایی از انتقام، عشق و خون‌آشام

سوم: خون‌آشام لستات (The Vampire Lestat) – ای‌ام‌سی

اقتباس از رمان «خون‌آشام لستات» (۱۹۸۵) نوشته ان رایس

طرفداران «جهان جاویدان» ان رایس بالاخره پس از دو فصل «مصاحبه با خون‌آشام» به چیزی که منتظرش بودند رسیدند، سریالی که مستقیماً نام لستات را یدک می‌کشد و به جای روایت غم‌انگیز لوئی، سراغ شخصیت جذاب و پرانرژی لستات دیونکورت می‌رود. سم رید در این نقش بازمی‌گردد و این بار لستات یک گروه موسیقی راک راه می‌اندازد و همزمان با روایت «مصاحبه با خون‌آشام» جر و بحث می‌کند. تریلر سریال با اجرای آهنگ «رقصیدن با خودم» از بیلی آیدل توسط لستات، لحنی آمیخته به اغراق، جذابیت گوتیک و هرج‌ومرجی حساب‌شده دارد.

این سریال کوک تازه‌ای به ژانر خون‌آشامی می‌زند، این دیگر روایتی مالیخولیایی از تنهایی ابدی نیست، بلکه راک‌اند رول، آدرنالین و جاه‌طلبی بی‌پروای لستات است که محور قرار گرفته. در دنیایی که اقتباس‌های خون‌آشامی بسیار شده، «خون‌آشام لستات» با صراحت به استقبال اغراق و نمایشی‌گری می‌رود و فرصتی است برای تماشای ان رایس به شکلی که پیشتر ندیده‌ایم: پرزرق‌وبرق، جسور و بی‌اعتنا به قراردادهای همیشگی.

روایت‌هایی از انتقام، عشق و خون‌آشام

چهارم: تو را پیدا خواهم کرد (I Will Find You) – نتفلیکس

اقتباس از رمان «تو را پیدا خواهم کرد» (۲۰۲۳) نوشته هارلن کوبن

هارلن کوبن و نتفلیکس شراکتی قدیمی و پربار دارند، از «بی‌گناه» تا «یک بار فریبم بده» و «نگهبانان». این‌بار نوبت به اقتباس از جدیدترین رمان او می‌رسد، «تو را پیدا خواهم کرد» در هشت قسمت و با بازی سم ورثینگتون (آواتار) در نقش دیوید باروز، پدری که به اشتباه به قتل پسر خود متهم شده و دوران حبس ابد را می‌گذراند. ناگهان نشانه‌هایی دریافت می‌کند که پسرش شاید هنوز زنده است و مجبور می‌شود از زندان فرار کند تا حقیقت را کشف کند.

کوبن خود در کنار رابرت هال به‌عنوان شورانر در ترجمه این داستان به قالب تصویری نقش داشته است. منتقدان می‌گویند این اقتباس «تاریک‌تر از بسیاری سریال‌های قبلی کوبن است، چرا که راز از همان ابتدا عمیقاً شخصی است». روایتی از گناه ناکرده، پدری شکسته و معمایی غیرممکن که این‌بار در دل غم فقدان ریشه دارد.

روایت‌هایی از انتقام، عشق و خون‌آشام

پنجم: در دست دانته (In the Hand of Dante) – نتفلیکس

اقتباس از رمان «در دست دانته» (۲۰۰۲) نوشته نیک توشس

از میان این پنج اثر، یکی بیش از همه جسورانه و بحث‌برانگیز به نظر می‌رسد، «در دست دانته» ساخته جولیان اشنابل کارگردان «کلاه‌غواصی و پروانه». اقتباسی از رمان نیک توشس که در آن دو خط داستانی موازی پیش می‌رود، در زمان حال، نویسنده‌ای به نام اسکار آیزاک به رئیس مافیا کمک می‌کند تا نسخه خطی اصلی «کمدی الهی» دانته را بدزدد و در سده چهاردهم، خود دانته آلیگیری باز هم با بازی اسکار آیزاک در حال جان‌کندن برای نوشتن شاهکارش است. بازیگران پرافتخاری چون گال گدوت، جرارد باتلر، جیسون موموآ، جان مالکوویچ، آل پاچینو و حتی خود مارتین اسکورسیزی در کنار آیزاک حضور دارند.

اتفاقاً نه به این دلیل که شاهکاری بی‌نقص است بلکه برعکس، به دلیل جنجالی که راه انداخته. منتقدان آن را «پرطمطراق، پرمدعا و افتضاح» خوانده‌اند و آن را «تلاشی فاجعه‌بار» نامیده‌اند. اما عظمت یک اثر الزاماً به یکدستی آن نیست. «در دست دانته» پروژه‌ای جاه‌طلبانه است که دهه‌ها در ذهن اشنابل پرورانده شده، فیلمی که سودای پیوند زدن دانته، مافیا و «کمدی الهی» را دارد. برای تماشاگری که از جسارت سینمایی لذت می‌برد، چنین جسارتی، هرچند ناموفق ارزش یک بار تجربه کردن را دارد.

نکته جالب درباره این پنج اثر، تنوع شگفت‌انگیز آنهاست، از اقتباسی هفتادساله تا رمانی که تازه در ۲۰۲۳ منتشر شده؛ از سریالی گوتیک و خون‌آشامی تا کمدی-درام عاشقانه در جهانی نامتعارف و در نهایت از یک تریلر روان‌شناختی تا اثری سوررئال و تجربی که از دل قرون وسطی و ایتالیای امروز سر برآورده است.

این روزها بهترین فرصت است تا ببینید چگونه یک ایده اولیه روی کاغذ می‌تواند با عبور از قاب دوربین، به روایتی تصویری و جان‌دار تبدیل شود. برخی وفادار می‌مانند، برخی رها می‌کنند و برخی چنان دگرگون می‌شوند که رد کتاب اصلی در آنها محو می‌شود. اما فارغ از نتیجه، همیشه یک چیز جذاب باقی می‌ماند، پرسش معروف «کتاب بهتر بود یا فیلم؟» که خود بهترین بهانه است برای غرق شدن در هر دو.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها