به گزارش سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: در دنیای پرشتاب ادبیات کودک و نوجوان، رسیدن به تعادلی ظریف میان «سرگرمی بصری» و «عمق روانشناختی» همواره یکی از چالشهای بزرگ ناشران و مترجمان بوده است. مانگای «نوزومی کوچک و یومه بزرگ» اثری است که با شکستن قالبهای رایج کتابهای مصور، نه تنها با تکنیکهای بصری خاص ژاپن (مانند جهتخوانی راستبهچپ، پنلآرایی سینمایی و ادغام افکتهای صوتی با تصویر)، بلکه با نگاهی عمیق به دنیای درون نوجوان ایرانی، توجهها را به خود جلب کرده است.
اما پشت پردهی این زیبایی بصری و روایت تأثیرگذار، زحمات بسیاری نهفته است؛ از چالشهای ترجمهی مفاهیم فرهنگی و زبانی پیچیدهی ژاپنی به فارسی، گرفته از تصمیمات هنری برای حفظ امانتداری در عین سازگاری با هنجارهای فرهنگی.
بر این اساس خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با اکرم شکرزاده، مدیر هنری و مترجم این اثر گفتوگو کرده است. شکرزاده در این مصاحبه، علاوهبر تحلیل فنی پرسپکتیو و رنگشناسی، نکاتی کاربردی برای والدین و مربیان ارائه میدهد تا چگونه میتوانند از این کتاب به عنوان پلی امن برای گفتوگو با نوجوانان درباره احساسات دشوارشان استفاده کنند. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.
به عنوان مدیر هنری که هم روی مانگا و هم کتابهای دیگر کودک و نوجوان کار کردهاید، چه تفاوتهای اساسی در طراحی بصری و صفحهآرایی «نوزومی کوچک و یومه بزرگ» با یک کتاب تصویری غیر مانگایی حس کردید؟
تفاوت اصلی مانگاها با کتابهای غیرمانگایی مثل کتابهای مصور غربی یا کمیک شامل این موارد میشود: جهت خواندن کتاب که از راست به چپ است، استفاده از پنلهای پیوسته و کوچک بهجای پنلهای کامل و جداگانه برای القای حس خوانش سریع و سینماییگونهی کتاب و گاهی حذف قابها، تنوع در سایز و شکل پنلها که اغلب نامنظم هستند و نحوه نمایش متن و دیالوگها که اغلب بهشکل بیضی یا ابری هستند نه منظم و خطی. افکتهای صوتی هم بخشی از نقاشی کتاب به حساب میآیند و گاهی با قاب ادغام میشوند.

در ترجمه و ویرایش این مانگا، چه چالشهای فرهنگی یا زبانی خاصی وجود داشت که بخواهید متن و تصویر با هم هماهنگی کامل داشته باشند؟
۱. هنجارها و پوشش
نه تنها در مانگاها بلکه در بیشتر رمانهایی که از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه میشوند، تفاوت هنجاری وجود دارد که ناشی از تفاوت فرهنگی است. مثلا در این مانگا سبک پوشش و عادتهای رفتاری یومه با فرهنگ ایرانی اسلامی کمی مغایرت دارد که ما در فرآیند ترجمه و صفحهآرایی با حفظ امانتداری سعی کردیم این تفاوتها را کمرنگ کنیم.
۲. فاصلهگذاری اجتماعی
دومین تفاوتی که بین ادبیات آسیای شرقی و ادبیات فارسی وجود دارد، فاصله اجتماعی بین اشخاص است که با پسوندهای متفاوت نشان داده میشود. این پسوندها در زبان فارسی وجود ندارند و ما در ترجمه از همان پسوندهای ژاپنی استفاده کردیم و در قالب پاورقی توضیحاتی ارائه دادیم.
۳. آواواژه
استفاده از آواواژه یکی دیگر از ویژگیهای مانگاهاست. این آواواژهها در زبان فارسی هم وجود دارند ولی نه به گستردگی زبان ژاپنی. چالش ما در فرآیند ترجمه جایگذاری آواواژههایی است که در فارسی معادلی ندارند و ناچاریم به جای معادل دقیق، نزدیکترین معادل را انتخاب کنیم.
شخصیت «نوزومی کوچک» را از نظر بصری و رفتاری چطور ارزیابی میکنید؟ آیا او بازتابی از دغدغههای واقعی کودکان و نوجوانان امروز ایران هم هست؟
نوزومی معمولا در قابهایی کشیده میشود که دنیای اطراف را بسیار غولآسا نشان میدهد. او طوری طراحی شده که بزرگتر از سنش به نظر بیاد و این حس را به خواننده القا کند که بهلحاظ شخصیتی به بلوغ فکری رسیدهاست. شخصیت نوزومی برای نوجوانها جذاب است، چون دختری مصمم، باهوش و تحلیلگر است که با وجود مشکل بزرگی که درگیرش شده نه تنها به زندگی خودش، بلکه به زندگی یک فرد بزرگتر هم سروسامان میدهد و سعی میکند اقدامی هرچند کوچک درجهت بهترکردن اوضاع انجام بدهد.
درمورد بخش دوم سوالتان، بله. نوجوان ایرانی هم گاهی در برابر مشکلات احساس کوچک بودن میکند و فشارهای تحصیلی، بحران اقتصادی و آینده شغلی مبهم باعث ناامیدی او میشود. این کتاب به مخاطب نشان میدهد که مشکلات و موانع هر چقدر بزرگ و غیرقابل حل بهنظر برسند، ذهن خلاق و پویای نوجوان و جوان میتواند راهحلی برای آنها پیدا کند. البته همیشه هدف ما از انتخاب کتاب پرداختن به دغدغههای روزمره نیست. مطالعه ابزاری برای آشنایی با فرهنگهای مختلف و لذت بردن از اوقات فراغت است.

چگونه تعادل بین فضای فانتزی و تخیل مانگا با نیازهای تربیتی و روانشناختی مخاطب کودک و نوجوان در این کتاب حفظ شده است؟
استراتژی هوشمندانهای که در این مانگا استفاده شده، پنهانکردن مسائل جدی در دل دنیایی فانتزی، بدون سادهسازی یا تحریف است. مثلا اگر مستقیم با نوجوان درباره انزوای اجتماعی یا بیمسئولیتی حرف بزنی، مقاومت میکند و خسته میشود، ولی وقتی غیرمستقیم و در قالب تصاویر این مفاهیم به او نشان داده شود، در ناخودآگاهش اثر میگذارد. نوجوانان نیاز دارند بدانند احساسات پیچیدهشان (خشم ، ترس از آینده، بیاعتمادی به دیگران) «غیرعادی» یا «بد» نیستند و هیچ تغییری سریع اتفاق نمیافتد.
رفتار یومه یکشبه تغییر نمیکند. حتی تا جلد دوم، هنوز عادت بد رفتاریش را ترک نکردهاست. این روند کند و واقعی به نوجوان میگوید: «تغییر سخت است». نوزومی هم گاهی ناامید میشود و گریه میکند، این به نوجوان اجازه میدهد بدون شرم، شکست را بپذیرد. در این مانگا درس اخلاقی صریحی به نوجوانان داده نمیشود. نوزومی هیچوقت نمیگوید: «یومه باید آدم بهتری شود». او فقط کارهای کوچک ممکن را انجام میدهد تا اوضاع را سروسامان بدهد. این رویکرد با روانشناسی رشد نوجوان هماهنگ است. نوجوان در این سن از شعار متنفر است، اما از مشاهدهی جزئیات واقعی رفتار انسانها یاد میگیرد که چه رویکردی داشته باشد.
به عنوان کسی که سالها در انتشارات نگاه آشنا روی آثار هنری کودک کار کرده، چه ویژگی خاصی در «نوزومی کوچک و یومه بزرگ» دیدید که تصمیم گرفتید آن را به مجموعه بیفزایید؟
علاوه بر پتانسیل بصری و تکنیکهای منحصربهفرد آن در بازنمایی عواطف و پرداخت درونمایهها، جذابیت موضوعی اثر برای من بهعنوان معلمی که سالها با نوجوانان کار کردهام، نقشی تعیینکننده داشت. این داستان روابطی از نوع «همزیستی مبتنی بر بحران» را روایت میکند؛ جایی که هیچیک از دو شخصیت اصلی نه در جایگاه ناجی مطلق و نه در نقش قربانی صرف تعریف نمیشود. هر دو با چالشهایی دستبهگریباناند که با مسائل رایج نوجوانان و جوانان امروزی همپوشانی آشکاری دارد: اضطراب اجتماعی، تنهایی مزمن، خودکوچکانگاری و... آنچه در این میان برای من برجسته بود، نه صرفاً طرح این مسائل، بلکه تأکید بر «قدمهای کوچک عملی» برای مواجهه با آنها بود؛ قدمهایی که بهجای حذف مسئله، امکان زندگی کردن با آن را فراهم میکنند.
نقش رنگ، پرسپکتیو و طراحی کاراکتر در این مانگا چه تأثیری بر انتقال حس تنهایی، دوستی یا شجاعت به خواننده نوجوان دارد؟
از آنجایی که نوزومی به اندازه یک قوطی نوشابه است، پنلها از زوایای نامتعارف استفاده میکنند. در نمای از پایین به بالا (دید نوزومی به یومه)، یومه مانند کوهی عظیمالجثه دیده میشود؛ گاهی حتی صورتش در قاب نمیگنجد. این پرسپکتیو حس «کوچکی در برابر مشکلات» را القا میکند. در نمای مقابل (یومه از بالا به پایین)، نوزومی نقطهای ناچیز روی زمین است، القای این حس که «شایسته جدی گرفته شدن نیست». نکته درخشان تکرار همین نماها در میانه داستان است؛ با این تفاوت که این بار یومه برای دیدن نوزومی خم میشود و زاویه دید تعدیل میشود، تغییری که شکلگیری دوستی را روایت میکند. پس از استقرار رابطه، برای القای برابری، پرسپکتیو «همسطح» جایگزین میشود. با وجود تفاوت فاحش در جثه، چهره هر دو در یک پنل قرار میگیرد؛ پیام بصری: برای ارتباط انسانی باید از تفاوتهای سطحی گذشت.
آیا در پروژههای مشابه (چه مانگا و چه غیر مانگا) تجربهای داشتید که بتواند الگویی برای بهتر فهمیدن این اثر توسط مخاطب ایرانی باشد؟
مانگای صدای خاموش
تو دنیای من باش
راز تماس ریو
جوزه ببر و ماهی
اگر بخواهید «نوزومی کوچک و یومه بزرگ» را برای یک والد یا معلم که آشنایی چندانی با مانگا ندارد توصیه کنید، چه نکاتی را برجسته میکنید تا آنها را به همراهی با کودک یا نوجوان در خواندن این کتاب ترغیب کنید؟
این مانگای ژاپنی ممکن است ظاهری شبیه انیمه داشته باشد، اما چیزی بسیار عمیقتر از یک ماجراجویی ساده است. این کتاب به شما کمک میکند درباره احساسات سخت حرف بزنید. یک واسطه امن است برای پرداختن به آسیبپذیری نوجوانان. چیزهایی هست که بچهها به ندرت با ما در میان میگذارند:
«احساس میکنم کسی صدایم را نمیشنود»، این مشکل نوزومی است.
«چرا بعضی بزرگترها اینقدر بیحال و بیانگیزهاند؟»، این مشکل یومه است.
«میترسم آیندهام همین باشد»، این مشکل نوزومی است.
توصیه من ساده است: این کتاب را همراه فرزندانتان بخوانید. نه برای اینکه آنها را مجبور به حرفزدن کنید، بلکه چون خودِ خواندنِ مشترک، شرایطی را ایجاد میکند که نوجوانان خودشان درباره احساساتشان حرف بزنند. لازم نیست چیزی از مانگا بدانید. فقط همراه شوید. بخوانید. و گاهی بپرسید: «به نظر تو چرا این کار را کرد؟»
نظر شما