پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۳
داعش با رسانه، خود را به یک ابر قهرمان ترسناک تبدیل کرد

قزوین- مجید بهستانی نویسنده کتاب «داعش و رسانه‌های نوین؛ چگونه افراطی‌ها پروژه اسلام‌ هراسی را تکمیل می‌کنند؟» گفت: داعش یک موجود به‌روز رسانی شده و باهوش بود. آن‌ها در هوش ارتباطاتی درجه یک بودند و پروژه خود را چندرسانه‌ای جلو بردند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): در اوایل دهه ۹۰، منطقه خاورمیانه با پدیده شوم داعش مواجه شد؛ گروهی تکفیری که تلاش می‌کرد با جنایت، خشونت و ایجاد رعب و وحشت به اهداف خود دست یابد. بر خلاف تصویری که از اعضای این گروه در رسانه‌ها منتشر می‌شد، داعش با وجود ظاهر آشفته و ژولیده، از اتاق فکری منسجم و قدرتمندی برخوردار بود؛ موضوعی که به آن‌ها امکان داد تا پیشروی‌های مهمی داشته باشند و خسارات گسترده‌ای را به سرزمین‌های تحت اشغال خود تحمیل کنند.

با گذشت زمان، بیش از پیش آشکار شد که بخش مهمی از موفقیت‌ها و پیشروی‌های داعش، مرهون عملکرد رسانه‌ای این گروه بوده است. آن‌ها با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و ابزارهای نوین رسانه‌ای، توانستند اقدامات خود را پررنگ جلوه دهند و در زمینه عضوگیری نیز عملکرد قابل توجهی داشته باشند.

کتاب «داعش و رسانه‌های نوین؛ چگونه افراطی‌ها پروژه اسلام‌ هراسی را تکمیل می‌کنند؟» به‌ تازگی به قلم مجید بهستانی تألیف و از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی قزوین منتشر شده است. به همین مناسبت و برای بررسی ابعاد رسانه‌ای فعالیت‌های این گروه تروریستی، گفت‌وگویی با این نویسنده انجام شده که در ادامه می‌خوانید.

انگیزه اصلی شما از نگارش کتاب «داعش و رسانه‌های نوین» چه بود و این پژوهش در ادامه چه خلأ علمی یا رسانه‌ای را پوشش می‌دهد؟

سال‌های 1393 و 94، جریان‌های تکفیری و جهادی که داعش مشهورترین آن‌ها بود، کنترل بیشتر خاک سوریه و بخش‌هایی از خاک عراق را در تصرف داشتند. ضمنا داعش در برخی سرزمین‌های دیگر هم عملیات نظامی اجرا می‌کرد. پس یک گروه سیاسی نظامی ضد شیعی، ضدایرانی و ضد محور مقاومت در منطقه شکل گرفته بود، ولی آن‌ها برخلاف ظاهر ترسناک و ایدئولوژی سلفی خود، به راحتی از ابزارهای مدرن از جمله رسانه‌های نوین کمک می‌گرفتند. شگفت انگیز بود که درصد قابل توجهی از شهروندان یا ساکنان کشورهای پیشرفته جذب این ایده می‌شدند و برای جهاد، خود را به منطقه شامات می‌رساندند. در میان آن‌ها تحصیلکردگان رشته‌های فنی و مهندسی و پزشکی نیز وجود داشت. چطور داعش می توانست جذاب باشد؟ خب طبیعی بود که یکی از ابزارها برای تبلیغ، رسانه‌های نوین بودند. چگونه آن‌ها به خوبی از این ابزارها برای تطهیر خود و جذاب کردن ایدئولوژی و ماموریت خویش استفاده می‌کردند؟ این‌ها سئوالات رسانه‌ای و ارتباطاتی مهمی بود که باید به آنها پرداخته می‌شد. البته آن موقع پژوهش‌ها حول ماهیت داعش و گروه‌های تکفیری یا مسائل سیاسی و نظامی آن می‌چرخید و بحث رسانه و ارتباطات کمرنگ بود. آن موقع پژوهشی در این باره منتشر نشده بود. البته بعدها متوجه شدم که دو کتاب دیگر هم به این موضوع پرداختند، هر چند که در نحوه پرداخت و سامان پژوهش تفاوت‌هایی وجود دارد.

در کتاب، داعش را چگونه در نسبت با «رسانه‌های نوین» تحلیل کرده‌اید؛ آیا این رابطه صرفاً ابزاری است یا بخشی از ماهیت سازمانی آن محسوب می‌شود؟

ایدئولوژی داعش عملگرا است. بر خلاف اسلاف نهضت‌های سلفی در جهان اسلام، آن‌ها فوق‌العاده عملگرا هستند و به ابزارهای نوین برای رسیدن به اهداف استفاده می‌کنند. ولی آن‌ها در احکام شرعی یا احکام حکمرانی تحولی در خود نداشتند و با مفاهیم جدید سیاست بیگانه هستند.

در بخش «اسلام‌ هراسی»، چه سازوکارهایی برای تداوم و بازتولید این پدیده در بستر رسانه‌ای معاصر توضیح داده‌اید؟

اسلام‌هراسی یک فرآیند طبیعی تاریخی مذهبی بود که با ظهور اسلام در مغرب زمین متولد شد. ولی بعدها و خصوصا با ظهور دولت مدرن، این مسئله به صورت یک پروژه برنامه‌ریزی شده درآمد به‌ویژه از زمانی که آن‌ها خواستند به سرزمین‌های اسلامی به عنوان استعمارگر پا بگذارند، خرج زیادی کردند و کلیشه‌های تاریخی تثبیت شدند. مثل اعراب عقب مانده و هوس‌ران، یا اسلام به مثابه دین بدوی و غیرعقلانی. داعش می‌خواست با ترساندن به اهدافش برسد و یکی از دلایل جنایات وحشتناک و سپس ساختن کلیپ و عکس هنری از آن‌ها و مخابره به رسانه‌های جهان، این بود که ترس عمیق در دل مردم از جمله غربی‌ها ایجاد کنند. شاید با این ترس، آن‌ها از سرزمین‌های اسلامی پا پس بکشند. رسانه‌های غربی با خوراک حاضر آماده مواجه شدند که کلیشه‌های رسانه‌ای آنها را تایید می‌کرد؛ البته با کیفیت تصاویر بالا. پس این دو موجود، با دو هدف متفاوت نیازهای یکدیگر را تأمین می‌کردند. یک نوع سازه انگاری ارتباطاتی در اینجا مشاهده می‌شود. این‌گونه بود که افراطی‌ها پروژه اسلام هراسی را تکمیل می‌کردند.

داعش با رسانه، خود را به یک ابر قهرمان ترسناک تبدیل کرد

در فصل مربوط به ملاحظات فرهنگی و رسانه‌ای داعش، مهم‌ترین الگوی عملیاتی این گروه در تولید و توزیع محتوا چه بوده است؟

پروژه رسانه‌ای داعش بر هویت‌سازی خود به عنوان «اسلام راستین» و نیز مهمترین دشمن غرب تأکید دارد. آن‌ها برای رسیدن به آن، به عملیات روانی و پروپاگاندا تأکید دارند. اغراق‌ گرایی و رمانتیسم در تولیدات هنری شان حضور دارد. بخشی از تصرفات سرزمینی آن‌ها در شامات و عراق به آسانی انجام گرفت و در واقع به سبب ترسی بود که در دل مردم و حتی قوای نظامی و انتظامی ایجاد کرده بودند. وقتی به عنوان یک ابرقهرمان و به صورت برق‌آسا آن‌ها تشکیل حکومت دادند، این ذهنیت در بخشی از افکار عمومی ضدامپریالیستی در جهان شکل گرفت که به این پروژه کمک بکنند تا سریع‌تر مثلا آمریکا یا دولت‌های دیگر استعماری سرنگون شوند. اینجا کارکرد روانشناسی اجتماعی در تولید قهرمان و ابرقهرمان نقش ایفا کرد.

در کتاب شما، نسبت میان «تبلیغات رسانه‌ای داعش» و «روایت‌سازی رسانه‌های جریان اصلی غربی» چگونه تحلیل شده است؟

قبلا به همین سئوال به نحو دیگری پاسخ دادم. این‌که تولیدات رسانه‌های داعش و کلیشه‌های اسلام هراسانه رسانه‌های غربی به صورت برساخت اجتماعی عمل می‌کرد و به نوعی ساخت اجتماعی واقعیت صورت گرفت. غرب خشن‌تر با داعش برخورد می‌کرد و آن‌ها خشن‌تر واکنش نشان می‌دادند. اساسا خودِ ظهور جریان جهادی تکفیری در جهان اسلام، محصول واکنشی به یک قرن استعمار مستقیم غرب در این نواحی است. به نوعی اسلام‌گرایی و سپس سلفیه پاسخی مدرن به استعمار مدرن هستند.

داعش با رسانه، خود را به یک ابر قهرمان ترسناک تبدیل کرد

در تحلیل کتاب، کدام بستر رسانه‌ای بیشترین نقش را در گسترش پیام‌های داعش داشته و علت برتری آن چه بوده است؟

واقعیت این که داعش موجود به‌روز رسانی شده و باهوشی بود. آن‌ها در هوش ارتباطاتی درجه یک بودند. پروژه خود را چندرسانه‌ای جلو بردند. از شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیوئی، تا چاپ مجلات رنگی با کیفیت کاغذی و دیجیتال، تا بستر پیام‌ رسان‌های اجتماعی، شبکه‌های فایل‌گذاری عمومی مثل یوتیوب و تیک تاک. حتی برای اقدامات نظامی و امنیتی هم از گوشی‌های هوشمند و نرم افزارهای کدگذاری شده بهره می‌بردند. حتی سراغ بازی‌های رایانه‌ای رفتند. در بستر گیمنیگ تبلیغات داشتند یا طرفداران آن‌ها بازی‌های رایانه‌ای می‌ساختند. خلاصه برای هر مخاطبی و سلیقه‌ای تولید رسانه‌ای و هنری داشتند.

در کتاب، برای تحلیل محتوای رسانه‌ای داعش از چه رویکرد یا روش مشخصی استفاده کرده‌اید و این روش چه محدودیت‌هایی در فهم داده‌ها ایجاد کرده است؟

سعی شد در جمع‌آوری داده‌ها تا آنجا که زمان و بودجه اجازه می‌داد استقرای تام صورت بگیرد. یعنی با کمک اوسینت. و بعد تحلیل محتوای کیفی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها.

مهم‌ترین نتیجه کتاب درباره نقش هم‌زمان داعش و رسانه‌های نوین در شکل‌دهی به تصویر جهانی از اسلام چیست؟

جریان‌های تکفیری جهادی بیش از آن‌ که بازگشت به احیای اسلام مدنظرشان باشد، خشونت‌ورزی سرلوحه عملی شان است. فکر می‌کنم جهان پست مدرن حول غریزه و شهوت شکل می‌گیرد که این مهم در تولید محتوای رسانه‌های نوین مشخص می‌شود. در همین بستر، پیام‌ها و تبلیغات تکفیری‌ها جذابیت پیدا می‌کند و سریعا مورد توجه مخاطبین جوان و نوجوان واقع می‌شود. سیاست‌زدایی و اندیشه‌زدایی عصر کنونی هم برای این گروه‌ها فرصت بزرگی فراهم می‌کند که فقدان اندیشه و عمق فکری خود را بپوشانند. یعنی برای مخاطب مهم نبود که آیا آن‌ها بازتاب حقیقت هستند یا نه. بلکه مهم بود آن‌ها به اندازه کافی قوی و ترسناک هستند. رسانه‌ها این پیام را به خوبی منتقل‌ می‌کردند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها