دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۸
بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

محمدرضا اصلانی (همدان)، پژوهشگر و منتقد ادبی، گفت: بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود که با تمام وجودش می‌نوشت. شخصیت‌های داستان‌هایش را از طیف مردم عادی و زنده‌ای برمی‌گزید که با آنها زندگی می‌کرد و به همین دلیل مخاطبان، خود را در داستان‌هایش پیدا می‌کنند. دردها، دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و بی‌پولی‌های شخصیت‌های بهرام صادقی همان چیزهایی هستند که مخاطبان با آنها درگیرند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: امروز ۸۹ سال از تولد بهرام صادقی می‌گذرد؛ نویسنده و پزشک ایرانی که با مجموعه داستان «سنگر و قمقمه‌های خالی» و رمان کوتاه «ملکوت» جایگاه ویژه‌ای در ادبیات مدرن ایران پیدا کرد. بهرام صادقی در ۱۵ دی ۱۳۱۵ در نجف‌آباد متولد شد و پس از دوران کودکی و تحصیل در اصفهان، به تهران آمد تا در رشته پزشکی دانشگاه تهران ادامه تحصیل دهد. صادقی دوران خدمت سربازی خود را در سپاه دانش گذراند و پس از آن به طبابت در کرج پرداخت. زندگی او با شور و استعداد ادبی عجین بود، اما این شور و استعداد در سال‌های پایانی عمر کوتاهش رو به خاموشی گذاشت. صادقی در سن ۴۸ سالگی درگذشت.

اوج هنر داستان‌نویسی بهرام صادقی، خود را در داستان‌های کوتاهش نشان می‌دهد؛ آثاری مانند «کلاف سردرگم»، «قریب‌الوقوع»، «غیرمنتظر»، «وسواس»، «سراسر حادثه»، «تأثیرات متقابل»، «آقای نویسنده تازه‌کار است»، «عافیت»، «با کمال تأسف» و… که اولین بار در نشریات، از جمله مجله «سخن»، منتشر شدند و نشانگر نگاهی مدرن و نوآورانه به زندگی اجتماعی و روان انسان بودند. این داستان‌ها در مجموعه «سنگر و قمقمه‌های خالی» به چاپ رسیدند. صادقی را همچنین با رمان کوتاه «ملکوت» می‌شناسند؛ رمانی که نخستین بار در مجله «کتاب هفته» منتشر شد و بعدها در مجموعه داستان «سنگر و قمقمه‌های خالی» و در نهایت به‌صورت مستقل منتشر شد. طنز سیاه، خلق موقعیت‌های ابزورد، ارائه تصویری نقادانه از زندگی روزمره روشنفکران، کارمندان و دانشجویان در متن زندگی مدرن شهری و سرخوردگی نسلی که در تحقق بخشیدن به آرمان‌هایش شکست خورده است، از ویژگی‌های آثار بهرام صادقی هستند. او همچنین نوآوری‌هایی را در فرم و شیوه روایت وارد داستان ایرانی کرد که در دوران خود پیشرو بودند. صادقی در سال ۱۳۵۴، جایزه ادبی فروغ فرخزاد را دریافت کرد.

به مناسبت سالروز تولد این نویسنده برجسته معاصر، سراغ محمدرضا اصلانی (همدان) - پژوهشگر و منتقد ادبی - رفتیم. اصلانی، دارای دکترای زبان‌شناسی است و تاکنون آثار ارزشمندی در حوزه نقد و پژوهش ادبی منتشر کرده که عبارتند از: «دریایی که همیشه توفانی بود: سیری در زندگی و آثار صادق چوبک»، «راوی داستان‌های غمناک در شب‌های بی‌مهتاب: سیری در زندگی و آثار بهرام صادقی، همراه با شعرهای منتشرنشده و یادداشت‌های روزانه»، «استعاره و مجاز در داستان»، «بازمانده‌های غریبی آشنا»، «سیری در آثار داستان‌نویسان کرد: بختیار علی»، «طنزپردازان و اسم‌های مستعارشان: دانشنامه تحلیلی کوچک»، «فرهنگ واژگان و اصلاحات طنز» اشاره کرد. اصلانی همچنین سه ترجمه را در کارنامه کاری خود دارد که عبارتند از: «راهنمای توچپی فریبکار» اثر سالوادور دالی، «زبان سیاست» اثر ایدریئن بیرد و «مارکسیسم و مسائل زبان‌شناسی».

با توجه به اهمیت جایگاه صادقی در ادبیات مدرن ایران و پژوهش‌های دقیق اصلانی درباره این نویسنده، مصاحبه با او فرصتی بود تا نگاه تازه‌ای به زندگی و آثار بهرام صادقی داشته باشیم و به‌بهانه ۸۹ سالگی تولد او، یاد و خاطره این نویسنده برجسته را گرامی بداریم:

بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

آقای دکتر، چرا با وجود حجم کم آثار، بهرام صادقی هنوز یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان داستان‌نویسی معاصر ایران محسوب می‌شود؟

بهرام صادقی عمر کوتاهی داشت و با توجه به عمر اندک خود حدود ۳۰ داستان کوتاه و یک داستان بلند نوشته است. حجم آثارش چندان اندک نیست، اما او همواره کیفیت را بر کمیت ترجیح می‌داد. با دقت و وسواس روی طرح داستان، ساختار، درون‌مایه و شخصیت‌پردازی تک‌تک داستان‌هایش کار می‌کرد و واقعاً وقتی می‌نوشت که دغدغه نوشتن داشت. او با دقت به متن جامعه نگاه می‌کرد؛ پزشکی بود که با دقت زخم‌های جامعه را مشاهده می‌کرد. به همین دلیل همچنان بر روح و جان مخاطبانش تأثیر می‌گذارد. بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود که با تمام وجودش می‌نوشت. شخصیت‌های داستان‌هایش را از طیف مردم عادی و زنده‌ای برمی‌گزید که با آنها زندگی می‌کرد و به همین دلیل مخاطبان، خود را در داستان‌هایش پیدا می‌کنند. دردها، دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و بی‌پولی‌های شخصیت‌های بهرام صادقی همان چیزهایی هستند که مخاطبان با آنها درگیرند.

برای مثال، در داستان بسیار موفق «قریب‌الوقوع»، ماجرای پرفراز و نشیب و سرنوشت غم‌انگیز دو دوست روشنفکر را به تصویر می‌کشد. صادقی می‌گوید: «چرا می‌خواهم خودکشی کنم؟ تو باید حدس بزنی، من نمی‌دانم. تردید است یا ترس از روبرو شدن با واقعیات؟ من غوطه‌ور شده‌ام، اما نه به این سادگی. در کثافت‌بارترین انواع آن، چیزهایی که مفهوم حقیقی‌اش فساد است، من همه چیز و همه کس را شناخته‌ام و حنای هیچ‌کس برایم رنگی ندارد.»

بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

آیا کارنامه ادبی بهرام صادقی را باید «ناتمام» دانست یا «کامل اما فشرده»؟

پاسخ دادن به این سؤال سخت است. بهرام صادقی جزو آن دسته از داستان‌نویسانی است که وقتی داستان‌هایش را می‌خوانیم، آرزو می‌کنیم ای کاش بیشتر می‌نوشت. اما واقعیت این است که او خیلی پیش از مرگش سال‌ها بود که دیگر نمی‌نوشت. تک‌تک داستان‌های بهرام صادقی کامل و فشرده است، اما در کلیت می‌توان گفت که بهرام صادقی مانند صادق هدایت داستان‌نویسی ناتمام ماند.

آیا جهان داستانی صادقی بیشتر بر پایه ابزوردیسم و اضطراب وجودی شکل گرفته یا داستان‌های او را باید نقدی پنهان بر جامعه زمانه او دانست؟

در نقد فلسفی تحت عنوان «ملکوت؛ جهنمی تاریک در سرزمینی سرد» در کتاب «راوی داستان‌های غمناک در شب‌های بی‌مهتاب»، به تفصیل درباره بن‌مایه‌های اگزیستانسیالیستی، تنهایی، ترس، اضطراب و مرگ‌آگاهی شخصیت‌های «ملکوت» سخن گفته شده است. همچنین برای تک‌تک داستان‌های «سنگر و قمقمه‌های خالی» توضیح داده شده است که بهرام صادقی چگونه فساد و انحطاط را افشا می‌کند و در داستان‌هایش موقعیت‌هایی ایجاد می‌کند که خواننده پس از خنده تلخ، در ژرفای ذهن خود به تفکر واداشته می‌شود.

شخصیت‌های پریشان و فروپاشیده آثار صادقی بازتاب مسائل فردی‌اند یا تصویری از زیست اجتماعی انسان معاصر؟
بهرام صادقی در زندگی فردی شکست‌های تلخی را تجربه کرد. بی‌معنایی پدیده هولناکی بود که در زندگی او اتفاق افتاد و با آن همه نبوغ ادبی، او را به مرز ننوشتن کشاند. مواردی مانند تنهایی، اعتیاد، بی‌پولی، بی‌علاقه‌گی به رشته تحصیلی، تجربه تهران مخوف و مشکلات شغلی بر او تأثیر داشت. به همه این موارد، تجربه اجتماعی را نیز اضافه کنید. صادقی متعلق به نسل شکست پس از کودتای ۲۸ مرداد بود؛ دوره‌ای تاریک که نسل روشنفکر دانشگاهی ایران را به اعتیاد، خودکشی، یأس و ناامیدی سوق داد. همه این‌ها در داستان‌های او به شیوه‌ای هنرمندانه انعکاس یافته است.

برای نمونه، داستان «سراسر حادثه» را به یاد آوریم؛ در این داستان، شخصیت‌ها با دغدغه‌ها و کشمکش‌های فلسفی و اجتماعی خود روبه‌رو هستند و مخاطب را به تامل وامی‌دارند.

طنز سیاه در آثار بهرام صادقی چه کارکردی دارد و این طنز بیشتر چه جنبه‌هایی از انسان و زندگی او می‌پردازد؟
طنز سیاه و تندرآسا، مهم‌ترین مشخصه در داستان‌های کوتاه بهرام صادقی است و او را در حوزه طنز ادبی فارسی نویسنده‌ای صاحب‌سبک می‌کند. طنز در آثار او مانند تازیانه بر گرده خواننده فرود می‌آید و او را از خمودگی بیدار می‌کند. طنز سیاه صادقی به جنبه‌های بیمارگونه، موحش و هولناک حیات بشری می‌پردازد. خود او در شهریور ۱۳۵۵ در مصاحبه با روزنامه رستاخیز می‌گوید: «حالا نوبت توست که به خود بیایی، بیندیشی و دریابی زهر واقعیتی را که بدون آگاهی تو در پیرامونت اعصابت را به رخوت و خمودی فرو برده است، باید با پادزهر تفکر و شناخت از تن و ذهنت بیرون بیاوری.»

بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

جایگاه رمان کوتاه «ملکوت» را در بین آثار صادقی چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا این رمان را باید اوج کارنامه ادبی صادقی دانست و تمایزی ویژه برایش قائل شد؟ چون بین آثارش، «ملکوت» شهرت خاصی پیدا کرده و براساس آن فیلم هم ساخته شده است.
«ملکوت» یکی از معدود داستان‌های فلسفی در ادبیات داستانی ماست. بی‌تردید، داستانی مهم، تأثیرگذار و متفاوت است. اما نباید از هفت داستان کوتاه شگفت‌انگیز در مجموعه «سنگر و قمقمه‌های خالی» چشم‌پوشی کرد؛ داستان‌هایی مانند «با کمال تأسف»، «غیرمنتظر»، «سراسر حادثه»، «قریب‌الوقوع»، «تدریس در بهار دل‌انگیز»، «تاثیرات متقابل» و «مهمان ناخوانده در شهر بزرگ» همگی نمونه‌های درخشان کارنامه او هستند.

ممکن است درباره تکنیک داستان‌های صادقی هم صحبت کنید؟ چون صادقی از آن نویسنده‌هایی‌ست که معلوم است به تکنیک و فرم داستان فکر می‌کرده است. مهارت او در تکنیک را بیشتر در کدام کارهایش می‌توان دید؟
برای مثال داستان «با کمال تأسف» را در نظر بگیرید. ذهنیت فانتزی و ایده‌آلیستی آقای مستقیم، کارمند تنها و فقیر، در تقابل با واقعیت هولناک دنیای بیرون قرار دارد. او از آگهی‌های ترحیم در روزنامه برای التیام دردهای خود استفاده می‌کند. این رفت‌وبرگشت‌ها بین ذهن آقای مستقیم و دنیای بیرون، دقیقاً همان نکته‌ای است که صادقی با تسلط بر تکنیک، به‌خوبی رعایت می‌کند و بالانس داستان هرگز به هم نمی‌خورد.

بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

«ملکوت» بهرام صادقی را با «بوف کور» صادق هدایت مقایسه کرده‌اند. از طرفی او با اصحاب «جنگ اصفهان»، از جمله ابوالحسن نجفی، در ارتباط بود. نسبت بهرام صادقی با نویسندگانی چون هدایت و نیز گلشیری که از نویسندگان شاخص «جنگ اصفهان» بود، چیست؟ آیا صادقی را در «ملکوت» می‌توان ادامه‌دهنده هدایت دانست و آیا می‌توان از تأثیر صادقی بر هوشنگ گلشیری سخن گفت؟
بی‌تردید، بهرام صادقی به صادق هدایت ارادت داشت و در آثارش تأثیر او را نشان می‌دهد، اما هرگز از او تقلید نکرد و مسیر مستقلی را طی کرد. در ارتباط با هوشنگ گلشیری، بهتر است این رابطه را در دایره بزرگ‌تری، یعنی نقش صادقی در «جنگ اصفهان» بررسی کرد. ماجرای آشنایی او با انجمن صائب و جنگ اصفهان در مقدمه کتاب «بازمانده‌های غریبی آشنا» به تفصیل آمده است.

سکوت و کم‌نویسی صادقی را باید ناشی از وسواس هنری دانست یا فشارهای روانی و اجتماعی؟
همه موارد گفته‌شده درست است. سکوت و کم‌نویسی او ترکیبی از وسواس هنری، فشارهای روانی و اجتماعی بود. توضیحات بیشتر در مقدمه‌های دو کتاب «راوی داستان‌های غمناک در شب‌های بی‌مهتاب» و «بازمانده‌های غریبی آشنا» آمده است.

بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

مهم‌ترین درسی که نویسندگان امروز می‌توانند از کارنامه ادبی بهرام صادقی بگیرند چیست؟
بهرام صادقی همواره در متن جامعه زندگی کرد و اتفاقات زیر پوست شهر را خوب می‌شناخت. او هرگز در کلاس داستان‌نویسی شرکت نکرد، بلکه با مردم به طور مستقیم ارتباط داشت؛ به قهوه‌خانه‌های کارگری خیابان دامپزشکی و خیابان هاشمی می‌رفت و جامعه و فرهنگ مردم را بی‌واسطه می‌شناخت.

درس مهم او برای داستان‌نویسان جوان این است که داستان‌نویسی کار بسیار سختی است و ممکن است نوشتن یک داستان سال‌ها طول بکشد. نویسنده باید بسیار بخواند، از تجربه‌های دیگران بهره ببرد و در تمام عرصه‌های جامعه حضور داشته باشد تا زبان و فرهنگ مردم را بی‌واسطه درک کند.

صادقی عجله‌ای برای چاپ آثارش نداشت و زمانی به چاپ داستان‌هایش در مجله «سخن» اقدام کرد که همگان بر موفقیت آن داستان‌ها مهر تأیید زدند. او متون مقدس قرآن، انجیل، تورات و ادبیات کلاسیک فارسی را بارها خوانده بود و با ادبیات جهان در روزگار خود کاملاً آشنایی داشت. مصاحبه مفصل او با هفته‌نامه «فردوسی» در سال ۱۳۴۵ نشان می‌دهد که بسیاری از آثار مهم ادبیات معاصر ایران را خوانده و نویسندگان آنها را می‌شناخته است.

بهرام صادقی داستان‌نویس بالفطره بود

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها