سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: داستان کودک و نوجوان در سالهای اخیر، مسیری گرچه پرفراز و نشیب اما به لحاظ کیفی رو به جلو داشته است. حضور آثار نویسندگان ایرانی این حوزه، همچون فرهاد حسنزاده، هوشنگ مرادی کرمانی، عباس جهانگیریان، احمد اکبرپور، حمیدرضا شاهآبادی، محمدرضا بایرامی و… در جوایز بینالمللی و ترجمه این آثار و نیز اقتباس سینمایی از بعضی از این آثار در داخل کشور، از مصادیق و اتفاقهای خوب در زمینه داستان کودکونوجوان است. در سالهای اخیر مخاطبان کودک و نوجوان، از ژانر وحشت و جنایی، بیش از دیگر ژانرها استقبال کردهاند. با توجه به ظرفیتهای غنی برخی از نویسندگان این حوزه، افقهای روشنتری میتواند پیش روی ادبیات کودک و نوجوان کشور ما باشد.
بر همین اساس، خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تلاش دارد تا در پرونده بررسی وضعیت داستان کودک و نوجوان، مهمترین مسائل این حوزه را در گفتوگو با فعالان این عرصه واکاوی کند. در این قسمت از پرونده، پای صحبتهای عباس جهانگیریان، نویسنده کودک و نوجوان، نشستهایم.
جهانگیریان در این گفتوگو از مهمترین علل شناختهنشدن ادبیات کودک و نوجوان در جهان میگوید، وظایف و مسئولیتهای نویسندگان این حوزه را برمیشمارد و از تغییر ذائقه کودکان و نوجوانان نسبت به داستان و رمان سخن میگوید. متن کامل این گفتوگو را با هم میخوانیم:
معرفی ادبیات کودک ایران به جهان مغفول مانده است
عباس جهانگیریان با اشاره به وضعیت ترجمه ادبیات کودک و نوجوان ایران، میگوید: در این حوزه کمکاری جدی صورت گرفته است. مخاطب زبان فارسی جهان محدود است، اما اثر یک نویسنده انگلیسی زبان یا عربی، چینی و اسپانیاییزبان، بیواسطه مترجم مخاطبی میلیونی دارد؛ از سوی دیگر، ترجمه زبان فارسی به دیگر زبانها دشوار و تعداد مترجمهای حرفهای اندک! و کمکاری نهادهای مسئول را هم اگر به آن اضافه کنیم، جای شگفتی نیست که ادبیات داستانی کودک و نوجوان ما چرا جهانی نشده. در این سالها آثاری از نویسندگان ایرانی در کشورهای دیگر ترجمه و با استقبال خوبی روبهرو بوده و مترجمان میگویند مخاطبان خارجی به ادبیات ایران علاقهمند شدهاند.
او افزود: در برخی کشورها کتابهای ایرانی به چاپ متعدد رسیدهاند. رمان زیبا صدایم کن اثر فرهاد حسنزاده در استانبول به چاپ ششم رسیده است اما با وجود این موفقیتها، معرفی ادبیات کودک ایران به جهان مغفول مانده است.
جهانگیریان با انتقاد از عملکرد نهادهای مسئول تأکید کرد: نهادهای فرهنگی میتوانستند بیشترین سهم را در این زمینه داشته باشند، اما کمکاری کردهاند. سازمان فرهنگ و ارتباطات و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز از ظرفیتهای بینالمللی خود برای جهانی کردن ادبیات داستانی ایران استفاده نکردهاند.
این نویسنده کودک و نوجوان ادامه داد: لیلا گلستان، مترجم زبان اسپانیا که یکی از آثار مرا در دست ترجمه دارد، میگوید ناشران اسپانیاییزبان، بهخصوص مکزیکیها، علاقه زیادی به فرهنگ و ادبیات ایران پیدا کردهاند، اما این مسیر نیاز به حامی و اسپانسر دارد و این وظیفه نویسنده نیست.
جهانگیریان با اشاره به فعالیتهای پژوهشی خود گفت: به تازگی کتاب «سرگذشت شازده کوچولو در ایران» را به ناشر سپردهام که روایتی از سرگذشت پیدایی و گستردگی و اقتباس و… شازده کوچولو در ایران است؛ کتابی که ۱۲۰ مترجم و ناشر تاکنون در ایران به چاپ و انتشار آن پرداختهاند؛ این درحالیست که آثارنویسندگان ایرانی، با توجه به قابلیتهایشان در جهان دیده نمیشوند. در همه دنیا نهادهای دولتی یا غیردولتی تلاشهای زیادی برای دیده شدن ادبیاتشان از خود نشان میدهند.

لزوم تعامل دائمی نویسنده با مخاطب
جهانگیریان یکی از ضعفهای جدی ادبیات کودک و نوجوان را فقدان درک عمیق از مخاطب دانست و گفت: نویسندگان این حوزه با مخاطب امروز فاصله دارند. نسل جدید هر روز در حال تغییر است، اما بسیاری از نویسندگان مسیر خودشان را میروند؛ چه آنهایی که خاطره مینویسند و چه کسانی که نگاهی آموزشی و سنتی به داستاننویسی برای کودک و نوجوان دارند.
او با تأکید بر تعریف خود از نویسندگی اظهار کرد: هرکسی که یک کتاب بنویسد، الزاماً نویسنده نیست. نویسنده بودن در زبان و نثر اثر تجلی پیدا میکند، بهویژه در رمان و از آن مهمتر در جذب و میزان تاثیرگذاریاش بر مخاطب. برخی نویسندگان صدها کتاب دارند، اما آثارشان سطحی است و بهراحتی میتوان روزی یا هفتهای چند نمونه از آنها نوشت.
این نویسنده کودک و نوجوان افزود: نویسندگان باید فیلم و تئاتر ببینند، آثار معتبر ادبی را بخوانند و به زبان داستان تسلط پیدا کنند. تعدد آثار هیچ اعتباری برای نویسنده نمیآورد. سنت اگزوپری، نویسنده شازده کوچولو، در کارنامهاش فقط یک کتاب برای مخاطب کودک و نوجوان دارد اما همین یک کتاب به همه زبانها و گویشهای جهان ترجمه شده و ۲۶۰ میلیون نسخه تاکنون فروش داشته است. شتابزدگی، شلختهنویسی، بیتوجهی به ذائقه مخاطب و عناصر زیباییشناسی، آفت جهان داستان در حوزه کودک و نوجوان است. من در داوری جشنوارهها یا بررسی آثار ناشران، معمولاً در همان چند صفحه اول متوجه میزان توانایی هنری نویسنده میشوم.
جهانگیریان با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی در شناخت ذائقه مخاطب گفت: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با برنامه «دو پنجره» فرصت مناسبی ایجاد کرده است. نویسنده در تهران و شهرستانها با مخاطبان خود دیدار میکند و این گفتوگوها بسیار تأثیرگذار است. من همیشه از ارتباط و گفتوگو با مخاطبانم میآموزم.
جهانگیریان ادامه داد: اخیراً در کرمان، دیداری داشتم با دانشآموزان چند مدرسه و از این نوجوانهای به ظاهر شهرستانی بسیار آموختم. امروزه دیگر فرقی میان نوجوان شهرستانی و تهرانی نیست. همه در یک سطحاند و گاه شهرستانیها کتابخوانتر و جلوترند. ذائقهها تغییر کرده و نویسنده باید نیازهای مخاطب امروز را درک کند. برنامههایی مثل «دو پنجره» باید هم در کانون تقویت شود، هم در آموزش و پرورش و شهرهای ایران گسترش پیدا کند.
این نویسنده با انتقاد از آموزش و پرورش گفت: پیشتر در آبانماه نویسندگان به مدارس میرفتند و با مخاطب ارتباط میگرفتند، اما این برنامه هم حذف شد. در حال حاضر تعامل آموزش و پرورش با نویسندگان کودک و نوجوان تقریباً صفر است.
جهانگیریان تصریح کرد: در بسیاری از کشورها، کتابهای درسی را نویسندگان کودک و نوجوان مینویسند. دلیل بیعلاقهگی دانشآموزان به کتابهای درسی ما این است که این کتابها را افراد غیرمتخصص و با نثر و زبان و مضامینی خشک، بیروح و شیوه لخت و نازیبای مستقیمگویی نوشتهاند.
او تأکید کرد: حضور مستمر نویسندگان کودک و نوجوان در مدارس، مانند برنامه «دو پنجره»، باید در آموزش و پرورش هم اجرا شود تا ارتباط دائمی با مخاطب شکل بگیرد و این فاصله کاهش یابد.
کتابخانههای مدارس، حرفهای نیستند
نویسنده رمان سایه هیولا، با اشاره به وضعیت کتابخانههای مدارس گفت: اگر دغدغه آموزش و پرورش کتاب بود، جشنواره «دانایی و توانایی» تعطیل نمیشد. امروز ۹۹ درصد مدارس یا کتابخانه ندارند یا کتابهای ایدئولوژیک و سیاسی دارند که مورد علاقه بچهها نیست.
جهانگیریان افزود: در کتابخانههای مدارس کمتر اثری از داستان، رمان، شعر یا تاریخ دیده میشود. این کتابها بر اساس سلیقهای خاص انتخاب شدهاند و تطابقی با نیاز مخاطب کودک و نوجوان ندارند.
او با انتقاد از رسانهها گفت: رسانهها، روزنامهها و صداوسیما دغدغه کتاب ندارند. برنامههایی مانند «کتابباز» تعطیل شده و برنامهای برای معرفی آثار نویسندگان کودک و نوجوان وجود ندارد.
این نویسنده کودک و نوجوان با اشاره به تجربه خود در ارمنستان گفت: در ایروان همراه چند نویسنده به مدارس رفتیم و همه دانشآموزان، نویسندگان را میشناختند. دربسیاری از مدارس، خیابانها و حتی اسکناسها به نام نویسندگان و هنرمندان نامگذاری شدهاند و این توجه نقش مهمی در جایگاه کتاب، نویسنده و هنر دارد.
او خاطرنشان کرد: امروز رسانههای غیرایرانی تا حدی در حال ذائقهسازی برای کودکان هستند و گرایش به رمانهای جنایی و وحشت افزایش یافته است. گوشیها، لپتاپها و فضای مجازی ذائقه مخاطب را شکل میدهد و متأسفانه کودکان هر روز بیش از گذشته از هویت ملی و فرهنگی خود فاصله میگیرند.
برای خلق آثار ماندگار باید مطالعه کرد
جهانگیریان با تأکید بر نقش دانش و ارتباط اجتماعی نویسنده در ماندگاری آثار ادبی گفت: نویسنده لازم نیست الزاماً در حد یک روانشناس یا فیلسوف، روانشناسی یا فلسفه بداند، اما هرچه دانش او در این حوزهها بیشتر باشد، نگاه عمیقتری دارد و اثرش عمق بیشتری پیدا میکند و ماندگارتر میشود. شخصیتها و روایتهایی که بر پایه آگاهی شکل میگیرند، سطحی نیستند و تأثیر عمیقتری بر مخاطب میگذارند.
او با انتقاد از وضعیت فعلی ادبیات کودک و نوجوان افزود: امروز هر کسی که چند کتاب در شرایط خاص چاپ کرده، خود را مدعی ادبیات کودک و حتی جوایز داخلی و خارجی میداند! این نقد برای سرزنش افراد نیست، بلکه به نفع خود نویسنده است؛ چرا که برای خلق آثار ماندگار باید مطالعه کرد، فیلم و تئاتر دید و مهمتر از همه با مردم، بهویژه کودکان و نوجوانان، همنفس بود.
جهانگیریان با اشاره به تجربههای شخصی خود گفت: من بارها پیشنهاد دادم آموزشوپرورش با کانون پرورش فکری، انجمن نویسندگان کودکونوجوان و شورای کتاب کودک، تعامل و همکاری سازنده برقرار کند تا زمینههای تحول در نظام آموزشی را فراهم آورد. من در در دورههایی گاه ماهی دو تا سه بار به مدارس میرفتم و تأثیرش را میدیدم. متأسفانه بسیاری از مؤلفان کتابهای درسی هیچ ارتباطی با مخاطب خود ندارند و اهمیتی به بازخورد برنامهریزیهای خود نمیدهند و همین باعث شده دانشآموزان این کتابها را دوست نداشته باشند، در حالی که نسل ما به دلیل ارتباط عاطفی با کتابهای درسی خود، این کتابها را دوست میداشتند. هیچ دانشآموزی داستانهای شاهنامه را پاره نمیکند و دور نمیاندازد. کتابهای دینی آنقدر بد تالیف میشود که بچهها را به جای جذب دین، دینگریز میکند.
نویسنده رمان «جنگ که تمام شد بیدارم کن» با استناد به دیدگاههای ژان پیاژه اظهار کرد: آموزشهایی که از طریق داستان و نمایش ارائه میشوند در حافظه بلندمدت دانشآموز میمانند، اما آموزش مستقیم وارد حافظه کوتاهمدت شده و بهسرعت فراموش میشود. دانشآموزان سالها بعد شعرها و داستانها را به یاد دارند، اما مطالب درسی مستقیم و خشک را فراموش میکنند.

نگاه آموزشی به مضامین زندگی باعث شد کودکان از کتاب زده شوند
این نویسنده کودک و نوجوان تأکید کرد: آموزشوپرورش باید هفته کتاب را جدی بگیرد و با نهادهایی مانند شورای کتاب کودک، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و کانون پرورش فکری که بخشی از پیکره خودش است همکاری کند؛ چه در تجهیز کتابخانههای مدارس و چه در تألیف کتابهای درسی.
جهانگیریان معتقد است در بسیاری موارد، مخاطب نوجوان از نویسنده جلوتر است و نویسنده بدون تعامل و ارتباط مستقیم نمیتواند خود را با او هماهنگ کند. وی با مرور روند تاریخی ادبیات کودک پس از انقلاب گفت: در دو دهه نخست، بیشتر کتابهای کودک و نوجوان آموزشی و سیاسی بودند و هرکس فکر میکرد باید چیزی را به بچهها بیاموزد وارد این حوزه شد. همین نگاه باعث شد کودکان از کتاب زده شوند. نخستین کتابی که کودک میخواند، علاقه و نگرش او به کتاب را تا آخر عمر شکل میدهد.
او افزود: آموزش باید زیر پوست داستان روایت شود. کودک فکر میکند برای تفریح داستان میخواند، اما مضمون در ناخودآگاهش اثر میگذارد. آموزش مستقیم باید رسماً از آثار کنار گذاشته شود، چون بچهها از ما داستان میخواهند؛ داستانی خیالانگیز و جذاب، نه نصیحت و زبان و لحنی آموزشی و مقالهای.
این نویسنده با تأکید بر استقلال نویسنده گفت: دولتها نویسنده تربیت نمیکنند، بلکه باید زمینه رشد، رفاه و امنیت آنهارا فراهم کنند. وقتی تیراژ کتاب به زیر پانصد نسخه میرسد، اقتصاد قلم از بین میرود. نویسندهای که در تنگنای اقتصادی است، فرصت رشد و تجربه خلاقیتهای نو ندارد.
جهانگیریان با انتقاد از عملکرد برخی نهادها اظهار کرد: بودجههایی مانند گرنت و فرصتهای نمایشگاهی بینالمللی باید در اختیار نویسندگان شاخص و معتبر قرار بگیرد، نه فرصتطلبها و نویسندهنماهایی که بر بال رانت سوارند. نویسندگان اعزامی به رویدادهای بینالمللی باید نمایندگی ادبیات یک کشور را دارا باشند.
نویسنده رمان هامون و دریا، یکی از مشکلات اصلی نویسندگان ایران را ممیزی دانست و گفت: همین ممیزی هم یکدست نیست. گاهی کارشناسان آگاه به ادبیات این کار را انجام میدهند که گرچه رنجآور است اما به نویسنده فرصت دور زدن ممیزی را میدهند اما گاهی افرادی ممیزی میکنند که با ادبیات داستانی بیگانهاند. این نوع ممیزی خلاقیت نویسنده را از بین میبرد. ممیزی باید مانع انتشار آثار ضعیف و مخرب (از نظرروانشناسی کودک) بشود نه سیاسی و ایدئولوژیک.
جهانگیریان با ذکر خاطرهای از ممیزی یکی از آثارش افزود: در کتاب «سایه هیولا» که درباره انقراض ببر مازندران است، به من گفتند باید این ببر داستان که نر است، با یک جمله بنویسی که ماده است!! گفتم چرا این کار را بکنم؟! گفتند وقتی مارال نوجوان ببر را نوازش میکند ممکن است باعث تحریک خواننده شود!!!!! گفتم خوانندهای که با نوازش ببر تحریک شده و مرتکب گناه میشود بهتر است برود خودش را درمان کند!! این نوع نگاه نگرانکننده است و نشان میدهد ممیزی گاه از مسیر اصلی خود خارج میشود.
او در پایان تأکید کرد: ممیزی باید بازنگری شود و نویسنده و شاعر خودسانسوری نکنند. این حجم از خط قرمز در هیچ جای دنیا وجود ندارد و اگر قرار است ادبیات کودک و نوجوان رشد کند، باید به خلاقیت، اخلاق و اعتبار نویسنده احترام گذاشته شود. نویسندگان کودک و نوجوان خود بهترین آموزگاران اخلاقاند.
نظرات