به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در زمستان سال ۶۵ عملیات کربلای ۵ انجام شد. عملیات کربلای ۵ یکی از مهمترین و سنگینترین عملیاتهای ایران در جنگ تحمیلی بود که در دیماه ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه و شرق بصره انجام شد. هدف اصلی این عملیات، شکستن خطوط مستحکم دفاعی عراق و نزدیک شدن به شهر بصره بود. رزمندگان ایرانی با وجود موانع گسترده، آتش سنگین دشمن و تلفات زیاد، موفق شدند بخشهایی از مواضع عراق را تصرف کنند و ضربه سختی به توان نظامی دشمن وارد آورند.
ثبت لحظهها، احساسات و واقعیتهای جنگ
برای اطلاع از جزئیات این عملیات یادداشتهای غلامرضا صالحی در کتاب «راه خون» را مرور کردیم. یادداشتهای پاسدار غلامرضا صالحی درباره جنگ، بخشی از ادبیات دفاع مقدس را شکل میدهد که بر تجربه مستقیم، زیست رزمنده و روایت بیواسطه از جبهه استوار است. این یادداشتها اغلب نه با قصد ادبینمایی، بلکه با انگیزهی ثبت لحظهها، احساسات و واقعیتهای جنگ نوشته شدهاند؛ به همین دلیل، صراحت و صداقت مهمترین ویژگی آنهاست.
در نوشتههای صالحی، جنگ تنها میدان درگیری نظامی نیست، بلکه عرصهای انسانی است که در آن ترس، شجاعت، ایمان، دلتنگی و امید در هم تنیده میشوند. او از زندگی روزمره رزمندگان، لحظات پیش از عملیات، سکوتهای سنگین پس از درگیری و فقدان همرزمان سخن میگوید. همین توجه به جزئیات انسانی باعث میشود خواننده با چهرهای ملموس و واقعی از جنگ مواجه شود، نه تصویری صرفاً شعاری یا قهرمانانه.

پنج شنبه / ۱۸ دی ۱۳۶۵
صبح آخرین آمادگی توپخانه و ادوات را بررسی کردیم و دستورات لازم به آنان داده شد. به اتفاق برادر نور علی شوشتری برای بازدید وضعیت خط به محور شلمچه و در شمالی جاده آسفالت رفتیم. با کمال تأسف هیچگونه کنترل و حفاظتی در منطقه نمی شود و تردد در عقبه ها و اخطوط مقدم در وسعتی بسیار زیاد و بدون کنترل توسط کلیه یگانها امری عادی است.
به طور کلی کل عقبه محور شلمچه مملو از نیرو و امکانات گوناگون است که بدون استتار و اختفا در همه جا پراکنده هستند با مشاهده این وضع، بلافاصله توسط لشکر ۱۷ [علی بن ابیطالب) دژبانی در یکی از محورها مستقر کردیم. اما این جوابگو نخواهد بود. دشمن نیز علیرغم این همه شلوغی، عکسالعمل جدی ندارد. حال با اینکه خداوند آنها را کور کرده یا اینکه ما را فریب میدهند. نکته قابل توجه این است که متأسفانه تأخیر در عملیات گذشته، باعث آن همه مسأله شد و امام ناراضی شدند. این بار نیز طبق قرار باید شب قبل عمل میشد و خداوند هم دو روز قبل آن را با امداد غیبی خود هر گونه دید را از دشمن گرفت. ولی بدون نیاز ضروری عملیات ۲۴ ساعت به تأخیر افتاد. امروز نمیدانیم که با این دید خوب دشمن در کل منطقه، چه خواهد شد.
با دلی شکسته و دستانی لرزان به درگاه خداوند و قلبی پر از عشق و نیاز آماده نصرالهی هستیم. انشاء الله که خداوند این بار خود آبروی اسلام را حفظ و قلب امام زمان و نایبش و چشم گریان امت مسلمان ایران را با پیروزی شاد کند. این را با تمام وجود خود حس میکنیم که فقط او میتواند یاریگر ما باشد.
نظر شما