پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۵
شکوه لحظه‌های از دست رفته یک زندگی کاملاً معمولی

رمان «قطار رویاها» یا «رویاهای قطار» روایتی بیش و کم ذهنی و انتزاعی از جهان زیسته رابرت است. کارگر چوب بری که برای توسعه شبکه ریلی آمریکا، کار می‌کند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - رویا سلیمی؛ دومین فیلم کلینت بنتلی با نام رویاهای قطار، از مهم‌ترین محصولات سینمایی ۲۰۲۵ است. اثری اقتباسی از رمان کم حجم و پر حاشیه به قلم دنیس جانسون که نامزد پولیتز ۲۰۱۱ شد اما مناقشات برای دریافت جایزه این رمان در نهایت به نتیجه نرسید.

فیلم مجموعه قاب‌هایی از دشت‌های سر سبز و بی نقصی است که طبیعت را به عنوان یکی از اصلی‌ترین کاراکترهای خود مدام در قاب نمایان می‌کند. طبیعت در کنش و واکنش میان انسان و جهان رو به توسعه قرن بیستم، همان گمشده‌ای است که خود را تا پایان با شخصیت‌ها همراه می‌کند و نقش اجتناب‌نپذیر او را در این رویارویی دو طرفه به یاد می‌آورد.

رمان «قطار رویاها» یا «رویاهای قطار» روایتی بیش و کم ذهنی و انتزاعی از جهان زیسته رابرت است. کارگر چوب بری که برای توسعه شبکه ریلی آمریکا، کار می‌کند. جهان ذهنی رابرت هرچند که در رمان روایت را پیش می‌برد، اما در فیلم خوب بنتلی با راوی سوم شخصی همراه می‌شویم که سرگذشت زندگی رابرات را در فصول مختلف با تعریض‌هایی کوتاه و جملاتی شیرین و حساب شده بیان می‌کند.

راوی سوم شخص عنصر مهم و حیاتی روایت فیلمساز در جهانی است که از شخصیت ذهنی رمان به کاراکتری تصویری و نمایشی بدل می‌شود. کاراکتری کم حرف و در خود فرو رفته که در عین سادگی و معمولی بودن، محور اصلی رویات جهان عمیق و پر معنایی است.

راوی سوم شخص گاه چنان فاصله گذاری می‌کند که روایت سیال ذهن شخصیت اصلی در نقطه‌ای می ایستد تا ما به کمک راوی در جهان سیال ذهن او گم نشویم. پایبندی به این ذهنیت مغشوش و طبیعی رابرت با بازی بسیار خوب جوئل اجرتون، از شخصیتی معمولی و بسیار حاشیه‌ای شبه قهرمانی می‌سازد که می‌توان با او هم‌ذات پنداری کرد.

شکوه لحظه‌های از دست رفته یک زندگی کاملاً معمولی

در جهان پر درخت جنگل‌های آمریکا، او پیوندش را با طبیعت و به خصوص درخت از زندگی تا مرگ تنظیم می‌کند. زندگی از کنار درختان برای او در کارش با درخت و ساخت ریل تعریف می‌شود. تا اینکه مرگ با آتش سوزی جنگل و از میان رفتن خانواده کوچکش معنی دیگری پیدا می‌کند.

نگاه، سکوت و افکار متراکم رابرت که در ذهنش مدام سیالیت خود را حفظ کرده، در میزانسن‌بندی رمانی تصویری است. روح کلی اثر بر فیلم در روایتی غیرخطی و سیال می‌نشیند. زمان تماشای فیلم با زمانی که برای خواندن رمان کم حجم جانسون صرف می‌شود، تقریباً یکسان است. زمانی که در آن مفاهیم بسیاری مرور و بیان می‌شود.

فیلم در ستایش یادآوری لحظاتی است که از دست رفته و مرور مدام آنها گویی زندگی چندین باره‌ای است که مدام معنا تولید می‌کند. معناهایی درون و بیرون از خاطرات و در پیوند میان کلیت لحظاتی که رنگ زندگی به خود گرفته یا شبیه به زندگی بوده. فیلم زندگی را یادآوری معدود لحظاتی می‌داند که نقطه ثقل هر انسانی در زندگی‌اش می‌تواند باشد. لحظاتی که ساعت‌ها گذشته اما گذر زمان آن را در خود فرو نبرده است. یادآوری لحظات و سیالیت ذهنی که ممکن است با هر جرقه‌ای، به لحظه‌ای دیگر پرتاب شود، اساس «قطار رویاها» در شکل کلی روایت تعیین می‌کند.

هر چند جهان ذهنی کاراکتری معمولی که بیرون از شهر و شلوغی آمریکای قرن بیستم شاید چندان جذابیت سینمایی نداشته باشد، اما فیلم در لایه‌های مختلف خود می‌تواند بارها و بارها قابلیت دیدن و فهمیدن را برای مخاطب فراهم کند.

سینمایی که بنتلی آن را در ۲۰۲۵ به مخاطب پیشنهاد می‌دهد، سینمایی شبیه فیلم‌های اروپایی میانه دهه نود است. جایی که سکوت، نگاه و تلاقی افکار، جای دیالوگ و زد و خورد و فراز و فرودهای مدام دراماتیک را می‌گیرد. دوربین درون گرا و علاقمند به طبیعت با قاب‌های عریض و پر جزئیات، بر جهان اثر می‌نشیند، آن را ذره ذره مانند هر اثر طبیعی دیگری شکل می‌دهد و در نهایت تاثیر خود را با کلماتی کوتاه، سنجیده و گاه بازیگوشانه می‌گذارد.

در جهانی که لحظات آن مدام با تصاویر سریع و بی تامل می‌گذرد، ایستادن و نگاه کردن در «قطار رویاها» اصالت می‌یابد. در این جهان کاراکتر واجد ویژگی‌های قهرمانی نیست.

شکوه لحظه‌های از دست رفته یک زندگی کاملاً معمولی

او مانند هر انسانی معمولی دیگر، زادروز مشخص دارد. در خانواده‌ای معمولی، با شغلی معمولی بدون هیچ اتفاق استثنایی یا خارق‌العاده‌ای زندگی می‌کند و در نهایت نیز با مشکلاتی کم و بیش دست و پنجه نرم می‌کند. اما ویژگی سیالیت ذهن و خاطراتی که یادآوری آن می‌تواند معنای زندگی را بار دیگر توضیح و تعریف کند، همان برگ برنده‌ای است که «قطار رویاها» را دیدنی می‌کند.

ضمن اینکه پیوند با طبیعت و جهانی که از پس ستیز با طبیعت توسعه یافته و به هم وصل شده نیز به تنهایی می‌تواند محور روایت باشد. اما این موضوع نیز دستمایه‌ای می‌شود برای بیان مفاهیمی که در تصویر و با کمترین دیالوگ به آن پرداخته می‌شود. طبیعتی که جان می‌دهد و در جایی با شعله‌ور شدن آتش، می‌تواند زندگی را خاموش کند.

فضای فتورمانی اثر با چیدمان قاب‌های وسیع و عموماً ثابت، روایتی کم دیالوگ و مبتنی بر تصویر ویژگی‌های انتزاعی رمان را در کنار خصوصیاتی که از رویا سراغ داریم، شکل می‌دهد. یادآوری خاطرات در شکل انتزاعی خود گاه با رویا و خیال تلفیق شده و آنچه در این فیلم با آن روبرو می شویم، ثبت تصویر چنین لحظاتی است که زبانی جهانی می‌یابد و وجوه جهان شمول رخدادهای خاص هر زندگی معمولی را روایت می‌کند.

بیان موقعیت شخصیت در جهان ذهنی و عینی خود، درواقع ورق زدن آلبومی از عکس‌های خانوادگی است که اتفاقاً چندان هم قطور پر خاطره به نظر نمی‌رسد. زندگی کوچک و کم حاشیه رابرت، در چند موقعیت اصلی خلاصه می‌شود و این ویژگی با توجه به اصل یادآوری، همان فتورمانی را شکل می‌دهد که ساختار کلی اثر کاملاً بر آن منطبق است. بر این اساس شخصیت نه قهرمانی خارق‌العاده بلکه انسانی معمولی در میانه خاطرات و یادآوری آن است که بر تصاویر بر ذهن سیال او می‌نشیند.

برچسب‌ها

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رها IR ۱۱:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
    ✨️✨️✨️✨️
  • پیمان IR ۲۳:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
    چقدر شاعرانه!

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها