به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ «اگر نمیتوانی بگویی: نسلکشی» اثر یحیی لبابیدی، شاعر و جستارنویس آمریکایی مصریتبار فلسطینیاصل، با عنوان انگلیسی If You Cannot Say GENOCIDE: Essays on Conscience and Witness (نیو ویلج پرس، نیویورک، ۲۰۲۶) منتشر شده و شامل ۴۷ جستار است که میان سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ نوشته شدهاند. کتاب از یک پرسش بنیادین آغاز میکند: شاهد نسلکشی بودن و سپس ناتوان ماندن از نامیدن صریح آن به چه معناست؟ پرسشی که وضعیت گفتمان غربی با نهادهای رسانهای و دانشگاهیاش را در قبال نسلکشی اسرائیل در غزه در سه سال گذشته خلاصه میکند.
از شعر به نثر
برای یحیی لبابیدی، سفر از شعر به نثر هرگز بخشی از نقشه نبود. او بخش زیادی از حرفه خود را صرف کاوش در ایمان، تبعید، هویت و جستوجوی معنا از طریق شعر کرده است. اما با گسترش ویرانی در غزه، شعر دیگر کافی به نظ1ر نمیرسید. لبابیدی میگوید: «تصمیم آگاهانهای نبود. چیزی در من بعد از «فریاد فلسطین» خشک شد. از آن زمان نتوانستهام شعر بنویسم. به خودم گفتم اگر نمیتوانم بخوانم، باید دستکم وحشت بیامان خبر را صادقانه مستند کنم.» برای او، نثر تنها شکلی شد که میتوانست وزن این لحظه را حمل کند. او توضیح میدهد: «شعر فریاد میزند. نثر میپرسد چرا فریاد شنیده نمیشود.»
این تمایز در قلب مجموعه قرار دارد. جستارها بهروانی میان خاطرهنگاری، فلسفه، نقد ادبی و تأمل فرهنگی حرکت میکنند و بدنهای از کار پدید میآورند که هم دروننگر است و هم فوری و ضروری. لبابیدی به جای مستندسازی صرف رویدادها، زبانی را که آنها را احاطه کرده بررسی میکند و میپرسد گفتمان عمومی چگونه تعیین میکند چه چیزی به رسمیت شناخته شود، چه چیزی فراموش شود و چه چیزی ناگفتنی بماند.
زبان و نامگذاری
عنوان کتاب شاید مستقیمترین بیانیه آن باشد. لبابیدی میگوید: «نامگذاری مهم است. وقتی واژههایی که وحشتهای روی زمین را توصیف میکنند با جایگزینهای ملایمتر عوض میشوند، چیزی اساسی از دست میرود.» برای او، زبان هرگز بیطرف نیست. واژههایی که جوامع برمیگزینند یا از به کار بردنشان سر باز میزنند، در نهایت حافظه عمومی، پاسخگویی سیاسی و وجدان جمعی را شکل میدهند. او استدلال میکند پرهیز از برخی واژهها اغلب به معنای ملایم کردن واقعیتی است که آن واژهها توصیف میکنند.
لبابیدی همچنین به عبارات تلطیفشدهای چون «منازعه»، «حادثه غمانگیز» و «پاسخ امنیتی» اشاره میکند که میتوانند میان خواننده و واقعیت فاصله بیندازند، در حالی که نامیدن جنایت با نام صریحش وجدان را در برابر مسئولیتهایش قرار میدهد، بدون محو کردن حقیقت.

ادبیات و مقاومت در برابر محو
کتاب با ارجاع به شاعران، نویسندگان و هنرمندانی که آثارشان با فلسطین، تبعید و استعمار پیوند داشته، بُعدی ادبی و فرهنگی مییابد. در صدر این نامها محمود درویش، طه محمد علی و ادوارد سعید قرار دارند. لبابیدی همچنین به نوشتههایی میپردازد که پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ برجستهتر شدند و در صداهایی چون محمد الکرد، عمر العقاد، حمید دباشی و پیتر بینارت درنگ میکند. برای او، نوشتن نزد اینان فضایی برای مقاومت در برابر محو شدن است و توانایی آن را داشته که به تجربه انسانی شکلی بسیار فراتر از زبان اعداد و آمار ببخشد.
آنچه «اگر نمیتوانی بگویی: نسلکشی» را از بسیاری از کتابهای سیاسی معاصر متمایز میکند، ایمان تزلزلناپذیر آن به خود ادبیات است. لبابیدی در سراسر مجموعه به شاعران، فیلسوفان، رماننویسان و مورخان ارجاع میدهد و استدلال میکند ادبیات همچنان یکی از قدرتمندترین ابزارهای بشریت برای حفظ کرامت در لحظههای فقدان عمیق است. جایی که سیاست اغلب مردم را به آمار یا تیتر فرو میکاهد، هنر پیچیدگی را بازمیگرداند. او میگوید: «هنر به شیوههایی غنای روح انسانی را گرامی میدارد که سیاست نمیتواند. ادبیات کمک میکند گرمی و پیچیدگی به کاریکاتورهای روی خبرها دمیده شود.»
نقد گفتمان رسانهای و سیاسی غربی
کتاب به نقد گفتمان رسانهای و سیاسی غربی نیز میپردازد. لبابیدی از شیوهای انتقاد میکند که در برخی رسانهها اظهارات اسرائیلی بهعنوان واقعیت ارائه میشوند، در حالی که روایتهای فلسطینی بهعنوان ادعاهایی تلقی میشوند که همیشه نیازمند راستیآزماییاند. او در عبارتهایی چون «دفاع از خود» و «نظام مبتنی بر قواعد» درنگ میکند و میپرسد معنایشان چیست هنگامی که زندگی غیرنظامیان یا قواعدی که قرار است از آنها محافظت کند نادیده گرفته میشود.
فاصله، مسئولیت و تاریخ خانوادگی
اگرچه این جستارها در ایالات متحده نوشته شدهاند، فاصله هرگز به بیتفاوتی ترجمه نشد. لبابیدی معتقد است جدایی جسمی حس مسئولیت او را تشدید کرد. او میگوید: «وقتی خانهات در آتش است، گرما را از نیمه راه جهان حس میکنی. فاصله مسئولیت را از بین نمیبرد. اگر چیزی باشد، آن را افزایش میدهد.» با این حال، او اعتراف میکند که از آمریکا مینویسد و در بخشی از شهادتش بر پیگیری اخبار تکیه میکند، در حالی که فلسطینیان در غزه تجربه گرسنگی، فقدان و بمباران را از درون رویداد میزیند. این فاصله در ساختار کتاب حاضر میماند.
دیدگاه او از هویتهای متعددش شکل گرفته است: شهروندی آمریکایی، عرب، با پدربزرگ و مادربزرگی فلسطینی، و نویسندهای که در سراسر کارنامهٔ ادبیاش پیوسته پرسشهای تعلق و آوارگی را کاویده است. پدربزرگ لبابیدی، یحیی لبابیدی، معاون مدیر موسیقی عربی در رادیو اورشلیم بود، جایی که در کنار شاعر ابراهیم طوقان کار کرد و مشهور است که متن ترانه «یا ریتنی طیر» را نوشت؛ ترانهای که فرید الأطرش را به عنوان خواننده مطرح کرد. مادربزرگش، ربیحه دجانی، بعدها در کویت به آموزشیاری پیشگام تبدیل شد و در آنجا «جیل الجدید» را بنیان گذاشت که از نخستین مدارس خصوصی دخترانه کشور بود.

استقبال و پایانبندی
«اگر نمیتوانی بگویی: نسلکشی» شانزدهمین کتاب لبابیدی است و به بدنهای از کار میپیوندد که شامل شعر، جستار، جملههای حکمتآمیز و تأملاتی است که به بیش از دوازده زبان ترجمه شدهاند. نوشتههای او در نشریاتی چون لیبرتیز (آزادیها)، نیو استیتمن (دولتمرد جدید)، ترپنی ریویو (بررسی سهپنی)، ورلد لیترچر تودی (ادبیات جهان امروز) و نیو عرب (عرب جدید) منتشر شده و او را به صدایی ادبی متمایز تبدیل کرده که آثارش اغلب میان امر شخصی و امر فلسفی پل میزند. از دیگر آثارش میتوان به «فریاد فلسطین» (۲۰۲۴)، «در نقطه مقابل: اسکار وایلد و نیچه» و «آنچه از گفتار باقی میماند» اشاره کرد. لبابیدی پنج بار نامزد جایزه پوشکارت شده و در داوری شماری از جوایز ادبی بینالمللی مشارکت کرده است.
پاسخ به کتاب بازتابدهنده همین جایگاه ادبی بوده است. مورخان، پژوهشگران و روشنفکران عمومی از جمله پیتر بینارت، حمید دباشی، سارا لی ویتسون، ایلان پاپه و نورمن فینکلشتاین این مجموعه را برای پیوند دادن کاوش اخلاقی با صناعت ادبی ستودهاند و بر اصرار آن بر مواجهه با واقعیتهای دشوار از طریق زبان، به جای نگاه کردن به سمت دیگر، تأکید کردهاند. حمید دباشی آن را «صدای فلسطینی که از آنچه از احساس معنا باقی مانده پاسداری میکند» توصیف کرده است.
با این حال، برای لبابیدی، کتاب در نهایت کمتر درباره متقاعد کردن خوانندگان است و بیشتر درباره دعوت آنان به انسانیت مشترک. او میگوید: «در قلب فاجعههای ما بحران عشق است. جهان همچنان به زندگیهای انسانی مختلف ارزشهای متفاوت میدهد.» او امیدوار است خوانندگان با احساس همدلی تازهای بیرون بیایند، نه با یقین. «امیدوارم خوانندهای همدل به سوی ترحم و رحمت بیشتر حرکت کند و به این تشخیص هوشیارکننده برسد که اگر لطف خدا نبود، ممکن بود آنان یا فرزندان خودشان باشند.» او معتقد است حتی کسانی که با تردید به کتاب نزدیک میشوند، سزاوار دعوتاند، نه محکومیت: «تنها چیزی که میخواهم این است که آنقدر باز بمانند تا شخصی را که مینویسد بشناسند. کسی که ادبیات را دوست دارد و دعا میکند، کسی که تاریخ خانوادگیای با خود حمل میکند و صادقانه به این نتیجهها رسیده است.»
در عصری که بهطور فزاینده با قطبیشدن تعریف میشود، «اگر نمیتوانی بگویی: نسلکشی» نه پاسخهای آسان ارائه میدهد و نه یقین ایدئولوژیک. در عوض، از خوانندگان میخواهد رابطه میان زبان و مسئولیت را در نظر بگیرند و اینکه آیا گواهی دادن با چیزی به همین سادگی، و همین دشواری، آغاز میشود: امتناع از سکوت. برای لبابیدی، ادبیات همیشه جستوجویی برای حقیقت بوده است. این بار، به عملی از وجدان تبدیل شد.
کتاب با تقریظهایی از سوی نویسندگان و متفکران همراه شده است، از جمله حمید دباشی، متفکر ایرانی-آمریکایی، که آن را صدایی فلسطینی توصیف کرده که از آنچه از احساس معنا باقی مانده پاسداری میکند. کتاب ادامهدهنده پروژه ادبی یحیی لبابیدی است؛ کسی که شانزده کتاب در شعر، مقالههای ادبی و گفتوگوها منتشر کرده و در آنها به مسائل اندیشه، معنویت، هویت و تبعید، در کنار شماری از مسائل انسانی پرداخته است. از برجستهترین آثارش: «فریاد فلسطین» (۲۰۲۴)، که اثری شعری است و آن را بهعنوان نامهای عاشقانه به غزه در میان نسلکشی مستمر نوشته؛ «در نقطه مقابل: اسکار وایلد و نیچه»؛ و «آنچه از گفتار باقی میماند». نوشتههایش همچنین در شماری از مجلات فرهنگی منتشر شده است. لبابیدی پنج بار نامزد جایزه پوشکارت شده و در داوری شماری از جوایز ادبی بینالمللی مشارکت کرده است.
نظر شما