سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ادبیات داستانی زنجان را نمیتوان تنها در چند نام و چند کتاب خلاصه کرد؛ این جریان، ریشه در لایههای عمیق تاریخ، فرهنگ شفاهی، حکمت، ترجمه، منظومهسرایی و تجربههای پراکنده اما اثرگذار نویسندگان بومی دارد. از قصههای رمزی شیخ اشراق و روایتهای فولکلور آذری تا نخستین تجربههای رماننویسی در اواخر دوره قاجار و کارگاههای داستاننویسی امروز، زنجان مسیری طولانی و کمتر روایتشده را پشت سر گذاشته است.
در این گزارش، با تکیه بر دیدگاههای سعیدرضا بیات و حسن حسینعلی، دو پژوهشگر فرهنگ و ادبیات استان زنجان، سیر تحول داستاننویسی در این استان بازخوانی میشود؛ مسیری که از سنت شفاهی آغاز میشود، از نسخههای خطی و ترجمههای قاجاری عبور میکند و به جریان زنده و رو به رشد داستاننویسی معاصر میرسد.
زنجان در آینه تحولِ ادبیات داستانی
زنجان در حافظه تاریخیاش تنها با صنایع دستی و معماری شناخته نمیشود؛ این دیار در بستر ادبیات داستانی نیز میراثی کهن و در عین حال در حالِ گذار دارد.
سعیدرضا بیات، پژوهشگر ادبیات داستانی و مدرس ادبیات فارسی در دانشگاههای زنجان در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، با نگاهی به مسیر پرپیچوخم قصه و داستان در این منطقه، از سنت حکمیِ شیخ اشراق تا نهادینهشدن آموزش داستاننویسی در روزگار ما، روایتی نو از این میراث ارائه میدهد؛ روایتی که آذریبی از «سنت شفاهی غنی» و «تلاشهای مکتوب پراکنده» است.
اگر بخواهیم تاریخِ ادبیات داستانی در زنجان را در یک مسیر کرونولوژیک بازخوانی کنیم، باید از قافلهسالار قصه آغاز کنیم؛ شیخ شهابالدین یحیی سهروردی. سهروردی با قصههای رمزیاش، اولین سنگبنای تفکر روایی را در این خاک بنا نهاد؛ آثاری که به تعبیر سعیدرضا بیات، نه تنها قصه، بلکه رمزگشایی از حکمت اشراق هستند و بازخوانی امروزی آنها توسط جعفر مدرسصادقی، جانی دوباره به این متون کهن بخشیده است.
یکی از نکات بدیع در پژوهشهای بیات، واکاوی نقش روحانیت در ادبیات داستانی زنجان است. او با اشاره به شیخ ابراهیم قزلباش زنجانی (از اهالی روستای سرخهدیزج) میگوید: او از پیشگامان پیوند میان لباس روحانیت و ادبیات داستانی بود؛ آخوندی که با خواندن رمانهای خارجی و نگارش داستان، این ذهنیت را شکست که قصه، حوزهای دور از دایره متشرعان است. خاطرات او که توسط غلامحسین میرزا صالح منتشر شده، خود در زمره متون روایی مهم زنجان جای میگیرد.

در کنار او، نامهایی چون شیخ اسماعیل ذبیحی با منظومه «محمودیه» نیز یادآور سنت دیرینه منظومهسرایی داستانی در زنجان است؛ سنتی که در آثار حکیم هیدجی، هم به زبان فارسی و هم به آذری، به اوج خود میرسد.
بیات، نقطه عطف عبور از ادبیات کهن به فرمهای مدرن در زنجان را در خاندان امیرخسرو دارایی میبیند. او تصریح کرد: امیرخسرو دارایی (برهانالسلطنه) با نظم کلیلهودمنه، سنت دیرین حکایتپردازی را زنده نگه داشت. اما تحول ساختاری در نسل بعد و توسط دختران او، مهیندخت و بهیندخت رخ داد. بهیندخت دارایی با نگارش رمان «حرمان»، در واقع نخستین رمان مکتوب در زنجان را به نام خود ثبت کرد؛ گامی بلند که ادبیات زنجان را از دنیای شعر و خاطره به ساحت رمان مدرن نزدیک کرد.

از فولکلور تا کارگاههای آموزشی
این نویسنده و منتقد ادبی، ادبیات داستانی این منطقه را وامدار دو جریان موازی میداند: جریان مکتوب و جریان شفاهی. او با اشاره به چهرههایی نظیر دکتر ابوالفتح حکیمیان (در حوزه ادبیات کودک و تحلیل متون)، غلامعلی خاکسار ابهری (در طنز)، کریم زعفری و دکتر علی حصوری، بر این نکته تأکید میکند که ادبیات زنجان، مجموعهای از تجربیات متنوع است.

وی با اشاره به وضعیت کنونی گفت: امروز، نهضت آموزش قصه در زنجان جدیتر از همیشه است. فعالیتهای افرادی چون محمدعلی خامهپرست در برگزاری کارگاههای قصهنویسی و انتشار مجموعههایی چون «ماه عسل در تیمارستان» و «هزار بوسه»، نشان میدهد که ما از مرحله استعدادهای پراکنده به سمت تکنیک و آموزش حرفهای حرکت کردهایم.
هشدار؛ ادبیات شفاهی، گنجینهای در خطر
با اینهمه، بیات بر یک ضرورت حیاتی تأکید میکند: ادبیات ما بیش از هر چیز، ریشه در ادبیات شفاهی و فولکلور دارد. قصههایی که سینه به سینه منتقل شده و اگر ثبت نشوند، در غبار زمان گم خواهند شد. پایاننامه من نیز تلاشی برای مکتوب کردن همین میراث شفاهی است.
مدرس ادبیات در دانشگاههای زنجان ضمن تواضع در قبال جایگاه فعلی ادبیات داستانی زنجان، خاطرنشان کرد: اگرچه هنوز تا رسیدن به نویسندگانی در طراز اول جهانی راه درازی در پیش داریم، اما شور و اشتیاق نسل جوان زنجان به داستاننویسی، نویدبخش آن است که بهزودی گلهای بسیاری در گلستان قصه زنجان خواهد شکفت. برای رسیدن به آن روز، باید چشمانتظار صبر و تلاش همین نسل تازه بود.
از «شهریار هوشمند» تا «ترلان»؛ تاریخ پرفراز و نشیب رمان در زنجان
تاریخ داستاننویسی در استان زنجان، بر خلاف تصور رایج، تنها به چند دهه اخیر محدود نمیشود؛ بلکه ریشههای آن را باید در اواخر دوره قاجار و همزمان با ورود ترجمه رمانهای اروپایی به ایران جستوجو کرد. جریانی که ابتدا با ترجمه آثار ادبی از زبانهای آذری و عربی آغاز شد و بعدها به شکلگیری نخستین تجربههای رماننویسی بومی در این استان انجامید. فعلا متن خطی «کورواوغلوی روایت زنجان» را به عنوان قدیمیترین اثر مکتوب داستان نویسی زنجان باید قلمداد کرد که مربوط به دوره مظفرالدین شاه است.

حسن حسینعلی، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ استان زنجان نیز معتقد است: ادبیات داستانی زنجان از همان آغاز تحت تاثیر ادبیات اروپایی شکل گرفت؛ تاثیری که به گفته او امری طبیعی در روند تولد رمان ایرانی بوده است. او از چهرههایی چون پیرمحمد زنجانی، شیخ ابراهیم زنجانی و تاجماه آفاقالدوله به عنوان پیشگامان این مسیر یاد میکند؛ افرادی که با ترجمه و نگارش آثار داستانی، زمینه آشنایی جامعه ایرانی با فرم رمان را فراهم کردند.
بخش مهمی از آثار داستانی در دوره قاجار و پهلوی اول، مجال چاپ عمومی پیدا نکردند
به گفته این پژوهشگر، بخش مهمی از آثار داستانی و ترجمههای دوره قاجار و پهلوی اول هرگز مجال چاپ عمومی پیدا نکردند و بسیاری از آنها تنها در قالب نسخههای خطی یا محدود باقی ماندند. با این حال، آثاری چون «شهریار هوشمند» شیخ ابراهیم زنجانی و بعدها «ترلان» نوشته مرحوم تقی فاضلی، از نمونههای شاخصی هستند که توانستند در فضای ادبی زنجان تاثیرگذار باشند.
حسینعلی همچنین بر این باور است که جریان داستاننویسی در زنجان طی سه دهه اخیر وارد مرحلهای تازه شده و نویسندگان فارسی و آذرینویس توانستهاند حضور جدیتری در عرصه ادبیات معاصر داشته باشند؛ روندی که به اعتقاد او آیندهای روشن برای رماننویسی در استان ترسیم میکند.
او درباره پیشینه داستاننویسی در این استان اظهار کرد: اگر منظور از داستاننویسی، شکل معاصر آن یعنی رمان باشد، باید گفت آغاز این جریان در زنجان به اواخر دوره ناصرالدینشاه و سالهای منتهی به مشروطه بازمیگردد؛ زمانی که ترجمه برخی رمانها و آثار اروپایی در ایران رواج پیدا کرد.
وی افزود: از پیشگامان این حوزه میتوان به پیرمحمد زنجانی، شیخ ابراهیم زنجانی و کمی بعدتر تاجماه آفاقالدوله اشاره کرد. این افراد بیشتر از زبانهای آذری و عربی ترجمه میکردند و در کنار ترجمه، آثاری هم به آنان منسوب است که با بررسی آنها میتوان دریافت تحت تاثیر شیوه رماننویسی اروپایی قرار داشتهاند.
حسینعلی با اشاره به فضای ادبی آن دوران گفت: طبیعی است که در یک بازه ۱۰۰ یا ۱۵۰ سال پیش، نمیتوان انتظار داشت ناگهان رمانی در حد و اندازه رمان اروپایی در ایران شکل گرفته باشد. با این حال، همین ترجمهها و تجربههای اولیه، بنیانهای داستاننویسی نوین را در زنجان و ایران پدید آورد.
این پژوهشگر ادامه داد: بخش عمدهای از مترجمان و نویسندگان آن دوره تا پهلوی اول فعالیت داشتند، اما بسیاری از آثارشان هرگز چاپ نشد. تنها اثری که از آن دوره به شکل رسمی منتشر شد، رمان «شهریار هوشمند» نوشته شیخ ابراهیم زنجانی بود که در دوره پهلوی اول به چاپ رسید و بعدها نیز نایاب شد. همین سال جاری و اردیبهشت ۱۴۰۵ یک رمان خطی از شیخ ابراهیم زنجانی به نام «حمله مغول به ایران» توسط نشرخاموش در تهران چاپ شده است.
تقی فاضلی نخستین رمانهای معاصر زنجان را نگاشته است
وی درباره وضعیت داستاننویسی در دوره پهلوی دوم گفت: تا اواخر دهه ۴۰ و میانه دهه ۵۰، محفل مشخص و منسجمی برای انتشار رمان در زنجان وجود نداشت. در همین دوره مرحوم تقی فاضلی، که گرایشهای سیاسی هم داشت، نخستین رمانهای معاصر زنجان را نوشت و منتشر کرد. مهمترین اثر او رمان «طرلان» بود که یک سال مانده به انقلاب منتشر شد و بعدها نیز به صورت فتوکپی در دهه ۸۰ توزیع شد.
حسینعلی افزود: مرحوم فاضلی برخی آثارش را همزمان به دو زبان فارسی و آذری مینوشت و از پیشگامان رماننویسی آذری در زنجان به شمار میرود. در کنار او، افرادی چون خلیل ببری نیز در هر دو زبان فارسی و آذری فعالیت داشتند.
وی درباره تحولات ادبی دهههای اخیر گفت: از اواخر دهه هفتاد، در بستر انجمنهای شعری و ادبی زنجان، نسل تازهای به داستاننویسی روی آورد. محمدعلی خامهپرست در حوزه داستاننویسی فارسی و سلمان کریمی در سالهای بعد، از چهرههای شاخص این جریان بودند. اکنون نزدیک به سه دهه از فعالیت مستمر این نویسندگان میگذرد و میتوان آنها را از نمایندگان مهم داستاننویسی معاصر زنجان دانست.

این پژوهشگر با اشاره به جریان رماننویسی آذری در استان اظهار کرد: رماننویسی آذری نیز تنها چند سال پس از شکلگیری جریان رمان فارسی در زنجان آغاز شد و افرادی چون فاضلی، بیانی و علیاصغر اجاقلو از نسل نخست این حوزه به شمار میروند.
انتشار ۹۶ رمان از اواخر دهه ۶۰ تاکنون در زنجان
وی با بیان اینکه از اواخر دهه ۶۰ تاکنون حدود ۹۶ رمان توسط ناشران زنجانی منتشر شده است، گفت: آثاری چون «فریاد از کوهستان» نوشته آقای مقیمی و «اسیر بادهای وحشی» نوشته فاطمه شاهمحمدی نیز در سالهای پس از انقلاب منتشر شدند، هرچند استقبال گستردهای از آنها صورت نگرفت.
حسینعلی درباره چشمانداز آینده داستاننویسی در زنجان گفت: آینده رماننویسی زنجان را روشن میبینم؛ چه در حوزه ادبیات فارسی و چه در ادبیات آذری. حضور نویسندگان جوان در جشنوارهها و محافل ادبی نشاندهنده ظرفیت رو به رشد این حوزه است، هرچند همچنان نقد جدی و آسیبشناسی آثار برای ارتقای کیفی رماننویسی ضروری است.
وی به ادبیات شفاهی و فولکلور زنجان اشاره کرد و گفت: در دهه ۹۰، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اقدام ارزشمندی در زمینه گردآوری داستانها و متلهای آذری انجام داد و آثاری به کوشش رضا علی کریمی و شعبان کریمی منتشر شد که بخشی از میراث شفاهی منطقه را ثبت کردهاند.
این پژوهشگر درباره نقش نشریات محلی در رشد داستاننویسی نیز گفت: از دهه 60 به بعد، داستانهای کوتاه و بلند بسیاری در نشریات محلی زنجان منتشر شد. مجلات و روزنامههایی مانند «پیام زنجان» و «امید زنجان» صفحات ادبی فعالی داشتند و بستری برای معرفی نسلهای مختلف داستاننویسان فراهم کردند.
حسینعلی همچنین با اشاره به جایگاه تاجماه آفاقالدوله اظهار کرد: او را معمولا نخستین زن مترجم ایران میدانند. این بانوی زنجانی در دوره مشروطه زندگی میکرد و آثاری از ژولورن مانند «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» و «الیورتوئیست» اثر چارلز دیکنز را از زبان آذری به فارسی ترجمه کرد. او علاوه بر ترجمه، شاعر و نمایشنامهنویس نیز بود.
وی افزود: تاجماه آفاقالدوله با وجود محدودیتهای اجتماعی آن دوران، توانست حضوری اثرگذار در فضای فرهنگی داشته باشد، هرچند بسیاری از آثارش هیچگاه به چاپ نرسید و اطلاعات موجود درباره زندگی او محدود است.
این پژوهشگر گفت: بخشی از روایتهای داستانی مرتبط با زنجان، ریشه در ادبیات فولکلور و روایتهای بومی دارد. برخی نسخههای خطی و داستانهای کهن زنجانی هنوز نیازمند پژوهش و انتشار هستند و میتوانند بخشی مهم از تاریخ ادبیات داستانی این منطقه را روشن کنند.
نظر شما